صبح صادق >>  دیدگاه >> گفتگو
تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۵۰  ، 
کد خبر : ۳۸۹۳۲۴
پساجنگ در گفت‌وگوی صبح صادق با نخستین فرمانده سپاه ترسیم شد

جنگ امروز، نظم جهانی را دگرگون می‌کند

در روزهایی که گرد و غبار جنگ اذهان را به خود مشغول کرده و زمزمه‌های پیروزی و شکست را در هم تنیده است، به گفت‌وگو با «جواد منصوری» نخستین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشسته‌ایم تا به دیدگاهی نو از تعریف پیروزی و شکست برسیم. این مصاحبه نه تنها اهمیت استقلال نظامی و بومی‌سازی تجهیزات در دوران پس از انقلاب را تبیین می‌کند، بلکه با نگاهی واقع‌بینانه به تحولات میدانی، بر ضرورت هوشیاری و آمادگی دائمی در برابر دشمن تأکید می‌کند و از نقش بی‌بدیل مردم در حفظ نظام و خنثی‌سازی توطئه‌ها سخن می‌گوید که در ادامه مشروح آن آورده می‌شود.
پایگاه بصیرت / حسن نوروزی

جناب منصوری! یکی از آینده‌نگری‌های انقلاب اسلامی، استقلال در تجهیزات نظامی و بومی‌سازی آن در سال‌های پس از انقلاب بوده است؛ در زمینه اهمیت این موضوع توضیح می‌دهید.

در جریان انقلاب اسلامی، یکی از شعار‌های اصلی و بسیار مهم برای ما، که موجب خشم شدید دنیای استکباری نیز شده، «بحث استقلال» است. استقلال واقعی برای کشور‌ها در برابر نظام سلطه بسیار سنگین تمام می‌شود، زیرا اساس قدرت آنها بر وابستگی دیگر کشور‌ها بنا شده است. بنابراین، اگر کشوری مستقل باشد، مسلماً برای نظام سلطه هزینه سنگینی دارد.

از سوی دیگر، اگر هر کشوری‌ـ از جمله ماـ بتواند در مسئله استقلال به معنای واقعی آن موفق شود، می‌تواند الگویی برای دیگران باشد و همین امر موجب نگرانی شدید نظام سلطه است. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، تلاش کرده‌ایم تا حد ممکن شرایط و لوازم استقلال را فراهم کنیم و تا اندازه‌ای نیز موفق بوده‌ایم؛ اگرچه باید تلاش بیشتری برای قطع وابستگی به دیگران حتی دوستان انجام دهیم. این تصور که اگر با دولتی روابط دوستانه داریم، وابستگی به آن ایرادی ندارد، اشتباه است.

هر چند در سال‌های پس از انقلاب در زمینه استقلال کشور دستاورد‌های زیادی داشته‌ایم، ولی باید همچنان برای استقلال بیشتر بکوشیم. استقلال در حوزه امکانات، تجهیزات و فناوری‌های دفاعی، امنیتی، اطلاعاتی و نظامی، اهمیت بسیار بیشتری در مقایسه با سایر بخش‌ها دارد، زیرا بسیاری از کشور‌های جهان در این زمینه وابسته‌اند. از همین‌رو، نظام سلطه غرب از استقلال ما در این حوزه‌ها به‌شدت خشمگین است. کسانی که پس از انقلاب در این عرصه تلاش کرده‌اند، حق بزرگی بر گردن ما دارند و باید این مسیر را با قدرت ادامه دهیم. اگر در این زمینه توفیقات بیشتری کسب کنیم، می‌توانیم به ملت‌ها و دولت‌های دیگری که خواهان استقلال هستند، نیز یاری برسانیم.

دشمن با گذشت بیش از ده روز از جنگ پالس‌های از شکست ارائه می‌دهد، آیا از این اخبار و نظراتی که می‌دهند می‌توان برداشت پیروزی کرد؟ این در حالی است که دشمن می‌خواست ظرف حداکثر ۴۸ ساعت کار ایران را یکسره کند.

درست است که دشمن اظهار نظر‌هایی می‌کند که نمایشی از شکست است؛ اما با این حال، همه مدیران کشور در هر حوزه‌ای باید خود را برای «سخت‌ترین، پیچیده‌ترین و بدترین شرایط ممکن» آماده کنند. هرگز نباید تصور کنیم دشمن دچار سردرگمی، اشتباه محاسباتی یا ضعف شده است. باید بسیار جدی فکر کنیم که دشمن همچنان سرسخت است، قصد سلطه دارد و در حال پیشروی است. ما باید «قاطعانه در برابر او بایستیم.» در روز‌های اخیر برخی سخنان شنیده می‌شود که به نظر می‌رسد اشتباه است و نباید چنین اندیشه‌ای حاکم شود؛ نباید تصور کنیم که میان دشمنان اختلاف افتاده یا امکانات‌شان کاهش یافته یا از شروع جنگ پشیمان شده‌اند. چنین تصورات و سخنانی اشتباه است. ما باید با اطمینان بگوییم دشمن همچنان فعالانه و با تمام توان علیه ما می‌کوشد. اگر موفق نشود، بسیار خوب؛ اما اگر ما دچار اشتباه شویم، آسیب خواهیم دیدـ چنانکه در گذشته نیز این اشتباهات را داشته‌ایم و باید از تکرار آنها بپرهیزیم.

درست است که رزمندگان ما با تمام توان در مقابل دشمن ایستاده‌اند و این روحیه را به مردم داده‌اند؛ اما نباید این احساس پیروزی موجب کاهش فعالیت و ایستادگی آنان شود؛ باید به مردم روحیه بدهیم؛ در این میان مکن است دشمن حرف‌هایی بزند، اما باید حواسمان جمع باشد و خودمان فریب حرف‌های خودمان را نخو‌ریم. ما می‌گوییم جنگ را تمام می‌کنیم، ما پیروزیم، ما موفقیم و شما شکست می‌خورید؛ این ممکن است شعار باشد، اما باید دقت کنیم که در صحنه عمل و اقدام، هرگز نباید چنین تصوری داشته باشیم. این طرز فکر بسیار خطرناک است؛ چرا که تا آخرین لحظه جنگ باید چنان وارد میدان شد که گویی اگر لحظه‌ای سهل‌انگاری کنی یا مشغول شادی پیروزی شوی، دشمن تو را شکست دهد.

منظور بنده در کل این است اگر خبرنگار، مجری، مداح یا سخنران بگوید ما می‌زنیم، اشکالی ندارد؛ اما مسئولان باید بگویند: «بحث ما بسیار سخت است، مشکلات فراوان است و باید جدی باشیم.» هرگز نباید چنین تصور کنند که دشمن ضعیف شده یا از میدان خارج است؛ این‌طور نیست. من از ابتدای انقلاب همواره این شعار را داده‌ام که مدیران باید خود را برای سخت‌ترین، پیچیده‌ترین و دشوارترین موقعیت‌ها آماده کنند، هر موقعیتی که باشد.

با این دیدگاه می‌توان گفت نباید برای پایان جنگ زمانی تعیین کرد؛ بلکه باید با تمام قدرت جنگید تا دشمن دست از جنگ بکشد! درست است؟

اصلاً امکان ندارد کسی پایان جنگ را دقیق تعیین کند. پایان جنگ بستگی به اتفاقات دارد. مگر در جریان جنگ هشت‌ساله توانستیم پایانش را پیش‌بینی کنیم؟ هشت سال طول کشید. اکنون نیز نمی‌دانیم چقدر ادامه خواهد داشت؛ اما باید خود را برای جنگی طولانی آماده کنیم. این جنگ، مانند جنگ‌های معمول دنیا نیست؛ جنگی است که تمدن و نظم جهانی را دگرگون می‌کند، نظام سلطه را به چالش می‌کشد. اگر آنها در این جنگ پیروز شوند، دنیا به شکلی دیگر خواهد بود و اگر شکست بخورند، باز هم جهان به گونه‌ای متفاوت شکل خواهد گرفت. بنابراین، برای ما جز پیروزی پایانی وجود ندارد، و باید با جدیت جنگ را ادامه دهیم. البته از نظری می‌توان گفت پایان جنگ زمانی است که دشمن کاملاً نظرات ما را بپذیرد، تسلیم شود یا عقب‌نشینی کند. اما اینکه بگوییم «می‌خواهیم جنگ را تمام کنیم»، مشخص نیست که لزوماً به نفع ما باشد.

در این میان یکی از اقدامات خودجوش مردمی همین تجمعات و راهپیمایی‌هاست؛ درباره اهمیت این حرکت و ارتباط آن با میدان توضیحی می‌دهید؟

انقلاب اسلامی یکی از ویژگی‌های بی‌نظیر خود را در نقش واقعی مردم دارد. مردم در انقلاب اسلامی نقش موقت یا مقطعی ندارند، بلکه نقشی ماندگار و تعیین‌کننده دارند. از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، حضور مردم بسیاری از طرح‌ها و برنامه‌های دشمن را با شکست مواجه کرده است. مثالی می‌زنم؛ در هفتم تیر ۱۳۶۰، فاجعه‌ای بزرگ برای کشور رخ داد و بیش از ۷۰ نفر از مسئولان درجه اول کشور در یک اقدام جنایتکارانه به شهادت رسیدند. همان زمان آمریکا و گروه‌های ضدانقلاب داخلی گفتند «کار تمام است». بنی‌صدر گفت: «رئوس نظام قطع شد، کار نظام تمام است.»، اما تنها دو روز بعد، در نهم تیر، مردم با حضور باشکوه در تشییع شهدای هفتم تیر کاری کردند که دشمن را به حیرت انداخت. اصلاً تصور نمی‌کردند حضور مردم چنین تأثیری بگذارد. جمعیت عظیم، شعار‌های پرشور و اینکه بلافاصله مدیران شهید جایگزین شدند، همه‌چیز را دگرگون کرد. در جریان جنگ هشت‌ساله هم همین حضور مردمی نقش اساسی داشت و موجب شد معادلات دشمن بار‌ها و بار‌ها بر هم بخورد.

تا امروز، حضور مردم در شهر‌های گوناگون ـ اعم از راهپیمایی‌ها، مشارکت در سازندگی، کمک به یکدیگر و اداره امور کشورـ قطعاً محاسبات، طرح‌ها و توطئه‌ها را خنثی می‌کند. چون اساس تمام این توطئه‌ها بر این فرض است که مردم از نظام فاصله بگیرند، کمک نکنند، حمایت نکنند و در برابر رژیم منفعل شوند. آتش‌سوزی‌ها، ترور‌ها و جنگ رسانه‌ای هم دقیقاً در همین راستاست تا مردم را بترسانند و از نظام جدا کنند. حضرت امام (ره) در وصیت‌نامه‌شان به صراحت تأکید کرده‌اند که مردم باید در هر حال در صحنه باشند؛ اجتماعاتی که در دو هفته اخیر شاهد آن بوده‌ایم، بسیار عظیم و مهم است و به نظر من هیچ‌کس نمی‌تواند در برابر چنین مردمی کاری از پیش ببرد. چنین مردمی حتی با رفتن مسئولان یا رهبرشان، مسئولیت خود را تمام‌شده نمی‌دانند و کار نظام را پایان‌یافته فرض نمی‌کنند.

به نظر شما این حرکت خودجوش نشئت گرفته از چه تفکری است؟

این حرکت از دل مردم شکل گرفته است. مردم هرگاه ببینند قرار است به دین اسلام آنان خطری یا تهدیدی وارد شود، وارد میدان می‌شوند. هنگام رحلت امام (ره)، بسیاری در داخل و خارج از کشور معتقد بودند که با فوت امام جمهوری اسلامی از هم می‌پاشد؛ اما تشییع پیکر امام همه را شگفت‌زده کرد. ازدحام عظیم مردم نشان داد که حقیقت چیز دیگری است. یادم هست وزیر خارجه هند در جریان تشییع جنازه امام به تهران آمده بود. آن زمان من معاون وزیر خارجه بودم و میزبان او. از مصلای تهران با هلیکوپتر به بهشت زهرا رفتیم. از بالا که جمعیت را دیدیم، وزیر هندی مدام می‌پرسید: «این همه مردم برای چه آمده‌اند؟ به دستور چه کسی آمده‌اند؟ از کجا آمده‌اند؟ چه اتفاقی افتاده؟» به او گفتم: «این مردم آمده‌اند تا بگویند برای اسلام آمده‌ایم؛ برای حفظ نظام. این شخص رهبر ما بود، از دنیا رفت، با عزت و احترام تشییعش می‌کنیم و رهبر بعدی را نیز با تبعیت می‌پذیریم.» مردم در آن زمان نیز با حضورشان می‌گفتند: ما به خاطر اسلام آمده‌ایم؛ در جریان هفتم تیر ۱۳۶۰، هشتم شهریور یا مثلاً دو سه سال پیش، در راهپیمایی ۲۲ بهمن، خانمی پلاکاردی در دست داشت که روی آن نوشته بود: «مسئولان به خود نگیرید، ما به خاطر اسلام آمده‌ایم.» البته باید توجه داشت وقتی از «مردم» صحبت می‌کنیم، منظور همه مردم نیست، بلکه اکثریت آگاه و مسئول‌اند؛ کسانی که خود را موظف به حضور در صحنه می‌دانند. مردم امروز درک کرده‌اند که وضعیت حساس است. حتی کسانی که شاید به ندرت در مراسم‌ها شرکت می‌کردند، امروز حضور مستمر دارند، چون می‌دانند باید در صحنه باشند تا دشمن بفهمد که مردم از نظام فاصله نگرفته‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات