اشاره:
پس از گذشت 10 روز از استعفای دکتر علی لاریجانی از مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، این موضوع هنوز هم به عنوان یکی از سوژههای داغ در میان رسانههای داخلی و خارجی مطرح میباشد.
رسانههای وابسته به جبهه اصولگرایان، از این استعفا به عنوان یک جابهجایی در تیم مذاکرهکننده یاد کرده و معتقدند اگرچه تفاوت سلایق، روشها و تاکتیکهای دکتر لاریجانی با رئیسجمهور در پرونده هستهای، باعث استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی گردید اما این دو تن در استراتژی و راهبرد کلی نظام در موضوع هستهای، دارای اشتراک نظر و تطابق دیدگاه هستند. اما در آن سوی میدان، چهرهها و رسانههای وابسته به طیف تجدیدنظرطلب که تا پیش از این از لاریجانی به عنوان چهرهای «بحرانآفرین» نام میبردند، این روزها استعفای وی را متمسکی برای هجوم همه جانبه و تسویه حساب حزبی و باندی با دولت نهم قرار دادهاند و از لاریجانی به عنوان چهرهای معقول، منطقی و ادارهکننده بحرانها یاد میکنند که در اعتراض به دیدگاههای افراطی رئیسجمهور، از مقام خود کنارهگیری کرد. رسانهها و مقامات غربی نیز در تحلیل عواقب استعفای لاریجانی، بیم آن دارند دولت نهم رفتار سختگیرانهتری را در قبال مطالبات آژانس، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 از خود نشان دهد.
">اشاره:
پس از گذشت 10 روز از استعفای دکتر علی لاریجانی از مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، این موضوع هنوز هم به عنوان یکی از سوژههای داغ در میان رسانههای داخلی و خارجی مطرح میباشد.
رسانههای وابسته به جبهه اصولگرایان، از این استعفا به عنوان یک جابهجایی در تیم مذاکرهکننده یاد کرده و معتقدند اگرچه تفاوت سلایق، روشها و تاکتیکهای دکتر لاریجانی با رئیسجمهور در پرونده هستهای، باعث استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی گردید اما این دو تن در استراتژی و راهبرد کلی نظام در موضوع هستهای، دارای اشتراک نظر و تطابق دیدگاه هستند. اما در آن سوی میدان، چهرهها و رسانههای وابسته به طیف تجدیدنظرطلب که تا پیش از این از لاریجانی به عنوان چهرهای «بحرانآفرین» نام میبردند، این روزها استعفای وی را متمسکی برای هجوم همه جانبه و تسویه حساب حزبی و باندی با دولت نهم قرار دادهاند و از لاریجانی به عنوان چهرهای معقول، منطقی و ادارهکننده بحرانها یاد میکنند که در اعتراض به دیدگاههای افراطی رئیسجمهور، از مقام خود کنارهگیری کرد. رسانهها و مقامات غربی نیز در تحلیل عواقب استعفای لاریجانی، بیم آن دارند دولت نهم رفتار سختگیرانهتری را در قبال مطالبات آژانس، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 از خود نشان دهد.
">اشاره:
پس از گذشت 10 روز از استعفای دکتر علی لاریجانی از مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، این موضوع هنوز هم به عنوان یکی از سوژههای داغ در میان رسانههای داخلی و خارجی مطرح میباشد.
رسانههای وابسته به جبهه اصولگرایان، از این استعفا به عنوان یک جابهجایی در تیم مذاکرهکننده یاد کرده و معتقدند اگرچه تفاوت سلایق، روشها و تاکتیکهای دکتر لاریجانی با رئیسجمهور در پرونده هستهای، باعث استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی گردید اما این دو تن در استراتژی و راهبرد کلی نظام در موضوع هستهای، دارای اشتراک نظر و تطابق دیدگاه هستند. اما در آن سوی میدان، چهرهها و رسانههای وابسته به طیف تجدیدنظرطلب که تا پیش از این از لاریجانی به عنوان چهرهای «بحرانآفرین» نام میبردند، این روزها استعفای وی را متمسکی برای هجوم همه جانبه و تسویه حساب حزبی و باندی با دولت نهم قرار دادهاند و از لاریجانی به عنوان چهرهای معقول، منطقی و ادارهکننده بحرانها یاد میکنند که در اعتراض به دیدگاههای افراطی رئیسجمهور، از مقام خود کنارهگیری کرد. رسانهها و مقامات غربی نیز در تحلیل عواقب استعفای لاریجانی، بیم آن دارند دولت نهم رفتار سختگیرانهتری را در قبال مطالبات آژانس، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 از خود نشان دهد.
">اشاره:
پس از گذشت 10 روز از استعفای دکتر علی لاریجانی از مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، این موضوع هنوز هم به عنوان یکی از سوژههای داغ در میان رسانههای داخلی و خارجی مطرح میباشد.
رسانههای وابسته به جبهه اصولگرایان، از این استعفا به عنوان یک جابهجایی در تیم مذاکرهکننده یاد کرده و معتقدند اگرچه تفاوت سلایق، روشها و تاکتیکهای دکتر لاریجانی با رئیسجمهور در پرونده هستهای، باعث استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی گردید اما این دو تن در استراتژی و راهبرد کلی نظام در موضوع هستهای، دارای اشتراک نظر و تطابق دیدگاه هستند. اما در آن سوی میدان، چهرهها و رسانههای وابسته به طیف تجدیدنظرطلب که تا پیش از این از لاریجانی به عنوان چهرهای «بحرانآفرین» نام میبردند، این روزها استعفای وی را متمسکی برای هجوم همه جانبه و تسویه حساب حزبی و باندی با دولت نهم قرار دادهاند و از لاریجانی به عنوان چهرهای معقول، منطقی و ادارهکننده بحرانها یاد میکنند که در اعتراض به دیدگاههای افراطی رئیسجمهور، از مقام خود کنارهگیری کرد. رسانهها و مقامات غربی نیز در تحلیل عواقب استعفای لاریجانی، بیم آن دارند دولت نهم رفتار سختگیرانهتری را در قبال مطالبات آژانس، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 از خود نشان دهد.
">اشاره:
پس از گذشت 10 روز از استعفای دکتر علی لاریجانی از مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، این موضوع هنوز هم به عنوان یکی از سوژههای داغ در میان رسانههای داخلی و خارجی مطرح میباشد.
رسانههای وابسته به جبهه اصولگرایان، از این استعفا به عنوان یک جابهجایی در تیم مذاکرهکننده یاد کرده و معتقدند اگرچه تفاوت سلایق، روشها و تاکتیکهای دکتر لاریجانی با رئیسجمهور در پرونده هستهای، باعث استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی گردید اما این دو تن در استراتژی و راهبرد کلی نظام در موضوع هستهای، دارای اشتراک نظر و تطابق دیدگاه هستند. اما در آن سوی میدان، چهرهها و رسانههای وابسته به طیف تجدیدنظرطلب که تا پیش از این از لاریجانی به عنوان چهرهای «بحرانآفرین» نام میبردند، این روزها استعفای وی را متمسکی برای هجوم همه جانبه و تسویه حساب حزبی و باندی با دولت نهم قرار دادهاند و از لاریجانی به عنوان چهرهای معقول، منطقی و ادارهکننده بحرانها یاد میکنند که در اعتراض به دیدگاههای افراطی رئیسجمهور، از مقام خود کنارهگیری کرد. رسانهها و مقامات غربی نیز در تحلیل عواقب استعفای لاریجانی، بیم آن دارند دولت نهم رفتار سختگیرانهتری را در قبال مطالبات آژانس، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 از خود نشان دهد.
">اشاره:
پس از گذشت 10 روز از استعفای دکتر علی لاریجانی از مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، این موضوع هنوز هم به عنوان یکی از سوژههای داغ در میان رسانههای داخلی و خارجی مطرح میباشد.
رسانههای وابسته به جبهه اصولگرایان، از این استعفا به عنوان یک جابهجایی در تیم مذاکرهکننده یاد کرده و معتقدند اگرچه تفاوت سلایق، روشها و تاکتیکهای دکتر لاریجانی با رئیسجمهور در پرونده هستهای، باعث استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی گردید اما این دو تن در استراتژی و راهبرد کلی نظام در موضوع هستهای، دارای اشتراک نظر و تطابق دیدگاه هستند. اما در آن سوی میدان، چهرهها و رسانههای وابسته به طیف تجدیدنظرطلب که تا پیش از این از لاریجانی به عنوان چهرهای «بحرانآفرین» نام میبردند، این روزها استعفای وی را متمسکی برای هجوم همه جانبه و تسویه حساب حزبی و باندی با دولت نهم قرار دادهاند و از لاریجانی به عنوان چهرهای معقول، منطقی و ادارهکننده بحرانها یاد میکنند که در اعتراض به دیدگاههای افراطی رئیسجمهور، از مقام خود کنارهگیری کرد. رسانهها و مقامات غربی نیز در تحلیل عواقب استعفای لاریجانی، بیم آن دارند دولت نهم رفتار سختگیرانهتری را در قبال مطالبات آژانس، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 از خود نشان دهد.
">اشاره:
پس از گذشت 10 روز از استعفای دکتر علی لاریجانی از مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی، این موضوع هنوز هم به عنوان یکی از سوژههای داغ در میان رسانههای داخلی و خارجی مطرح میباشد.
رسانههای وابسته به جبهه اصولگرایان، از این استعفا به عنوان یک جابهجایی در تیم مذاکرهکننده یاد کرده و معتقدند اگرچه تفاوت سلایق، روشها و تاکتیکهای دکتر لاریجانی با رئیسجمهور در پرونده هستهای، باعث استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی گردید اما این دو تن در استراتژی و راهبرد کلی نظام در موضوع هستهای، دارای اشتراک نظر و تطابق دیدگاه هستند. اما در آن سوی میدان، چهرهها و رسانههای وابسته به طیف تجدیدنظرطلب که تا پیش از این از لاریجانی به عنوان چهرهای «بحرانآفرین» نام میبردند، این روزها استعفای وی را متمسکی برای هجوم همه جانبه و تسویه حساب حزبی و باندی با دولت نهم قرار دادهاند و از لاریجانی به عنوان چهرهای معقول، منطقی و ادارهکننده بحرانها یاد میکنند که در اعتراض به دیدگاههای افراطی رئیسجمهور، از مقام خود کنارهگیری کرد. رسانهها و مقامات غربی نیز در تحلیل عواقب استعفای لاریجانی، بیم آن دارند دولت نهم رفتار سختگیرانهتری را در قبال مطالبات آژانس، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 از خود نشان دهد.
تجلیل و توبیخ ممنوع
در این مجال کوتاه، نمیخواهیم و نباید اسیر بازی واژگان و تعابیری شویم که این روزها برخی سعی دارند با استفاده از آن، از «استعفای» لاریجانی با تعابیری چون «جابجایی»، «تغییر»، «کنارهگیری» و... یاد کنند تا زهر قضیه را بگیرند.
بدون هرگونه مجامله و چشمپوشی، باید اذعان داشت اگر این استعفا اتفاق نمیافتد بهتر بود و اگر اختلافهای تاکتیکی، روشی و حتی دیدگاهی در مسیر دستیابی به اهداف هستهای جمهوری اسلامی ایران، میان دبیر و رئیس شورای عالی امنیت ملی حل و فصل میگردید، نیکوتر بود چرا که هیچ تحلیلگر منصفی شک نخواهد داشت ترکیب احمدینژاد و لاریجانی، آمیزهای از هنرمندی در عین شجاعت، صلابت و اقتدار بود. این ترکیب طی 26 ماه گذشته توانست ضمن ارائه یک چهره فعال، ظریف، تهاجمی و خردمندانه از دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، منافع و مصالح کشورمان را در پرونده هستهای تامین نماید.
اما حال که به دلیل اختلاف دو نگاه در تاکتیکها و روشها، لاریجانی جای خود را به جلیلی داده است، به هیچ عنوان نباید در بحبوبه فرصتها و هیاهوی تهدیدهای فرارو، به جای دوراندیشی و آیندهنگری، به تجلیل یکی و توبیخ دیگری پرداخت.
ترکیب کارآمد احمدینژاد و لاریجانی
کارنامه عملکرد 26 ماهه لاریجانی در مقام دبیری شورای امنیت ملی نشان داد که وی چهرهای هوشمند، آشنا به فنون دیپلماسی، دارای توان بالای تشکیلاتی و سازماندهی، بیان محکم و مستدل و با اعتماد راسخ و ریشهدار به مبانی اصولگرایی است که نقشی تاثیرگذار در خروج پرونده هستهای ایران از انفعال و ورود به مرحله پیشرفت و پایداری آن داشته است.
لاریجانی در 24 مرداد 84، پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران را در حالی در اختیار گرفت که در بحرانیترین وضعیت ممکن به سر میبرد. شکست تعلیق در مجتمع یو.سی.اف اصفهان پس از گذشت 2 سال، غرب را به شدت عصبانی کرده و مدام به تیم مذاکرهکننده و دولت جدید، چنگ و دندان نشان میداد. تهدیدها و فشارهای غرب در آن روزها به درجهای رسیده بود که برای حمله قریبالوقوع به تاسیسات هستهای و نظامی کشورمان، روزشمار تعبیه کرده و شمارش معکوس را آغاز کرده بودند.
در این برهه حساس، هندسه جدیدی در دستگاه دیپلماسی و پرونده هستهای ایران شکل گرفت که سنگ بنای رفتار تهران در تعامل با نظام بینالملل را با تکیه بر اقتدار و هوشمندی در عین نرمشهای دیپلماتیک گذاشته بود. در این دوره، میان «نیازها»، «منافع» و «فرصتهای ایران» در نظام بینالملل، رابطهای منطقی، گویا و شفاف ترسیم گردید و اجازه داده نشد منافع ملی کشور، اسیر باجخواهیهای قدرتهای زیادهطلب گردد.
بدون تردید بخشی از این موفقیتها را باید مدیون دیدگاهها و راهبردهای عزتمدارانه رئیسجمهور کشورمان دانست و بخش دیگر آن در گرو تدابیر دبیر شورای امنیت ملی به عنوان مسئول تیم مذاکرهکننده هستهای به کف آمد. اما نکته اساسیتر در برهه حساس کنونی که در آستانه نشست 1+5 جهت تدوین قطعنامه سوم، تنظیم گزارش دسامبر البرادعی و آغاز مذاکرات ایران و اروپا قرار داریم، مدیریت التهابات ناشی از استعفای دبیر شورای عالی امنیتی ملی کشور میباشد.
آژانس؛ نقطه کانون فعالیتهای دیپلماتیک
دوستداران نظام اسلامی باید بدانند اگرچه دکتر علی لاریجانی در مقام مسئول تیم مذاکرهکننده هستهای، موفقیتها و کامیابیهای فراوانی داشته اما استعفای وی، تغییری در سیاستهای کلان و راهبردهای هستهای نظام ایجاد نخواهد کرد. تجربیات لاریجانی به ویژه به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی، در خدمت نظام و جبهه اصولگرایان باقی خواهد ماند و جایگزین وی نیز از اقتدار، توانمندی و عزم راسخ در ادامه مسیر برخوردار میباشد. در مسیر فراروی، تداوم موفقیتهای هستهای نظام یک اصل و الزام است و نباید اجازه داد پرونده هستهای کشور از چارچوب گزارشهای فنی و حقوقی آژانس خارج گردد. در برهه کنونی، باید زمینه بهانهجویی از غرب به ویژه آمریکائیان سلب کرد و با ادامه روند شفافسازی و اعتمادسازی در پرونده هستهای تا زمانی که آسیبی به منافع ملی کشور وارد نیاید، تعاملات خود را با آژانس گسترش دهیم.
اعطای هرگونه فرصتی به آمریکا برای استفاده ابزاری از آژانس، یک تهدید برای منافع ملی کشور است. باید فضای اعتماد میان ایران و آژانس و حتی اتحادیه اروپا و طرفهای دیگر را گسترش داد. مذاکره سازنده با طرفهای هستهای، مصوبه شورای عالی امنیت ملی و راهبرد اصلی نظام است و هرگونه خروج از مسیر تعادل و راهبرد ایستادگی منطقی، خیانت به کشور است. همانگونه که تاکنون اجازه ندادیم آژانس، شورای امنیت و اتحادیه اروپا از موضعی بالاتر با ما سخن بگویند و رفتارهای جاهطلبانه از خود نشان بدهند.
مزید زمان برای کشوری که از سوی برخی قدرتهای جهانی تحت فشار مستقیم و مستمر قرار دارد، تدبیر سادهای نیست اما میتوان آن را به دست آورد و حتی ذخیره کرد تا از قدرت مانور بیشتری در هماوردی با بدخواهان این نظام برخوردار بود. تجربه سالهای اخیر نشان داده، نباید بر «اعلام» همه اهداف هستهای خود اصرار بورزیم و هر تحول فنی را به سرعت رسانهای نمائیم.
از سوی دیگر، مقامات آمریکایی در مقطع حساس فعلی سعی در پیادهسازی یک فرمول کهنه دارند. این فرمول «ایجاد ارتباط کاذب» میان پدیدههای موجود در جهان امروز است. «دانیل فراید» دستیار وزیر امور خارجه آمریکا ادعا کرده است در صورتی که ایران از حقوق هستهای خود صرفنظر کند، آمریکا حاضر است طرح استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی را متوقف کند(!) این پیشنهاد غیررسمی که با هدف ایجاد چالش میان تهران و مسکو ارائه شده است نشان میدهد که مقامات کاخ سفید به چه میزان درصدد درگیر نمودن طرفهای دیگر در پرونده هستهای ایران هستند.
دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی که از سابقهای 18 ساله در عرصه روابط دیپلماتیک برخوردار بوده و در سالهای اخیر نیز در بسیاری از جلسات مذاکرات هستهای حضوری فعال داشته، به خوبی میداند که همکاری با آژانس، باید به نقطه کانونی فعالیتهای دیپلماتیک ما تبدیل شود و نباید گذاشت آمریکا از آژانس استفاده ابزاری نموده و یا توافقات طرفین را کمرنگ و تحت تاثیر قرار دهد. بازگشت پرونده هستهای ایران به آژانس، باید به صورت یک دغدغه ملی برای اصحاب سیاست و رسانه کشور مطرح شود، این تدبیر بهترین مسیر برای کند کردن تیغ آمریکا و پائین آوردن عربدهجوییهای غرب است. سعید جلیلی به عنوان یک دیپلمات آزموده، تحصیل کرده و برخوردار از پتانسیل و انرژی جوانی، باید تهدیدزدایی را در سرلوحه سیاستهای خود قرار دهد و با توجه به تجربیات و دستاوردهای دوران دبیری لاریجانی، مترصد شکار فرصتهایی باشد که کمیت و کیفیت آنها با گذشت زمان به نفع جمهوری اسلامی ایران مصادره میشود.
آمریکاییها هم که این روزها لقمههای بزرگتر از دهانشان برداشتهاند و حنجرههایشان را آزار میدهند باید بدانند سیاستهای محتوم و راهبردی نظام در پرونده هستهای، با تغییر و جابهجایی افراد، هیچ خلل و چرخشی در آن به وجود نخواهد آمد. از اینرو دبیر سرویس بینالملل روزنامه ایندیپندنت در یادداشت هفته گذشته خود و در تحلیل لفاظیهای بوش مبنی بر خطر ایجاد جنگ جهانی سوم نوشت: «انتصاب سعید جلیلی که از نزدیکان و همفکران دکتر احمدینژاد میباشد، نشان داد دولت نهم نه تنها اسیر تهدیدها و فشارهای خارجی نشده بلکه مهرهای را بر سر کار آورد که از دیدگاههای نزدیکتری به سیاستهای هستهای احمدینژاد برخوردار است.»