پایگاه بصیرت؛ گروه سیاسی/ گاه پاره ای از تهدیدات خارجی کارآمدی، ثبات و پیشرفت یک نظام سیاسی را مورد تهدید قرار می دهند و گاه عوامل و آسیب های درونی. خطر آسیب های درونی برای هر نظام سیاسی از خطر تهدیدهای خارجی بیشتر است، زیرا در بسیاری از موارد، تهدید خارجی بوضوح قابل مشاهده است و بنابراین عزم مواجهه با آن نیز سریع ایجاد می شود اما آسیب های درونی نه تنها زمینه شکل گیری تهدیدهای خارجی هستند که در بسیاری از موارد هم براحتی قابل مشاهده و تشخیص نیستند و گاه آنچنان مانند موریانه پایه های نظم سیاسی یک جامعه را از درون تهی می کنند که آن را در معرض فروپاشی درونی قرار می دهند. فساد و گسترش آن در هر کشور از جمله آسیب های درونی متوجه کارآیی و ثبات آن کشور و نظام سیاسی حاکم بر آن محسوب می شود.
وجود فساد در جامعه و تعقیب و ترمیم نکردن آن یکی از عوامل مهم زوال و انحطاط دولت است. در واقع، فساد از هر نوعی که باشد، بویژه فساد اقتصادی، از موانع بزرگ استقرار نظام سیاسی و حکومتی اسلام و از مشکلات و رنجهای مکرری است که با ظهور خود، تهدیدی برای تحقق عدالت و آفت و خطری در مسیر رشد و پیشرفت در همه ابعاد و جلوههای مدیریت سیاسی به شمار میرود، زیرا وقتی فساد به بخش اقتصاد نظام حکومتی راه یابد، حکایت از مشکلات فراوان در سازمان ها و تشکیلات وابسته دارد و این نیز فقط به بعضی از بهره برداریهای ناشایست محدود نمیشود، که از فساد در اخلاق و ضعف در ایمان و گرایشات مبتنی بر نفسانیت های فردی و گروهی نشان دارد. مهمترین هشدارها و دستورالعمل های امام(ره) برای جلوگیری از وقوع فساد و تباهی در تشکیلات حکومتی از جمله فساد اقتصادی، عبارتند از:
1- وجوب نظارت عمومی و امر به معروف و نهی از منکر(تذکر و انتقاد نسبت به هر نوع اشتباه و خلاف): امام(ره) در این باره تأکید داشتند: «این یک سفارش عمومی است که پیش من اهمیت دارد و باید عرض بکنم به همه، به همه قشرهای ملت باید عرض بکنم با کمال دقت توجه کنید که یک قدم خلاف اسلام نباشد.»[1]در واقع، امام(ره) مقابله و مبارزه با فساد را نوعی وظیفه همگانی و متوجه تمام افراد و ارکان جامعه می دانند که هر کس در هر مقام و وضعیتی می باید با آن مقابله کند.
2- مواظبت از نیفتادن انقلاب به دست نااهلان: امام(ره) در این باره می فرمایند: "آنهایی که درخانههای مجلل، راحت و بیدرد آرمیدهاند و فارغ از همةرنجها و ��صیبتهای جانفرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنههای محروم، تنها ناظر حوادث بودهاند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفتهاند، نباید به مسئولیتهای کلیدی تکیه کنند، که اگر به آن جا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یکشبه بفروشند، و حاصل همة زحمات ملت ایران را برباد دهندچرا که اینها هرگز عمق راه طی شده را ندیدهاند و فرق و سینة شکافتة نظام و ملت را به دست از خدا بیخبران مشاهده نکردهاند و از همة زجرها و غربتهای مبارزان و التهاب و بیقراری مجاهدان که برای مرگ و نابودی ظلم بیگانگان دل به دریای بلا زدهاند، غافل وبیخبرند."[2]
مرکز ثقل کلام در اینجا، مراقبت برای جلوگیری از دستیابی عناصر بیگانه با رنج انقلاب و مجاهدت انقلابیون اصیل به "مسئولیتهای کلیدی" میباشد. یعنی همان مسئولیتهایی که وقتی این عناصر ناسالم به آنها دست یابند، هر چه بخواهند میکنند، تاجایی که از انقلاب هم طلبکار میشوند و بر چهرههای دلسوخته دین و زجرکشیده در مبارزه با رژیم پهلوی چنگ میزنند و به سهولت آنان را هتک و تخریب میکنند و به مرور منزوی و خانهنشین می کنند! در ادبیات انقلاب، این عناصر را"فرصت طلبان" میگویند. یعنی کسانی که وقتی درخت انقلاب شاخ و برگ برآورد و میوه و ثمر داد، ظاهر میشوند و طلبکارانه به چیدن میوهها مشغول می شوند.
3- جلوگیری از نفوذ ثروتمندان در حکومت: امام(ره) در این باره می فرمایند: "ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود، نباید در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشوراسلامی نفوذ کنند."[3]
یا اینکه تأکید دارند که "در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزونتر از آن کسی است که تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت."[4]در واقع، ثروتمندان که از قدرت اقتصادی کافی برخوردارند، آنگاه که مناصب سیاسی را نیز در اختیار بگیرند و قدرت سیاسی و قدرت اقتصادی آنها به صورت هم افزا و همپوشان درآید، امکان بهره برداری های بیشتر و احیاناً برخورداری از رانت های مختلف را کسب می کنند، زمینه انحصار بیشتری پیدا می کنند و... که اینها همه از نشانگان وجود فساد محسوب می شوند.
4- برخورد قاطع و سریع با فساد: امام(ره) در این باره معتقد بودند که «دولت و همه موظفند، وقتی فسادی واقع شد، اغماض نکنند، و همان یک مورد را از بین ببرند تا سرایت نکند تا این که یک جمهوری به فساد کشیده بشود و یا در دنیا بد نام شود.»[5]
بنابراین در بحث مبارزه با فساد از دیدگاه امام(ره) باید گفت که ایشان اولاً به مکانیسم های مصونیت بخش درونی به عنوان عامل مؤثر مقابله با فساد تأکید داشتند ثانیاً به مصون ماندن ساختارها از نفوذ عوامل فساد و در مرحله آخر به برخورد قاطع با مفسدان تأکید داشتند.