گروه سیاسی- محمدی: ادامه مخالفت نومحافظهکاران طرفدار اسرائیل و معاون رئیسجمهور دیک چنی، نتوانسته است مانع فشارهای فزاینده داخلی و خارجی بر رئیسجمهور ایالات متحده برای مذاکره مستقیم با ایران شود. در هفتههای اخیر، علاوه بر دموکراتها، شمار زیادی از جمهوریخواهان برجسته رئیسجمهور جرج دبلیو بوش را تحت فشار گذاشتهاند که در مورد یک سلسله مباحث در پی گفتگوی رو در رو با ایران باشد.
در همین حال، متحدان اروپایی واشنگتن که در سه سال گذشته در مذاکراتشان با ایران در مورد برنامه هستهای این کشور، نقش نماینده دولت آمریکا را عهدهدار بودهاند، در مواجهه با آنچه که سرسختی و انعطافپذیری ایالات متحده میدانند به سرعت در حال از کفدان صبر و شکیبایی هستند. چارلز کوپچان، مدیر شاخه مطالعات اروپایی در شورای روابط خارجی آمریکا، در این خصوص میگوید: اروپاییهایی که تاب و تحمل خود را از دست دادهاند، به ایالات متحده میگویند زمان آن رسیده که آمریکا وارد عمل شود. اگر ایالات متحده به گونهای در مذاکرات مشارکت نکند، احتمال برخورد دو قطع پیوندهای دولتهای دو سوی آتلانتیک (ایالات متحده و دولتهای اروپایی) بسیار جدی است.
جیم لوب، خبرنگار خبرگزاری اینترپرس سرویس در واشنگتن، که فراز و فرودهای نومحافظهکاران را مدتها پیش از خیزش دوباره آنها پس از حملات سپتامبر2001 زیر نظر داشته و همچنان دنبال میکند در یادداشتی با عنوان بالا گرفتن فشارها بر بوش برای ارتباط مستقیم با ایران، مینویسد: بعضی از نشانهها که از وجود چنین فشارهایی در کاخ سفید حکایت دارد، زمانی آشکار شد که سخنگوی تازه بوش، تونی اسنو، هفته پیش به خبرنگاران گفت، اگر تهران فعالیتهای غنیسازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد، واشنگتن ممکن است مایل به گفتگوی مستقیم با ایران در مورد برنامه هستهای این کشور باشد.
تونی اسنو اضافه کرد: وقتی چنین اتفاقی بیفتد آنگاه ممکن است فرصتهایی (برای مذاکره) فراهم شود. به اعتقاد سخنگوی کاخ سفید، ارتباطاتی از این دست ممکن است در سطوحی فراگیرتر و به صورت چند جانبه اتفاق افتد که در آن مثلث اروپایی بریتانیا – فرانسه – آلمان و احتمالاً چین و روسیه هم حضور خواهند داشت.
در تلاش برای تغییر سیمای معامله چماق و هویج، هفته گذشته دیپلماتهایی از این 5 کشور با همتایان آمریکایی خود در لندن ملاقات کردند. این کشورها امیدوارند که با وعده و وعید و نیز تهدید، ایران را متقاعد سازند، فعالیتهای غنیسازی را متوقف کند.
احتمال دارد بخشی از این معامله شامل تأمین راکتورهای هستهای آب سبک برای ایران، مشوقهای تجاری و اقتصادی و نیز مذاکره در مورد ساختاری باشد که به نگرانیهای امنیتی ایران میپردازد.
با این وجود، گزارشهای منتشره حاکی است دیپلماتهای آمریکایی با اضافه شدن مسائل امنیتی به دستور جلسه مخالفت کردهاند.
تداوم بنبست موجود بین چنی و متحدانش (که حامی نظریه تغییر رژیم هستند) و سایر مقامات (بویژه مقامات وزارت خارجه که معتقدند نظریه تغییر رژیم غیر واقعبینانه بوده و احتمالا نتیجه معکوس به بار میآورد) از جمله دلایلی است که مخالفت با ارائه تضمینهای امنیتی به ایران را سبب شده است.
یک مقام عالیرتبه در وزارت خارجه ایالات متحده که خواست نامش فاش نشود، پنجشنبه گذشته به روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز گفت: تضمینهای امنیتی ارائه نشده است. به گفته وی، اروپاییها به واشنگتن گوشزد کردهاند که در غیاب چنین تضمینهایی، بعید به نظر میرسد که تهران مصالحه بر سر برنامه هستهای خود را بپذیرد.
حکومت بوش که در سال 2002، ایران را یکی از کشورهای عضو محور شرارت نامیده بود، شورای امنیت را تحت فشار گذاشته است به دلیل ادعاهایی که ایران را به نقض مفاد پیمان انپیتی متهم کرده است، تحریمهایی علیه این کشور وضع کند.
در این میان، با وجود پشتیبانی اعضای اروپایی شورای امنیت از تلاشهای واشنگتن، روسیه و چین در مورد آثار تصویب چنین قطعنامهای بر منافع استراتژیک و اقتصادی خود و نیز بهرهبرداری احتمالی از آن برای توجیه حمله به ایران (درست مانند همان چیزی که سه سال پیش در مورد عراق اتفاق افتاد) ابراز نگرانی کردهاند و با آن موافق نیستند.
چارلز کوپچان رفتار اروپاییها در مورد تحریمهای فراگیر نظیر ممنوعیت واردات بنزین و صادرات نفت و گاز را بر ضد ایران، شیطنتآمیز و غیرجدی ارزیابی میکند.
او پیشبینی میکند که دو سوی آتلانتیک درباره اعمال تحریمهای محدود مانند ممنوعیت فروش سلاح و صدور ویزا برای مقامات ایرانی– هم رای خواهند بود، اما اگر تحریمها از این چارچوب تجاوز کند و یا ایالات متحده به نیروی نظامی متوسل شود تداوم اتحاد نظر طرفین، دور از ذهن به نظر میرسد.
چارلز کوپچان میگوید: در نهایت ایالات متحده خواستار تغییر رژیم است در حالی که اتحادیه اروپایی چنین خواستهای ندارد. او با تأکید بر این که توسل واشنگتن به عملیات نظامی بر ضد ایران، در عمل هیچ پشتیبانی در اروپا ندارد، میافزاید: من هنوز یک سیاستگذار اروپایی را که معتقد باشد جنگ بهتر از یک ایران هستهای است، پیدا نکردهام.
از طرفی تنها متحدان اروپایی واشنگتن، روسیه و چین نیستند که تاکید دارند بوش باید رویه خود را تغییر دهد و مذاکره مستقیم با تهران را آغاز کند. دیگر همپیمانان منطقهای آمریکا مانند عربستان سعودی وترکیه نیز درخواستهای مشابهی ارائه کردهاند.
در گستره داخلی، بوش که در شرایط فرسایشی ناشی از روند رو به رشد افت محبوبیت نزد افکارعمومی ایالات متحده به سر میبرد، با فشارهایی از جانب همقطاران خود در حزب جمهوریخواه روبهروست.
در دو ماه گذشته، دو نفر از مقدمات سیاسی که در دوره اول ریاستجمهوری بوش بر سر کار آمده بوددن و در مناصب بالای وزارت خارجه آمریکا خدمت میکردند (ریچارد هاس، متخصص در مسایل خاورمیانه، و ریچارد آرمیتاژ، معاون سابق وزیر خارجه آمریکا) درخواست کردند آمریکا با ایران در مورد تمام مسایل فیمابین– شامل برنامه هستهای ایران، اتهامات نسبت داده شده به ایران در مورد حمایت از تروریسم، سیاستهای منطقهای ایران که از دید واشنگتن ناخوشایند است– که اسباب جدایی دو کشور را از سال 1979 تا کنون فراهم آورده است، گفتگو کند.
این عده با کسانی مانند یک لوگار، رئیس کمیته روابط خارجی سنا، سناتور چاک هاگل، نامزد احتمالی جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری 2008، و شماری از دموکراتهای برجسته نظیر سندی برگر، مشاور امنیت ملی بیل کلینتون، مادلین آلبرایت، وزیر خارجه سابق، و قانونگذاران منتفذی همانند سناتور ژوزف بیدن و دایان فاینشتین که هر دو حامی معتدل و غیر افراطی اسرائیل محسوب میشوند، ائتلاف کردهاند.
شاید تاثیرگذارترین شخصیتی که در این مدت درباره گفتگوی مستقیم آمریکا با ایران اظهارنظر کرده است، کسی جز هنری کسینجر، وزیر خارجه اسبق ایالات متحده نباشد. کسینجر که مدافع حمله بوش به عراق بود، اوائل ماه جاری میلادی خواستار مذاکره مستقیم با ایران (حداقل در مورد مباحث هستهای) شد.
هنری کسینجر در یادداشتی طولانی که در روزنامه آمریکایی واشنگتن پست به چاپ رسید مذاکره با ایران را از طریق نمایندگان و نیز متحدان نزدیک ایالات متحده، برای امنیت ملی آمریکا بسیار مهم و ضروری ارزیابی کرد.
درخواستها برای مذاکره با ایران پس از نامه رئیسجمهور محمود احمدینژاد به بوش شدت گرفت.
نومحافظهکاران آمریکایی که تأثیرات آنها بر سیاستهای این کشور، اساسا از کانال دفتر دیک چنی اعمال میشود، در واشنگتن به موج درخواستها برای گفتگوی مستقیم با ایران هشدار دادند که مذاکره مستقیم با تهران دامی است که اگر واشنگتن در آن گرفتار آید، رهایی از آن به آسانی ممکن نیست!
این نوشتار را با گریزی به یادداشتی که اواسط ماه جاری میلادی با عنوان «به احمدینژاد بیاعتنایی کنید» در نشریه کانادایی نشنال پست منتشر شد، به پایان میبرم. دیود فروم، نویسنده یادداشت که از تحلیلگران مؤسسه «امریکن انترپرایز» و نیز دستیار ویژه بوش در تنظیم متن سخنرانیهای اقتصادی او بوده است، یهودی نومحافظهکاری است که در کانادا متولد شده از طرفداران دو آتشه اسرائیل میباشد. او در انتهای یادداشتش نوشته بود: دنیا هم اکنون با این پرسش روبهروست: آیا میتوان ایران را به هر شیوهای به جز زور و خشونت، سرکوب کرد؟ برای یافتن جواب تنها یک راه وجود دارد و البته آن راه مذاکره نیست!