در همین راستا عنوان شده وزیر خزانهداری آمریکا از احتمال رفع تحریم ۱۴۰ میلیون بشکه نفت ایران را که هم اکنون روی آب است، در روزهای آینده خبر داد. این امر نشاندهنده تغییر راهبرد واشنگتن از «فشار حداکثری» به «مدیریت بحران انرژی» در سایه جنگ است. اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد ایالات متحده ممکن است در روزهای آینده تحریم بخشی از نفت ایران را که روی آب است، بردارد.
این سخنان از سوی مقامات و رسانههای غربی از چند منظر قابل ارزیابی است. نخست آنکه این رفتار در شرایطی است که آمریکا بر اصل فشار حداکثری برای مقابله با ایران تأکید داشته و اعلام لغو هر چند موقت تحریم نفتی به منزله اعتراف رسمی به شکست این طراحی است. نکته مهم آن است که این امتیاز نه از طریق مذاکره، بلکه در نتیجه مقاومت و تغییر موازنه در میدان حاصل شده است. آمریکا که تصور میکرد ابزار نظامی مکمل تحریم خواهد بود، اکنون با واقعیتی معکوس مواجه شده: شکست در میدان، به تضعیف ابزار تحریم انجامیده است و ایران توانسته معادله را با وحدت ملی، توان نظامی و اراده و تصمیم گیری در بستن تنگه هرمز چنان تغییر دهد که جهان امروز شاهد اجبار آمریکا به لغو تحریمها شده، چنانکه در همین راستا نیز از مجوز برای خرید نفت و گاز روسیه از سوی سایر کشورها خبر داده است. نکته اساسی آن است که ایران توانسته با ترکیب هوشمندانه ابزارهای نظامی، ژئوپلیتیکی و اقتصادی، موازنهای جدید در بازار انرژی ایجاد کند. این موازنه، آمریکا را از موقعیت تهاجمی به موقعیت تدافعی سوق داده است.
دوم آنکه ادعای امریکا در حالی مطرح شده که سامان قدوسی، سخنگوی وزارت نفت با انتشار پستی در یک شبکه اجتماعی (ایکس) نوشت: در حال حاضر اساساً ایران نفت خام مانده بر روی آب و مازاد جهت عرضه در سایر بازارهای بینالمللی ندارد. این بدام معناست که ایران توانسته است تحریمها را خنثی و موازنه نفتی را بر اساس اصول خویش طراحی و بازار را در دست داشته باشد. بر اساس این مولفه میتوان گفت که ادعای خزانه داری آمریکا نوعی اقدام برای مدیریت بازار انرژی و جلوگیری از سر به فلک کشیدن قیمت سوخت است، هر چند که برخلاف ادعای آمریکا که میخواهد قیمت نفت را ۱۱۲ دلار نشان دهد در بازار واقعی به نزدیک ۲۰۰ دلار رسیده است. ادعای ترامپ مبنی بر کاهش جنگ و نیز ادعاهایی همچون آتش بس موقت مکملهای این طراحی برای کنترل بازار انرژی است. رویکردی که البته بیانگر یک اصل بسیار مهم است و آن اینکه ادعای آمریکا مبنی بر توان بازگشایی تنگه هرمز با شکست مواجه شده و آمریکا با گفتار درمانی اجباری به دنبال مقابله با پس لرزههای جنگی است که به خاطر اسرائیل به پا کرده و میرود تا هیمنه جهانی آن را به زوال بکشاند، در حالی که همزمان اصلیترین مولفه قدرت آمریکا یعنی تحریم ها، برتری نظامی و مدیریت افکار عمومی را نیز با چالشی مهم مواجه کرده است.