صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۵۹۹۵۷
مردمسالاری دینی(32)

1ـ یکی از تعابیر مشابه مردم‌سالاری، مردم‌داری است. مردم‌داری را به معنای حسن سلوک، خوشرفتاری، مهربانی، مماشات و مدارا با مردم می‌توان در نظر گرفت. حاکمان و رهبرانی که بدنبال افزایش نفوذ و اقتدار حکومتند و مایلند تا با افزایش نفوذ به جای بکارگیری زور تبعیت و پیروی شهروندان را به همراه داشته باشند با حسن سلوک و رفتار خود زمینه همراهی و تبعیت مردم را هموار ساخته و محبوبیت و مقبولیت خود را افزایش می‌دهند. بی‌شک تداوم حاکمیت بدون همراهی و همدلی ملت مسیر نخواهد بود و کسب این همراهی و همدلی جز با مشی اعتدال و مماشات با ملت حاصل نخواهد شد.

در آموزه‌های دینی نیز توجه به مردم و مدارای با رعیت مورد توجه و تاکید قرار گرفته است. حضرت امام خمینی(ره) نیز در عباراتی در این باره می‌فرمایند: «حکومت اسلامی که ما می‌خواهیم، یک چنین چیزی ما می‌خواهیم که آن کسی که در رأس است، او هم با مردم رفیق باشد و بنشیند و خودش را نگیرد، در بین مردم بنشیند با آنها صحبت بکند، هر کس حاجتی دارد به او بگوید، وقت داشته باشد با او صحبت بکند ... نه او از مردم وحشت کند، ‌نه مردم از او وحشت بکنند. این باید دستور باشد برای همه حکومت‌ها و ملت‌ها. وقتی یک حکومت اینطور شد، ‌ملت دنبالش است، ملت حافظش است، همانطور که او حافظ ملت است، ملت هم حافظ او هستند و ما می‌خواهیم یک چنین چیزی پیدا بشود.» (10/4/58)

اما این مفهوم همه مولفه‌های نظام مردمسالار دینی را در درون خود ندارد.

2ـ توجه به کارکرد و مکانیزم اداره کشور شاخصه دیگری است که در تبیین مردمسالاری مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بدین معنا حکومتی مردمسالار است که منافع مردم را در نظر گرفته و مبتنی بر منافع اکثریت تصمیم‌گیری کند نه منافع اقلیت و طبقات خاص. همانطور که می‌دانیم یکی از آفاتی که نظامهای سیاسی را تهدید می‌کند در خدمت طبقات خاص قرار گرفتن دولت است، وجود گروههای ذی‌نفوذی که تلاش می‌کنند با فشار آوردن به دولت فضا را برای بهره‌برداری بیشتر از «رانت» آماده نمایند. محصول این تلاشهای مفسده‌انگیز تغییر جهت‌گیری دولت از توجه به منافع ملت با توجه به گروههای خاص است.

3ـ منظری دیگر یکسان‌ انگاری مردمسالاری دینی با پوپولیسم یا توده‌گرایی است. پوپولیسم، یعنی بزرگداشت مفهوم مردم یا توده‌ها و تکرار شعارگونه خواست مردم!. اما این «خواست مردم» را چگونه و چه کسانی یا چه کسی تشخیص می‌دهد؟ اگر شخصی یا صنفی خود را سخنگوی مردم دانست و برای تحقق اراده ملی و خواست عمومی یا تحصیل منافع و مصالح مردم ـ آنچنانکه خود تشخیص می‌دهد و مطلوب می‌داند ـ اقدام کرد و توده‌های مردم را نیز تنها برای تائید و تبعیت به خیابانها کشید، ما شاهد شکل‌گیری نوعی عوام‌فریبی پوپولیستی خواهیم بود نه مردم سالاری دینی.

در طول تاریخ بسیاری بنام خلق و توده ظلمها کرده‌اند، زمامداران فراوانی مدعی شده‌اند که مصلحت مردم را بهتر از خودشان تأمین می‌کنند، اما مردم را قابل ندانسته‌اند تا از آنان بپرسند مصلحت شما چیست و چگونه باید آن را تأمین کرد؟

4ـ جوهر و گوهر مردمسالاری دینی از نگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای توجه به کرامت و جایگاه اراده و خواست مردم در تعیین سرنوشت خویش است. از نگاه ایشان یکی از شاخصه‌های مهم اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) «اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ هم کرامت انسان، هم تعیین‌کننده بودن اراده انسان. در مکتب سیاسی امام، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه ارزشمندی و کرامت داشتن این است که در اداره سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسی ایفا کند.» (14/3/83)

رویکرد سوم اشاره شده بی‌شک در مردمسالاری دینی جایگاهی ندارد. رویکرد اول و دوم نیز هر چند به عنوان جلوه‌هایی از مردمسالاری قابل توجه است ولیکن به تنهایی دارای کمبود و نقصان جدی خواهند بود.

پایان سخن کلامی دیگر از معظم‌له که بیش از پیش گوهر مردمسالاری مورد تاکید ایشان را مشخص می‌نماید:

«مردمی بودن حکومت اسلامی به دو معناست: یکی اینکه مردم در اداره و تشکیل حکومت و تعیین حاکم و شاید در تعیین رژیم حکومتی و سیاسی نقش دارند. دیگر آن که حکومت اسلامی در خدمت مردم است، آنچه برای حاکم اسلامی مطرح است، منافع عامه مردم است نه منافع اشخاص یا قشر و طبقه‌ء معین. اسلام به هر دو معنا دارای حکومت مردمی است. اما تا وقتی که حکومت مردمی به معنای اول تأمین نشود و مردم در حکومت نقشی نداشته باشند، نمی‌شود گفت حکومت، مردمی و در خدمت مردم است.»