پس از گذشت هفت سال، شی جین پینگ رئیسجمهوری چین بنا به دعوت «کیم جون اون» برای انجام سفری ۲ روزه وارد پیونگیانگ شد و مورد استقبال رهبر کره شمالی قرار گرفت. این سفر در حالی صورت گرفته است که نه تنها روابط دو جانبه و اهداف طرفین بلکه جایگاه این سفر در معادلات نظام بینالملل قابل تعریف میباشد که ریشه در صف بندیهای جدید در شرق آسیا و طراحی پیش دستانه پکن در برابر تهدیدات ماهیتی و هویتی دارد.
کره شمالی که با تکیه بر شرایط حاکم ساخته بر عرصه داخلی و تکیه بر ظرفیتهای آنچه داشتن بمب هسته ای نامیده می شود توانسته مقابله با طراحیها و فشارهای آمریکا و متحدان شرقیاش را محقق سازد همواره به دنبال تقویت این مولفهها با همگرایی با متحدان قدیمی و مخالفان نظام سلطه است. بر این اساس کره شمالی امیدوار است که از این سفر به عنوان افزایش حمایتهای سیاسی و اقتصادی چین برخوردار شده تا سد راهی در برابر آمریکا و کره جنوبی باشد. به عبارتی " اون" رهبر کره شمالی این سفر را فرصتی برای نمایش قدرت و افزایش مراودات اقتصاد و نظامی با چین می داند که در کنار تقویت موقعیت داخلی او، میتواند قدرت چانه زنی آن در برابر آمریکا را نیز تقویت کند.
نگاهی به تحولات شرق اسیا نشان میدهد که صف بندیها و اردوکشیها درحال آشکارتر شدن است که میتواند دگرگونی در نظم و معادلات منطقه را به همراه داشته باشد. غرب در لوای توسعه همکاریهای ناتو در حال تسلیح کشورهایی همچون کره جنوبی، ژاپن و فیلیپین و استرلیاست بگونهای که ژاپن رسما صدها میلیارد دلار برای بودجه نظامی اختصاص داده و موشکها را به سمت چین نشانه رفته است. پایگاههای آمریکا و اروپا در فیلیپین نیز در حال گسترش است در این شرایط پکن به دنبال تقویت متحدان منطقهای و فرامنطقهای خویش است که سفر پوتین به چین و نیز اصرار پکن بر توسعه روابط با تهران و اعضای شانگهای و بریکس نمودی از این رفتار است. در شرایطی که غرب به دنبال محاصره چین و گرفتار سازی آن در بحرانهای منطقه ای و در نهایت تسلیم سازی آن است پکن تلاش دارد تا ظرفیتهای همسایگی، منطقهای، فرامنطقهای و بینالمللی را تقویت نماید. اهمیت این موضوع در سفر پینگ به پیونگ یانگ مشخص میشود چنانکه شی جین پینگ در مورد این سفر گفته است در حال حاضر، روابط چین و جمهوری دموکراتیک خلق کره در یک نقطه شروع تاریخی جدید قرار دارد و با فرصتهای توسعه جدید روبرو است و ماموریتهای جدیدی را بر عهده دارد. پکن هر چند که احیای مذاکرات دو کره و آمریکا را از مولفههای دیپلماسی خود قرار داده است اما در عمل ظرفیتهای کره شمالی را مولفهای برای مهار رقبای منطقهای و نیز تهدیدات خارجی می داند در حالی که همزمان نیز تقویت موقعیت برتر اقتصادی و سیاسی خود در جهان از غرب آسیا و آفریقا گرفته تا آمریکای لاتین را دنبال می کند در حالی که همزمان نیز در حوزه نظامی بویژه دریا تقویت هر روزهای را دنبال میکند.
چین به خوبی می داند که آنچه در قبال روسیه و ایران جریان دارد و فضای بحرانی در صحنه بینالملل دیر یا زود به سمت شرق اسیا کشیده می شود و طراحی آمریکا و اروپا آن است که پکن را نیز در منازعات نظامی منطقه درگیر سازند.
چین به خوبی می داند که آنچه در قبال روسیه و ایران جریان دارد و فضای بحرانی در صحنه بینالملل دیر یا زود به سمت شرق اسیا کشیده می شود و طراحی آمریکا و اروپا آن است که پکن را نیز در منازعات نظامی منطقه درگیر سازند. هر چند که ترامپ و مقامات اروپایی همچون مکرون رئیس جمهور فرانسه و استارمر نخست وزیر انگلیس و مرتس صدر اعظم آلمان به چین سفر داشتهاند اما در عمل آنها نه ناجی صلح بلکه برای برخی اهداف اقتصادی بوده است. سخنان هگست وزیر جنگ آمریکا در نشست سنگاپور نشان داد که آمریکا همچنان در معادله نظامی به سر می برد و پکن گزینهای جز آماده بودن نظامی و یارگیری برای مقابله با تهدیدات احتمالی ندارد. مواضع آمریکا در قبال تنگه هرمز که اعمال تحریم علیه شرکتها و خریداران نفت ایران و نیز محدود سازی تردد دریایی با محاصره ( بخوانید دزدی دریایی) را در پیش گرفته است و نیز اقداماتی که در گرینلند برای مهار توان چین در قطب صورت می گیرد و نیز محدودیتها در سایر ابراههای بینالمللی همچون خیلج مکزیک و پاناما برای مهار پکن گواهی بر این راهبرد چند لایه علیه پکن . در این شرایط چین تلاش دارد تا ظرفیت سازیهای متقابلی را برای خویش صورت دهد که توسعه روابط با کره شمالی، تقویت مناسبات با اسه آن، همگرایی برای توسعه روابط با روسیه و ایران که از سطح روابط دو جانبه به حمایت در مجامع بینالمللی رسیده و... گواه نگرانیهای پکن از رفتارهای بحرانهای ساز غرب علیه تمامیت ارضی و نقش آفرینی جهانی خویش بویژه در عرصه اقتصادی است که موجب شده پکن از هر مولفهای برای تقویت موقعیت خود در برابر آمریکا بهره گیرد. نکته مهم آن است که هرگونه عقب نشینی چین در برابر زیاده خواهی ها و فشارهای غرب تشدید مداخلات و فشارها علیه پکن را به همراه دارد لذا چین برآن شده است تا پاسخ هر تهدیدی را با رویکرد متقابل و سنگینتر بدهد چنانکه در برابر تعرفههای آمریکا اقدامی مشابه صورت داده که در نهایت ترامپ را به عقب گرد واداشته است. پکن امروز دریافته است که رویکرد تعاملی و دیپلماسی با غرب بخش کوچکی از ابزارهای مقابلهای برای کاهش تنشها و حفظ منافعش است و تقویت توان نظامی، رویکرد همسایه محور و گسترش تعامل و همراهی با حامیان نظم نوین جهانی چند جانبه گرا، مولفههای مهم قدرت در برابر یک جانبه گرایی مخرب غرب میباشد