صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۳۴۰۱۲
مردمسا‌لاری دینی (37)

مهدی سعیدی

در نظام مردمسالاری دینی حاکم اسلامی ‌مانند هر حکومت دیگری دارای وظایف و اختیاراتی است که درک دقیق اختیارات رهبری با فهم دقیق جایگاه آن در نظام تصمیم‌گیری و مسئولیت‌هایی که برعهده وی نهاده شده امکان‌پذیر خواهد بود.

همانطور که در مباحث پیشین اشاره گردید رهبری نظام مردمسالاری دینی که برعهده «فقیه عادل با درایت» نهاده شده است، وظیفه خطیر هدایت کلی جامعه را به سمت اهداف حکومت اسلامی ‌برعهده دارد. «مسئولیت رهبری این است که مراقب باشد نگذارد جهتگیری نظام اسلامی ‌تغییر کند و از سمت هدف‌ها منحرف شود» و اگر مواردی را احیانا مشاهده نمود با تدبیر به موقع راه انحراف را بسته و زمینه را برای حرکت در مسیر صحیح فراهم آورد. رفع بن‌بست‌ها و کنار زدن موانع پیشروی تحقق اهداف حکومت نیز از دیگر وظایف رهبری است. او که خود اسلام‌شناس برجسته‌ای است؛ در مسائل مستحدثه با فهم و درک از شرایط زمان و مکان، راه‌ها را مبتنی بر دین و با تاکید بر «مصلحت» تشخیص داده و پیش روی ملت خواهد گذاشت.

دراندیشه تئوری پرداز این مقوله؛ حضرت امام(ره) فقیه جامع‌الشرایط باید «مبسوط الید» باشد تا بتواند بر مشکلات فائق آید؛ و بر این باورند که «دین در دنیای پرآشوب امروز، باید بتواند از پس حل معضلات و مشکلات جامعه برآید» و از آنجا که به اصل مترقی «حفظ نظام از اهم واجبات است» معتقدند؛ اذعان دارند که ولی‌فقیه جامع‌الشرایط، مبسوط الید بوده و امور فرعی شرعی نمی‌توانند حاکم اسلامی ‌را محدود نمایند و اینجاست که از «ولایت مطلقه فقیه» یاد می‌کنند. ولایت مطلقه به آن معنا که: «فقیه مقید به احکام فرعیه الهی نیست» و «حکومت که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول‌الله(ص) است، یکی از احکام اولیه است و مقدم بر تمام احکام فرعیه؛ حتی نماز و روزه و حج است.»

بی‌شک مرادف دانستن «ولایت مطلقه» و «حکومت‌های توتالیتر و استبدادی» محصول کج فهمی‌از اصطلاحات فقهی اسلامی ‌است که توسط جاهلان و یا مغرضان مطرح می‌گردد. زیرا در نظام‌های توتالیتر این تنها اراده حاکم است که قانون را تشکیل می‌دهد و هر چه تصمیم بگیرد حرف حرف اوست که باید محقق گردد، اما در نظام اسلامی ‌که برای اجرای علمی ‌احکام اسلامی ‌شکل گرفته است ـ گاه مواردی پیش می‌آید که نیاز و مصلحت جامعه اسلامی ‌به نحوی قرار می‌گیرد که با اجرای یکی از «احکام فرعیه الهی» حاصل نمی‌آید. اینجا است که «فقیه اسلام‌شناس آگاه به زمان»، این اختیار را دارد که با تشخیص مصلحت برای دوره موقت اجرای حکم فرعیه الهی را متوقف سازد تا بدین وسیله حکم اولیه و اساسی دیگری که «حفظ و کارآمدی نظام اسلامی » باشد، محقق گردد.

در دوران تاریخ انقلاب‌اسلامی ‌نیز موارد متعددی پیش آمد که برخی ضرورت‌های اجتماعی که در قالب طرح در مجلس طرح و تصویب می‌گردید، در شورای نگهبان ـ که وظیفه دفاع از قوانین شرع و قانون اساسی را برعهده دارد ـ رد می‌گردید. از طرفی مجلس بر ضرورت تصویب طرح اصرار می‌ورزید و از سویی دیگر شورای نگهبان برغیر شرعی بودن طرح! در اینجا بود که بن‌بست پیش آمده با تدبیر رهبری و شکل‌گیری مجمع تشخیص مصلحت نظام رفع گردید.

حضرت امام(ره) در ماجرای شکل‌گیری مجمع تشخیص مصلحت نظام که به فرمان ایشان در سال 66 تاسیس شد، فلسفه آن را چنین بیان می‌کند: «حضرات آقایان توجه داشته باشند که مصلحت نظام از امور مهمه‌ای است که گاهی غفلت از آن موجب شکست اسلام عزیز می‌گردد. امروز جهان اسلام، نظام ‌جمهوری‌اسلامی ‌ایران را تابلوی تمام نمای حل معضلات خویش می‌دانند، مصلحت نظام و مردم از امور مهمه‌ای است که مقاومت در مقابل آن ممکن است اسلام پابرهنگان زمین را در زمانهایی دور و نزدیک زیر سوال برد و اسلام آمریکایی مستکبرین و متکبرین را با پشتوانه میلیاردها دلار توسط ایادی داخل و خارج آنان پیروز گرداند.» (17/11/66)

اما ایشان از سویی دیگر با نفی هرگونه استبداد و خودرایی، حتی یک گناه صغیره را نیز موجب عزل فقیه از مقام ولایت می‌داند!: «اینهایی که می‌گویند دیکتاتوری، اسلام را نمی‌فهمند چی هست، فقیه اسلام را نمی‌دانند، خیال می‌کنند، هر فقیه، هر چه هم فاسد باشد این حکومت، فقیه اگر پایش را اینطور بگذارد، اگر یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط است. مگر ولایت یک چیز آسانی است که بدهند دست هر کس؟...» (26/9/58)

در انتهای سخن به نگاه رهبر معظم انقلاب ‌اسلامی ‌در این زمینه اشاره می‌کنیم که می‌فرمایند: «عده‌ای سعی می‌کنند ولایت فقیه را به معنای حکومت مطلقه فردی معرفی کنند؛ این دروغ است. ولایت فقیه ـ طبق قانون اساسی ما ـ نافی مسئولیت‌های ارکان مسئول کشور نیست. مسئولیت دستگاه‌های مختلف و ارکان کشور غیرقابل سلب است. ولایت‌ فقیه، جایگاه مهندسی نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگیری از انحراف به چپ و راست است؛ این اساسی‌ترین و محوری‌ترین مفهوم و معنای ولایت فقیه است...

امام بزرگوار این نقش را از متن فقه سیاسی اسلام و از متن دین فهمید و استنباط کرد.»(14/3/83)