صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۴  ، 
کد خبر : ۳۹۰۵۲۸

تحولات راهبردی برآمده از جنگ سوم آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران

برخورداری از عمق تمدنی و ماهیت دینی جامعه ایرانی در برخورد با این نوع مواجهه دشمنان موجب بازگشت مردم به هویت ایرانی و اسلامی، ارتقای اعتماد به نفس و احساس قدرت و اصرار به ایستادگی و مقاومتی حماسی و شجاعانه شد که حتی الهام‌بخش سایر کشور‌ها نیز بود.
پایگاه بصیرت / رسول سنائی‌راد

گرچه آمریکا و رژیم صهیونی با مفروضات و محاسبات اشتباه، جنگ سوم خود را با هدف تغییر نظام و تجزیه و فروپاشی کشور ایران، طراحی و به اجرا گذاشتند و حداقل توقع آنها تغییر وضعیت به ضرر ایران و به نفع خود را داشتند، اما به لطف خداوند متعال و قدرت و جهاد رزمندگان اسلام در میدان و حضور حماسی مردم در خیابان و تدابیر و تلاش‌های مسئولان و کارگزاران نظام، این جنگ جنایتکارانه و تحمیل شده بر کشورمان خروجی‌ها و پی‌آمد‌های مثبتی داشت و زمینه‌ساز دستاورد‌ها و تحولاتی شد که به تغییر وضعیت به نفع ما و ضرر متجاوزان انجامید.

مهمترین تغییرات و تحولاتی که این تغییر وضعیت را موجب شده، عبارتند از؛

۱_ تحول در وضعیت سیاسی _ اجتماعی و فرهنگی ایران به نفع مقاومت و مقابله جانانه با متجاوزان که تهدید‌ها و ادبیات احمقانه و هتاکانه ترامپ و جنایت‌های متجاوزان به آن ضریب داد.

برخورداری از عمق تمدنی و ماهیت دینی جامعه ایرانی در برخورد با این نوع مواجهه دشمنان موجب بازگشت مردم به هویت ایرانی و اسلامی، ارتقای اعتماد به نفس و احساس قدرت و اصرار به ایستادگی و مقاومتی حماسی و شجاعانه شد که حتی الهام‌بخش سایر کشور‌ها نیز بود. به گونه‌ای که برخی تحلیلگران اعلام داشتند؛ ایستادگی ایران در برابر آمریکا به اروپایی‌ها جرأت انتقاد نسبت به آمریکا را داده است.

۲_ تحول در اقتدار ایران که با کسب تجربه در جنگی مدرن و ترکیبی نه تنها توانست با طراحی و بکارگیری تاکتیک‌ها و تکنیک‌های متناسب به پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشور‌های منطقه حمله و آنها را تخریب کند، بلکه همزمان به اراضی اشغالی رژیم صهیونی نیز حمله و هواپیما‌های متجاوزان را نیز مورد اصابت قرار داد.

علاوه بر این، فرصتی برای ضربه زدن به پایگاه‌های گروهک‌های تجزیه طلب و خائنان داخلی و فرسایش ظرفیت براندازی و جنگ داخلی پدید آمد که نیرو‌های مسلح به خوبی از آن استفاده و ضربات مهلکی به آنها وارد کردند.

همچنین حضور حماسی و مداوم مردم در خیابان و افزایش اتحاد ملی و انسجام داخلی و اداره کشور در شرایط بحرانی، نشانگان دیگری از اقتدار ایران هستند که در شرایط جنگ تقویت شد.

تسلط ایران بر تنگه هرمز و ناکامی دشمن در گشودن آن هم نشانه آشکار دیگری از اقتدار ایران است که بازتابی جهانی و راهبردی دارد و برخی تحلیلگران ارزش آن را با سلاح هسته‌ای مقایسه کرده‌اند. مجموعه این موارد به شکل گیری و تقویت قدرت ترکیبی ایران منجر شده است.

۳_ تحول در افکار عمومی جهان نسبت به ایران که با مقاومت جانانه در برابر آمریکا و رژیم صهیونی پدید آمد و کسانی که یک زمان تفاوت ایران از عراق را تشخیص نمی‌دادند، در این جنگ به شهامت ایرانیان برای ایستادگی در برابر دو ارتش قدرتمند و ابتکار و توانمندی برای تحمیل شکست بر دشمن و ایجاد فشار بر او و گرفتن جرأت همکاری و ائتلاف از متحدان سنتی آمریکا علیه ایران را فهمیده و به عمق تمدنی روحیه و فرهنگ حماسی مردم ایران در برابر دشمن پی بردند.

همچنین شلیک دشمن از میز مذاکره برای جنگ علیه ایران، در دفاع مشروع ایران و ناموجه بودن تهاجم دشمن تردیدی باقی نگذاشت.

حضور حماسی مردم در خیابان در حمایت از رزمندگان و خونخواهی امام شهید، ذهنیت برساخته ضدانقلاب و دشمنان را نسبت به مقبولیت مردمی نظام را تصحیح و اهتمام ملی برای پاسداشت تمامیت ارضی کشور را به جهانیان نشان داد.

۴_ تحول در وضعیت آمریکا در منطقه غرب آسیا که سلطه هفتاد ساله آن را به چالش کشید و نابودی پایگاه‌های نظامی آمریکا با حملات موشکی و ناتوانی آمریکا از بازکردن تنگه هرمز، ناتوانی آن را بر خلاف تصور معمول و ساختگی از قدرت بلامنازع آمریکا آشکار ساخت و به وضعیت جدیدی برای آمریکا منجر شد که به کلی با وضعیت قبل جنگ متفاوت است.

اروپایی‌ها با عبور از ناتوی سنتی، ناتوی اروپایی را برای امنیت خود دنبال می‌کنند و کشور‌های عربی منطقه بی فایده بودن اتکا به آمریکا را برای امنیت خود فهمیده و سال‌ها باج دهی برای برپایی پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورشان را بیهوده یافته و بدنبال پیمان‌های جایگزین برآمده‌اند.

ناکارآمدی سامانه‌ها و جنگ افزار‌های گران قیمت آمریکایی در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران آشکار و نسبت به ادامه خرید و بکارگیری آنها تردید پدید آمده است.

اهانت‌های ناشی از عصبانیت ترامپ در شکست و ناکامی نسبت به سران کشور‌های غربی و عربی پیامد‌های حیثیتی ببار آورده و بی اعتمادی به آمریکا را تشدید کرده است.

همچنین جنایت‌های متجاوزان در این جنگ توهم برخی فریب خوردگان ایرانی برای دریافت کمک از آمریکا را برای پیشبرد اهداف خبیثانه بباد داده و با افتضاح و نومیدی مواجه کرده و این ظرفیت را برای به راه انداختن جنگ داخلی در ایران از آمریکا سلب کرده است.

۵_ تحول در وضعیت و جایگاه جهانی آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم و با شکل‌گیری نظام دو قطبی به عنوان سردمدار بلوک غرب و نظام لیبرال _ سرمایه‌داری شناخته می‌شد و پیمان ناتو را راهبری می‌کرد و در رقابت راهبردی با بلوک شرق، در جنگ سرد زمینه فروپاشی شوروی و برپایی نظام تک‌قطبی و یکه‌تازی خود را فراهم کرد.

پایبندی به قواعد هم‌پیمانی و عقلانیت همکاری و حفظ منافع مشترک تاکنون مانع فروپاشی ناتو و ائتلاف کشور‌های غربی با آمریکا در عرصه ادامه رقابت با شرق شده و همکاری در تأمین امنیت و منافع بین آنها ادامه یافته بود.

اما توهم و غرور باند مافیای حاکم بر کاخ سفید و کیش شخصیت بیمار ترامپ که حمله به ایران را با یکجانبه‌گرایی و بدون هماهنگی با شرکای غربی انجام و تنهاپس از گرفتاری در جنگ، ضرورت کمک و همکاری از اعضای ناتو و سایر متحدان سنتی را مطرح کرد، بی‌اعتنایی آنها به آمریکا را رقم زد.

همچنین پیامد‌های اقتصادی ناشی از این جنگ متکی بر اشتباه محاسباتی و سپس تهدید‌ها و اهانت‌های ترامپ علیه این کشورها، موجب واگرایی نسبت به آمریکا و حرکت به سمت ناتوی اروپایی و ایجاد ارتش‌ها و نظم امنیتی مستقل از آمریکا در متحدان سنتی و تاریخی مثل کانادا هم شد و کشوری مثل اسپانیا به محکومیت این حمله رو آورد.

جنایت‌های متجاوزان و نقض پیاپی حقوق انسانی و عبور از خطوط قرمز اخلاقی و انسانی آمریکا و رژیم صهیونی، وجدان‌های انسانی در جوامع غربی را به درد آورده و موجی از نفرت و اعتراض پدید آورد و ارزش‌های ادعایی و ساختگی آمریکایی را که موجب نفوذ فرهنگی _سیاسی آن در طول سالیان متمادی شده بود، بشدت مخدوش و بی اعتبار کرد.

بعلاوه ناکامی آمریکا در برابر ایران با وجود برتری آتش و دسترسی به فناوری و تجهیزات پیشرفته و التماس برای آتش بس و عقب نشینی از اهداف اعلامی اولیه و ناتوانی از بازکردن تنگه هرمز اقتدار نظامی آمریکا را در اذهان عمومی مخدوش و موقعیت برتر و هژمونیک آن را تنزل داد.

۶_ تحول در نگاه واتیکان و دستگاه مذهبی مسیحیت به آمریکا که ناشی از بکارگیری قرائت مسیحیت انحرافی آلوده به آموزه‌های صهیونیستی در باند مافیای فاسد حاکم بر کاخ سفید و تفکرات کاسبکارانه و بنگاهی ترامپ یرای سوءاستفاده از نماد‌های مذهبی و وقاحت و بی پروایی او در توهین به پاپ و حتی استفاده ابزاری و شرک آلود از مفاهیم و نماد‌های مقدس از جمله نشستن در جایگاه حضرت مسیح و بازیچه قراردادن این شأن قدسی برای جبران کمبود‌ها و خلأ‌های شخصیتی است.

حمله سرباز صهیونیستی به تندیس حضرت عیسی و ممانعت صهیونیست‌ها از برگزاری مراسم مذهبی مسیحی‌ها و ادعای وقیحانه صهیونیستی درباره نابودی اسلام و مسیحیت نیز تیر خلاص متحد صهیونیستی آمریکا در این جنگ به موقعیت متزلزل باند مشرک و مافیایی حاکم بر کاخ سفید بود که در این جنگ زمینه بروز و شفافیت پیدا کرد.

پاپ لئو در واکنش به این رویداد‌ها و وقایع بود که از ترامپ برائت جسته و با تأکید بر بیزاری حضرت مسیح از جنگ و خشونت، جنگ طلبی و جنایات آمریکا را زیر سوال برد و از آن فاصله گرفت.

۷_ تحول در معماری پیروزی بر اساس قدرت بجای معماری پیروزی بر اساس پیمان و ائتلاف؛ یکی از اشتباهات راهبردی ترامپ و باند مافیای فاسد اطراف او توهم قدرت و بی‌نیازی از هم‌پیمانان و متحد برای جنگ و البته اشتباه محاسباتی و غفلت از قدرت ایران در پاسخ به تجاوز نظامی آمریکا بود.

او در این جنگ، زمینه شکست ایران و بلعیدن آن و تکمیل سلطه بر منطقه ارزشمند غرب آسیا را قطعی دانسته و نمی‌خواست همپیمانان غربی خود را شریک پیروزی و منافع کند.

شاید وسوسه گرفتن گرینلند از اروپا هم در این بی‌اعتنایی به متحدان سنتی مؤثر بود، ولی وقتی با پاسخ کوبنده و قاطع ایران مواجه شد و از گشودن تنگه هرمز بازماند، به یاد ائتلاف‌سازی برآمد که دولت‌های غربی حاضر به شرط بندی روی اسب بازنده نبوده و او را تنها گذاشتند و به ابزاری بودن و نگاه یکسویه آمریکا به این پیمان‌ها و معاهدات پی بردند.

چنین پدیده‌ای درباره کشور‌های عربی متحد آمریکا هم مصداق دارد، ولی فعلاً آنها نه قدرت و نه جرأت طرح و پیگیری را ندارند.

۸_ تغییر و تحول در نظام مبادلات اقتصاد جهانی به ضرر پترودلار که با همکاری کشور‌های نفتی و انفعال کشور‌های مصرف‌کننده در ده‌ها سال آمریکا را از پشتوانه چاپ دلار معاف و امکان صدور تورم به دیگر کشور‌ها را فراهم ساخته بود.

اما ایده معاملات نفتی به یوآن که پس از طرح روسی معاملات انرژی با روبل، در این جنگ مطرح شد، روند حذف دلار و جایگزینی سایر ارز‌های جهانی را مطرح ساخته که خسارت اقتصادی آن برای آمریکا کمتر از بی‌اعتباری قدرت و تجهیزات نظامی آن نیست و می‌تواند روند فروپاشی اقتصادی آن را سرعت بخشد.

آخر اینکه مجموعه‌ای از تحولات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری در این جنگ را می‌توان مشاهده کرد که ظرفیت تحولات آخرالزمانی علیه آمریکای جنایتکار و نظام تک‌قطبی ظالمانه و توهم امپراطوری آمریکایی را داشته و نه به شاه را می‌تواند از ایران انقلابی به آمریکای تحت حاکمیت ترامپ عشق شاه شدن و برپایی امپراطوری صادر نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات