صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۶۱۴۶۴

سیامک باقری
در روزهای اخیر خط تحلیلی و خبری از سوی رسانه های غربی در خصوص مسئله هسته ای ایران پیگیری شده مبنی بر اینکه لحن مقامات جمهوری اسلامی ایران در زمینه بسته تشویقی گروه 1+5 نسبت به گذشته ملایم نشده و نشانه ای در خصوص پذیرش آن و آغاز مذاکرات و گفتگوهای ایران با گروه 1+5 دیده می شود. با نگاه اجمالی به صحنه داخلی ایران و مواضع مقامات و شخصیت های نظام می توان ملاحظه کرد که هیچ گونه نشانه ای مبنی بر تغییر مواضع اصولی دیده نمی شود. چند اصل اساسی که ایران از ابتدا در خصوص بسته تشویقی گروه 1+5 مطرح ساخته، همچنان مورد تاکید و تصریح همه دست اندرکاران و قوای سه گانه کشور بویژه رهبر معظم انقلاب بوده است. از جمله این اصول عبارت هستند از:
الف) عدم پذیرش تعلیق به عنوان پیش شرط مذاکرات.
ب) غنی سازی و چرخه سوخت هسته ای جزء منافع غیر قابل گذشت و معامله است.
ج) آمادگی ایران برای مذاکره در هر زمان و مکانی.
د) وجوه مشترک بسته تشویقی و بسته پیشنهادی ایران مبنای خوبی برای مذاکره است.
در تمامی مواضعی که طی هفته های اخیر از سوی مسئولان امر آغاز شده اصول فوق به عنوان محور مشترک همه آنها قابل مشاهده است. از این رو این سوال پیش می آید که رسانه های غربی چرا همزمان و پس از تهاجم شدید فشارها علیه ایران که از انزوای دیپلماتیک و قطع کمک های بین المللی در خصوص مبارزه با مواد مخدر گرفته تا گمانه زنی پیرامون حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران را در برداشت، خط تحلیلی و خبری انعطاف و ملایم شدن موضع جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار دادند؟ به نظر می رسد این اقدام غرب چند کارکرد داشته باشد، به عبارتی چند هدف را از این ناحیه دنبال می کنند.
1- القاء این موضوع که ایران در داخل خود دچار چنددستگی شده و نسبت به قبول یا رد بسته تشویقی اختلاف نظر پیدا کرده اند و مالاً آمادگی ها برای پذیرش افزایش یافته است.
2- نتیجه طبیعی القاء فوق، این پیام به بازیگران مخالف هسته ای ایران است که سیاست چماق و هویج کارآمد بوده است و بایستی به این سیاست توجه بیشتری صورت گیرد و فشارها برای تسلیم نهایی ایران افزوده شود.
3- این خط فکری سعی دارد فضای گفتمانی را در داخل ایران شکل دهد تا تحلیل گران رسانه های داخلی و صاحب نظران سیاسی و غیره وادار به اتخاذ مواضع همسو گردند.
اما واقعیت امر این است که این خط تحلیلی قادر به تغییر شرایط سیاسی ایران به نفع غرب نخواهد بود. آمریکا و سه کشور اروپایی دچار توهم شدیدی نسبت به ایران هستند و متاسفانه همین امر باعث شده که از گذشته درس و عبرت درستی نگیرند. با این حال با لحاظ توانایی ها و شرایط طرفین بازی بهترین گزینه برای کشورهای اروپایی و آمریکا مذاکره بدون پیش شرط و در چارچوب محورهای مشترک دو بسته (گروه 1+5 و ایران) است. هرچند برخی سعی دارند اینگونه القاء کنند که در محورهای مشترک موضوع غنی سازی نیز می تواند محمل مذاکره واقع شود. معنای این بحث این است که ایران در جریان مذاکرات ممکن است غنی سازی خود را کنار بگذارد. اما طراحان این سناریو خوب می دانند که هر نوع نادیده گرفتن حقوق مشروع ایران در باب غنی سازی مذاکرات را با شکست مواجه خواهد ساخت.