بسیاری از صاحبنظران سیاسی و نظامی و رسانهای در غرب و به ویژه در ایالات متحده، با گذشت دو هفته از جنگ «رمضان» و ناتوانی آمریکا در تحقق اهداف جنگ، بر این باور و اعتقاد هستند که ترامپ در تله جنگ خود ساخته و پر خسارت برای آمریکا و متحدانش گرفتار شده است.
برای نمونه، سناتور ارشد آمریکایی، آقای برنی سندرز میگوید: «نتانیاهو، ترامپ را به این جنگ وحشتناک کشاند و ترامپ نمیداند چگونه از آن خارج شود.»
همچنین آقای محمد البرادعی، مدیر کل اسبق آژانس بینالمللی انرژی اتمی میگوید: «نابودی ایران توهم و خیالی بیش نیست.»
این اظهارات به استناد و مشاهدات واقعیتهای میدان جنگ، در حالی است که قبل از شروع آن، ترامپ تصور میکرد با توجه به شرایط ایران و توان آمریکا، مبتنی بر استراتژی جنگ پرشدت و برقآسا، اهداف جنگ ظرف حداکثر ۴۸ ساعت حاصل خواهد شد. اهدافی که در کانون آن، تجزیه ایران به هفت یا هشت کشور کوچک با پرچمهای مستقل قرار دارد!
بسیار روشن است که ترامپ هم مانند دیگر رؤسایجمهور آمریکا و بلکه بسیار بیشتر از آنان، در قبال ایران دچار اشتباه محاسباتی شد. حداقل در این اشتباه محاسباتی، ترامپ در چهار حوزه زیر گرفتار غافلگیری راهبردی شد:
توان آمریکا از نظر نظامی؛
ترامپ تصور میکرد ارتش آمریکا وقتی با تمام توان علیه ایران با استفاده از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی وارد عمل شود، ایران به سرعت فرو میپاشد. این ذهنیت نسبت به توان نظامی آمریکا را ژنرال مکنزی، فرمانده سابق سنتکام، این چنین بر زبان جاری کرد: «هیچ کس در جهان و حتی خود من، تصور نمیکرد ایران در برابر توان آمریکا و بعد از ترور آیتالله، بیش از دو روز تاب بیاورد، اما اکنون جهان چیز دیگری را مشاهده میکند!»
آری، ترامپ متوهم در برآوردها نسبت به میزان کارآیی ارتش آمریکا در جنگ علیه ایران دچار غافلگیری شد.
توان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران؛
غافلگیری دوم ترامپ در اشتباه محاسباتی برای جنگ، برآوردهای نادرست و غیر واقعی از توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی ایران برای دفاع است. تصور ترامپ این بود که ساختارهای دفاعی ایران، به ویژه بعد از انتشار خبر شهادت فرماندهی کل قوا، به سرعت فرو میریزد؛ اما اکنون با گذشت بیش از دو هفته از شروع جنگ، ابتکار عمل در میدان جنگ علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی، در دستان مقتدر ایران است. ترامپ در خواب هم نمیدید که پایگاههای آمریکا در منطقه و پایگاههای نظامی رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی، اینگونه یکی پس از دیگری فروپاشیده و نابود شود.
ترامپ هرگز تصور نمیکرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، مقتدرانه، خلیج فارس و تنگه هرمز و عبور و مرور کشتیها را در کنترل خود بگیرند. او هرگز تصور نمیکرد، رزمندگان اسلام این چنین هم زمان با تهاجمی سنگین علیه متجاوزان خارجی، با آتش سنگین بر روی گروهکهای مسلح تجزیهطلب، نفس آنان را به شماره اندازند.
رفتار مردم ایران؛
یکی از مهمترین حوزههای غافلگیر شدن ترامپ در محاسباتش، به حوزه رفتار مردم بر میگردد. ترامپ تحت تأثیر رسانههای دروغ پرداز و اراجیف مشتی وطنفروش، تصور میکرد به محض تهاجم سنگین به ایران و به شهادت رساندن رهبر حکیم انقلاب، مردم ایران در نقش پیاده نظام آمریکا علیه جمهوری اسلامی وارد عمل میشوند.
رئیسجمهور متوهم آمریکا با این نوع تصمیمگیری و هدفگذاری برای جنگ، نشان داد کمترین شناختی از ملت بزرگ و امام حسینی ایران ندارد. او هرگز پیشبینی از به میدان آمدن مردم ایران برای دفاع از کشور، تمامیت ارضی، استقلال، عزت و نظام جمهوری اسلامی با مختصات به نمایش آمده در شبها و روز قدس را نداشت.
رفتار اضلاع مقاومت؛
ترامپ هرگز تصور ورود قدرتمندانه بخشهایی از مقاومت در جنگ علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی با مختصات به نمایش در آمده در عراق، لبنان و یمن را نداشت.
آری، این چهار نوع غافلگیری، موجب شد تا ترامپ در برآوردهای راهبردی برای شروع جنگ علیه ایران، گرفتار اشتباه بزرگی شود و بدین صورت آمریکا و متحدان آن را در یک جنگ بینتیجه و پر خسارت با شکست قطعی و بدون هیچ دستاوردی وارد کند.
اما در کنار این چهار نوع غافلگیری محاسباتی، اصلیترین حوزهای که ترامپ در آن غافلگیر شد، نادیده انگاشتن نقش خالق هستی در مصاف حق و باطل، خیر و شر، اسلام و کفر است. البته ذهن مادیگرای او، قلب سیاهش و شکم حرامخوار و حتی نوزادخوارش به استناد پرونده شرمآور اپستین، هرگز اجازه نمیدهد تا او از نقش خداوند متعال که قدرت مطلق در عالم وجود است، از یاری رساندن به ملت مؤمن ایران فهم و درک درستی داشته باشد.
آری این فهم و درک نصرت الهی، برای موحدان و مؤمنان است. این فهم امروز در حد اعلای آن در ملت امام حسینی ایران وجود دارد. ملتی بزرگ که معتقد است در این جهاد عظیم، خدایش او را بدون هیچ شک و تردیدی پیروز خواهد کرد. ان شاءالله