صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۳۷۳۱۲۴
نصرالله؛ درخت پرثمر مکتب روح‌الله، زندگی سخت مردم و روزمرگی و سردرگمی دولت، فرامتن تهدید نرم‌افزاری؛ یادداشت برخی از روزنامه‌های امروز می‌باشد.

نصرالله؛ درخت پرثمر مکتب روح‌الله

حسن رشوند

سید حسن نصرالله از استثنایی‌ترین روحانی‌هایی بود که در مکتب امام خمینی(ره) و در ادامه آن در مکتب رهبر معظم انقلاب تربیت یافت و تکامل پیدا کرد. تا چند روز پیش باور نداشتیم که او از میان ما رفته است و تا قبل از اینکه جسم پاکش به خاک سپرده شود منتظر بودیم ققنوس‌وار از خاکستر ضاحیه سر برآورد و با همان طمأنینه همیشگی و خنده‌های زیبا پشت تریبون بایستد و چشمان ما خیره به صفحه تلویزیون و گوشهایمان ششدانگ به سخنرانی‌های او جمع باشد و حتی پلک نزنیم تا مبادا لحظه‌ای از دیدن آن چهره با صلابت جا بمانیم. ولی افسوس که روز یکشنبه همه این آرزوها را همراه با تشییع پیکر مطهرش به باد صبا سپردیم و به چشم‌، دل، گوش خود نوید بازگشت او به همراه مولایمان امام زمان (عج) در ظهور را دادیم. سید مظلوم و حامی کودکان غزه‌، ما را تاب زمان طولانی نیست‌، به شرافتت قسم ‌ای عزت دهنده دین خدا و شرف مقاومت‌، چشم انتظارمان مگذار و حالا که پیش مولایمان عزت و اعتباری داری از حضرتش بخواه تا با ظهورش دیدارمان هرچه زودتر تازه گردد. دیگر باور کردیم که رفتی و یقین داریم که باز می‌گردی!
شهید سید حسن نصرالله الگوی روحانیت عصر ما بود. همان الگویی که پیر خوش‌ضمیر جماران در منشور روحانیت خود در سوم اسفند 1367 جماعتی از جنس او را برای نسل امروز و نسل‌های آینده به درستی به تصویر کشیده بودند. شهید نصرالله بیش از 40 سال همچون سدی محکم و نفوذناپذیر در برابر جنایتکاران صهیونیستی ایستاد. او مصداق بارز آیه 30 سوره مبارکه فصلّت بود که می‌فرماید: «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقـموا تتنزل علیهم الملـئکة الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون.» «در حقیقت کسانی که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند (و می‌گویند)‌ هان بیم مدارید و غمگین مباشید و به بهشتی که وعده یافته بودید شاد باشید.» این وعده الهی برای شهید نصرالله و یاران وفادار او محقق شد و با تشییع بی‌نظیری که در بیروت انجام شد همه آنها که در مراسم تشییع حاضر شدند و دهها میلیون نفری که به دلیل محدودیت از این حضور محروم بودند و در مساجد، حسینیه‌ها و تکیه‌ها همزمان با مراسم تشییع برای سید مقاومت در جای جای این کره خاکی همراه با ملائکه و فرشتگان اشک ریختند، مهر تایید بر40 سال زندگی سراسر مبارزه و عزت‌آفرین این سید الهی زدند. این روزها حجم زیادی از مطالب رسانه‌ها به دلنوشته برای سید مقاومت اختصاص یافته است که درخور توجه و تقدیر است اما از این نکته نباید غافل بود که شهید نصرالله شاگرد مکتبی است که حضرت روح الله بنای آن را گذاشت و در منشور روحانیت که از قضا سالگرد صدور آن‌، تقارن با مراسم تشییع این روحانی الهی بود‌، درسی برای شناخت روحانیون واقعی است.
اگر بخواهیم یک تعریف و توصیف از شخصیت شهید نصرالله به عنوان روحانی شاخص و در تراز اسلام ارائه دهیم آن تعریف این است که؛ شهید نصرالله، شاخص، الگو و مصداق اتم و اکمل از جریان روحانیت اصیل، ربّانی و تراز در منظومه اسلام ناب محمدی (ص) است. جریان اصیلی که امام خمینی (‌ره) به خوبی آن را در «پیام منشور روحانیت» تبیین فرموده بودند. 
روزهای ابتدائی اسفند 1403، در کنار برگزاری آئین باشکوه تشییع پیکرهای دو سید شهید مقاومت، سید حسن نصرالله و سید‌هاشم صفی‌الدین، در حافظه تاریخی انقلاب اسلامی، یادآور یکی از پیام‌های تاریخی امام راحل در موضوع بسیار مهم جریان‌شناسی روحانیت معاصر است. امام (ره‌) در این پیام که به پیام منشور روحانیت شهرت یافت، دو خط و جریان از روحانیت را به طور شفاف و متمایز تبیین کردند. خط اول، روحانیت ربّانی، متعهد و وارسته که پرچمدار اسلام ناب محمدی(ص) و مبارزه با طاغوت‌ها و مستکبرین است. و خط دوم، که اندک و کم‌شمارند، یا اسیر تحجّرند یا گرفتار تجدد، اما هر دو، دو روی یک سکه‌اند.
 و اما جایگاه سید مقاومت را در کجای منشور روحانیت حضرت امام(ره) می‌توانیم جست‌وجو کنیم. با هم مرور می‌کنیم:1-امام راحل در پیام منشور روحانیت خود که در واپسین ماه‌های عمر با برکتشان صادر کردند در تبیین عظمت جایگاه الهی روحانیون متعهدی نظیر شهید سید حسن نصرالله نوشتند: «... سلام بر حماسه‌سازان همیشه‌ جاوید روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشته‌اند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس از شمع حیات‌شان گوهر شب‌چراغ ساخته‌اند. افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامه نبرد، رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم برگرفتند و سبک‌بالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سروده‌اند. سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقه به پیش تاختند و برای قوم و ملت خود منذران صادقی شدند که بند‌بند حدیث صداقت‌شان را قطرات خون و قطعات پاره‌پاره پیکرشان گواهی کرده است و حقاً از روحانیت راستین اسلام و تشیع جز این انتظاری نمی‌رود که در دعوت به حق و راه خونین مبارزه مردم خود، اولین قربانی‌ها را بدهد و مُهر ختام دفترش شهادت باشد. آنان که حلقه ذکر عارفان و دعای سحر مناجاتیان حوزه‌ها و روحانیت را درک کرده‌اند در خَلسه حضورشان آرزویی جز شهادت ندیده‌اند و آنان از عطایای حضرت حق در میهمانی خلوص و تقرب جز عطیه شهادت نخواسته‌اند». 
چه زیبا امام عزیز ما سرنوشت و عاقبت سید مقاومت را دیده بودند. سیدی که جزو آن دسته روحانیونی بودند که فرزند 18 ساله خود را در راه آزادی مناطق جنوب لبنان در سال 1997 یعنی سه سال قبل از آزاد سازی جنوب لبنان از دست دژخیمان رژیم صهیونیستی قربانی کرده بود و مُهر ختام دفتر خود را نیز در مِهر 1403 با شهادت خویش به دست رژیم جنایتکار صهیونیستی آن ‌هم نه با یک بمب، بلکه با 85 تن بمب‌های سنگرشکن بست تا درماندگی و سبعیت چنین رژیمی را برای همیشه در حافظه تاریخ ثبت کرده باشد.
2-امام راحل، در تبیین جایگاه و نقش مکتبی و جریانی روحانیون اصیلی نظیر شهید سید حسن نصرالله در ابعاد سیاسی و اجتماعی در منشور روحانیت چنین مرقوم می‌فرمایند: «صدها سال است که روحانیت اسلام تکیه‌گاه محرومان بوده است.... آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارت‌ها و تلخی‌هایی را متحمل شده‌اند و همراه با تحمل اسارت‌ها و تبعیدها، زندان‌ها و اذیت و آزارها و زخم زبان‌ها، شهدای گران‌قدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نموده‌اند...». 
شهید نصرالله در طول 32 سال رهبری خویش هیچ شبی را راحت نخوابید و از همان عنفوان جوانی که در سن 21 سالگی با حکم حضرت روح الله دبیرکلی حزب‌الله را برعهده گرفت، در دو جبهه می‌جنگید. یکی در جبهه داخل با مخالفینی که می‌خواستند با دمیدن بر اختلافات بین شیعه‌، سنی و مسیحی‌، آتش جنگ‌های داخلی را برافروخته و لبنان را گرفتار جنگ‌های داخلی کنند و همزمان با خلع سلاح حزب‌الله‌، ابزار مقابله با دشمن بیرونی را از این حزب‌الله سلب کنند و از سوی دیگر‌، در مقابله با دشمن صهیونیستی لحظه‌ای آرامش نداشتند. زندگی او سراسر مبارزه بود. گواه این سخن، خروج صهیونیست‌ها از جنوب لبنان در سال 2000‌، جنگ 33 روزه و شکست خفت بار آنها در سال 2006 و ایستادن تا پای جان برای مردم مظلوم غزه از مهر 2023 تا لحظه‌ای که از این دنیای خاکی در مهر 2024 پر کشید و دهها میلیون نفر را در سراسر جهان و منطقه عزادار خویش کرد.
3- اکنون با چنین مراسم تشییع بی‌نظیری که تاکنون در هیچ یک از جوامع عرب مصداقی نداشته است‌،گستره‌ محبوبیت و تأثیرگذاری شهید سیدحسن نصرالله از لبنان، ایران و ‌کشورهای عربی فراتر رفته  و اکنون شهادت او این اثرگذاری را در کل جهان افزایش داده است. امام راحل(ره) در پیام منشور روحانیت، راز این محبوبیت الهی را چنین تبیین می‌کنند: «آن‌ها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده‌اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان ‌شیوه زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کرده‌اند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفته‌اند... در ترویج روحانیت و فقاهت نه زور سرنیزه بوده است، نه سرمایه‌ پول‌پرستان و ثروتمندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزیده‌اند... خصوصیات بزرگی چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگی به قدرت‌ها و مهم‌تر از همه احساس مسئولیت در برابر توده‌ها، روحانیت را زنده و پایدار و محبوب ساخته است». 
در درستی راه سید مقاومت و زندگی زاهدانه و سراسر خالصانه او همین بس که شخصیت‌های برجسته ادیان و مذاهب دیگر در تمجید او مرثیه‌ها می‌سرایند. آنجا که شیخ «خالد الملا» رئیس جماعت علمای اهل سنت عراق در بیان شخصیت این عزیز با ‌گریه می‌گوید: «دیگر از نصرالله چه می‌خواهید. پسرش را تقدیم کرد. جگر گوشه‌اش را تقدیم کرد. نصرالله 40 سال‌، همچون سدی محکم‌، در برابر صهیونیست‌های جنایتکار ایستاد.85 تن مواد منفجره بر سر او ریختند. این چه وحشتی است که صهیونیست‌ها از او دارند؟ شما می‌دانید ریختن 85 تن مواد منفجره بر سر یک انسان یعنی چه؟ ای امت اسلام! او دیگر چه چیزی باید به شما تقدیم می‌کرد؟اگر نصرالله دنیا را می‌خواست، در لندن زندگی می‌کرد یا در لس آنجلس یا در دیگر کشورهای غربی یا شرقی. نمی‌مرد.او فرزند زهراست. زندگی می‌کرد. و بر خلاف میل هزاران مسلمان هر آنچه می‌خواست به او می‌دادند. ولی او عزت و کرامت را برای ما و امت ما و مقدسات ما می‌خواست. نصرالله را در قلب‌‌هایتان جای دهید.»
 این است راز محبوبیتی که امام راحل از روحانیت می‌خواستند و شهید نصرالله ترجمان حقیقی این راز بود. او شاگردی بود که با وجود فرسنگ‌ها فاصله فیزیکی با امام‌، پیام آن حضرت را درک و به آن عمل کرد و این در حالی است که جماعتی خود را درحلقه یاران امام می‌دانسته و می‌دانند اما مسیری را طی کردند که برخلاف منشور روحانیت امام عزیز بود و به دلیل همین فاصله با آموزه‌های امام‌، امروز آنها در بین مردم مغضوب هستند.

زندگی سخت مردم و روزمرگی و سردرگمی دولت

محمدرضا یوسفی شیخ‌رباط

در هنگام شروع دولت چهاردهم در هفتم مرداد‌ماه، نرخ ارز تقریبا 48 هزار تومان بود. اکنون در هفتم اسفند این نرخ حدود 92 هزار تومان در بازار معامله شد؛ یعنی این نرخ بعد از گذشت هفت ماه 1.9 برابر شده است. این میزان در دوره مدنظر برای هیچ‌کدام از دولت‌های پس از انقلاب سابقه نداشته است. هر‌چند عوامل متعددی از ترور هنیه در فردای تحلیف، سقوط بشار اسد، دو بار رفت و برگشت موشکی ایران و اسرائیل، تهدیدهای اسرائیل، بر سر کار آمدن ترامپ و اقدامات او و مانند آن نیز در این دوره موجب ایجاد فضای نااطمینانی بیشتر درباره آینده شده است، اما آنچه می‌توان درباره آن سخن گفت، این است که دولت در برابر چنین وضعیتی چه واکنشی داشت.

نگاهی به گفته‌های مقامات اقتصادی در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که آنان در یک سیکل معیوب قرار گرفته‌اند.

فرزین در آبان‌ماه و پیش از اتخاذ سیاست جدید، پیش‌بینی کرده بود که نرخ تورم در پایان سال 30 درصد باشد. او تثبیت نرخ ارز را عامل ثبات اقتصادی و تورم پایین دانست (ایرنا، 1403/08/19). شوک ارزی نرخ ارز توافقی موجب افزایش هزینه‌های تولید، فشار تقاضای نقدینگی و رشد انتظارات تورمی و در‌نهایت تغییر رفتار مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان شده و در نتیجه با افزایش نرخ تورم نسبت به پیش‌بینی رئیس بانک مرکزی مواجه خواهیم شد.

از سوی دیگر در شرایط التهابات بازار، همتی، وزیر اقتصاد، به بازار و دلالان پیام می‌دهد که دولت اقدام به خرید طلا کرده و قیمت طلا نیز کاهش نخواهد یافت. با فرض ثبات قیمت جهانی طلا، با توجه به شوک ارزی بازار توافقی، افزایش قیمت داخلی طلا قابل انتظار است، اما ایشان در مصاحبه پنجم دی‌ماه برای جبران خطای خود، احتمال کاهش قیمت طلا در ایران را داد؛ امری که به شوخی بیشتر شبیه بود و در نتیجه همه همان پیام دوم دی را جدی گرفتند. در نتیجه خطای آشکار ایشان، تقاضا برای طلا در بازار افزایش یافت. این بار بانک مرکزی، سناریو را تکمیل کرد و اعلام کرد که یک میلیون سکه در بازار عرضه خواهد کرد. اما استدلال فرزین عجیب بود. در‌حالی‌که وظیفه بانک مرکزی، ثبات‌بخشی به بازار پول و تثبیت نرخ تورم و در نتیجه قدرت خرید پول ملی است، او هدف از عرضه سکه را جبران زیان مردم و حفظ قدرت خرید آنان بیان کرد (تابناک 1403/12/01). به عبارت ساده‌تر، پیش‌بینی این است که باز هم ارزش پولی ملی تضعیف شود و بانک مرکزی خود را ناتوان از انجام وظیفه اصلی خود می‌داند و برای جبران آن اقدام به فروش سکه می‌کند و مردم با تبدیل پولی که در حال کاهش ارزش است به طلا، می‌توانند قدرت خرید خود را حفظ کنند. پیامدهای این اقدام روشن است. شاید به همین دلیل باشد که همتی در مصاحبه خود پس از جلسه هیئت دولت، از پاسخ به سؤال در‌باره مسائل ارزی و پول ملی شانه خالی کرد و از خبرنگاران خواست تا سؤالات خود را از ریاست بانک مرکزی بپرسند (1403/12/02).

یکی از مهم‌ترین اقدامات بانک مرکزی در این شرایط کاهش انتظارات تورمی است. برای این هدف، بانک‌ مرکزی باید بتواند اعتماد عمومی را به دست بیاورد. اهداف و سیاست‌های شفاف و با دوام، اطلاع‌رسانی منظم و سیاست‌های پولی مؤثر در راستای ثبات‌سازی اقتصاد انجام دهد. بانک مرکزی هیچ‌کدام را انجام نداده است و در نتیجه انتظارات تورمی افزایش یافته است.

تناقض گفتاری و مصاحبه‌های غیرعلمی یکی از مشکلات دولت است. در‌حالی‌که در آبان‌ماه فرزین، پیش‌بینی تورم 30‌درصدی را مطرح می‌کند، همتی دلیل افزایش نرخ ارز را تورم 40درصدی بیان می‌کند (اکو ایران، 1403/10/03). اینها نشان می‌دهند که مقامات اقتصادی دولت دچار سردرگمی و روزمرگی شده‌اند.

در جلسه همتی در مجلس، بر‌اساس شاخص قدرت برابری خرید، قیمت ارز را در پایان آذر ماه، حدود 73 هزار تومان اعلام کرد. این در حالی است که این محاسبه به جهاتی دارای ایراد است. اول اینکه سال‌ها است که مبنای رسمی آمار، مرکز آمار ایران است. بر‌اساس شاخص اعلامی مرکز آمار، شاخص قیمت در اول سال 1401، عدد 115.9 و در پایان آذر 1403، عدد 284.4 بوده که که اگر نرخ تورم آمریکا از آن کاسته شود، نرخ ارز حدود 10 هزار تومان کمتر خواهد شد. علاوه بر مشکل یادشده، برای مقایسه باید نکاتی مورد توجه قرار گیرد. نکته اول، ثبات شرایط و فقدان انتظارات است که در کشور ما مفقود است. نکته دوم، فرض تجارت آزاد بین کشورهاست که شرایط کشور ما تحریمی است. همچنین سال پایه برای محاسبه تورم و محاسبات ارزی است که سال مبنا یا سال 1395 یا 1400 باید در نظر گرفته شود.

دولت باید با بهره‌گیری از توان علمی خبرگان و شنیدن دیدگاه‌های منتقدان، سعی کند به یک اجماع نسبی برسد. دولت باید از وعده‌های  توخالی دوری کند.

فرامتن تهدید نرم‌افزاری

مصطفی قربانی

رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم آذربایجان (۲۹/۱۱/۱۴۰۳) با اشاره به مرتفع شدن نگرانی‌ها بابت تهدید سخت‌افزاری دشمن، به لزوم آمادگی برای مقابله با تهدید نرم‌افزاری دشمن اشاره کردند: «امروز دشمنان ما اعتراف می‌کنند که به این نتیجه رسیده‌اند که اگر بخواهند بر ملت ایران فائق بیایند، اگر بخواهند جمهوری اسلامی را از مواضع قدرتمندانه خودش عقب برانند، راهش این است که در داخل کشور، در داخل ملت مشکل ایجاد کنند، مردم را دچار مشکلات و تهدیدات نرم‌افزاری کنند.»
واقعیت آن است که با پیروزی انقلاب اسلامی و پیشرفت‌های دفاعی ایران، اگرچه جمهوری اسلامی به نقطه بازدارندگی دفاعی رسیده و ابزار تهدید نظامی را از دست دشمن خارج کرده است، اما در حوزه نرم‌افزاری هنوز این بازدارندگی حاصل نشده و دشمن از این حوزه به مثابه یک سلاح علیه انقلاب و نظام اسلامی استفاده می‌کند. حال با وجود اذعان به تهدید نرم‌افزاری دشمن به عنوان یک واقعیت، اما در بحث از تهدید نرم‌افزاری پرداختن به این نکته حائز اهمیت است که اساساً این نوع تهدید علیه چه کشور‌ها و بازیگرانی اعمال می‌شود و آیا اعمال تهدید نرم‌افزاری علیه یک بازیگر به معنای ضعف آن است؟ 
در پاسخ باید گفت که در نظام بین‌الملل، کشور‌ها چهار دسته‌اند: ۱. قوی و راضی از وضع موجود؛ ۲. ضعیف و راضی از وضع موجود؛ ۳. قوی و ناراضی از وضع موجود و ۴. ضعیف و ناراضی از وضع موجود. دسته اول در عمل شامل کشور‌هایی است که نظم موجود در راستای منافع و حفظ سلطه آنها قرار دارد و بنابراین، این نظم را می‌پذیرند و حتی مروج آن هستند. دسته دوم نیز از وضع موجود راضی بوده و تسلیم آن می‌شوند. دسته چهارم نیز به رغم نارضایتی، چون ضعیف هستند، در نهایت در برابر فشار‌های موجود در نظام بین‌الملل تسلیم می‌شوند. در این میان، تنها کشور‌هایی که می‌توانند برای سلطه سلطه‌گران چالش ایجاد کنند و در عین حال، از پذیرش تحمیل‌های این نظام سرباز زنند، دسته سوم هستند، زیرا از قدرت لازم برخوردار بوده و توان مقاومت در برابر فشار‌های خارجی را دارند. در همین چارچوب قابل ذکر است که قدرت‌های سلطه‌گر در برابر کشور‌های دسته سوم، شیوه‌ها و ابزار‌های مختلف سخت دشمنی را به کار می‌گیرند تا آنها را در برابر خود وادار به تسلیم کنند و آنگاه که این شیوه‌ها موفق به تسلیم‌سازی کشور هدف نشوند، تلاش می‌کنند با تمرکز بر تهدید نرم‌افزاری او را از پای درآورند. بنابراین، اصل روی آوردن دشمن به تهدید نرم‌افزاری نه تنها نشانه ضعف نظام جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه در اصل گویای قدرت مستحکم این نظام است. 
با این حال، همان‌گونه که در بالا اشاره شد، به کیفیتی که جمهوری اسلامی موفق به دفع تهدید‌های سخت دشمن شده است و در این حوزه هیچ هراسی از تهدیدات دشمن وجود ندارد، در حوزه نرم‌افزاری نیز باید با «گرفتن ابزار رسانه از دست دشمن» بازدارندگی لازم ایجاد شود تا دشمن نتواند به‌راحتی ادراک عمومی و نخبگانی در کشور را به سمت و سوی موردنظر خود کانالیزه کند. نکته مهم در این میان آن است که به نظر می‌رسد که تداوم آینده انقلاب و نظام منوط به فایق آمدن بر این تهدید است تا با خنثی شدن آن، خللی در صراط مستقیم انقلاب و ایستادگی در برابر مستکبران ایجاد نشود و افق تکاملی انقلاب اسلامی بیش از پیش در معرض دسترس و تحقق قرار گیرد. آنچه در این میان می‌تواند به مثابه یک نقطه امید و قوت، ضامن فایق آمدن بر تهدید نرم‌افزاری دشمن باشد، وقوف به استحکام قدرت نظام و دقت در این واقعیت است که جمهوری اسلامی ایران نه بازیگری ضعیف، بلکه بازیگری قوی و قدرتمند در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود.

غزه، پیروز در نبرد اراده‌ها

مهدی فضائلی

یک‌بار حوادث بی‌سابقه و شگفت‌انگیز ۴۷۱ روز نبرد نابرابر در غزه را که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و طوفان‌الاقصی، شنبه سیاه را برای صهیونیست‌ها رقم زد در ذهن‌مان مرور کنیم. در این حدود یک‌سال و سه‌ماه، صهیونیست‌ها با حمایت تمام‌قد غرب به‌ویژه آمریکا و سکوت اکثر کشور‌ها به‌خصوص کشور‌های عربی، ازهیچ جنایت و اقدام سخت‌افزاری علیه مردم غزه فروگذار نکردند؛ از بمباران منازل مسکونی گرفته تا منهدم‌کردن بیمارستان، مسجد، مهدکودک، کشتن زن‌هاو کودکان و خبرنگاران.

همپای اقدامات سخت و وحشیانه و اقدامات نیمه‌سخت، یعنی محاصره کامل غزه، تهدیدات نرم و عملیات روانی و شناختی علیه مردم غزه نیز لحظه‌ای متوقف نشد. اگرچه حماس و مردم محصور غزه، در نبردی کاملا نامتوازن و با امکانات حداقلی پاسخ اقدامات و جنایات بهت‌آور صهیونیست‌ها را می‌دادند، اما آنچه جهان را به شگفتی واداشت، قدرت و توان فوق‌تصور روحی و روانی این مردم در مقابله با این همه وحشیگری و خباثت بود. مردم غزه در تمام مدت این دوران محنت‌بار، لحظه‌ای دچار تردید نشدند و از مقاومت دست نکشیدند. این ظرفیت روحی فوق العاده سرانجام موجب شد دشمن ددمنش که هدفش نابودی حماس، آزادی اسرا و تصرف غزه بود مجبور به پذیرش شکست شود و تن به پذیرش آتش‌بس دهد. صهیونیست‌ها هم در نبرد سخت و هم جنگ نرم، چیزی کم نگذاشتند، اما سرانجام در نبرد اراده‌ها کم‌آوردند و باختند! منشأ تغذیه و تقویت اراده گرو‌ه‌های جهادی و فلسطینی‌های ساکن غزه چه بود؟ تماشا کردن و شنیدن دقیق اظهارات مردم غزه از کودکان گرفته تا بزرگسالان و از زن و مرد، پرده از این منبع تولید قدرت نرم برمی‌دارد. ایمان به خدا و انس با قرآن، اولین و مهم‌ترین عامل تولید قدرت برای مردم غزه است. تعالیم قرآن کریم در ذهن و دل این مردم رسوخ کرده و بر زبان کوچک و بزرگ آنان ساری و جاری است. دومین منشأ قدرت اهالی غزه، توجه به تجارب گرانسنگ خود و نیاکان‌شان در مواجهه با رژیم‌صهیونیستی و غرب است. مردم فلسطین با پوست، گوشت و استخوان‌شان نتیجه تلخ سازش و مذاکرات صلح را لمس کرده‌اند و پس از همه راه‌ها مقاومت را به‌عنوان مؤثرترین و تنها راه، برگزیده‌اند. سومین منبع تولید قدرت برای مردم غزه، انسجام ملی و همدلی این مردم در این دوران سخت و دردناک است و هیچ ترفندی نتوانست این انسجام را مخدوش سازد. چهارمین منبع انرژی بخش به مردم غزه، موج جهانی حمایت‌ها از این مردم و امواج نفرت از جنایات رژیم‌صهیونیستی بود، موجی که غرب و آمریکا را نیز درنوردید. پنجمین و آخرین عاملی که می‌خواهم در این یادداشت به آن اشاره کنم، اعتماد به حماس و دیگر گروه‌های جهادی بود. در تمام این ۱۵ماه، یک‌بار هم اتفاق نیفتاد که حتی عده‌ای از مردم غزه به حماس و جهاداسلامی اعتراض کنند که چرا طوفان‌الاقصی را اجرا کردند؟ آنچه از تماشای همه این صحنه می‌شود برداشت کرد توان و ظرفیت بعد نرم‌افزاری مردم غزه و گروه‌های مبارز فلسطینی و اهمیت این بعد است در حدی‌که توانست کاستی‌ها و نابرابری‌های چشمگیر سخت‌افزاری آنان در برابر صهیونیست‌ها را جبران کند و سرانجامی عزتمندانه برای آنان رقم بزند.

اتحاد پررنگ آمریکا و روسیه

صلاح الدین خدیو

در سومین سالروز تهاجم روسیه به اوکراین، آمریکا و اسرائیل در کنار مسکو به قطعنامه‌ی محکومیت روسیه در مجمع عمومی رای منفی دادند.
در حالیکه ایران و چین به عنوان متحدان اصلی روسیه در کنار ۶۳ کشور دیگر به آن رای ممتنع داده‌اند.
در این رای گیری آمریکا در کنار معدود طرفداران روسیه در جنوب جهانی نظیر نیکاراگوا، سودان، روسیه سفید، آفریقای مرکزی، بروندی و اریتره قرار گرفته است.
این تحول، تازه ترین نمود انقلاب ترامپی و نشانه‌ی دیگری دال بر دوری آمریکا از اروپا و مغازله‌ی آن با روسیه است.
زوج ترامپ – ماسک که در حال زیر و رو کردن سنت ها و رویه های رایج سیاست و ساختار قدرت آمریکایی هستند، تمثیلی از لنین و تروتسکی به شمار می روند.
رهبران انقلابی راست گرایانه با درونمایه‌ای از ناسیونالیسم توده گرا و اندیشه‌ی تجارت آزاد.
جهان بین الملل برای زوج ترامپ – ماسک مانند لپ تاپی است که با دگمه‌ای خاموش و روشن می شود!
البته دستکم تا اینجا خیلی خوش به حال پوتین شده است.
خواب امروز ترامپ برای اروپا، نوعی سایکس پیکوی عیان و آنلاین است. صد البته برخی جنبه ها و ابعاد محرمانه و پشت پرده هم حتما وجود دارد.
اما پرسش این است که ایران چگونه می تواند از قدم گذاشتن در جهان پر از مخاطره‌ی بازی بزرگه و بده بستان‌های نهانی قدرت های بزرگ خوشحال باشد؟
فرضا اگر اوکراین قربانی شود، چه تضمینی هست ایران هم در سیاهچاله‌ی نظم ویران شده‌ی بین المللی نیفتد!

پیام های تاسف بار پیامک تامین اجتماعی!

 مهدی حسن زاده

 پیامک تامین اجتماعی به کارفرمایان مبنی بر آمادگی وصول حق بیمه در روز تعطیل دوشنبه ۶ اسفند و حتی اعلام حضور فیزیکی کارکنان بخش وصول شعب تامین اجتماعی، واکنش هایی را در فضای مجازی برانگیخت. متن این پیامک به شرح زیر است:
*سازمان تامین اجتماعی*
کارفرمای گرامی؛ باسلام، پیرو اعلام تعطيلی ادارات به استحضار می‌رساند، ضمن فراهم بودن ۲۴ ساعته امکان ارائه لیست و پرداخت حق‌بیمه به صورت غیرحضوری در سامانه es.tamin.ir، در صورت نیاز برای مراجعه حضوری، همکاران وصول شعب این سازمان آماده ارائه خدمت هستند.
این پیامک عجیب که در روز تعطیل خواستار اقدام کارفرمایان برای عمل به تعهداتشان در پرداخت حق بیمه شده واقعا عجیب است و نمی دانم متولیان تامین اجتماعی به تبعات چنین اقدامی اندیشیده اند؟!
اگر یکی از چالش های اقتصادی پیش روی کشور را که روز به روز در حال تعمیق است، ناترازی صندوق های بازنشستگی بدانیم، نوع رفتار تامین اجتماعی در قبال کارگران، مستمری بگیران و کارفرمایان می تواند در چگونگی مواجهه با این ناترازی موثر باشد. تردیدی نیست که با توجه به سن پایین بازنشستگی و همزمان افزایش امید به زندگی در ایران، افزایش سن بازنشستگی برای مواجهه با معضل ناترازی صندوق های بازنشستگی گزینه ای اجباری است که نمی توان از آن فرار کرد. بررسی ها نشان می دهد که سهم صندوق های بازنشستگی از مصارف بودجه عمومی به سرعت در حال افزایش است و از ۱۲.۹ درصد در سال ۱۴۰۰ به ۱۶ درصد در سال جاری رسیده و براساس لایحه بودجه ۱۴۰۴ به ۱۷.۱ درصد در سال آینده خواهد رسید و واضح است که تداوم این روند چیزی از بودجه برای عمران، آموزش، بهداشت و خدمات رفاهی باقی نمی گذارد.
در چنین شرایطی افزایش سن بازنشستگی در قانون برنامه هفتم توسعه از روز یک شنبه ۵ اسفندماه برای اجرا ابلاغ شد. اقدامی که سال ها بود در محافل کارشناسی و جلسات تصمیم گیری در دولت و مجلس به دلیل نگرانی از تبعات اجتماعی آن، به آینده موکول شده بود.
اگر به تبعات ناترازی ادامه دار صندوق های بازنشستگی و ضرورت تغییرات در سن بازنشستگی توجه کنیم، می بینیم که برای همراه سازی افکار عمومی با این اقدام، باید مجموعه ای از اصلاحات رفتاری و رویکردی را در نظام تامین اجتماعی پیش برد. بخشی از این اصلاحات ناظر به رفتار سازمان تامین اجتماعی با بخش های مختلف جامعه است. آن چه که بالاتر درباره فعالیت بخش وصول شعب تامین اجتماعی دیدیم، دقیقا مغایر با آن رفتار و رویکردی است که همراهی مردم را بر می انگیزد. اضافه بر این، اقدامات دیگری نظیر قطع ارائه خدمات به کارکنان واحدهای اقتصادی بدهکار به تامین اجتماعی نیز از دیگر اقدامات غلط و اعتمادسوز تامین اجتماعی در مدت های اخیر بوده است. آن هم در شرایطی که قانون تامین اجتماعی به صراحت اعلام کرده است که خدمات این سازمان به بیمه شدگان به هیچ بهانه ای از جمله بدهی کارفرما به تامین اجتماعی نباید قطع شود. به ویژه این که تامین اجتماعی ابزارهای لازم را برای وصول مطالبات خود از کارفرما دارد و بدهی خود را معمولا با جریمه تاخیر از کارفرمایانی که در موعد مقرر نمی توانند حق بیمه بپردازند، دریافت می کند.
در هر حال انتظار می رود رفتار تامین اجتماعی در وصول حق بیمه و مطالبات خود به گونه ای باشد که به بی اعتمادی نسبت به این سازمان و سخت تر کردن اصلاحات لازم در قوانین بازنشستگی منجر نشود. نمی توان انتظار داشت کارفرمای متضرر از تعطیلی همچنان مکلف به ادای تعهدات خود حتی در روزهای تعطیل باشد و تامین اجتماعی بدون ارائه فرصت لازم حتی در روزهای تعطیل هم به دنبال وصول مطالبات باشد.

میراث سید

جواد شاملو 
ذهنم درگیر است. مدام خودم را تصور می‌کنم که در میان جمعیت ایستاده‌ام و ناگهان صدای غرش جنگنده‌های رژیم اشغالگر را می‌شنوم و می‌بینم که مستقیم به سوی من می‌آیند. اگر پیش از طوفان‌الاقصی بود احتمال اینکه قصدشان فقط مانور باشد و نخواهند شرکت‌کنندگان در تشییع یکی از مهم‌ترین چهره‌های مقاومت شیعی در طول تاریخ را به خاک و خون بکشانند زیاد بود. اما بعد از هفت اکتبر ۲۰۲۳ همه‌چیز عوض شده است. این رژیم مگر ابا داشت از اینکه مردم غزه را

 کرور کرور با بمب‌های چندتنی سلاخی کند؟ مگر ابا داشت از اینکه مهمان رسمی یک کشور را در خاک آن کشور و در روز تحلیف رئیس‌جمهور آن کشور ترور کند؟ مگر ابا داشت از اینکه سید را با بمب‌های سنگرشکن در وسط بیروت و در میان مردم غیرنظامی بکشد؟ 
مگر نه اینکه در چند ماه اخیر رژیم همه تلاشش را کرده تا ثابت کند دیوانه است؛
 بزن بهادر است، مصلحت نمی‌اندیشد و غیرقابل پیش‌بینی است؟
پس هیچ استبعادی ندارد که رژیم اشغالگر برای نمایش هرچه بیشتر دیوانگی، ماجراجویی و تنش‌آفرینی خویش صدها هزارتن از عاشقان نصرالله را به شهادت برساند. حالا فرض کن ایستاده‌ای میان جمعیت در ورزشگاه کمیل شمعون بیروت و جنگنده‌های ارتش رژیم هر ثانیه دارند نزدیک‌تر می‌شوند و تو مرگ را به عنوان یک احتمال هرچند زمین، پیش رو داری.
 مرگ از آن مقولاتی است که احتمالش حتی اگر کم باشد فلج‌کننده است؛ چون شاید احتمال کوچک باشد؛ اما به هر رو محتمل بزرگ است. ذهنم درگیر این است که من اگر توفیق شرکت در آن تشییع، آن بیعت تاریخی را داشتم، آیا با دیدن جنگنده‌های اسرائیلی
 ته دلم نمی‌لرزید؟ وقت اعتراف است: حتماً می‌لرزید! من در تهران بودم، اما وقتی جنگنده‌ها از فراز بیروت گذشتند دلی نلرزید و آنچه لرزید ورزشگاه کمیل شمعون بود. آتش خشم جماعت تشییع‌کننده برافروخته شد و غریو الموت لإسرائیل به سمت جنگنده‌ها شلیک شد. هیچ‌کس ماتش نبرد، هیچ کس خشکش نزد، تا آنجایی که تصاویر می‌گویند، همه انگار دوست داشتند که می‌توانستند دست دراز کنند تا آن آهن‌پاره‌های بی‌وجود را مچاله کنند. اندوه جماعت در کسری از ثانیه به خشم بدل شد و چنان شور و هیجانی در مراسم موج زد که بدون پرواز هواپیماهای دشمن، به وجود نمی‌آمد. عجب صحنه‌ای خلق کرد دشمن نادان! اثبات ناتوانی خویش، اثبات ترس‌ناشناس بودن ملت نصرالله و اثبات اینکه ما اگر از عاشقان سید چه در بیروت، چه در بغداد، چه در تهران، چه در صنعا و چه در هر جای دیگر به «ملت نصرالله» تعبیر می‌کنیم، شعار نمی‌دهیم؛ حرف‌مان حرف حساب است. همان بی‌باکی سید و همان خشم سید در وجود این ملت فراملی موج می‌زند. این احساس و این حماسه و این رفاقت با مرگی که در راه مبارزه با دشمن خدا و خلق باشد، میراث سید است.هرچند یادآوری این نکته ضروری است که تأکید ما بر میراث ماندگار سید به‌هیچ‌وجه مساوی با کوچک دانستن داغ او، سبک شمردن فقدان او و بی‌هزینه دیدن حذف او نیست. ما هم برای سید عزاداریم و هم فقدان او را موجب عواقب معنوی و دنیوی برای کشور لبنان و محور مقاومت می‌دانیم و آسیب‌شناسی عملکرد این محور که ترور سید را ممکن ساخت ضروری می‌شماریم. از اساس این شهادت‌های بزرگ در صورتی منجر به ایجاد تغییرات بزرگ می‌شوند که حق آن‌ها ادا شود و به قول معروف غم بزرگ، تبدیل به کار بزرگ شود. حرف بر این است که رفتن سید پایان مقاومت نیست؛ برای یک آغاز محکم دیگر برای سید باید عزاداری کرد و در قالب همین عزاداری، کار کرد.

تحول حکمرانی در عصر فناوری‌های نوین؛ ایران هوشمند، ایران پیشرفته

مهرداد بذرپاش

دنیای امروز، دنیای پیچیدگی‌ها و تغییرات سریع است. افزایش جمعیت سکونتگاه‌های انسانی، مدیریت و حکمرانی را با چالش‌های متعددی روبه‌رو کرده است. در چنین شرایطی، استفاده از روش‌های سنتی دیگر پاسخگوی نیازهای جامعه نیست و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای بهبود کارایی، شفافیت و افزایش مشارکت مردمی به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل شده است. طیف وسیعی از فناوری‌ها امروز به خدمت حکمرانی جوامع درآمده‌اند. از مهم‌ترین این فناوری‌ها می‌توان به هوش مصنوعی، بلاک‌چین، اینترنت اشیا، کلان‌داده‌ها، متاورس و شهرهای دوقلوی دیجیتال و وب 3.0 اشاره کرد. با ظهور اینگونه فناوری‌ها مفاهیم جدیدی همچون دولت الکترونیک، دولت هوشمند، شهر هوشمند و حکمرانی هوشمند در حوزه مدیریت و حکمرانی جوامع مطرح شد که همگی آنها به دنبال بهینه‌سازی، شفاف‌سازی و افزایش کارآمدی فرآیندهای حکمرانی و افزایش مشارکت شهروندان بوده‌اند. ایران امروز نیز ایران بسیار پیچیده‌تری نسبت به گذشته است و نیاز است ما هم به سمت حکمرانی هوشمند حرکت کنیم. ایران با برخورداری از قابلیت‌های عظیم در حوزه‌های فناوری و نیروی انسانی، ظرفیت بالایی در توسعه حکمرانی هوشمند دارد و می‌تواند در این مسیر پیشگام باشد.
* متحول شدن مفهوم حکمرانی با پیشرفت فناوری
در دنیای امروز، مفهوم حکمرانی دیگر محدود به مدل‌های سنتی نیست، بلکه فناوری‌های نوین، دولت‌ها را به سمت تغییرات اساسی سوق داده است. ظهور ابزارهای دیجیتال، تصمیم‌گیری‌ها را دقیق‌تر، کارآمدتر و شفاف‌تر کرده است. دولت‌ها با استفاده از فناوری‌های نوظهور می‌توانند خدمات عمومی را بهینه کنند، فساد را کاهش داده و مشارکت شهروندان را افزایش دهند. همچنین با استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته می‌توانند روندهای اجتماعی و اقتصادی را پیش‌بینی، بحران‌ها را مدیریت و سیاست‌های موثرتری را تدوین کنند. مردم‌سالاری دیجیتال نیز از دیگر مفاهیمی است که در مفاهیم حکمرانی نوین مطرح شده است. امروز شهروندان می‌توانند از طریق سکو‌های آنلاین، در تصمیم‌گیری‌های عمومی شرکت کرده و خواسته‌های خود را مستقیماً به گوش سیاست‌گذاران برسانند. رأی‌گیری الکترونیکی، شفافیت در عملکرد دولت‌ها و مبارزه با فساد از جمله دستاوردهای مردمسالاری دیجیتال است. 
ظهور دولت‌های هوشمند، تحولی اساسی در نحوه ارائه خدمات عمومی ایجاد کرده است. امروز دولت‌ها با استفاده از فناوری‌هایی مانند اینترنت اشیا، کلان‌داده و هوش مصنوعی، خدماتی مانند حمل‌ونقل، بهداشت، آموزش و امنیت را بهینه‌تر از قبل ارائه می‌دهند. شهرهای هوشمند نمونه‌ای از این تغییرات هستند که در آن، زیرساخت‌های دیجیتال به بهبود کیفیت زندگی شهروندان کمک می‌کند. البته موفقیت ارائه چنین خدماتی در تضمین امنیت سایبری، همچنین آموزش مفاهیم دیجیتال به شهروندان است.
* نقش محوری مردم در حکمرانی و لزوم مشارکت مردم در شئون مختلف حکمرانی
حکمرانی کارآمد بدون مشارکت فعال مردم، مفهومی ناقص و ناپایدار است. در طول تاریخ، حکومت‌هایی که به خواست و اراده مردم توجه کرده‌اند، از پایداری و مشروعیت بیشتری برخوردار بوده‌اند. امروز با افزایش آگاهی عمومی و گسترش ابزارهای ارتباطی، نقش مردم در تصمیم‌گیری‌ها پررنگ‌تر شده است. در این میان، نهادهای مردم‌نهاد نقش مهمی در تسهیل ارتباط مردم با حاکمیت ایفا می‌کنند. همچنین آموزه‌های دینی نیز بر اهمیت نقش مردم در تغییرات اجتماعی تأکید دارد. به ‌عنوان نمونه، خداوند در آیه 11 سوره رعد می‌فرماید «إِنَّ‌الله لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِم؛ خداوند سرنوشت قومی را تغییر نخواهد داد مگر آنکه خود آنها آن را تغییر دهند». مردم ایران سال 1357 خواستند سرنوشت خود را تغییر دهند و انقلاب اسلامی را شکل دادند. با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل‌گیری جمهوری اسلامی امکان مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف سیاسی از طریق انتخابات فراهم شد و از آن زمان تاکنون نقش‌آفرینی مردم در زمینه‌های مختلف تاثیرگذار بوده است. البته همچنان نیاز است بسترسازی بیشتری برای افزایش مشارکت مردمی در شئونات مختلف جامعه اتفاق بیفتد.
* تأثیر فناوری‌های نوین بر مشارکت مردمی
شهرهای هوشمند، نمونه‌ای از تغییرات فناورانه در حکمرانی هستند که در آنها، شهروندان نه‌تنها مصرف‌کنندگان خدمات، بلکه تصمیم‌سازانی فعال محسوب می‌شوند. مردم هوشمند در شهرهای هوشمند، دسترسی عادلانه‌ای به امکانات دارند و در تصمیم‌گیری‌ها به صورت فعال مشارکت می‌کنند. شهرهای نوین رویکرد شهروندمحور دارند. رویکرد شهروندمحور با تمرکز بر نیازهای شهروندان و ایجاد بسترهای دیجیتال، تعامل بین مردم و مدیریت شهری را تقویت می‌کند. از قابلیت‌های دیگری که فناوری‌های نوین در مشارکت مردم ایجاد کرده‌اند می‌توان به مشارکت هوشمند اشاره کرد. مشارکت هوشمند، از دیگر تحولات فناورانه است که با استفاده از ابزارهایی مانند اپلیکیشن‌های موبایل و تحلیل کلان‌داده‌ها، مردم را در فرآیندهای تصمیم‌گیری درگیر می‌کند و شفافیت و پاسخگویی دولت را افزایش می‌دهد.
* فناوری‌های حکمرانی (GOV Tech)
فناوری‌های حکمرانی به مجموعه‌ای از ابزارها و فناوری‌ها اطلاق می‌شود که برای بهبود فرآیندهای حکومتی، افزایش شفافیت، کاهش فساد و ارتقای کارایی در خدمات عمومی به کار می‌روند. این فناوری‌ها می‌توانند به دولت‌ها کمک کنند فرآیندهای پیچیده و سنتی را به ‌صورت آنلاین و هوشمند مدیریت کنند. این رویکرد باعث می‌شود دولت‌ها بتوانند تصمیمات بهتری اتخاذ کرده و خدمات بهتری به شهروندان ارائه دهند. به عنوان مثال، استفاده از سیستم‌های تحلیلی هوش مصنوعی می‌تواند به شناسایی فساد مالی، بهبود تخصیص منابع و برنامه‌ریزی دقیق‌تر در زمینه سیاست‌های عمومی کمک کند.
یکی از مهم‌ترین کاربردهای فناوری‌های حکمرانی، دولت الکترونیک است که به معنای ارائه خدمات دولتی به ‌صورت آنلاین به شهروندان است. با استفاده از این فناوری‌ها، فرآیندهایی مانند ثبت‌نام‌های دولتی، پرداخت‌های مالیات، صدور مجوزها و دیگر خدمات می‌تواند به ‌صورت دیجیتال و سریع انجام شود. همچنین سکو‌های داده ‌باز و تحلیل داده‌ها به شفاف‌سازی عملکرد دولت‌ها و ارتقای اعتماد عمومی کمک می‌کند. بلاکچین نیز برای ایجاد سیستم‌های امن و شفاف در ثبت سوابق و قراردادها و اینترنت اشیا برای نظارت بر زیرساخت‌ها و مدیریت بهینه منابع استفاده می‌شود. اینگونه فناوری‌ها به ایجاد حکمرانی کارآمدتر و پاسخگوتر برای شهروندان کمک می‌کند.
* حکمرانی مالی عمومی هوشمند و برخط
حکمرانی مالی عمومی هوشمند به استفاده از فناوری‌های نوین برای مدیریت بهینه منابع مالی دولت، افزایش شفافیت، کاهش فساد و بهبود کارایی در تخصیص بودجه و هزینه‌ها اشاره دارد. این نوع حکمرانی از هوش مصنوعی، کلان‌داده، بلاکچین، اینترنت اشیا و سیستم‌های دیجیتال برای نظارت بر جریان‌های مالی، پیش‌بینی هزینه‌ها و کنترل انحرافات مالی بهره می‌برد. دولت‌ها با استفاده از این فناوری‌ها می‌توانند فرآیندهای مالی را به ‌صورت برخط (آنلاین) و لحظه‌ای پایش کرده و تصمیم‌گیری‌های دقیق‌تری داشته باشند.
برای مثال، برخی کشورها از بلاکچین برای ثبت و رهگیری هزینه‌های عمومی استفاده می‌کنند تا امکان تقلب و سوءاستفاده کاهش یابد. همچنین سامانه‌های هوشمند بودجه‌ریزی می‌توانند با تحلیل داده‌های مالی و پیش‌بینی روندهای اقتصادی، تخصیص منابع را بهینه کنند. حکمرانی هوشمند در نظام بانکی نیز از دیگر عرصه‌های ورود فناوری در راستای تسهیل امور است. برای مثال، سیستم‌های هوش مصنوعی در بانک‌ها می‌توانند الگوهای مشکوک تراکنش‌ها را شناسایی کرده و از پولشویی و کلاهبرداری جلوگیری کنند. همچنین بلاکچین می‌تواند برای ایجاد سیستم‌های پرداخت شفاف و غیرقابل تغییر استفاده شود، که امکان تقلب و جعل اسناد را به حداقل می‌رساند. از دیگر مزایای حکمرانی هوشمند در بانک‌ها، بهبود تجربه مشتریان و افزایش سرعت خدمات بانکی است. برای مثال، چت‌بات‌های هوشمند و دستیارهای مالی دیجیتال به مشتریان کمک می‌کنند پاسخ سوالات خود را بدون نیاز به مراجعه حضوری دریافت کنند. علاوه بر این، سیستم‌های اعتبارسنجی مبتنی بر کلان‌داده می‌توانند به بانک‌ها در ارزیابی دقیق‌تر مشتریان برای ارائه وام و تسهیلات کمک کنند.
* نمونه‌های عملی از کاربرد فناوری در حکمرانی
در کشور ما اقدامات متعددی در راستای بهره‌گیری از فناوری در حکمرانی شده است که تجارب موفقی محسوب می‌شود ولی همچنان نیاز است تلاش‌های مجدانه‌ای در این راستا شود. در ادامه برخی از  مهم‌ترین کاربست‌های فناوری در نظام حکمرانی کشور بیان شده است. 
ایجاد سامانه ثبت رایگان قرارداد اجاره بین موجر و مستاجر (سامانه خودنویس): سامانه‌ای برای ثبت رایگان قراردادهای اجاره که هزینه‌های واسطه‌گری در معاملات مسکن را کاهش داده است. این سامانه توسط وزارت راه و شهرسازی ایجاد شد. 
تکمیل و به روزرسانی سامانه ملی املاک و اسکان: این سامانه حسب ماده 169 مکرر قانون مالیات‌های مستقیم به عنوان ابزاری برای مدیریت و ایجاد شفافیت در بازار مسکن ایجاد شده و تا پایان سال 1402 بالغ بر 400 میلیون رکورد اطلاعاتی دستگاه‌های مختلف درباره ویژگی‌های سکونت و مالکیت خانواده‌ها در این سامانه تجمیع شده است و سرپرستان بالغ بر 10.5میلیون خانواده با مراجعه به سامانه مذکور اطلاعات مربوط به سکونت و مالکیت خود را در این سامانه تایید، تکمیل و تصحیح کرده‌اند. لازم به ذکر است نیاز است اقدمات گسترده‌ای جهت افزایش مراجعه سرپرستان خانواده‌ها برای تکمیل سامانه مذکور شود.  این سامانه می‌تواند به عنوان یکی از زیرساخت‌های اصلی سرشماری برخط نفوس و مسکن در کشور مورد استفاده قرار گیرد.
سامانه جامع حسابرسی برخط دیوان محاسبات کشور: سامانه جامع حسابرسی برخط دیوان محاسبات کشور ابزاری است که با هدف هوشمندسازی و نظارت مؤثرتر بر امور مالی دستگاه‌های اجرایی طراحی و پیاده‌سازی شده است. این سامانه در تیر ۱۴۰۱ با حضور رئیس کل، دادستان و سایر مقامات دیوان محاسبات به بهره‌برداری رسید. این سامانه به بیش از ۴۰۰۰ دستگاه اجرایی جهت جمع‌آوری و تحلیل داده‌های مالی متصل شده است. این سامانه تلاشی برای حرکت به سمت حکمرانی مالی هوشمند محسوب می‌شود. اگرچه در راستای تحقق کامل اینگونه سامانه‌ها تلاش و عزمی ملی و پایبندی به قوانین مورد نیاز است.
سامانه ارتباطات مردمی دیوان محاسبات کشور (سامانه 198 دیوان): بستری برای گزارش تخلفات مالی توسط شهروندان به دیوان محاسبات کشوری است.
طرح ملی دیوان‌یار دیوان محاسبات کشور: این طرح ملی به منظور پاسداری از بیت‌المال، گسترش شفافیت و انضباط مالی و مبارزه با فساد با استفاده از ظرفیت‌های مردمی و شناسایــی مشـکلات کشــور در حوزه‌ها و سطوح مختلف و انجام فعالیت‌های علمی ‌و پژوهشی به عنوان یک حلقه میانی و مطالبه‌گر فعالیت می‌کند. از جمله اهداف این طرح ملی، می‌توان به افزایش مشارکت مردمی (افزایش شفافیت و پاسخگویی از طریق مشارکت مردم در نظارت)، ارتقای نظارت (بهبود نظارت بر دستگاه‌های اجرایی در استان‌ها)، آموزش و توانمندسازی (تربیت ناظران آگاه از طریق آموزش و آزمون) و حل مشکلات محلی (شناسایی و پیگیری حل مشکلات به ‌صورت محلی و سریع‌تر) اشاره کرد.
استفاده از سکوهای برخط جابه‌جایی مسافر برای سفرهای بین‌شهری در اربعین 1402: با همکاری وزارت راه و شهرسازی با مدیران ارشد سکوهای تاکسی اینترنتی در سال 1402 مقرر شد 4 سکوی «به همراه»، «ماکسیم»، «اسنپ» و «تپسی»، در ایام اربعین حسینی نسبت به خدمت‌رسانی به زوار به مقصد ۶ مرز اربعینی خسروی، مهران، چذابه، باشماق، تمرچین و شلمچه خدمات‌رسانی کنند. این تجربه موفق نشان داد با مدیریت درست ظرفیت‌های فناوارنه موجود در کشور می‌توان قابلیت‌های عظیمی را شکوفا کرد. در نتیجه این ابتکار، بیش از 100 هزار سفر از طریق تاکسی‌های اینترنتی در اربعین حسینی 1402 انجام شد.
* نتیجه‌گیری
فناوری‌های نوین، مسیر حکمرانی را به سمت شفافیت، کارآمدی و افزایش مشارکت مردمی سوق داده‌اند. ایران با برخورداری از نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده و نهادهای علمی کارآمد، ظرفیت لازم برای پیشگامی در این حوزه را دارد. با برنامه‌ریزی هوشمندانه و تدوین سیاست‌های کارآمد می‌توان از فناوری به‌ عنوان ابزاری برای بهبود حکمرانی و افزایش رضایت عمومی بهره برد و چالش‌های موجود کشور در حوزه‌های مختلف را پشت سر گذاشت. حرکت به ‌سوی دولت هوشمند، تنها یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای آینده‌ای پایدار و پیشرفته محسوب می‌شود.
 حرکت دیرهنگام به سمت حکمرانی هوشمند هزینه‌ساز است و موجب عدم پیشرفت مناسب کشور خواهد شد. تصمیمات اکنون باید با تجسم آینده گرفته شود؛ د زمانی که نقش فناوری در امور مختلف بسیار بیشتر از امروز شده است. برای آن ‌روز باید چشم‌انداز و برنامه داشت. باید در سطوح مختلف برای کاربست فناوری آماده بود؛ قوانین مرتبط، اصول اخلاقی و دینی، فرهنگ و اصالت ایرانی را در دنیای آینده دید و برای آن راهکار در نظر گرفت. بدون شک با در نظر گرفتن اصول فوق، ایرانی پیشرفته را در کنار هم خواهیم ساخت.