تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۵۷۷۸۲

مسیح علی‎نژاد
- الو! آقای دکتر ریاض! بیش از 8 هزار درخت در جنگل‎های لویزان در دو شب تعطیل ایام تاسوعا و عاشورا ریشه کن شدند، چرا؟
اصلا در جریان نیستم، اجازه دهید این موضوع را از طریق شهرداری و شورای شهر پیگیری کنیم.
- الو! آقای مصباحی مقدم! ماجرای قطع تنها شریان‎های حیاتی تهران آلوده در میان است.
مگر هر اتفاقی که در ایام تعطیل رخ داد ما باید مطلع باشیم؟
- الو! آقای اختری!
کسالت داشتم.
- خانم آلیا!
خارج از تهران بودم.
- خانم فیاض بخش!
چقدر خوب است که خبرنگارها این موضوع را پیگیری می‎کنند ولی بگذارید با مجمع نمایندگان استان تهران در این زمینه مشورت کنم و بعد اظهارنظر کنم.
دو روز بعد باز هم تلفن‎های نمایندگان استان تهران به صدا درمی‎آید تا شاید یکی از آن سوی خطوط سخت‌الوصول تلفن‎های همراه که جان خبرنگاران را به لب رسانده است خبر دهد که ماجرا از چه قرار است اما باز هم کسی پاسخ روشن نداشت.
و ماجرا از این قرار است که در هفته‎ای که گذشت موجوداتی که حکمت خلقت آنان در کنار انسان‎ها حدیث دیگری داشت ناگزیر پای به بطن مجادلات و کشمکش‎های سیاسی اهل سیاست نهادند؛ از درختان معدوم جنگل‎های لویزان تهران تا چهارپایان زبان بسته‎ای که در اقدامی غیر متعارف از دانشگاه تهران تا سفارت انگلیس به رژه‎ای ناگزیر واداشته شدند.
طبیعی است در این قیل و قال نقش 30 نماینده پایتخت در مجلس هفتم برای اهالی رسانه به منظور یافتن چرایی چنین رخدادی پررنگ‎تر از نقش دیگران باشد.
در هفته‎ای که گذشت خبرنگاران نیز ترجیح دادند تا از نمایندگان تهران همانگونه طرح پرسش کنند که بارها به آن توصیه شده بودند؛ از حوزه انتخابیه و فاجعه‎ای که بر آن رفت.
آیا برای تکمیل مسیر بزرگراه زین‎الدین و اتصال اتوبان همه به سه راه آزمایش در شرق تهران تنها راه ممکن، قطع ابتدا 8 هزار و سپس آنگونه که گفته می‎شود نزدیک به 20 هزار درخت بوده است آن هم در شرایطی که طرح زوج و فرد کردن خودروها هم نتوانست سنگینی و سیاهی آسمان آلوده پایتخت را، راه نجاتی باشد و جنگل لویزان تنها روزنه تنفس تهران بود که می‎توانست در ناکارآمدی مسوولان برای رفع آلودگی هوای پایتخت نقطه امیدی باشد.
شهروندانی که از طیف آبادگران مجلس هفتم هرگز شعارهایی در راستای توسعه سیاسی نشنیده بودند، بی تردید توقع خود را نیز متمرکز محقق شدن شعارهای معیشتی و رفاهی آنان می‎سازند. حال آیا گرفتن حقی از این شهروندان برای دادن حقی دیگر به آنان یک فرآیند منطقی برای تحقق شعارهای معیشتی است؟ آیا اقدامی مقطعی است؟
مردم تهران همواره با این استدلال مدیران شهری مواجهند که استفاده نصفه و نیمه از خودروی شخصی (یک روز در میان) تنها راه چاره برای کاهش آلودگی و کاهش ترافیک است و مدیران «مجبور» به اتخاذ چنین تصمیمی بوده‎اند، آنچنان که برای بهبود وضعیت تردد نیز «مجبور» به قطع درختان در جنگل‎های محدود تهران خواهند بود، آنگاه که این جنگل‎ها مزاحم احداث بزرگراه‎ها باشند. حال اینکه پایان این فصل «اجبار» کی فرا می‎رسد پرسشی است که تاکنون هیچ مقام مسوولی نتوانسته پاسخ روشنی به آن بدهد.
ظاهرا اختلافات سیاسی به ناگزیر بساط خود را د راین دایره گسترده است.
چنانچه به اذعان خود آنان، دسته‎بندی میان طرفداران قالیباف و طرفداران احمدی‎نژاد در میان نمایندگان شورای شهر تهران، راه را بر هر گونه نقد صریح در مقابل برخی تصمیمات مدیریتی بسته است. از این رو اگرچه چمران در کسوت ریاست این شورا به یاران و همفکران خود توصیه می‎کند که از ماجرای قطع درختان دیگر سخنی به میان نیاورند، اما منتقدان قالیباف در این شورا اصرار بر ادامه اعتراض دارند و شهرداری را مقصر می‌دانند و حتی به چمران خرده گرفتند که چرا گفته است شورا مجوز تخریب جنگل را داده است.
حال در هیاهوی ائتلاف بزرگ اصولگرایان برای تحقق مطالبات معیشتی مردم، پایتخت نظاره‎گیر فرجام این ائتلاف است که آیا نمایندگان تهران در مجلس هفتم نیز وارد نزاع‎های شورای شهر و شهرداری تهران می‎شوند یا همچنان ترجیح می‎دهند خود را از مهم‎ترین حادثه‎ای که در حوزه انتخابیه یک نماینده مجلس ممکن است رخ داده باشد، بی‎اطلاع نشان دهند تا مبادا این اختلافات دامن آنان را نیز بیالاید و تصویر آبادگران مجلس هفتم در افکار عمومی تداعی‎گر نزاع‎های مکرر و عبث سیاسی شود.
افکار عمومی اما به خاطر دارد که این جریان پایه‎های شکل‎گیری خود را بر روی ویرانه‎های حاصل از اختلافات شورای شهر اول تهران بنا نهاده است و در برهه‎های مختلف انتخاباتی نیز دیوارهای شهر انباشته می‎شد از هزاران طرح و ایده برای ایجاد «شهر بدون موش و دود و ترافیک» و چه بسا که در اوج اختلافات دل‎آزار رقبای خویش این شعرشان نیز به دل جماعت خسته پایتخت می‎نشست:
«جای مردان سیاست بنشانیم درخت تا هوا تازه شود» و امروز اگرچه آبادگران تهران به خوبی یاد دارند که چگونه همانند اصلاح‎طلبان، آشکارا بر طبل اختلافات درون خویش نکوبند اما تصویر پایتختی که درختانش از ریشه قطع می‎شوند، خودروهای مردم پرکارش در خانه حبس می‎شود تا همچنان اتوبوس‎ها و خودروهای فرسوده نفس بکشند و گریه‎های شهر در مقابل قدرت موش‎ها تمکین می‎کنند خود گویای همه چیز است و لب گزیدن آبادگران مجلس هفتم و سکوت آنان در مقابل آنچه پشت دیوارهای تصمیم‎گیری آبادگران شهری می‎گذرد راه چاره نیست.
- الو آقای [...]!
بنده هنوز ماجرای قطع درختان را از شورای شهر و شهرداری تهران پیگیری نکرده‎ام...