صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۶۴۵۲۳

سیامک باقری
سفر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به اروپا جهت سخنرانی و تشریح مواضع ایران در جمع 875 نماینده از 27 کشور عضو اتحادیه اروپا در ابعاد مختلف حائز اهمیت بوده است. در واقع حضور دبیر شورای عالی امنیت ملی هم برای افکار عمومی اروپا و سایر ملت ها و همچنین برای نمایندگان پارلمان اروپا مهم ارزیابی می شد. موید این امر را می توان در مقایسه نحوه برخورد نمایندگان اتحادیه اروپا با سخنرانی جلیلی و مشرق در جلسه ویژه ای که در بروکسل برگزار شد ملاحظه کرد.
بنابر اخبار مطرح شده پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان پیش از جلیلی در پارلمان اروپا حضور یافته و در جمع نمایندگان سخنرانی کرد اما اغلب صندلی های سالن پارلمان اروپایی خالی بود در حالی که همه اعضای این پارلمان در پای سخنان جلیلی نشستند. اما سوال اساسی این است که چرا اتحادیه اروپا علی رغم همراهی با سیاست های انزواسازی آمریکا و تاکید بر اجرای قطعنامه های تحریمی علیه ایران از دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران برای استماع دیدگاه تهران دعوت به عمل آورد؟
1- اولین و مهم ترین زمینه، رویکرد جدید اتحادیه اروپا برای مذاکره مجدد با تهران به بازنگری این اتحادیه نسبت به جهت گیری ماه های گذشته این اتحادیه در قبال ایران و ارزیابی از نتایج و پیامدهای سیاست تعلیق روابط بود. حدود چندین هفته قبل هیاتی به نمایندگی این اتحادیه به تهران سفر داشتند که پس از پایان سفر رئیس هیات اروپایی رسما اعلام کرده بود که قطع همکاری اروپا با ایران و تعلیق گفت وگوهای طرفین یک «اشتباه» بود.
2- دومین زمینه این دعوت به تحولات مربوط به فعالیت های هسته ای ایران برمی گردد. در طی ماه های گذشته تحولاتی مانند توافقنامه ایران و آژانس که متعاقبا گزارش های مبتنی از همکاری ها منعکس شد و گزارش 16 آژانس جاسوسی آمریکا مبنی بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران از سال 2003 به بعد و به ویژه فرارسیدن زمان اعلام نهایی دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص فعالیت های هسته ای ایران و... موجب شد تا اتحادیه اروپا که یکی از طرف های اصلی چالش هسته ای ایران می باشد رویکرد جدیدی را اتخاذ نماید. به عبارت دیگر دعوت از جلیلی یکی دیگر از سلسله تحولات به هم پیوسته هفته های اخیر می باشد. دومینویی که براثر ابتکار ایران در تنظیم مدالیته با آژانس ایجاد شده است. در واقع شرایط جدید که با خود گفتمان جدیدی را به وجود آورده مستلزم بازگشایی باب جدید مراودات می باشد. لذا اروپایی ها برای این لازم دیدند که مواضع و دیدگاه های ایران به طور شفاف تری بشنوند. ازهمین رو، دبیر شورای عالی امنیت ملی با پیشنهادات جدیدی به اروپا سفر کرد. وی پیشنهادات جدید را در قالب یک پارادایم همکاری مشترک با چهار مولفه برای اعضای اتحادیه تشریح کرد و اعلام کرد که هرگونه گفت وگو و همکاری می تواند بر این چهار اصل زیر انجام شود:
مولفه اول را وی همکاری در زمینه تقویت دمکراسی یاد کرد.
مولفه دوم همکاری مشترک بین ایران و اروپا را براساس امنیت عنوان کرد و سومین مولفه با محوریت انرژی و آخرین مورد همکاری های اقتصادی اعلام شد.
3- سومین زمینه دعوت را می توان به ارزیابی اروپا در خصوص مواضع ایران پس از چند ماه سیاست اعمال فشار اشاره کرد. در میان کشورهای اتحادیه اروپا دو دیدگاه در خصوص سیاست های اعمال شده علیه ایران وجود دارد. برخی از کشورها مانند فرانسه و انگلیس بر این اعتقاد هستند که سیاست های تحریمی موثر بوده و باید این روند را تشدید کرد. در مقابل، کشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا قرار دارند که معتقدند رفتار ایران را نمی توان با تحریم و فشار تغییر داد. از این رو، جمیع اعضای پارلمان اتحادیه اروپا در انتخاب هر یک از رویکردهای دوگانه فوق به این نتیجه رسیدند که با دعوت از دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران از نزدیک با مواضع ایران آشنا شوند. قابل ذکر است که این نظر در ماه گذشته نیز وجود داشت و آنها سعی داشتند با دعوت رئیس مجلس شورای اسلامی ایران این موضوع را پیگیری نمایند. اما به دلایلی آقای حداد عادل از شرکت در پارلمان اتحادیه اروپا امتناع کردند.
4- موفقیت ایران در منطقه را جهان نمی تواند نادیده بگیرد. تحولات منطقه به شدت به جمهوری اسلامی ایران گره خورده است. براساس برآوردهای مراکز غربی ایران در میان ملت های مسلمان منطقه پایگاه و نفوذ فوق العاده ای پیدا کرده است. به تبع دیپلماسی منطقه ای دولت نهم، کشورهای منطقه نیز فرایند جدید مناسبات با ایران را گشوده اند تا جایی که سخن تکراری دولتمردان منطقه به غربی ها، گفت وگو با ایران و کاهش تنش در منطقه شده است. از سوی دیگر بر شخصیت های اروپایی و اکثر دولتمردان این کشورها نیز پوشیده نیست که ایران ظرفیت های زیادی در منطقه دارد. بنابراین «سیاست حاشیه راندن» ایران به هیچ وجه به نفع آنها نخواهد بود. بنابراین غرب به ایران «نیازمند» است. اگر این «نیاز» نبود بدون تردید فشارها و مداخلات غرب توصیف ناپذیر بود.