دکتر یدالله جوانی
تا قبل از برگزاری انتخابات نهم ریاست جمهوری، دشمنان انقلاب اسلامی و برخی از بدخواهان داخلی، بسیار امیدوار بودند که پس از گذشت 27 سال از انقلاب اسلامی، شاهد یک قهر ملی در صحنه انتخابات خواهند بود و مردم ایران به دلیل نارضایتی ها، پای صندوق های رأی حاضر نخواهند شد. به همین دلیل اروپایی ها با تعلل در مذاکرات هسته ای با ایران، با فرصت سوزی سعی می کردند موضعگیری نهایی خود را به بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری موکول نمایند.
یکی از مسئولان نقل می کرد وقتی به اروپایی ها به خاطر این تعلل و فرصت سوزی هشدار دادیم و گفتیم نتیجه انتخابات هیچ تغییری در سیاست های نظام در قبال مسائل هسته ای ایجاد نخواهد کرد، در پاسخ، یکی از اروپایی ها گفت، ما منتظر رفتار مردم ایران در صحنه انتخابات هستیم. غربی ها تحت تأثیر ذهنیت خودساخته، بر این باور بودند که انتخابات نهم با یک مشارکت حداقلی، موجب سلب مشروعیت از نظام سیاسی در ایران می گردد. با چنین تحلیلی برخی از جریانهای سیاسی داخلی نیز به این انتخابات چشم دوخته بودند و در این انتظار به سر می بردند که با فراهم شدن شرایط و زمینه های داخلی و با بهره گیری از حمایت خارجی، سناریوهایی چون انقلاب های مخملین را در ایران دنبال نمایند.
مشارکت حداکثری مردم در انتخابات از یک سو و انتخاب فردی که شعارهای او، شعارهای انقلاب اسلامی بود از سوی دیگر، تمامی دشمنان، مخالفان و بدخواهان را غافلگیر و دچار حیرت ساخت و سست بنیانی تحلیلهای آنان نسبت به رفتار ملت مسلمان و انقلابی ایران را آشکار ساخت.
پس از انتخابات حماسه ساز دوره نهم ریاست جمهوری که پیروز اصلی در آن ملت ایران بود و بازنده اصلی دشمنان و بدخواهان، تحلیل مشترکی در اردوگاه مخالفان نظام دینی شکل گرفت مبنی بر اینکه اگر دولت جدید در تحقق وعده هایش و پیاده سازی شعارهای مطرح شده در مقطع انتخابات موفق گردد، پایه های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی مستحکم تر شده و ملت ایران با امیدواری بیشتر، حرکت به سمت تحقق آرمانهای والای انقلاب اسلامی را ادامه خواهد داد و کار برای آنان سخت خواهد شد. بر همین اساس سنگاندازی، کارشکنی و تلاش برای جلوگیری از موفقیت دولت جدید که از پشتوانه مردمی و قوای دیگر نظام نیز برخوردار است، آغاز گردید.
یکی از شگردهای به کار گرفته شده در طول چند ماه اخیر، ارائه تحلیل های جهت دار براساس یک سری اخبار ناصحیح از سوی دشمنان خارجی و برخی جریانهای سیاسی داخلی با هدف مأیوس ساختن ملت ایران از انتخاب خود و ایجاد موانع عمدتاً ذهنی بر سر راه دولت جدید میباشد.
جنجال آمریکایی ها و رسانه های استکباری علیه ایران با طرح حضور احمدی نژاد در میان دانشجویان حمله کننده به سفارت آمریکا در سال 8531، فضاسازی های سنگین علیه دولت جدید با این بهانه که با افراطی گری زمینه های ارجاع موضوع هسته ای ایران به شورای امنیت را فراهم ساخته، جنجال در مورد موضعگیری رئیس جمهور در قبال رژیم صهیونیستی در خارج و داخل و طرح این موضوع که موضعگیری های نسنجیده، کشور را در عرصه بین المللی دچار انزوا می کند، سیاه نمایی از وضعیت ایران پس از انتخابات که فرار سرمایه ها آغاز شده، بورس در حال ورشکستگی می باشد و با این نوع برخوردهای دولت جدید، همه چیز در حال به هم خوردن است، نمونه هایی از تحلیل های ارائه شده طی دو ماه اخیر میباشد.
در کنار چنین تحلیلهایی، زمزمه عده ای در داخل که استیضاح رئیس جمهور دور از ذهن نیست و برای جلوگیری از یک بحران با توجه به مسائل داخلی و خارجی باید رئیس جمهور دیگری انتخاب شود، حکایت از آن دارد که تمامی تحلیل های پیش گفته هر کدام بخش هایی از یک سناریو، هدف عملیات روانی علیه ملت و دولتی است که مردم به آن برای حل مشکلات امید بسته اند، در این شرایط هوشیاری مردم و دولتمردان برای خنثی سازی این قبیل توطئه ها که عمدتاً بر پایه جنگ روانی استوار است ، ضروری و اجتناب ناپذیر میباشد.