
محمدرضا کائینی
انسان چگونه میتواند، دستِ کم با چهلوچهار سال از زندگی خود وداع کند؟ نَسل ما که در سال پنجاهونُه و شَصت، از اطراف خود باخبر شد؛ او را از خطابههای پرشورش شناخت و بعد داستانِ ظُهر خونین مسجد ابوذر، که یادم هست در عالم کودکی، شبَش خودم رو به مقابل تلویزیون سیاهوسفید و قدیمیِ خانه انداختم، که خبرِ زخمخوردنش را دقیق بشنوم! بعدها محافظش -که شخصا وی را از پشتِ تریبون مسجد به دوش انداخت و به آمبولانس رساند- به این قلم گفت: فشار خونش به شش رسیده بود، اولین معاینهکنندگان علاجی برایش نمییافتند و رفتهاش میانگاشتند؛ خیلی معجزه آسا نجات یافت!... بله، او لااقل در شصت و پنج سالِ پایانی حیات، بارها شهید شده بود! شهیدِ بمبِ ضبط صوتِ فرقانیان؛ شهید زخمِزبان دوست و دشمن؛ شهیدِ خیانت و نادانیِ همراهانِ قدیم و جدید. او برای نخستین بار، وعده شهادتش را در نوجوانی و از سید مجتبی نواب صفوی شنید. آنگاه که قاشقی شربت به کامش ریخت و گفت: «میل کن برادر، ان شاا... هر کس از این شریت بنوشد، شهید میشود!»
در این لحظات، سخت بتوان فکر را متمرکز کرد و متنی درخور نگاشت. ما نسلی بودیم که در دهه شصت، تصاویرش را به عنوانِ یارِ مجاهد امام و «شهید زنده»، به در و دیوار مدارس و کلاسهای درس میزدیم؛ یا در راهپیماییها به دست میگرفتیم و شعارگویان در خیابانها به راه میافتادیم. در دهه هفتاد، با بودن و رَهنمودنش هویت یافتیم. اِعزاز و اِکرامش شادمان میکرد؛ رذالتِ دشمنانش خشم و حرص به جانمان میریخت. در هرچه گفتیم و کردیم، رضایتش را میجستیم. من یکی که بی تعارف و در سی سال اخیر، هر چه قلم بر کاغذ گذاشتم، برای تقویت جبههای بود که او راهبریاش را داشت. ما به تمامی از او سرشار بودیم؛ دل و روحِمان مبهوتش بود؛ بیاختیار و در هر واقعه کوچک و بزرگی، به سوی او سر میچرخاندیم؛ ما جز او کسی را نداشتیم! ما تا ساعت ده و بیست دقیقه صبحِ شنبه نُه اسفند، در همین مدار زیستیم.
دیروز و به گاه سَحَر، خبر آمد که مرشدِ ما مظلومانه و با زبانِ روزه به خاک افتاده؛ ساعتهاست که ما را ترک گفته و در میعادگاه همیشگی با یارانش، حلقه بر درِ دوست زده است! خبری که ما را به بی وزنی بُرده، به تعلیق، به نگاههای بی هدف، به زبان قفل شده، به چیزی شبیه به نبودن! در غیابِ کسی که «همه» بود و دیگر نیست، تنها احساسات و ادراکاتِ دمدستی را میتوان نگاشت. او خود انتخاب کرد که برود؛ وگرنه با هوش و نبوغی که داشت، میدانست که این بار و در آغاز، دشمن از خانه و دفترش سراغ میگیرد. او به بزرگی، سترگی و جاوانگی به دلِ تاریخ رفت. سالها باید بگذرد، که دوست و دشمن مکانتش را دریابند و در جایگاه واقعیِ باور بنشانندش...
این زمان بگذار تا وقتِ دِگر...

حسن هانی زاده
در سالهای اخیر اغلب نهادهای بینالمللی، شان و جایگاه واقعی خود را برای حل مشکلات جهانی از دست داده و به سازمانهایی برای نهادینهسازی قانون جنگل تبدیل شدهاند.
شورای امنیت سازمان ملل، شورای حقوق بشر، مجمع بینالمللی داووس و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نهادهایی هستند که از اهداف خود دور شده و تحت تاثیر قدرتهایی مانند آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، تصمیمات خود را اتخاذ میکنند.
در یک نمونه، در حالی که حوادث دردناک اخیر ایران با هدایت آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای اروپایی سازماندهی شده و مسئولان جمهوری اسلامی نیز با خویشتنداری و هوشمندی بالا توانستند این شورشها را مهار کنند، شورای امنیت در جایگاه یک نهاد حافظ صلح در نشست اخیر خود از معاندان نشاندار و مخالفان کینهتوز ایران برای جریانسازی علیه جمهوری اسلامی دعوت کرده بود.
شورای امنیت سازمان ملل که ظاهرا باید حافظ صلح جهانی باشد، اخیرا در نشستی که به درخواست آمریکا صورت گرفت، به تریبونی برای اتهامزنی علیه ایران تبدیل شد. این نشست برخلاف منشور و آییننامه داخلی سازمان ملل در امور داخلی کشور بزرگ و تاثیرگذار مانند ایران دخالت کرد درحالی که همین شورا در برابر کشتار بیش از هفتاد و یک هزار تن از مردم بیدفاع غزه توسط رژیم صهیونیستی سکوت اختیار کرده بود.

زهرا طیبی
فقط 80 ساعت طول کشید ارتشی که رضاخان میرپنج با بودجه 9 میلیون تومانی، با تبلیغات گسترده و نمایشهای توسعه ساخته بود، مقابل حمله متفقین از شمال، باختر و جنوب باختر (سمت آذربایجان) سقوط کند و متجاوزان تا پایان جنگ جهانی، در خاک کشور جا خوش کنند. با وجود تمام این هزینهها، شاه از هراس شکست، فرمان داد که نیروهای مسلح دست به اقدامی نزنند، بهتبع فرماندهان بعد از سخت شدن شرایط فرار کردند، خودش هم استعفا داد و ایران را ترک کرد. 84 سال بعد، روزشمار مقابله ایران با جهان درحالی به روز پنجم میرسد که ایران، در حال مقابله با 8 کشور در چند جبهه است؛ همزمان مواضع نیروهای تجزیهطلب که مرزهای کشور را تهدید میکنند زیر آتش ایران است و از آن طرف، یک تنه فروش انرژی و نفت را در منطقه با چالش مواجه کرده است. ایران نهتنها در روز پنجم جنگ تابآوری چشمگیری از خود نشان داد، بلکه حتی ابرقدرتهایی را که جنگ را علیه ایران شروع کردند هم از ادامهدار شدن حملات ایران، نگران کرده است. این رویارویی که با همان ترکیب متفقین شهریور 20 همسویی دارد، تنها یک وجه تمایز دارد، ایران این بار بدون اتکا به قدرتی خارجی با تکیه بر توان ملی و حذف دست بیگانه، مقابل دشمنی ایستاد که به ظاهر قدرت هژمون جهان است. ورقهای این روزهای تاریخ این بار به نام مردانی رقم خواهد خورد که در خاکشان جان دادند و آسیب دیدند؛ اما حتی در نبود فرماندهشان اجازه ندادند تمامیت ارضیشان نقض و خاکشان به دست بیگانه بیفتد. فراتر آنان را از سرنوشت و چگونگی پایان جنگ، نگران و مستأصل کردهاند.
روزهای تاریک ایران در شهریور 20
رزمآرا روایت میکرد که: «رضاخان چنان خود را باخته بود که مرتب میدوید، گریه میکرد و میگفت عن قریب است برسند، بگیرند و اعداممان کنند.» حمله در شرایطی اتفاق افتاد که ایران از شمال با شوروی همسایه و از غرب نیز در معرض تجاوز نیروی زمینی انگلیس از عراق قرار داشت و از جنوب هم ناوگان دریایی انگلیس، کشور را تهدید میکرد. شروع تجاوز متفقین به ایران در شهریور 20 اما درست در شرایطی اتفاق افتاد که انگلیس و شوروی تحت ضرب شدید نیروهای نازی آلمان بودند و برای آنکه معادلات جنگ را تغییر دهند، ایران را تبدیل به پل پیروزی کردند، متفقین تصمیم گرفتند از امکانات ایران برای رسیدن به جبهه روسیه و مقابله با نازیها استفاده کنند؛ اما ارتش چند میلیونی که رضاخان میرپنج برای تشکیل آن هزینه کرده بود، کمتر از سه روز در مقابل ارتشی که تحت فشار نازیها بود، دوام آورد. به محض شروع تجاوز، سقوط شهرهای آذربایجان و شهرهای شمالی ایران، فرماندهان نظامی هم فرار کردند. نیروهای روس تا نزدیکی قزوین آمده بودند که انگلیسها موضوع استعفای رضاخان میرپنج را مطرح کردند. پیش از آن و همزمان با شروع تجاوز روسها، او از ترس بمبارانهای هوایی، به قم فرار کرد و البته پس از آن به تهران بازگشت؛ اما با دستور استعفا به ژوهانسبورگ آفریقا، پناهنده شد و ایران تا پایان جنگ جهانی دوم در اشغال متفقین باقی ماند. نکته حائز توجه آن بود که متفقین با بخشی از نیروهایش به سمت ایران آمد و ارتش در مقابل این حمله مقاومت نکرد. اگر مقاومت صورت میگرفت چه بسا با این سرعت ایران در چنگ دشمن نمیافتاد.
شهریور 20 یکی از تاریکترین اتفاقات در تاریخ ایران است. درحالیکه در سالهای پیش از شهریور 1320 ایران آماج حمله و تجاوز اجنبی قرار گرفته بود؛ اما جنگجویان محلی و عشایر تا جای ممکن با متجاوزان مقابله میکردند، شاید در این جنگها، پیروزی از آن مردم نبود؛ اما مقاومت و ایستادن در مقابل بیگانه حتی با دستهای خالی، رها نشده بود. ایران در زمان پهلوی، با وجود ارتش و حکومتی که ادعای به ارمغان آوردن پیشرفت و توسعه برای مردم میکرد، عکس آن عمل کرد، نیروهای نظامی و فرماندهان، حتی شجاعت ایستادن مقابل متجاوز را نداشتند و برخی بلافاصله و بعد از شروع حمله، فرار را برقرار ترجیح دادند و بدتر از آن، شاه کشور نیز به دستور اجنبی کشور را رها کرد. ایران 3 روزه به دست دشمن افتاد و تا پایان جنگ، در اختیار نیروهایی قرار گرفت که از ایران بهمثابه پل پیروزی و برای تغییر شرایط به نفع خودشان استفاده کردند.
ایران ایستاده با تمام قوا در مقابل جهان
84 سال بعد، ایران 1404 در میانه جنگی تمامعیار و نظامی، مشابه شهریور 20 قرار دارد. تمام ابرقدرتان جهان در حال اقدام نظامی علیه ایرانی هستند که چشم طمع به داراییهای آن دوختهاند. ایالات متحده با ناوهای هواپیمابر و پهپادهای جاسوسیاش به میدان آمده است، رژیم صهیونیستی با طرحهای ترور برنامهریزیشدهاش، انگلیس با پایگاههای نظامیاش و آلمان و فرانسه هم با کمکهای نظامی متعددی که ارائه میکنند در جنگ علیه ایران حضور دارند و آرزوی تکرار شهریور 20 را در سر دارند. برخلاف ظاهرسازیها، کشورهای حاشیه خلیجفارس که خط و ربطی روشن با صهیونیستها دارند هم در این جنگ تمامعیار علیه ایران مشارکت کردند. این جنگ در حالی شروع شد که فرماندهان ارشد ایران و رهبرمعظم انقلاب، در طرحریزی صهیونی_آمریکایی، ترور و به شهادت رسیدند. به این جهت که ایران توانایی مقابله با حملات را نداشته باشد. با این حال اما ایران بلافاصله پاسخی به حملات و اعلان جنگ آمریکاییها داد که مشابه آن پیش از شروع جنگ جهانی دوم سابقه نداشته است. از زمانی که پایگاههای آمریکایی در کشورهای منطقه ساکن شدند تاکنون، هیچ کشوری این چنین حملاتی گسترده علیه پایگاهها و مکانهای امن آمریکاییها نداشته است. ایران حتی فراتر از آن عملاً امنیت انرژی در منطقه را نیز هدف گرفته و کشورهایی را که حیاتشان به خرید و فروش نفت وابسته است به هراس انداخته. همه این اتفاقها تنها در 5 روز نبرد ایران با ابرقدرتهای جهان اتفاق افتاده است. ایران با وجود ضربه سختی که در لحظات اول حمله متحمل شد، هرروز و با گذشت روزهای جنگ، ضرباتی بهمراتب سختتر به دشمنانش وارد کرده است. گذر از روزهای جنگ نهتنها ایران را تضعیف نکرد که طرف مقابل را به هراس ایجاد یک جنگ فرسایشی و تمامعیار انداخت که در اولین مرحله، اقتصادش را تحت فشار قرار میدهد. ایران، تاریخ را این بار بهگونهای دیگر تکرار کرد. اگر در شهریور 20 ایران با فرارشاه و فرماندهانش به دست بیگانه افتاد، این بار ایران در کمتر از 5 روز به جهان ثابت کرد که توانایی مقابله با تجاوزهای خارجی و تعرض به تمامیت ارضیاش را دارد.
اگر ایران در شهریور 20 سه روزه کشور را در تصاحب اجنبی دید، این روزها و تنها در 5 روز جنگ، صحنههایی در جهان رقم زد و به مبارزه با قدرتهایی پرداخت که ادعای هدایت و مدیریت جهان را داشتند.
ایران غرورانگیز 1404
ایران همواره و در برهههایی از تاریخ، بهواسطه هویت و غرور ملیاش در مقابل تجاوز بیگانگان ایستاده است. این ایستادگی حتی با نیروی اندک و قدرت نظامی محدود و حتی با وجود بالابودن احتمال شکست نیز اتفاق افتاده بود. نبرد میرزا کوچکخان، ستارخان و باقرخان، پیش از روی کار آمدن پهلوی، نمادهایی از این واقعیت ملی بود که ایرانیان نمیتوانند در مقابل این تجاوزها سکوت کنند. در این نبردها اگرچه پیروزی تماموکمال، نصیب ایران نشد؛ اما همواره حسرت پیروزی بر اجنبی و کوتاهکردن دست او از کشور، بر دلهای ایرانیان باقی ماند. در روزهای تاریک پهلوی، ایران عقبگردی بهمراتب تلختر داشت و بیگانه، عملاً در کوچکترین تصمیمگیریها در داخل کشور هم ورود داشت، نتیجه این بود که حتی حضور یا عدم حضور شاهان ایران را بیگانگان تعیین میکردند. تلخترین نمونه این وادادگی نیز، شهریور 20 بود که در ارتش بزرگی که میرپنج ساخته بود، تنها 3 سرباز در مقابل تجاوز ایستادند. ایران 1404 زیر سایه انقلاب اسلامی، حسرت و رؤیای چندین ساله ایرانیان را به واقعیت تبدیل کرد. این روزها ایران نهتنها کشور را در عرض چند ساعت به دشمن واگذار نکرد، بلکه حتی در نبود رهبریاش، زیر سایه شدیدترین فشارهای اقتصادی و سیاسی، با کل جهان درگیر است و در این فاصله نزدیک به 500 سرباز آمریکایی را کشته است. کشتاری که پیامی روشن برای جهان و ایالات متحده دارد؛ اگر این بار دستی به سمت ایران و تمامیت ارضی آن دراز شود، خبری از بمباران چند پایگاه نخواهد بود؛ بلکه ایران، جان نظامیانی را که در زمان و مکانی که جایشان نیست، قرار دارند خواهد گرفت.
ایران برای مشاهده چنین صحنههایی بیش از یک قرن مبارزه کرد، هزینه داد. تاریخ از ایران بهعنوان کشوری یاد خواهد کرد که با اتکا به توان ملی و داخلیاش در مقابل قدرتهای متجاوز ایستاد و ضرباتی به آنها وارد کرد که تاکنون حتی کشورهای مدعی ابرقدرتی نیز جرئت دستزدن به این حملات را نداشتهاند.

مجتبی خاتونی
تا پیش از این، هر گاه این ایده مترقی از زبان متفکران و آزادگان جهان شنیده میشد، فریادها بلند میشد که چرا با دنیا سر جنگ دارید؟ نمیشود مثل بقیه دنیا «عادی» باشید؟
جالب شد؟ ما مثل دنیا نشدیم و این دنیا بود که به باور چند ده ساله ما رسید! حالا همه دنیا (فاکتور بگیرید اسامی موجود در فهرست مخاطبان ایمیلهای «اپستین» را!)؛ بله همه دنیا با ما اتفاق نظر دارند.زمان تعیینکننده است و تاریخ گواه! ما پیشگامان این بیداری بودیم و این جغرافیا، «ایران عزیز»؛ مزرعه این «شجره طیبه».
از شجره طیبه سخن به میان آمد؛ «خدا» را ببین! دست قدرتش را؛ چیره و هنرمند... چگونه «میناب» را در چشم به هم زدنی به صحنه نمایش این تاریخ آخرالزمانی تبدیل میکند و با نقشآفرینی فرشتگان معصومش، همه آن درامهای کلاسیک و آن شاهکارهای نمایش بشری را به حاشیه میبرد! همزمان، دردانهاش را با خانواده به قربانگاه فرامیخواند و آن گاه اسطورهها و حماسههای دستنویس را به مبارزه میطلبد که کجایند «رستم» و «گرشاسب» تا سر کلاس شجاعت آن «ماه خراسانی» شاگردی کنند؟
حالا مواضع متهورانه آن کارگردان فرانسوی و آن سیاستمدار کنیایی؛ آن خواننده کرهای و آن فعال حقوق بشر ایرلندی؛ آن نظامی سابق آمریکایی و آن فوتبالیست ازبکستانی؛ به عنوان برآیندی از آرا و اندیشههای مستقل جهانی، مؤید نفرت فزایندهای است که در میان «ما مردم دنیا»، نسبت به این موجودیت پلید و خبیث صهیونی وجود دارد! دنیا به این اتفاق رسیده که نابودی این غده سرطانی، پیشنیاز هر گونه اصلاح و حرکت جوامع بشری به سوی آیندهای بهتر است.القصه! ما این مأموریت تاریخی را نه فقط به منظور انتقام خون امام شهیدمان و نه فقط به تقاص صدها هزار خون به ناحق ریخته شده ایرانی از پادشاهی خشایارشا تا میناب! بلکه برای انسان، برای آزادی و برای عدالت انجام میدهیم... شاید چند روز، چند ماه یا چند سال! اما برگشتی از این راه نیست؛ یک بار برای همیشه تمامش خواهیم کرد، بعونالله.

در روزهای چهارم و پنجم جنگ تحمیلی، در مقابل حملات تجاوزکارانه دشمن، نیروهای مسلح ایران نیز پاسخهای گستردهای را در قالب عملیات «وعده صادق ۴» اجرا کردند. سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، اعلام کرد در روز چهارم جنگ، موجهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم عملیات وعده صادق ۴ در «جنگ رمضان» توسط یگانهای موشکی و پهپادی نیروی دریایی و هوافضای سپاه علیه اهداف ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی انجام شد.
به گفته سرهنگ دوم پاسدار «ابراهیم ذوالفقاری»: پایگاه تفنگداران دریایی آمریکا در «عریفجان» با ۱۰ فروند پهپاد هدف قرار گرفت و همچنین پایگاه هوایی شیخعیسای بحرین سحرگاه سهشنبه با حملات ترکیبی پهپادیـموشکی مورد اصابت قرار گرفت؛ در این حمله ۱۰ نقطه کلیدی از جمله مرکز فرماندهی و کنترل هوایی، مخازن سوخت و ساختمان محل استقرار فرماندهان آمریکایی هدف قرار گرفتند. وی همچنین از هدف قرار گرفتن دومین رادار سامانه ضدموشکی «تاد» در منطقه غرب آسیا خبر داد و اعلام کرد این سامانه کاملا از مدار عملیاتی خارج شد. انهدام دومین رادار از سامانه پیشرفته ضدموشکی تاد از آن جهت مهم است که حالا با انهدام این رادارها، تنها یک رادار عملیاتی تاد در منطقه باقی مانده که آن هم در سرزمین اشغالی مستقر است. انهدام ۲ ضلع از مثلث راداری تاد در منطقه، دست نیروهای مسلح ایران برای بالا بردن نرخ اصابت موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری در سرزمین اشغالی را به طور قابل توجهی بالا خواهد برد. هرچند باید به این نکته توجه داشت که تاکنون نیز از زمان آغاز جنگ تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و امریکا علیه ایران، نرخ اصابت موشکهای سپاه به فلسطین اشغالی، به مراتب بیش از جنگ 12 روزه بوده است. پیش از این نیز، سپاه پاسداران موفق شده بود در نخستین روز جنگ رمضان، سامانه راداری فوقپیشرفته ایالات متحده در منطقه که بیش از 5 هزار کیلومتر برد داشت را با نقطهزنی، منهدم کند.
همچنین روابط عمومی سپاه در اطلاعیه شماره ۱۸ خود، از ورود گسترده نیروی زمینی سپاه به جنگ خبر داد و اعلام کرد ۳ عملیات همزمان با شلیک ۲۳۰ پهپاد تهاجمی اجرا شد. در این چارچوب، دهها پهپاد به پایگاه آمریکا در اربیل عراق شلیک شد و پرتابهای متناوبی به سمت پایگاههای «علیالسالم» و «عریفجان» آمریکا در کویت صورت گرفت.
در همین زمینه، حملات علیه مواضع گروهکهای تجزیهطلب کُرد در اقلیم کردستان عراق بهصورت برجسته و چندمرحلهای انجام شد. بنا بر اعلام رسمی، این گروهکها که پس از ارتباطگیری با ترامپ، در حال برنامهریزی برای نفوذ و اقدام علیه امنیت ملی کشور بودند، در چندین نوبت هدف حملات پهپادی قرار گرفتند. در یکی از مهمترین این عملیاتها، ۳۰ فروند پهپاد از سوی یگانهای عملیاتی نیروی زمینی سپاه به سمت مراکز استقرار و برنامهریزی آنان شلیک شد و این مواضع منهدم گردید. مقامات نظامی تأکید کردهاند برخورد قاطع و بدون مماشات با این گروهکها و هرگونه پشتیبانی از آنها ادامه خواهد یافت. در همین راستا روز گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۲ نوبت، ابتدا با بیش از 200 پهپاد و سپس با ۳ فروند موشک، مواضع گروهکهای تجزیهطلب در آن سوی مرزهای غرب کشور را مورد اصابت قرار داد و منهدم کرد. قرارگاه حمزه سیدالشهدای نیروی زمینی سپاه هشدار داد هرگونه تحرک گروهکها در آن سوی مرزهای غرب را با قاطعیت مورد هدف قرار خواهد داد.
شامگاه سهشنبه نیز، موج شانزدهم عملیات «وعده صادق ۴» با رمز «یا علیبن ابیطالب» با شلیک انبوه موشکها و پهپادها به سمت اهدافی در قلب و شمال سرزمین اشغالی انجام شد.
روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه شماره ۱۷ عملیات وعده صادق ۴ اعلام کرد: «ستاد کل ارتش و وزارت جنگ رژیم صهیونیستی در هاکریا، زیرساختهای منطقه راهبردی «بنی باراک»، اهداف نظامی مستقر در «بیتح تکفا» در شمال شرق تلآویو و مرکز نظامی «الجلیل غربی» بخشی از اهداف مورد حمله و اصابت موشکها و پهپادهای ایرانی بودهاند.
بر اساس گزارش منابع اطلاعاتی و پایشهای میدانی، تلفات نظامیان دشمن تا چهارمین روز نبرد به بیش از ۶۸۰ کشته و زخمی افزایش یافت.
ضعف عملکرد، شکاف فنی و کاهش ضریب محاسباتی در سامانههای پدافند چندلایه سرزمین اشغالی، کریدورهای هوایی را برای نفوذ، عبور و اصابت پرتابههای ایرانی کاملا گشوده است.
انتشار مداوم دود و غبار از قلب سرزمین اشغالی، حاکی از ضربههای قدرتمند ایران به شالوده نظامی و امنیتی دشمنان کودککش ملت ایران است. اراده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بر استمرار مدیریتشده حملات، فرسایش و فروپاشی زیرساختهای نظامی رژیم صهیونیستی استوار است. تا نابودی کامل غده چرکین و غاصب منطقه بر عهد و پیمان خود تا آخرین لحظه جان باقی خواهیم ماند».
جنگ در عرصه دریا نیز در حال انجام است. سپاه پاسداران در اطلاعیه شماره ۱۹ عملیات وعده صادق ۴ خبر داد: «عملیات موشکی نیروی دریایی سپاه پاسداران علیه یک هدف راهبردی آمریکا در عمق ۶۰۰ کیلومتری اقیانوس هند با ضربه مقتدرانه اجرا شد. در سلسله اقدامات این عملیات برجسته یک فروند ناوشکن آمریکایی در حال سوختگیری از یک فروند کشتی سوخترسان آمریکایی در ۶۵۰ کیلومتری سواحل ایران در اقیانوس هند مورد اصابت موشکهای «قدر ۳۸۰» و «طلائیه» نیروی دریایی سپاه قرار گرفت.
بر اساس گزارشهای اطلاعاتی در پی آتشسوزی گسترده روی عرشه این ۲ ناو و کشتی، آسمان اقیانوس هند تیره و تار شد.»
از سوی دیگر، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از هدف قرار دادن مناطق نظامی فلسطین اشغالی و نیز شناورها و پایگاههای نیروهای آمریکایی از جمله در پایگاه العدید قطر با پهپادهای انهدامی و موشکهای سطح به سطح خبر داد.
همچنین در تداوم وارد کردن ضربات سنگین نیروهای مسلح ایران به پایگاهها و مراکز حساس و راهبردی آمریکا در منطقه، صدای انفجار در منامه پایتخت بحرین شنیده شد. با شنیده شدن صدای انفجار در بحرین، سفارت آمریکا در این کشور از شهروندان خود خواست آنجا را ترک کنند.
سفارت دولت تروریست ایالات متحده در اسلامآباد پاکستان نیز به همراه کنسولگریهای ایالات متحده در لاهور و کراچی، روز سهشنبه از تعلیق خدمات ویزا و لغو تمام قرار ملاقاتها تا ۶ مارس خبر دادند.
به گفته مقامات دیپلماتیک آمریکا، این تصمیم «به عنوان یک اقدام احتیاطی با توجه به وضعیت امنیتی فعلی» گرفته شده است.
در کویت، پایگاههای نظامی ارتش تروریست ایالات متحده برای چندمین بار متوالی مورد اصابت موفق پهپادهای ایران قرار گرفتند.
از سوی دیگر، شبکه خبری الجزیره در گزارشی اعلام کرد اردوگاه پشتیبانی لجستیکی سفارت آمریکا در نزدیکی فرودگاه بینالمللی بغداد هدف حمله یک فروند پهپاد قرار گرفت.
رووداو نیز نوشت: اردوگاه ویکتوری، پایگاه نظامی آمریکا در فرودگاه بینالمللی بغداد، صبح چهارشنبه دوباره هدف قرار گرفت.
رسانههای عراق نیز گزارش دادند کمپ ویکتوری، پایگاه نظامی آمریکا در فرودگاه بینالمللی بغداد، صبح چهارشنبه برای دومین بار توسط یک پهپاد هدف قرار گرفته است.
همچنین حزبالله لبنان که در حمایت از ایران وارد جنگ با رژیم صهیونیستی شده است، اعلام کرد در پاسخ به حملات اسرائیل به دهها شهر و منطقه لبنان از جمله ضاحیه جنوبی بیروت، مقر صنایع هوافضای اسرائیل را با یک اسکادران پهپاد تهاجمی هدف قرار داده و همچنین با یک موشک هدایتشونده دقیق، پایگاه کنترل پهپادهای ارتش صهیونیستی در شرق صفد را مورد اصابت قرار داده است. مقاومت لبنان همچنین اعلام کرد تنها در روز گذشته ۱۳ عملیات جداگانه علیه مواضع اسرائیلی انجام داده است.
* اذعان اکونومیست به بحران ذخایر پدافندی کشورهای عرب
* نشریه اکونومیست در گزارشی به وضعیت بحرانی سامانههای پدافندی کشورهای عرب خلیج فارس در جریان درگیریهای جاری با ایران پرداخت و هشدار داد حجم بالای شلیک موشکهای رهگیر توسط این کشورها، ذخایر آنها را به شدت کاهش داده و جایگزینی این مهمات برای ایالات متحده بیش از یک سال زمان خواهد برد.
این گزارش با تیتر «آیا کشورهای خلیج فارس در حال تمام کردن موشکهای رهگیر خود هستند؟» تأکید کرد کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس – به ویژه عربستان، امارات، قطر و بحرین – در روزهای گذشته حجم بیسابقهای از موشکهای پدافندی (عمدتاً از نوع پاتریوت و تاد) را برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران مصرف کردهاند.
به نوشته اکونومیست، حاکمان این کشورها علناً تأکید میکنند ذخایرشان هنوز کافی است، اما واقعیت میدانی نشاندهنده سوزاندن سریع انبارهاست. بر اساس ادعای کارشناسان نظامی و دادههای منتشرشده در رسانههای غرب، تنها در چند روز نخست تشدید درگیریها (پس از حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ موشکی تهران)، 800 موشک رهگیر شلیک شده است. برای نمونه، امارات ادعا کرده سامانههای پدافندیاش موفق به رهگیری بیش از 150 موشک بالستیک و صدها پهپاد شدهاند. قطر نیز در معرض حملات مشابهی قرار گرفته و گزارشها حاکی از آن است ذخایر پاتریوت این کشور ممکن است در کمتر از یک هفته به اتمام برسد؛ اگر روند فعلی ادامه یابد.
اکونومیست به نقل از منابع آگاه در پنتاگون و شرکتهای تسلیحاتی آمریکایی مانند لاکهید مارتین (تولیدکننده اصلی موشکهای پاتریوت) مینویسد تولید سالانه این موشکها در شرایط عادی 600 تا 700 عدد است و حتی با برنامههای افزایش ظرفیت (که قرار است طی سالهای آینده به 2000 عدد در سال برسد)، جبران حجم مصرف اخیر غیرممکن است.
ک مقام آمریکایی بهطور صریح اذعان کرد «در چند روز گذشته، معادل چندین سال تولید موشکهای رهگیر مصرف شده است». این وضعیت نه تنها کشورهای عرب، بلکه خود آمریکا و اسرائیل را نیز با چالش جدی مواجه کرده، زیرا خطوط تولید مشترک و محدود هستند و اولویت تخصیص به جبهههای مختلف (از جمله حمایت از اسرائیل) باعث ایجاد گلوگاههای جدی شده است.
این گزارش تأکید میکند این بحران، آسیبپذیری راهبردی متحدان آمریکا در منطقه را آشکار ساخته. کشورهای عرب که سالها میلیاردها دلار برای خرید سامانههای پیشرفته پدافندی هزینه کردهاند، اکنون با واقعیت تلخ وابستگی کامل به زنجیره تأمین آمریکایی روبرو هستند. اکونومیست هشدار میدهد ادامه این روند میتواند توازن قدرت در خلیج فارس را به نفع ایران تغییر دهد، زیرا تهران همچنان از ذخایر قابل توجه موشکهای بالستیک و پهپادهای ارزانقیمت برخوردار است و میتواند جنگ را طولانیتر کند.
در عین حال، این نشریه اشاره میکند برخی کشورهای عرب در حال مذاکره فوری با واشنگتن برای دریافت کمکهای اضطراری هستند، اما محدودیتهای صنعتی آمریکا – که همزمان درگیر حمایت از اوکراین و دیگر جبههها نیز هست – چشمانداز روشنی برای جبران سریع ارائه نمیدهد.