صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۳۸۹۷۰۱
هنرمندان و ورزشکاران به عنوان بخشی از جامعه مشهورین، همیشه در صدر رصد‌های مردم در موضوعات مختلف بوده‌اند. مردم در بیشتر مواقع، نگاه خود را با نگاه اینگونه افراد تنظیم کرده و از همان زاویه به مسائل مختلف نگریسته‌اند.
پایگاه بصیرت / روح‌الله سیروس

این نگاه پیروگونه، مطلقاً خوب یا بد نیست. در برخی موارد این پیروی، جامعه را بیدار کرده و به سوی روشنی سوق داده است؛ و ناگزیر در پاره‌ای موارد هم برعکس عمل کرده و با همراهی همان قشر خاکستری که معمولاً زحمت اندیشیدن را بر دوش همان مشهورین می‌اندازند، جامعه را در تلاطمی مخرب، پیش برده‌اند. البته معمولاً و نه همیشه، نهایتاً هیچ رد پایی از اینگونه افراد در مسائل پیش‌آمد کرده به جا نمی‌ماند و نهایتاً پرتقال فروش پیدا نمی‌شود.

این روز‌ها نیز کشور درگیر جنگی ناخواسته شده که منجر به شهادت بسیاری از سران و فرماندهان صف اولی، دانشمندان، مردم کوچه و بازار، و کودکان بی‌گناه زیادی از جمله دانش آموزان مدرسه شجره طیبه میناب بدست شقی‌ترین جانیان این عصر و زمان، شده است. شاید مرز خیر و شر، هیچ زمان، اینقدر روشن و شفاف نبوده است. بسیاری از اندیشمندان، هنرمندان، ورزشکاران، کارشناسان و فعالان رسانه‌ای در اقصی نقاط جهان، فارغ از مرز‌های جغرافیایی، و فقط به حکم انسانیت، با کلام و قلم خود، قدمی در محکومیت این جنایت برداشتند و عاملان و مسببان این جنایت را رسوا نمودند.

اما راستش را بخواهید هرچه این روز‌ها دنبال دوکلمه بیانیه یا حتی دوخط مطلب از برخی هنرمندان کشورمان میگردم، چیزی پیدا نمیکنم. هنرمندانی که با نقش آفرینی‌های منحصر‌به‌فرد خود در قالب قهرمانان، فرماندهان و رزمندگان سال‌های دفاع مقدس، تصاویری ماندگار در ذهن مخاطبان ثبت کردند. بار‌ها در سالن‌های سینما از رشادت‌های آن فرماندهان به خود بالیدیم و افتخار کردیم؛ از غم نبودشان گریستیم، و آرزو کردیم کاش زمانه به ما نیز چنین فرصتی می‌داد.

 از سوی دیگر بر شما که نقش را اینگونه زنده و باورپذیر اجرا کردید درود فرستادیم و هرکجا که شما را دیدیم تحسین‌تان کردیم. اما نمی‌دانم چرا در این لحظه و حال، خبری از شما نیست تا مردم با خود بگویند که نه! فلانی فقط یک بازیگر نیست؛ بلکه هنرمندی همراه در کنار غم و شادی مردمش است. البته گمان اشتباه نکنید. این زمان، نه دیگر رنگ مردم، خاکستری است؛ و نه دیگر آن زمانی است که مردم بخواهند تابع شما جماعت مشهور باشند. بلکه مردم خود بعثت کرده‌اند و پیش‌قراولان این بزنگاه بزرگ شده‌اند. در واقع قصدم از این سطور، متنبه کردن شماست تا به خود بیایید و با مردم بزرگ و سرافراز ایران همراه شوید. شاید به خاطر آن نقش‌ها - که البته پول‌های خوبی هم از بیت‌المال به جیب زدید-؛ باز بتوانید خودتان را از مردم، با مردم و در کنار مردم بدانید.

و، اما کلام آخر!

کتاب تاریخ جهان در حال ورق خوردن است. برای ما ایرانیان که وطن‌فروشی، وطن‌بخشی و وطن‌شوهردهی حاکمان ترسو و بی لیاقت را بار‌ها خوانده‌ایم، و انگشت حسرت گَزیده‌ایم، هرگز نباید اینچنین تجربه تاریخی بزرگی را سرسری گرفت.

اکنون لحظه تاریخی پایان افول ابرقدرت‌ها، و آغاز دوره‌ای جدید با ظهور قدرتی جدید و جهانی در تاریخ معاصر است. قطعا گوشی‌های گران‌قیمت‌تان هم نمی‌تواند این همه شکوه و عظمت را با کیفیت واقعی به شما نشان دهد. از ویلا‌های خود بیرون بیایید و چرخی بین مردم بزنید. حیف است فقط در بنر‌های سردر سینما و پوستر فیلمها، فدایی وطن باشید. قهرمانان و فدائیان واقعی وطن، این روز و شب‌ها در کف خیابان‌های شهر هستند. به آنها بپیوندید. حیف است فردای پیروزی هیچ نشانی جز شرمساری بر پیشانی‌تان نباشد. حیف است.