رابطه میان پیشرفتهای نظامی با پیشرفت اقتصادی، موضوعی بسیار تخصصی است، اما قبل از مطالعه فنّی این موضوع، طرح این مسئله و برجسته سازی آن، خود اهمیّت بسیار زیادی دارد. این موضوع به عبارتی همان گفتمان سازی در زمینه ضرورت تحوّل مدیریت اقتصادی کشور با بهره گیری از تجربه مدیریتی حوزه نظامی است.
یادآوری مسئله اقتصاد در شعار سال جدید از سوی مقام معظم رهبری، آیت الله سیدمجتبی خامنهای، در واقع تداوم مشکل شناسی دقیق امام خامنهای شهید (ره) در زمینه مسائل اساسی کشور است.
توجّه دادن به حل مشکلات اقتصادی در شعار امسال، در شرایطی که ملت و دولت ایران شاهد کارآمدی و موفقیّت مدیریت نیروهای مسلح کشورمان در مقابل تهاجم آمریکایی-صهیونی هستند از فرصت بسیار خوبی برخوردار است، آنچه مهم است ابتدا برجسته کردن رابطه هم افزا و ثمربخش مدیریت موفّق نظامی با مدیریت اقتصادی (و صنعتی)، و سپس تبیین تخصصی این موضوع است.
در حوزه طرح مسئله و گفتمان سازی پیرامون این موضوع امّا، یک مسئله بنیادین وجود دارد و آن اینکه کارشناسان بسیاری طی سالهای مختلف تأکید کردهاند هسته اصلی مشکلات اقتصادی ایران، شیوه مدیریت اقتصاد است.
مدیریّت، قبل از این که موضوعی اقتصادی باشد، مسئلهای انسانی و وابسته به ماهیّت اندیشه و کیفیّت اراده و انگیزه افراد است. یک تفکر وابسته نمیتواند به اقتصادی قوی منتهی شود و به تبع آن وابستگی فکری، سبب میشود اراده و انگیزه مدیران اقتصادی تابع قدرتهای خارجی قرار گیرد.
در چنین شرایطی پیشرفتهای خیرهکننده جمهوری اسلامی ایران در حوزه نظامی و دستیابی به بازدارندگی نظامی، با وجود تحریمهای مختلف، باید مدّ نظر مدیران اقتصادی و صنعتی کشور قرار گیرد.
در کانون این موفقیّت ها، استقلال فکری قرار دارد و تبیین ماهیّت این استقلال و چگونگی تأثیرگذاری آن بر ارادههای قوی و بهره گیری در راه توسعه اقتصادی، اهمیّت بسیار زیادی دارد. در این زمینه چند نکته مختصر میتوان گفت:
۱- استقلال فکری نیروهای مسلح ایران ریشه در تفکر و اندیشه توحیدی دارد. تفکر توحیدی به طرد قدرتهای غیرالهی میپردازد؛ به نصرت الهی اعتماد دارد و پیمودن صراط مستقیم را در تبعیّت از ولایت الهی و صاحبان امر الهی میداند.
در مقابل اغلب متفکران و مدیران اقتصادی ایران در فضای فکری متأثر از لیبرالیسم و نولیبرالیسم تحصیل کردهاند که رکن اصلی این اندیشه ها، انسان محوری است، آن هم انسانی که لذّت را بر عقل ترجیح میدهد و عقل را به خدمت غریزه درآورده است.
برای توسعه اقتصادی کشور باید مدیرانی را «تربیت کرد» که فقط متخصص فنی اقتصاد نباشند، بلکه معتقد به توحید و ولایت الهی باشند و این، با «تربیت» ممکن است. تربیت فرایندی آموزشی است که به پرورش فکری و روحی افراد منتهی میشود و فقط به آموزش دانش فنّی نمیپردازد.
فرماندهان نظامی ایران در فرایندی تربیتی به تحصیل فنون نظامی پرداختهاند و مدیران اقتصادی کشور را باید در محیط تربیتی پرورش داد نه فقط محیط علمی و فن سالارانه.
۲- فرماندهان نظامی کشورمان اغلب در کوران جنگ و درگیری با دشمن ساخته و پرداخته شدهاند و ماهیّت استکبار و سلطه گری آن را واقعا درک کردهاند، حال آن که بسیاری از مدیران اقتصادی کشور از تاریخ سلطه گری غرب بی اطلاعند و دنباله روی از غرب را سبب پیشرفت اقتصادی میدانند؛ بنابراین باید به تعمیق دانش تاریخی مدیران اقتصادی و افزایش آگاهی و باور آنان به ماهیّت سلطه گر غرب پرداخت.
۳- یکی از دلایل اصلی پیشرفت نظامی ایران، انگیزههای بالا جهت جستجوی راههای نامتقارن افزایش توانمندی نظامی بوده است که سبب شده دشمن نتواند ماهیّت توان نظامی کشور را شناسایی کرده و آن را متوقف نماید.
در مقابل متخصصان اقتصادی ایران اغلب سعی در نزدیک شدن به دانش و فنون اقتصادی غرب داشته و بنابراین در زمین غربیها بازی کردهاند. در حوزه اقتصاد نیز باید به راههای نامتقارن اندیشید تا از تحریمهای غرب مصون بماند.