صبح صادق >>  دیدگاه >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۳۸۹۳۱۵
پایگاه بصیرت / مهدی سعیدی

انقلاب‌ها در عین حال که نماد افتخار و اقتدار و محصول دسترنج یک ملت به شمار می‌آیند، در درون خود نقاط آسیب و پاشنه آشیل‌هایی دارند که بی‌توجهی به آن می‌تواند ضربات جبران‌ناپذیری را به پیکره آن وارد کند. یکی از آن نقاط حساس و آسیب‌پذیری زمانی است که حیات رهبر انقلاب به پایان می‌رسد و زمان برای جابه‌جایی و انتقال رهبری جدید فرا می‌رسد. بسیاری از انقلاب‌های مشهور جهانی در این مرحله ضربه خورده یا از پای در آمده‌اند یا از مسیر انقلاب دچار انحراف شده‌اند.

انقلاب اسلامی در حیات طیبه خود دو بار با این شرایط مواجه بوده است. اولین بار پس از رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی در خردادماه 1368 بود که خبرگان ملت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای را به عنوان جانشین برگزید. این در حالی بود که شاید هیچ‌کس گمان نمی‌کرد در «فردای بدون خمینی»، چه سرنوشتی برای ایران رقم خواهد خورد؛ اما گذر زمان نشان داد که شایسته‌ترین گزینه و تربیت یافته مکتب خمینی چه خوب توانست از پس مأموریت الهی خود برآید و ایران اسلامی را در مسیر آبادانی و پیشرفت و اقتدار و عزت قرار دهد و با مدیریت داهیانه‌اش چنان ایرانی بسازد که امروز تمام دشمنان این سرزمین را به خاک سیاه نشانده است. خامنه‌ای بزرگ هرچند اولین شهیدی بود که در جنگ رمضان به همراه خانواده‌اش جان‌شان را فدای ایران کردند، اما آنچه در قالب مقاومت 16 روزه تحسین جهانیان را به همراه داشته و دشمنان را خار و ذلیل کرده، بدون شک محصول 36 سال تدبیر و حکمرانی حکیمانه ایشان برای ساختن ایران بوده است.

خامنه‌ای سال 1404، خامنه‌ای 1368 نبود! او آنقدر قدکشیده و انتظارات را بالا برده بود که این‌بار تصور «فردای بدون سیدعلی» قلب همه عاشقانش در جهان اسلام را از تپش می‌انداخت. اما قضای الهی سر رسید و جامه شهادت برازنده امام شهیدان شد؛ اما کار سخت بر عهده مجلس خبرگان رهبری افتاد که در شرایط بسیار دشوار جنگی و در لحظاتی که حتی امکان برگزاری نشست‌های این مجلس نیز ممکن نبود، دست به انتخابی خطیر بزنند و به این پرسش پاسخ گویند که واقعاً چه کسی خواهد توانست در تراز حکیم انقلاب اسلامی قدعلم کند و سکان اداره کشور را پس از او برعهده گیرد؟!

این بار نیز اراده و مشیت الهی بر این بود که ذهن‌ها و قلب‌های خبرگان ملت را به سمت و سوی چهره ارزشمندی سوق دهد که بیش از دیگران در مکتب خامنه‌ای پرورش یافته است. این انتقال الهی زعامت جامعه اسلامی در چنین شرایطی سخت که با حمایت قاطعانه ملت ایران همراه شد، بدون شک یکی از الطاف خفیه الهی بود که تحقق آن در شرایط عادی با شرایط بسیار دشوارتری همراه می‌شد و این جابه‌جایی را با حواشی فراوانی همراه می‌کرد که پرداختن به آن در این مجال ممکن نیست.

نکته تأمل‌برانگیز در این میان درخشش خامنه‌ای جوان در اولین پیامی بود که متناسب با شرایط کشور صادر کرد. پیام از چنان جامعیت و ادبیات فاخری برخوردار بود که توجه همه دغدغه‌مندان ایران اسلامی را به خود جلب کرد و نوید آن را داد که زین پس تعابیر هنرمندانه و تدابیر حکیمانه امام شهید انقلاب اسلامی را از زبان جانشین خلفش می‌توان دنبال کرد.

بدون شک برای آنکه ابعاد شخصیتی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای برای افکار عمومی آشکار شود باید منتظر گذر زمان و پیش‌آمد رویدادهایی بود که زین پس پیش روی انقلاب اسلامی در دهه پنجم انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت و آنجاست که هدایت‌ها و تدبیرهای رهبری سوم عیان خواهد شد. بدون شک جمهوری سوم با رهبری خامنه‌ای جوان، ضمن تکیه به تجربیات و راهنمایی‌های گذشته، جمهوری متفاوتی از جمهوری اول و دوم خواهد بود و در مسیر دستیابی به قله‌های پیش‌رو با انگیزه و نیروی جوانی و درک صحیح و روشن‌بینانه از مسائل جامعه و نظام بین‌الملل شاهد تکاپوی بیشتر برای رسیدن به تمدن اسلامی و تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت خواهیم بود.

بدون شک خدای روح‌الله الموسوی الخمینی، همان خدای سیدعلی خامنه‌ای و همان خدای سیدمحتبی خامنه‌ای است و فراموش نکنیم که راهبر و هادی این سرزمین حضرت حجت‌بن الحسن (ارواحنا له افداء) است که ان‌شاءالله خیلی زود با ظهورش هدایت این انقلاب را آشکارا برعهده خواهد گرفت.