جنگ یک بخش آشکار دارد و یک بخشِ پنهان. بخش آشکارش نیروهای مسلح هستند که واقعاً گل کاشتهاند. اما پشتِ این جبهه، سربازانی هستند که ما نمیشناسیم. سربازی که در نظام توزیع است، نظام توزیعِ انرژی، نظام توزیعِ مایحتاجِ روزانه، نظامِ توزیعِ برق، نظام توزیعِ آب، نان و ....
در هر کشوری غیر از ایران، چنین جنگی با بزرگترین ابرقدرتِ نظامی دنیا و پادوهایش انجام میشد این نظامِ توزیع یا مختل میشد یا فرو میپاشید. خبرنگاران خارجی این روزها از اینکه قحطی نشده و مردم به جان هم نیفتادهاند در تعجبند.
اینکه در تیتر گفتم «خداقوت آقای پزشکیان» این یک نماد بود، نمادی از صدها هزار نیروهای خدومی که در ادارات و سازمانهای خدمترسانی میجنگند و ما نمیبینیم. از اورژانس و اداره برق و گاز و پمپ بنزین و...
البته خداقوت ویژه را به خود آقای پزشکیان بگوییم که بدونِ تَکَلُّف و تشریفات پشتِ ترک موتور نشست، در کوچه و خیابان سلفی گرفت، و با آن روحیه داش مشتی به همه سلام داد و خداقوت گفت. مردم به این امید دادنها و اینگونه مرامها نیاز دارند. هر چند جامعه عادی نیست ولی این عادی رفتار کردنها به مردم جان میدهد.
خداقوت آقای پزشکیان، دست مریزاد.