صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۵  ، 
کد خبر : ۳۸۹۳۵۰
مروری بر یادداشت روزنامه‌های پنجشنبه ۲۸ اسفندماه ۱۴۰۴

سال عبرت و حماسه

تقدیر این‌طور رقم خورد که ما یک بار دیگر در این نقطه از تقویم یعنی ۲۸ اسفندماه، آخرین روز کاری سال ۱۴۰۴ بایستیم و نگاهی به سالی که گذشت بیاندازیم. سالی که با یک عبرت شروع شد و با عبرتی دیگر از همان دست به پایان رسید.

یاد

سال عبرت و حماسه

تقدیر این‌طور رقم خورد که ما یک بار دیگر در این نقطه از تقویم یعنی 28 اسفندماه، آخرین روز کاری سال 1404 بایستیم و نگاهی به سالی که گذشت بیاندازیم. سالی که با یک عبرت شروع شد و با عبرتی دیگر از همان دست به پایان رسید.
فروردین 1404 علی‌رغم تجربه تلخ مذاکره با آمریکا و توافق پاره شده برجام و علی‌رغم نظر رهبر شهید انقلاب مبنی بر دل‌کندن از مذاکرات و تأکید بر «خنثی‌سازی تحریم» به جای «لغو تحریم»؛ در انتخابی نامطلوب و برای همراهی با دولت تازه‌کار چهاردهم اجازه مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا به آنها داده شد.
23 فروردین اولین دور مذاکرات آغاز شد و رؤیافروشان مثل سال‌های منتهی به برجام مشغول به کار شدند. آنها از رؤیای واهی سرمایه‌گذاری 1000 و 2000 میلیاردی آمریکا در ایران خبر ساختند و به افکار عمومی فروختند تا مسیر مذاکرات را پیش ببرند. از مذاکره کنندگان آمریکا در روزنامه‌های‌شان تعریف و تمجید کردند و با ساخت‌وساز این خیال خام که ترامپ اهل معامله است و با این آمریکا می‌شود معامله کرد؛ خواسته یا ناخواسته در پروژه فریبی که دشمن به راه انداخته بود نقش بازی کردند.
درست در روزهایی که روزنامه غربگرای «اعتماد» از «گام مثبت» در مذاکرات می‌گفت (24 فروردین 1404) و برای «استیو ویتکاف» نماینده آمریکا در مذاکرات گزارش تبلیغاتی می‌رفت (31 فروردین 1404)؛ «یسرائیل کاتس» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی با پیش‌بینی همکاری آمریکا در حمله به ایران 17‌آوریل 2025 (28 فروردین 1404) به ارتش اسرائیل دستور آماده‌باش داد. 7 اردیبهشت 1404 (27‌آوریل2025) وقتی روزنامه غربگرای «اعتماد» برای‌مان از «امید» به مذاکرات و «سرمایه‌گذاری آمریکا در پروژه‌های بلندمدت ایران» می‌گفت؛ فرماندهی سنتکام در جریان طرح عملیاتی اسرائیل برای حمله به ایران قرار گرفت. 3 خرداد 1404 روزنامه رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت در حالی از «خوش‌بینی به توافق با آمریکا» گفت و آن را تیتر اصلی خود ‌کرد که دقیقا روز قبل از آن یعنی در 22 می‌ 2025(2 خرداد 1404) آمریکا و اسرائیل مانور مشترک نظامی‌شان برای حمله به ایران را برگزار کرده بودند.
طی 5 دور مذاکرات از 23 فروردین 1404 تا 16 خرداد 1404 فقط بر شبکه فروش نفت ایران 313 تحریم جدید از سوی آمریکا اعمال شد و نهایتا آمریکا و رژیم صهیونیستی در اقدامی مشترک 23 خرداد 1404 به ایران حمله کردند. مذاکرات برای آنها پوششی برای اقدام نظامی و عملیات فریبی برای غافلگیری ایران در حمله بود. حمله‌ای که به شهادت فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان برجسته هسته‌ای و حدود 1000 غیرنظامی منجر شد.
سال 1404 با این عبرت آغاز شد و البته با همین عبرت نیز به پایان رسید. بهمن 1404 بار دیگر علی‌رغم تجربه تلخ و مضاعف مذاکره با آمریکا و علی‌رغم نهی صریح رهبر شهید انقلاب مبنی بر «مضر دانستن مذاکره با آمریکا» بار دیگر میز مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا چیده شد. یک بار دیگر خیال خام قراردادهای تجاری با آمریکا و سرمایه‌گذاری آمریکا در ایران از جانب برخی مسئولان و رسانه‌ها در افکار عمومی پرورانده شد. اما پس از دو دور مذاکره در 17 و 28 بهمن، آمریکا باز هم به تحریم و تهدید ایران پرداخت و در حالی که پس از دور سوم مذاکرات، برخی مسئولان برای ما از «چشم‌انداز خوب مذاکرات» و «توافق عدم تجاوز» می‌گفتند؛ کمتر از 48 ساعت بعد، آمریکا و رژیم صهیونیستی بار دیگر به ایران تجاوز کردند و آقای عزیز ایران و رهبر آزادگان جهان را به شهادت رساندند.
سال 1404 البته در کنار این عبرت‌های سخت و درس‌آموز؛ به لطف مردم غیور ایران، روزهای شیرین و حماسی هم کم نداشت. جنگ 12 روزه که دشمن با هدف تضعیف و تغییر حکومت ایران در بهار 1404 آغاز کرد؛ به نمایشگاهی از همبستگی ملی مردم تبدیل شد. در سایه این اتحاد و انسجام و با فرماندهی رهبر شهید انقلاب، نیروهای مسلح توانستند متجاوز را تنبیه کنند تا جایی که خودش برای توقف جنگ پیش‌قدم شد و واسطه فرستاد. این اعتراف رئیس‌جمهور آمریکا پس از جنگ در تاریخ ثبت شد که گفت: «اسرائیل ضربه خیلی سختی خورد. خصوصاً در روزهای آخر، اسرائیل واقعاً ضربه سختی خورد. آن موشک‌های بالستیک خیلی از ساختمان‌ها را نابود کردند.»
این حماسه و پیروزی قلب ملت ایران را شاد و آنها را بیش از پیش متحد کرد. تصاویر سلام نظامی ورزشکاران در میدان‌های رقابت واحترام ویژه آنان به پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران جلوه‌های ناب و بی‌نظیری از این حماسه و همبستگی مردم در سال 1404 ساخت. نقشه دشمن برخلاف خواسته‌شان نه تنها به تغییر نظام و تزلزل مردم منجر نشد بلکه به استواری نظام و اتحاد ملت انجامید.
دشمن آمریکایی-صهیونی بر همین اساس در زمستان به فکر انتقام از مردم ایران افتاد. آشوب دی‌ماه 1404 به همین منظور شکل گرفت تا اتحاد و انسجام مردم را خدشه‌دار کند. آشوبی که رهبر شهید انقلاب از آن با عنوان «کودتا» یاد کردند. این آشوب جان بیش از 2000 هموطن را گرفت و اندوهی عمیق به ملت ایران تحمیل کرد. ملت ایران اما مثل همیشه باز هم در اوج اندوه، صحنه‌ای غرورآفرین ساخت. راهپیمایی فوق‌العاده 22 دی‌ماه در اقصی‌نقاط کشور به حمایت از نظام جمهوری اسلامی ایران و در محکومیت جنایتکاران آشوبگر برگزار شد. راهپیمایی‌ای که تصاویر کم‌نظیر آن تا مدت‌ها در حافظه بصری ملت ایران باقی خواهد ماند. این حرکت غرورآفرین مردم رضایت و تحسین رهبر شهید انقلاب را به همراه داشت: «ملت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد. خداوند رحمت خود را بر همه شما نازل کند.» یک ماه بعد در 22 بهمن، مردم ایران با تظاهرات گسترده‌شان در حمایت از انقلاب اسلامی، بار دیگر قلب رهبر شهید خود را شاد کردند. 22 اسفند، آقای عزیز ایران در جوار شهدا، حماسه‌آفرینی ملت ایران را در روز قدس به تماشا نشسته بود. ملتی که در اولین لبیک به رهبر جدیدشان، سنگ تمام گذاشتند و علی‌رغم تهدید دشمن، شهادت را به جان خریدند و اجتماع با شکوه روز قدس را رقم زدند.
حالا ما در فراق آقای عزیزمان سال 1404 را به انتها می‌رسانیم. 19 روز از این فراق می‌گذرد اما خدای خامنه‌ای شاهد است که ملت ایران در این 19 روز میدان را خالی نکردند و در حمایت از اهداف و آرمان‌های رهبر کبیر و آقای شهیدشان جانانه ایستاده‌اند. خدای خامنه‌ای شاهد است که رزمندگانش لحظه‌ای دشمن را آرام نگذاشتند، با غرش موشک‌های‌شان خواب را از آنان گرفته‌اند و تا شکست آنان نبرد مقدس خود را ادامه خواهند داد. ملت ایران یک بار دیگر نشان داد مرد روزها و میدان‌های سخت است. ملت ایران در سال 1404 داغ دید اما حماسه ساخت.

یاد

کالبد شکافی یک نبرد هیبریدی در قلب تهران

حشمت‌الله کاظمی راد

جمعه، ۲۲ اسفند ۱۴۰۴؛ تهران در وضعیتی قرار دارد که من آن را «تعادل شکننده» می‌نامم. در حالی که شهر در سوگ فقدان رهبر شهید خود به سر می‌برد، بررسی‌های میدانی نشان‌دهنده لایه‌های عمیق‌تری از یک طراحی امنیتی پیچیده در کافه‌ها و پاتوق‌های جوانان است. به عنوان کسی که سال‌ها الگو‌های شورش شهری را رصد کرده‌ام، معتقدم ما با یک «جنگ روانی مهندسی‌شده» روبه‌رو هستیم که هدف آن شکستن ستون فقرات بازدارندگی است.
 ۱. فانتزی‌های نظامی و واقعیت‌های میدانی: امروز در جمع‌آوری خبر در محور‌هایی نظیر تهران‌پارس (رشید)، ونک و صادقیه، با شایعات عجیبی مواجه شدم که با دقتی وسواس‌گونه میان بدنه جوان تزریق می‌شود؛ از ادعای ورود «۴ فروند جنگنده راه بازکن» تا نفوذ عناصر ارتش آمریکا.
من به عنوان یک تحلیلگر نظامی، این را یک «تکنیک ناجی خارجی» می‌بینم. دشمن که می‌داند بدنه معترض قدرت رویارویی با لایه‌های سخت امنیتی ما را ندارد، با ساختن افسانه پشتیبانی هوایی، سعی در ایجاد شجاعت کاذب دارد. این شایعات، سوخت موتور آشوبی است که قرار است از سطح برخی نقاط شهر تغذیه شود.
 ۲. نقد استراتژیک؛ حفره‌ای به نام «ایست بازرسی ثابت»: نکته‌ای که در بررسی‌هایم بر آن پای می‌فشارم، ضرورت بازنگری در آرایش‌های ایستا است. مشاهدات من نشان می‌دهد که محل ایست‌های بازرسی از روز اول تغییر نکرده است. در نبرد شهری، «ثبات» مساوی است با «مرگ عملیاتی». دشمن اکنون نقشه مسیر‌های دور زدن این واحد‌ها را ترسیم کرده است. به عنوان یک تجربه میدانی، آنچه پیشنهاد می‌کنم، گذار فوری از ایست‌های بازرسی استاتیک به سیستم «ایستگاه‌های بازرسی متغیر و سیار» است. ما نباید اجازه دهیم محل حضورمان برای لیدر‌های آشوب پیش‌بینی‌پذیر باشد.
 ۳. تهدید از بالا؛ پارادایم نوین پهپاد‌های شهری:، اما خطرناک‌ترین فاز این نبرد که کمتر به آن پرداخته شده، تغییر سطح درگیری از زمین به آسمان است. من معتقدم در صورت شروع آشوب، صفوف فشرده نیرو‌های ضد شورش با تهدیدی نوین روبه‌رو خواهند شد: پهپاد‌های FPV انتحاری. تجمع نیرو‌ها که روزگاری نماد قدرت ما بود، در برابر یک کوادکوپتر ۵۰۰ دلاری که از پشت‌بام یک ساختمان مسکونی به پرواز درآمده، به یک هدف بی‌دفاع تبدیل می‌شود. ما باید بپذیریم که عصر «دیوار‌های انسانی» در حال پایان است.
۴. چاره‌جویی استراتژیک؛ نبرد در لایه‌های نامرئی: به عنوان راهکار نهایی، من فراتر از حضور فیزیکی، بر مدیریت «فضای فرکانسی» و «امنیت ارتفاع پست» تاکید دارم. تجهیز هر واحد عملیاتی به تجهیزات ضد پهپاد FPV به سازماندهی تیم‌های «شکار اپراتور» در کوچه‌های موازی، تنها راه خنثی کردن این بن‌بست تاکتیکی است. البته تحرکات اخیر پهپاد‌های دشمن در هدف قرار دادن پست‌های ایست و بازرسی هشداری زودهنگام برای تدبیر در سازماندهی پست‌های ایست و بازرسی است.
ما در تهران اسفند ۱۴۰۴، نه با یک اعتراض خیابانی ساده، بلکه با یک «نبرد ترکیبی» مواجهیم که در آن کافه، شبکه اجتماعی و آسمان شهر به یکدیگر متصل شده‌اند. هوشیاری نیرو‌های امنیتی و بسیج در شناسایی این الگوها، اولین گام برای فروپاشی این سناریوی خطرناک است. نبرد اصلی، بر سر تصاحب «ادراک» جامعه است؛ اگر ما شایعه جنگنده‌های خیالی را در ذهن‌ها ابطال کنیم و تهدید پهپاد‌های واقعی را در آسمان خنثی نماییم، آشوب پیش از تولد، دفن خواهد شد.

یاد

«شب قدر» ایران و انقلاب کجا رقم می خورد؟!

کوروش شجاعی

۶ وظیفه ملی
ملت بزرگ  و ایران عزیز، این روزها درحال گذر و عبور از یک «پیچ تاریخی»تعیین کننده و سرنوشت ساز هستند. جنگ تحمیلی ناجوانمردانه دشمن آمریکایی صهیونی علیه کشورمان در ماه مبارک رمضان اکنون ۲۰ روزه شده است؛ شواهد میدانی نشان می دهد که علی‎رغم توان تجهیزاتی پیشرفته آمریکا و رژیم صهیونی و هدف قراردادن قائد عزیز امت ،۱۶۸ فرشته مینابی، صدها نفر از کودکان و زنان و مردان  سرزمین مان ،ترور فرماندهان ارشد و نیروهای جان برکف دفاع از دین و میهن ، حمله ناجوانمردانه به ناو «دنا» و به شهادت رساندن ۱۰۴ نفر از دریادلان ایران در اقیانوس هند ، ترور دکتر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و سردار سلیمانی فرمانده بسیج کشور و حجت الاسلام خطیب وزیر محترم اطلاعات  در روزهای اخیر، همچنان انگیزه و توان مدافعان ایران در اوج قرار دارد.انجام ۶۳ عملیات موفق (تا لحظه نگارش این مطلب) و هرچه بیشتر و دقیق تر شدن اصابت موشک های ایرانی به قلب سرزمین های اشغالی و پایگاه های آمریکایی در منطقه خلیج فارس و آغاز «دورتند» عملیات علیه خصم متجاوز و همچنین درخواست ترامپ از اروپا برای کمک به بازگشایی تنگه هرمز شاهد بسیار روشن این واقعیت است که «دست برتر» در «میدان» با سلحشوران و غیرتمنددلاوران مدافع عزت و استقلال ایران عزیزتر از جان است؛ اما بی گمان تداوم دست برتر داشتن در میدان و رسیدن به پیروزی قطعی و نهایی به چند موضوع و اقدام اساسی بستگی دارد.
۶ وظیفه ملی
یکم-دعا و استغاثه مدام و عارفانه به درگاه حضرت احدیت که اصلی ترین و مهم ترین و موثرترین عامل استمرار نصرت الهی و پیروزی جبهه حق بر باطل است.
دوم-رواداری هرچه بیشتر همه آحاد ملت با یکدیگر ، قطعا مهربانی بیش از پیش باهم و با همه مردم با هرنوع سلیقه و گرایش فکری سیاسی، نیاز غیرقابل انکار ، خصوصا در شرایط امروز کشور است. و البته که این مهربانی نه تنها در دل بلکه در نگاه  ،رفتار و گفتار همه ما باید متجلی شود. حتما گذشت، فداکاری، دیگردوستی ،یاری،کمک رساندن، خدمت رسانی و ایجاد امید در دل یکدیگر وظیفه ای اخلاقی،انسانی، وجدانی و ملی است. آسان گیری و فهم رنج ها و آلام  و دلهره های یکدیگر و گوش شنوا داشتن برای حرف های هم ، جلوه ای از مهربانی و درک متقابل و مفاهمه و همدلی در جامعه و زمینه ساز استمرار نصرت الهی است.
سوم- حفظ و تقویت وحدت و انسجام ملی و آنچه امام شهید عزیزمان بر آن بسیار تاکید داشتند، یعنی همان «اتحاد مقدس»، وظیفه و ضرورتی بسیار اساسی است که اولا باید در بین احزاب و گروه ها و سلایق گوناگون و مسئولان کشور باهم وجود داشته باشد و از آن مهم تر، وحدت ،انسجام ،همدلی و اتحاد آحاد مردم با یکدیگر ، عاملی بسیار اساسی در رسیدن به پیروزی نهایی است. جلوه های بسیار حماسی و شکوهمند این همدلی، انسجام و اتحاد مقدس در ۲۲ دی ماه ،۲۲بهمن ، ۲۲اسفند، و همچنین تشییع پیکر شهیدان با حضور میلیونی مردم، آن هم در شرایط جنگی متجلی شد و جهانیان را شگفت زده کرد.
چهارم-حضور حماسی و جانانه مردم در «خیابان» و «میدان داری» ملت عزیز در عرصه شهرهای کوچک و بزرگ سراسر میهن و ادامه قدرتمندانه این حماسه آفرینی و حضور باشکوه و پرصلابت، ضرورت و لازمه اساسی دیگر است که نه تنها انگیزه و امید و توان نیروهای مسلح در مقابله با دشمن متجاوز را افزایش می دهد، بلکه قطعا اقدامی ضروری و سرنوشت ساز برای حفظ امنیت پایدار و مانع اصلی جلوگیری از عملیات تروریستی عده قلیل دشمنان وطن محسوب می شود.
پنجم-تاب آوری و مقاومت ملت سلحشور ایران در مقابل دشمن ناجوانمرد و غدّار و جنایتکار و کمک همه جانبه و موثر تمامی مسئولان کشور به مردم در تمامی عرصه ها ، حتما و بدون شک، زمینه را برای رسیدن به پیروزی نهایی و گذر از این پیچ تاریخی مهیاتر می کند.
ششم-حفظ «خشم مقدس» آحاد مردم علیه دشمن آمریکایی صهیونی ، دشمنی که نوگلان سرزمینمان را در میناب آن‎چنان بی رحمانه پرپرکرد، دشمنی که امام خامنه ای عزیز و فرماندهان ارشد را ناجوانمردانه به شهادت رساند، دشمنی که سقف خانه ها را بر سر صدها کودک و زن و مرد ایرانی و حتی نوزاد۳روزه آوار کرد،دشمنی که ۱۰۴ دریادل ایرانی را به شهادت رساند و ... دشمنی که زیرساخت های کشورمان را هدف قرارمی دهد، خصم متجاوزی که تجزیه  و بلکه نابودی ایران بزرگ را در خواب می دید،خواب  ورویایی که توهم و خیال  باطلی بیش نیست. 
و حالا در این مقطع و برهه حساس و سرنوشت ساز و تاریخی به لطف الهی ، با سلحشوری مردان میدان، تداوم حضور پرشکوه مردم در خیابان، «رواداری» هرچه بیشتر آحاد مردم با یکدیگر، حفظ وحدت و انسجام ملی و «اتحادمقدس» و «خشم مقدس» و البته خشمی مقدس علیه جنگ افروزان و تروریست های آمریکایی صهیونی بی گمان «شب قدر ایران و انقلاب» در میدان و خیابان رقم خواهد خورد،شب قدری که به فضل الهی نه تنها پیروزی نهایی جبهه حق بر باطل را مقدر می کند بلکه ایران عزیز و بزرگ و مقتدرمان را در مرحله ای جدید از«نظام منطقه ای» و «جهانی» وارد می کند؛ نظامی که ایران در آن توانسته شاخ نظام سلطه و استکبار را بشکند و مدعیان کدخدایی و استیلا بر جهان را به «کُرنش»در مقابل ایران وادارکند.همان ایران بزرگ، عزتمند، مستقل و مقتدری که نه سلطه گری می کند و نه سلطه می پذیرد و هیچ گاه تسلیم نمی شود.
پاینده و سرافراز باد ایران و ایرانی

یاد

چرا دشمن با هدف قراردادن عسلویه وارد قمار خطرناکی شد؟

زیرساخت انرژی منطقه، چشم اسفندیار آمریکا

سیدمهدی طالبی

دشمن آمریکایی - صهیونی فاز حمله به زیرساخت‌ها را از مدتی قبل آغاز کرده و روز گذشته با تهاجم به چند فاز از میدان گازی پارس جنوبی، آن را وارد مرحله‌ای جدید کرد. 
گفته شده این حمله به مخازن میدان بوده و تأسیسات استحصال هدف نبوده‌اند؛ اما ورود این مناطق به دایره جنگ، مسیری متفاوت است.
دشمن چرا وارد این مسیر شد؟ 
دشمن به اهداف خود از جنگ نرسیده است. آن‌ها در سناریو‌های خود چند مسئله را از پیروزی حداکثری تا پیروزی حداقلی برای خود لحاظ کرده بودند که این پیروزی در هر شکل خود، به جنگ کوتاه‌مدت وابسته بود. در پیروزی حداکثری، با ترور رئوس کشور و بمباران مؤثر شهر‌های موشکی، ایران تسلیم می‌شد. در پیروزی حداقلی، با ترور سران و آسیب به حیثیت و امکانات کشور طی چند روز بمباران، کشور با زخم‌هایی عمیق از جنگ خارج می‌شد تا واشنگتن بار دیگر چرخه آتش‌بس، مذاکره، فریب و جنگ را از سر گیرد که هدف نهایی آن رساندن نهایی تهران به شرایط تسلیم است. 
این سناریو‌ها هرکدام با شکست روبه‌رو شد. ترور سران باعث تسلیم کشور نشد و شهر‌های موشکی نیز آسیب مؤثری که باعث اتمام شلیک‌ها شود، ندیدند. همچنین در برابر تلاش برای آسیب به امکانات کشور، تهران نیز متقابلاً با حملات خود ضمن ایجاد بازدارندگی در جنگ، موفق به واردکردن ضربه به دشمن شد. 
اگر اسم رمز هر شکل از پیروزی در عملیات دشمن «جنگ کوتاه‌مدت» بود، فن بدل ایران و واردکردن دشمن به سناریوی شکست، «جنگ بلندمدت» است. 
پیگیری این سیاست به مذاق سران آمریکا و رژیم صهیونیستی خوش نیامده و آن‌ها راه را در کلیدزدن جنگ انحرافی دیده‌اند؛ جنگی که در آن دیگر اهداف اصلی جنگ‌ها پیگیری نمی‌شود، بلکه هدف ضربه به اهداف انحرافی و نامعمول مانند زیرساخت‌ها و مسئولان دولتی است. اهداف و دلایل دشمن در کلیدزدن جنگ زیرساختی مسائل ذیل است:
1-  دشمن در میدان نظا‌می‌ضربات سنگینی خورده است. گفته می‌شود حضور نظا‌می آمریکا در منطقه که چندین دهه برای تقویت آن زمان صرف شده بود، به‌شدت تحت ضربه قرار گرفته است. از این رو و با ناتوانی دشمن در میدان نظامی، قصد دارد با هدف قراردادن زیرساخت‌ها، ایران را از تداوم ضربات نظا‌می به خود باز دارد. 
2- دشمن می‌داند بدون به خیابان کشاندن برخی از اقشار، قادر به سرنگونی ایران و تجزیه کشور نیست. پس تمام اقدامات نظا‌می دشمن در خدمت این هدف قرار دارند. هدف فوری زدن زیرساخت‌ها ایجاد مشکلات اقتصادی است تا به‌زعم خود بتواند مردم را به خیابان بکشد و اگر در طول جنگ این اتفاق رخ نداد، این حملات با تشدید مشکلات اقتصادی نهایتاً طی چند ماه آینده باعث شکل‌دهی به اعتراضات شود. 
3-  تنگه هرمز یک شاخص اصلی در تعیین پیروز جنگ است. اگر تنگه هرمز در دست ایران باقی بماند، تهران از نظر اقتصادی، نظا‌می و سیاسی پیروز شده است. دشمن برای گشودن تنگه هرمز، دست به هرکاری‌زده اما تاکنون ناکام مانده، از این رو دنبال گروکشی است. 
گزینه‌های ایران
ایران برای ضربه به دشمن و ایجاد بازدارندگی برای زیرساخت‌های خود دارای گزینه‌های متفاوتی است. این موارد در ذیل مورد بررسی قرار گرفته‌اند:
1-هدف اصلی زیرساخت‌های اقتصادی آمریکا در منطقه
ایران با ابزار‌های نظامی، می‌تواند تأسیسات انرژی مرتبط با آمریکا را در منطقه هدف گیرد. هدف قراردادن تأسیسات انرژی در خلیج‌فارس مشکل را جهانی ساخته و به رشد قیمت نفت و سقوط بازار‌های جهانی می‌انجامد. 
این سناریو‌ها که آسیب به منافع آمریکا باعث ورود کشور‌های عربی به جنگ با ایران می‌شود، اهمیتی ندارد؛ آن‌ها می‌دانند که ایرانی‌ها چرا و به چه اهدافی حمله می‌کنند و در تصمیم‌گیری نیز مختار هستند؛ دولت‌های عربی حاشیه جنوبی خلیج‌فارس که با خطا خاک کشور‌هایشان را برای حمله به ایران در اختیار آمریکا قرار داده‌اند، می‌توانند با خویشتن‌داری حداکثری دوست ایران باقی بمانند و یا آنکه خود را وارد مهلکه‌ای کنند که آمریکا و رژیم صهیونیستی در خروج از آن ناتوان هستند. 
2-هدف‌گیری زیرساخت‌ها در فلسطین اشغالی
نباید فراموش کرد که این لابی صهیونیستی بود که آمریکا را برخلاف منافعش راضی کرد تا در جنگ حضور یابد؛ پس مهم‌ترین بازیگری که باید هدف قرار گیرد رژیم صهیونیستی است. تأسیسات نفتی، میادین انرژی و آب‌شیرین‌کن‌ها در سرزمین‌های اشغالی باید هدف قرار گیرند. یک گام مهم، آغاز تعرض به تأسیسات حیاتی صهیونیست‌هاست تا دشمن از توانایی ایران مطلع شود. 
3-ابزار‌های امنیتی و سایبری علیه آمریکا
فراتر از ابزار‌های نظامی، زیرساخت‌های آمریکا در صورت ارتقای جنگ، در دسترس ایران قرار دارند که این با ابزار‌های امنیتی و سایبری قابل‌تحقق است. اگر ترامپ فکر می‌کند می‌تواند به خلیج‌فارس آسیب رسانده و موقعیت آمریکا در بازار انرژی را تقویت کند، اشتباه می‌کند. او باید بداند که در نهایت و اگر زمانش فرارسد و جنگ به چنین مرحله‌ای برسد، محدودیت‌های ضربه به آمریکا و منافعش برداشته شده و تحولات از نظر جغرافیایی دیگر متفاوت می‌شود. 
آمریکا به دلیل جایگاهی که برای خود قائل است از نظر امنیتی آسیب‌پذیرتر به نظر می‌رسد؛ زیرا ضربه امنیتی به آن، یک زیان حیثیتی بزرگ برای واشنگتن است. از نظر سایبری، آمریکایی‌ها به دلیل بناشدن زیرساخت‌هایشان بر این مبنا، آسیب‌پذیری زیادی دارند. 
4-روکردن کارت‌ها روی زمین
دشمن با ناکا‌می در میدان نظا‌می وارد زدن زیرساخت‌ها شده است؛ پس ایران باید همان‌گونه که دشمن در سیاست‌های خود تغییر می‌دهد، در سیاست‌های خود تغییر شکل دهد. روکردن کارت‌های جدید مانند راه‌اندازی جنگ زمینی علیه دشمن یکی از این موارد است. 

یاد

درباره آنچه در سال ۱۴۰۴ بر «ایران» گذشت / سال خون، حماسه و آغاز پیروزی

مجتبی خاتونی

داغ، اشک، خون و حماسه! این شاید تمام آن چیزی است که در سال گذشته، بر ایران گذشت... و چه نیکو سرنوشتی است آنجا که یک جامعه، در بزنگاه تاریخ و در نقطه عطف جغرافیا، به جایگاه «ملت» بودن نائل آید!
ملت نه فقط یک واژه زیباست که بتوان برای یک قبیله بدوی ساکن یک آسمانخراش به کار برد و نه یک ادعای گزاف که توصیف کند یک اجتماع مجعول و غاصب را که بر گورهای دسته جمعی ساکنان اصلی یک سرزمین می‌رقصند! هرگز؛ «ملت بودن» ادب و آداب دارد. باید ملت بود تا زمان هجوم اهریمن به خانه، به جای دروازه‌های خروج از کشور، مبادی ورودی را مملو از جمعیت کند؛ باید ملت بود که با وجود تمام دردها و ناروایی‌ها، آن ‌گاه که نگاه ناپاک بیگانه بر مام وطن افتاد، چشم‌هایش را از کاسه درآورد! باید ملت بود آن ‌گاه که شیطان، «مرشد» و «مراد» از مردم می‌گیرد، سیمرغ شد و مُلک را راهبری کرد.نه این‌ها شعر است و نه من شاعر! این خودِ خود واقعیت است؛ واقعیتی روح‌نواز برای انسان و حقیقتی سوزان برای شیطان! سالی که پشت سر گذاشتیم، بحق، سال مردم جمهوری اسلامی ایران بود و شاید جالب باشد که ملت ما در این سال، با وجود تقدیم شهدای زیاد، چه در جریان جنگ ۱۲روزه، چه در شبه‌کودتای دی ماه و در همین جنگ منطقه‌ای جاری؛ بسیار بزرگ‌تر و شلوغ‌تر از گذشته شد و این «تابلوفرش دستباف چند هزار ساله»، حالا رنگ‌های جدید به خود می‌بیند؛ میلیون‌ها گره پرتراکم انسانی از آزادگان جهان؛ از وفاداران یمنی و لبنانی و عراقی تا مظلومان فلسطینی و سوری؛ از عدالت‌خواهان اروپایی تا مبارزان آفریقایی؛ از انسان‌دوستان شرق آسیا تا حق‌طلبان آمریکای شمالی!
بله! این همه ما مردم جمهوری اسلامی ایران هستیم که حالا فراتر از مرزهای این خاک، حول محور ایده الهی ایران گرد هم آمده‌ایم و در این میان، آن هسته‌ سخت ۹۰میلیونی، ساکنان این سرزمین مقدس‌اند که چون فولاد آب‌دیده، در کوران خشم شیطان، حالا مقاوم‌تر از همیشه ایستاده‌اند و یکصدا فریاد می‌زنند که زیر بار ذلت نخواهیم رفت.بله! ما فردای ۱۴۰۴ را هم خواهیم دید! برای عزیزانمان خواهیم گریست؛ برای دخترکان شهیده از مدرسه «شجره طیبه» میناب، برای «آقا»ی شهیدمان، برای شهید مجتبی «سه‌روزه» از اراک، برای همه آن هزاران شهید مظلوم و مقتدر. آتش این داغ جز با نسیم پیروزی فرونمی‌نشیند و دور نخواهد بود آنجا که این مردم حماسه‌آفرین، آنان که زیر بارش موشک و آتش، فریاد ایستادگی سر داده‌اند، بنا بر وعده‌ صادق الهی، طعم پیروزی نهایی را چشیده و کام جهانی را نیز به یُمن این مجاهدت آگاهانه شیرین کنند؛ ان‌شاءالله.

یاد

چرا اعضای ناتو درخواست رئیس‌جمهور آمریکا برای مشارکت نظامی در بازگشایی تنگه هرمز را رد کردند؟

اروپا منتظر شکست ترامپ

کشورهای عضو ناتو به درخواست متبخترانه رئیس‌جمهور آمریکا برای مشارکت در عملیات نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز جواب منفی دادند.
به گزارش «وطن‌ امروز،» فرانسه، انگلیس و آلمان در کنار ایتالیا،‌ یونان و برخی دیگر از کشورهای اروپا، در اقدامی هماهنگ اعلام کردند در هیچ گونه اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز مشارکت نخواهند کرد. مقامات برخی از این کشورها مانند آلمان و فرانسه همزمان تاکید کردند ترجیح می‌دهند برای ازسرگیری عبور و مرور در تنگه هرمز، راه‌حل‌های دیپلماتیک را امتحان و با ایران مذاکره کنند.
روز چهارشنبه لیندزی گراهام سناتور جنگ‌طلب آمریکایی گفت به تازگی دیداری با ترامپ داشته است و با او درباره پاسخ منفی اعضای ناتو گفت‌و‌گو کرده است. گراهام تصریح کرد هیچ وقت ترامپ را تا این اندازه عصبانی ندیده است. رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه درباره پاسخ منفی اعضای ناتو به درخواست خود، گفت نیازی به کمک این کشورها ندارد. این در حالی است که او اوایل همین هفته در چند نوبت از اعضای ناتو خواسته بود در اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز مشارکت کنند.‌ البته ترامپ در پستی که درباره این موضوع در شبکه تروث منتشر کرد، اعضای ناتو را صراحتا تهدید نیز کرد. او گفت اگر اعضای ناتو به درخواست او پاسخ مثبت ندهند، آینده تاریکی در انتظار این پیمان است. به عبارتی ترامپ با همان روحیه متفرعنانه و تحقیرآمیز، هم از اعضای ناتو درخواست کمک و هم همزمان آنها را تهدید کرد.
«نه» هماهنگ اعضای ناتو و کشورهای اروپا به درخواست ترامپ، حالا شکاف بزرگ در ۲ سوی آتلانتیک را عمیق‌تر و علنی‌تر کرده است. رابطه آمریکا و اروپا از ابتدای دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ به تیرگی گرایید. مواضع وی در قبال جنگ اوکراین و دست‌درازی او به گرینلند باعث عصبانیت کشورهای اروپا از او شد. همزمان ادبیات تحقیرآمیز ترامپ نسبت به اروپا باعث رنجش و دلخوری کشورهای قاره سبز شد. حتی در یک نوبت که مکرون در پیام‌های مخفیانه، به ترامپ پیشنهاد داد از گرینلند دست بکشد تا فرانسه درباره ایران با آمریکا «اقدامات بزرگ» انجام دهد، ترامپ پیام‌های مکرون را فاش کرد تا هم رئیس‌جمهور فرانسه را تحقیر کند و هم نشان دهد هیچ موضوعی نمی‌تواند در تمایل او برای تصاحب گرینلند تغییری ایجاد کند. موضع ترامپ درباره ناتو نیز از همان دوره نخست ریاست جمهوری‌اش علنی شده بود. ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری‌ خود نیز، بارها با ادبیاتی تحقیرآمیز، تاکید کرده بودجه ناتو باید به صورت مساوی توسط اعضا تامین شود و آمریکا نمی‌تواند همانند سابق، بخش زیادی از بودجه پیمان آتلانتیک شمالی را تامین کند.‌ او حتی در چند نوبت تهدید کرده آمریکا از ناتو خارج خواهد شد. عملکرد ترامپ درباره جنگ اوکراین نیز باعث عصبانیت اروپا شده است. ترامپ در طرح صلحی که برای اوکراین ارائه کرد، بر ضرورت جداسازی بخشی از خاک اوکراین (یعنی همان سرزمین‌هایی که اکنون در اختیار روسیه است) تاکید کرد؛ پیشنهادی که به منزله تحقیر بزرگ اوکراین و اروپا در برابر روسیه است و سایه تهدید روسیه را بر اروپا پهن‌تر می‌کند.‌ به همین خاطر، کشورهای اروپا بارها با این پیشنهاد مخالفت کردند. پس از مخالفت اروپا با جداسازی بخشی از خاک اوکراین، این بار ترامپ اعلام کرد کمک‌های سابق به کی‌یف را لغو می‌کند. در‌ واکنش به این موضع ترامپ، کشورهای اروپا خود هزینه جنگ اوکراین را تقبل کرده و قرار است از محل توقیف دارایی‌های روسیه، به اوکراین کمک مالی کنند.
در کنار این موضوعات، سیاست‌های تنبیهی ترامپ علیه اروپا در ماجرای تعرفه‌ها نیز اختلافات ۲ سوی آتلانتیک را عمیق‌تر کرد. ترامپ حتی در چند نوبت اروپایی‌ها را تهدید کرد در صورت افزایش مناسبات اقتصادی با چین، تعرفه‌های بیشتری بر کالاهای اروپایی وضع خواهد کرد.
کینه اروپا از ترامپ
مناسبات آمریکا و اروپا حالا در بدترین حالت خود، از پایان جنگ دوم جهانی تاکنون است. اظهارات تحقیرآمیز ترامپ در اجلاس داووس نشان داد اتحاد بلوک غرب رسماً ترک برداشته و در آستانه شکستن است. به اعتقاد کارشناسان، این اختلاف در بلوک غرب، در تغییر نظام تک‌قطبی بسیار موثر بوده و فرآیند فروپاشی نظم آمریکایی را تسریع خواهد کرد. 
حالا در ماجرای حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، نمودهای جدیدتری از این اختلاف و شکاف پدیدار شده است. حالا همه دنیا فهمیده ترامپ در مخمصه جنگ‌ علیه ایران گرفتار شده است. مهم‌ترین مصداق این گرفتاری، ماجرای مسدود شدن تنگه هرمز است. ارتش آمریکا نشان داد توانایی بازگشایی این تنگه و ازسرگیری عبور و مرور از آن را ندارد. پس از آشکار شدن این ناتوانی بود که ترامپ، با ادبیاتی تحقیرآمیز از اروپا خواست به او کمک کند.
او به کشورهای عضو ناتو گفت در اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز مشارکت کنند؛ اگرنه آینده‌ای تیره و تار در انتظار پیمان ناتو است. اعضای ناتو به صورت هماهنگ به او «نه» گفتند. این نه، برای ترامپ بسیار گران آمده است و باعث شده تنهایی او در جنگ علیه ایران، آشکارتر از قبل شود.
اما چرا اروپایی‌ها که همواره یک پای جنگ‌ها و اقدامات نظامی آمریکا علیه دیگر کشورها بوده‌اند، اکنون درباره ایران - که اروپا همواره سیاست‌های خصمانه‌ای علیه آن اعمال کرده - او را تنها گذاشته‌اند؟
به اعتقاد کارشناسان، درباره این تصمیم اروپا، می‌توان به ۴ مورد اشاره کرد.
۱- اروپایی‌ها به دقت تحولات جنگ را رصد می‌کنند. آنها قبل از حمله ترامپ به ایران، با تروریستی اعلام کردن سپاه، همراهی خود با رئیس‌جمهور آمریکا در جنگ علیه ایران را نشان دادند. البته برخی معتقدند این اقدام اروپا، نوعی ترغیب ترامپ برای شروع حمله نظامی علیه ایران و گرفتار کردن او در باتلاق جنگ بوده است. به هر حال اروپا با تروریستی اعلام کردن سپاه، علنا با تصمیم ترامپ برای حمله به ایران همراهی کرد. با این حال اما با گذشت زمان، مشخص شد ترامپ در آستانه یک شکست سنگین از ایران است. رسانه‌های معروف اروپایی مانند گاردین، اشپیگل، رویترز و فایننشال‌تایمز، با انتشار گزارشات و تحلیل‌های مختلف از جنگ، تاکید کرده‌اند ترامپ نه تنها از این جنگ دست خالی باز خواهد گشت؛ بلکه متحمل یک شکست سنگین از ایران نیز خواهد شد. این رسانه‌ها به نوعی برون‌داد مواضع و دیدگاه‌های کشورهای اروپا هستند. به همین خاطر می‌توان گفت آنچه در این رسانه‌ها منتشر می‌شود، به نوعی نشان‌دهنده دیدگاه‌ها و مواضع سران اروپاست. به همین خاطر اکنون برآورد کشورهای اروپایی درباره جنگ، شکست مفتضحانه آمریکاست. لذا اروپایی‌ها نمی‌خواهند در‌ جنگی وارد شوند که از اکنون نتیجه آن مشخص است. آنها نمی‌خواهند ترامپ شکست را بین همه آنها تقسیم کند لذا دلیل پاسخ منفی آنها به درخواست ترامپ، عدم‌ مشارکت در هزینه‌های شکست آمریکا در این جنگ است.
۲- اروپایی‌ها بر این باورند شکست ترامپ در جنگ علیه ایران، باعث تضعیف جایگاه او در آمریکا و همینطور تحولات بین‌المللی خواهد شد به همین خاطر آنها امیدوارند با شکست وی در این جنگ، از یک سو سیاست‌های او در قبال جنگ اوکراین تغییر کند و از سوی دیگر، دست از سر گرینلند بردارد. به همین خاطر، اروپایی‌ها بر این باورند شکست ترامپ در جنگ علیه ایران، می‌تواند منافع آنها را تقویت کند.
۳- اروپایی‌ها با رصد تحولات میدانی جنگ و همینطور وضعیت معادله تنگه هرمز، دریافته‌اند حتی با مشارکت نظامی آنها نیز تنگه بازگشایی نخواهد شد. وزیر دفاع آلمان روز دوشنبه در اظهارنظری قابل تامل اذعان کرد اروپا نمی‌تواند تنگه هرمز را بازگشایی کند.‌ پیستوریوس گفت: ۲ ناوچه اروپایی نمی‌توانند کاری را که ارتش آمریکا نتوانسته انجام دهد، به سرانجام برسانند. بنابراین یکی از دلایل مخالفت اروپا در مشارکت نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز، این است که اروپایی‌ها می‌دانند در این امر قطعا شکست خواهند خورد و اعتبار نظامی‌شان مخدوش خواهد شد.
۴- اروپایی‌ها - همانگونه که گفته‌اند - راه‌حل دیپلماتیک را ترجیح می‌دهند. برخی منابع خبری اخیرا گزارش دادند سران برخی کشورهای اروپایی وارد مذاکره با ایران شده‌اند تا در صورت امکان، ایران اجازه دهد  کشتی‌ها و نفتکش‌های آنها از تنگه هرمز عبور کنند به همین خاطر اروپایی‌ها امیدوارند از طریق تعامل با تهران، بتوانند مجوز عبور و مر‌ور کشتی‌های خود از تنگه هرمز را دریافت کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات