صفحه نخست >>  عمومی >> گزارش
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۳۸۹۸۸۶
بصیرت بررسی می‌کند
همزمان با استمرار رسوایی‌ها و شکست‌های آمریکا در برابر اقتدار ایران بویژه در ناتوانی برای بازگشایی تنگه هرمز، جورجیا ملونی نخست‌وزیر ایتالیا سفری دوره‌ای به کشور‌های عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی را آغاز کرده است، در حالی که محور اصلی این سفر را مذاکرات بر سر تأمین پایدار انرژی عنوان کرده است.
پایگاه بصیرت / قاسم غفوری

همزمان با استمرار رسوایی‌ها و شکست‌های آمریکا در برابر اقتدار ایران بویژه در ناتوانی برای بازگشایی تنگه هرمز، جورجیا ملونی نخست‌وزیر ایتالیا سفری دوره‌ای به کشور‌های عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی را آغاز کرده است، در حالی که محور اصلی این سفر را مذاکرات بر سر تأمین پایدار انرژی عنوان کرده است. رویکردی که از یک سو بیانگر ناتوانی آمریکا در برابر اراده ایران در تنگه هرمز است و از سوی دیگر ابعاد دیگری از رویکرد مستقل متحدان قدیمی آمریکا برای عبور از مشکلات را آشکار می‌سازد، هر چند که این رویکرد‌ها نیازمند مولفه‌هایی همچون صداقت رفتاری در مقابله با تجاوزگری آمریکایی – صهیونیستی و پذیرش حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و نقش آفرینی جهانی آن است.

سفر ملونی به غرب آسیا و نیز نشست‌ها و دیدار‌های مقامات اروپایی و رایزنی‌های آنها با مقامات سایر کشور‌ها با محوریت انرژی در حالی صورت می‌گیرد که اصلی غیر قابل انکار مطرح است و آن اینکه بحران ایجاد شده برگرفته از رفتار‌های جنگ افروزانه و جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی است و ایران صرفاً در مقام دفاع از حقوق قانونی خویش در تنگه هرمز و نیز پاسخگو و مجازات کردن متجاوزان استفاده می‌کند. تجاوز به ایران در شرایطی صورت گرفت که مذاکرات در جریان بود و به اذعان بسیاری از ناظرات سیاسی و اقتصادی ایران پیشنهاد‌های بسیار خوبی برای به نتیجه رسیدن مذاکرات داشته است. در همین حال افرادی همچون جو کنت مسئول مبارزه با تروریسم آمریکا رسماً در متن استعفایشان اذعان می‌کنند که ایران هیچ تهدیدی برای آمریکا نبوده و ترامپ بر اساس اصل اول اسرائیل وارد جنگ شده است.

کشور‌های اروپایی از جمله ایتالیا در حالی با بحران اقتصادی بویژه در حوزه انرژی مواجه شده‌اند که بخش مهمی از این مشکلات برگرفته از چند دهه وابستگی امنیتی و در نهایت فروش استقلال سیاسی و اقتصادی به آمریکا و لابی صهیونیستی است. این کشور‌ها بار‌ها نشان داده‌اند که همچنان از بحران وابستگی به آمریکا رنج می‌برند، چنانکه در تجاوز آمریکایی- صهیونیستی به ایران نیز راه سکوت در پیش گرفته و یا به ابراز تأسف بسنده کرده‌اند. این رویه قطعاً هزینه‌های اروپا را همچنان افزایش خواهد داد و تنها گزینه پیش روی آنها رویکرد به استقلال واقعی است که نیازمند دگرگونی بنیادین در تفکر وابستگی به تفکر استقلال خواهی است.

سفر ملونی به منطقه که احتمالاً از سوی سایر مقامات اروپایی نیز تکرار خواهد شد در حالی صورت گرفته است که ایتالیا در دوران جنگ تحمیلی علیه ایران به نسبت مواضعی مناسب‌تر و منصفانه‌تر نسبت به برخی همتایان اروپایی خود اتخاذ کرده است، چنانکه ملونی پیشتر حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را نقض قوانین بین‌المللی دانسته و تأکید کرده بود که دولت ایتالیا در این پیچیده‌ترین بحران دهه‌های اخیر تقصیری ندارد. وی که این اظهارات را در سنای ایتالیا ارائه می‌کرد، خاطرنشان کرد: «این مداخله‌ای است که ایتالیا بخشی از آن نیست و قصد ندارد در آن شرکت کند.» ایتالیا همچنین پس از اسپانیا پایگاه‌های خود را بر روی جنگنده‌های آمریکایی بسته بود. این رفتار‌ها هر چند در جایگاه خود قابل توجه است، اما حقیقت آن است که اروپایی‌ها از جمله ایتالیا نیازمند بازنگری عملی و قابل راستی آزمایی در قبال ایران هستند که لغو تحریم‌ها و پذیرش حقوق حقه ایران بخش کوچکی از این رفتار است. نکته مهم آن است که هر چند کشور‌های عربی صادر کننده نفت می‌باشند و رایزنی با آنها برای تأمین انرژی رویه‌ای معمول است، اما در شرایط کنونی که رفتار غیر مسئولانه این کشور‌ها در دادن حریم و فضا به آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران شرایط بحرانی کنونی را رقم زده است، رایزنی‌ها باید در چارچوب تغییر رفتار عملی کشور‌های عربی مبنی بر پایان همکاری با آمریکا و زمینه سازی برای برچیدن پایگاه‌های آن باشد. کشور‌های عربی زمانی می‌توانند به تعهدات انرژی خود عمل کنند که اقدام عملی برای پایان دادن به تجاوزگری و سلطه گری آمریکایی _ صهیونیستی صورت دهند در غیر این صورت تکرار رویه غلط گذشته استمرار محدودیت‌ها در تنگه هرمز و تشدید بحران انرژی را به همراه خواهد داشت. افرادی همچون ملونی باید نفوذشان را بر مبنای دگرگونی در این وضعیت قرار دهند بویژه اینکه رفتار‌های غیر اصولی و مغایر با حسن همجواری برخی کشور‌های عربی، بی اعتمادی ایران نسبت به تعهدات آنها را به همراه داشته است.

نکته اساسی آن است که کشور‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای باید به این مهم رسیده باشند که جنگ افروزی آمریکایی- صهیونیستی و نیز دکترین راهبردی امنیت ملی و منطقه‌ای ایران، زمینه ساز دگرگونی در معادلات تنگه هرمز شده است و کشور‌ها باید پذیرنده اعمال حاکمیت قانونی ایران بر این تنگه باشند.

چنانکه جهانیان اذعان کرده‌اند گزینه نظامی برای باز کردن تنگه هرمز جز پیچیده‌تر کردن اوضاع و نیز شکست سنگین برای متجاوزان نتیجه‌ای به همراه ندارد. تنگه هرمز دیگر به وضعیت گذشته باز نخواهد گشت، لذا کشور‌هایی همچون ایتالیا که به شدت نیازمند تأمین انرژی از خلیج فارس هستند گزینه‌ای جز پذیرش این وضعیت و اجرای خواسته‌های به حق ایران در پیش ندارند و رایزنی‌های آنها با کشور‌های عربی نیز صرفاً زمانی موثر خواهد بود که در چارچوب این مهم صورت گیرد در غیر این صورت به سفر‌هایی صرفا دیپلماتیک بدون دستاورد بویژه در حوزه انرژی مبدل می‌شود.