صفحه نخست >>  عمومی >> نبض تحلیل
تاریخ انتشار : ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۱۸۲
در حالی که عراق در مسیر حساس تشکیل کابینه جدید قرار دارد، سایه دخالت‌های واشینگتن بار دیگر بر سر فرآیند سیاسی این کشور سنگینی می‌کند. گزارش‌های منتشر شده از سوی «ان‌بی‌سی نیوز» نشان می‌دهد که ایالات متحده، به جای نقش‌آفرینی به عنوان یک شریک، در مقام یک ناظر تعیین‌کننده، شروطی سخت‌گیرانه و فراتر از استاندارد‌های معمول دیپلماتیک را برای رسمیت شناختن دولت جدید عراق تعیین کرده است.
پایگاه بصیرت / مصطفی علیجان‌زاده

تاریخ سیاسی عراق پس از سقوط صدام، روایتِ مداومِ نبرد میان اراده ملی و مداخله‌گری خارجی است؛ نبردی که در آن، هر گام به سوی استقلال سیاسی، با سدی از کارشکنی‌های واشینگتن رو‌به‌رو می‌شود. از دیروز که آمریکا با ایستادگی در برابر خواست منتخبین مردم عراق، با نخست‌وزیری نوری مالکی مخالفت کرد، تا امروز که در روند تشکیل کابینه عراق دخالت می‌کند، مشخص است که الگوی مداخله‌گری آمریکا تغییر نکرده، بلکه تنها ابزار‌های آن پیچیده‌تر شده است.

در حالی که عراق در مسیر حساس تشکیل کابینه جدید قرار دارد، سایه دخالت‌های واشینگتن بار دیگر بر سر فرآیند سیاسی این کشور سنگینی می‌کند. گزارش‌های منتشر شده از سوی «ان‌بی‌سی نیوز» نشان می‌دهد که ایالات متحده، به جای نقش‌آفرینی به عنوان یک شریک، در مقام یک ناظر تعیین‌کننده، شروطی سخت‌گیرانه و فراتر از استاندارد‌های معمول دیپلماتیک را برای رسمیت شناختن دولت جدید عراق تعیین کرده است.

این شروط که گویی برای محدود کردن حاکمیت ملی طراحی شده‌اند، سه رکن اصلی دارند: نخست، قطع تمامی پیوند‌ها با گروه‌های مسلح غیرقانونی؛ دوم، صدور بیانیه‌ای رسمی مبنی بر عدم مشارکت این گروه‌ها در ساختار قدرت؛ و سوم، پایان دادن به وضعیت مبهم میان نهاد‌های دولتی و شبه‌نظامیان. اگرچه این موارد در ظاهر به دنبال نظم و قانون‌مندی به نظر می‌رسند، اما در واقعیت تلاشی است برای خلع سلاح سیاسیِ جریان‌هایی که بخشی از بافت اجتماعی و امنیتی عراق هستند و فشار برای حذف آنها، می‌تواند منجر به فروپاشی ساختار قدرت فعلی شود.

واقعیت تلخ این است که مداخله‌گری آشکار واشینگتن در سیاست‌های داخلی عراق، یک قاعده ثابت دارد: هر عقب‌نشینی یا هرگونه امتیاز که به نفع طرف مقابل داده شود، منجر به ایجاد خواسته‌های جدیدتر و سخت‌گیرانه‌تر از سوی آمریکا می‌گردد. واشینگتن با تغییر استراتژی از «حمایت» به «شروط تحمیلی» نشان داده است که هدف اصلی، نه ثبات عراق، بلکه کنترل و جهت‌دهی به جریان‌های قدرت در این کشور است.

در این میان عراق به آیینه تمام‌نمایی برای کسانی بدل شده است که همچنان در گروه خوش‌خیال‌ها قرار دارند؛ کسانی که با نگاهی ساده‌انگارانه، همچنان به خیرخواهی، کمک و حمایت آمریکا امید بسته‌اند. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در بازی‌های ژئوپلیتیک خاورمیانه، منافع ملیِ ایالات متحده همواره بر هرگونه همراهی یا کمک مقدم است. عراق امروز، میان ضرورت تشکیل دولت و فشار برای پذیرش شروط بیگانه، در کوره آزمونی قرار دارد که پاسخ به آن، نه در امید به واشینگتن، بلکه در پیوند میان اراده ملی و واقعیت‌های میدانی نهفته است.