صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۶۹۶۱۰

بصیرت: رژیم صهیونیستی با حمله وحشیانه و کشتار بیرحمانه در غزه، بار دیگر استیصال و درماندگی اش را ثابت نمود. سردمداران رژیم مذکور با محاسبات غلط، خاطره شکست در جنگ 33 روزه برابر مقاومت لبنان را دوباره زنده خواهند کرد.
هنگامی که تل آویو با بهره گیری از تجهیزات و سلاحهای پیشرفته نظامی، حزب ا... لبنان را آماج حملات گسترده خود قرار داد، صاحب نظران سیاسی و نظامی، متلاشی شدن مقاومت لبنان را قریب الوقوع ارزیابی و خاطرنشان می کردند به دلیل نبود موازنه نظامی و برخورداری اسرائیل از توانمندی تسلیحاتی منحصر به فرد در منطقه، جنگ در زمان کوتاهی با پیروزی صهیونیستها به پایان می رسد.
بر همین اساس، حامیان این رژیم جدا از جانبداری و تجهیز رژیم جعلی به تسلیحات مدرن، با جو سازیهای دیپلماتیک مانع هرگونه اقدام سازمان ملل به نفع واقعیتهای موجود شدند تا به تصور غلط خود، در شکست احتمالی جریان مقاومت سهمی داشته باشند.
اکنون شرایط حمله به غزه برای این رژیم تفاوتی با سال 2006 نکرده است؛ زمانی که ارتش رژیم جعلی با وجود استفاده از تانکهای مرکاوا، تیپ گولانی، نیروهای ذخیره، ناوهای جنگی، هواپیماها و موشکهای دوربرد با آخرین ورژن نظامی، شکست فاحشی را متحمل شد؛ چنانکه تلاش 33 روز نبرد بی امان فقط سربازان اسرائیلی را به عمق شش کیلومتری بنت جبیل رساند و آرزوی فروپاشی مقاومت را به آرمان دست نیافتنی مبدل نمود.
این ادعا زمانی از وزانت و وثاقت برخوردار می شود که خروجی تصمیمهای کمیته وینوگراد به عنوان آینه شکست سران این رژیم بررسی شود. بر این اساس، متهمان ناکامی در موضوع تجاوز به لبنان، سران سیاسی و نظامی بودند؛ همان کسانی که در محاسبات غلط استراتژیک، اکنون بار دیگر اشتباه جنگ مذکور را با برآورد غلط از توانمندیهای جنبش مقاومت اسلامی، تکرار می کنند.
سازمان ملل که در سال 2006 اضمحلال کامل مقاومت لبنان را انتظار می کشید و اقدامهایش را با منطق اسرائیل توجیه می نمود، در مقطع فعلی نیز با تعلل و صدور بیانیه ای فاقد تعهدهای حقوقی عملاً حمایت از اسرائیل را به اثبات رسانده است. رفتار اخیر شورای امنیت قبل از این که اقدامی حقوقی برای جلوگیری از جنگ و خونریزی باشد، ادعاهای اسرائیل را با ادبیات دیپلماتیک تأیید نموده است.
افزون بر موارد فوق، کشورهای اسلامی با سکوت توأم با تشویق، متجاوزان را در اتخاذ مشی تهاجمی ترغیب نمودند؛ همان گونه که با جهت گیری علیه حزب ا... این گروه مردمی را در مقابل سیل تهاجمهای رژیم اشغالگر قدس در جنگ 33 روزه بی دفاع گذاشتند و تشکلهای مطرح جهان اسلام از قبیل سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب نیز، اقدام متناسب با شأن و جایگاه و فلسفه وجودی خویش به عمل نیاوردند.
اکنون نیز برخی از سران عربی و اسلامی با بی تفاوتی و جهت گیری به نفع اشغالگران، مردم مظلوم و بی دفاع غزه را رها نموده و بی تدبیری و استعمار پرستی خود را تا بدانجا به نمایش گذاشته اند که مردم و جوانانی را که در حمایت از جنبش مقاومت به خیابانها آمده اند تا ضمن اعلام همبستگی و ابراز همدردی آمادگی خود را برای پشتیبانیهای مادی و معنوی اعلام نمایند، توسط نیروهای امنیتی و انتظامی دستگیر و روانه زندانها می کنند تا ایده حاکمان در همراهی با مقامهای موجودیت نامشروع، دچار خدشه نگردد.
بدون تردید، افزایش توان جنبشهای اسلامی با انگیزه مبارزه، رژیم مذکور را در مقابل اراده های مبارزاتی جوانان این گروه آسیب پذیر می نماید، به نحوی که برد موشکهای جنبش مقاومت به شهرهای بزرگی مانند عسقلان می رسد و امکاناتی برای مقاوم سازی منازل این شهر که جمعیت آن به 120 هزار تن می رسد، وجود ندارد.
شلیک گسترده موشک از سوی حماس، بیانگر توان تسلیحاتی این گروه اسلامی است که توانسته همچون حزب ا... رعب و وحشت را بر اهالی و ساکنان شهرهای عسقلان، سدیروت و اسدود مستولی کند، باید اذعان کرد، ساکنان سرزمینهای اشغالی مهاجرانی هستند که با وعده امنیت و رفاه وارد فلسطین شده اند و اگر امنیت آنها از سوی مبارزان حماس تهدید شود، انگیزه حضورشان در این سرزمین با ابهام جدی مواجه می شود؛ چنانکه پس از جنگ 33 روزه امنیت مناطق اشغالی 1948 با شلیک موشکهای حزب ا... از بین رفت و ساکنان این سرزمین گزینه مهاجرت معکوس را در پیش گرفتند. در صورت استمرار این روند در آینده نه چندان دور بحران جمعیتی، تل آویو را تهدید می کند. بر همین اساس، برخی از اندیشمندان یهودی با عنوان جریان پسا صهیونیسم، فروپاشی رژیم صهیونیستی را نوید می دهند.
توطئه تفکیک حوزه استقرار حماس از جنبش فتح- به نحوی که بتوانند با هزینه کمتری این جنبش را از صحنه مبارزاتی فلسطین حذف کنند- با هوشیاری ساکنان کرانه باختری ناکام مانده است. اگرچه به شکل فیزیکی این بعد مسافت و جدایی بین مردم فلسطین اتفاق افتاد، ولی پایگاه و جایگاه گروه های مقاومت در بین مردم فلسطین بدون توجه به گستره جغرافیایی و تعلق نژادی، همواره مدافع آرمان فلسطین بوده است.
آغاز انتفاضه در کرانه باختری، مبین وحدت ایدئولوژیک بین دو منطقه کرانه باختری و باریکه غزه است. غاصبان صهیونیسم با آنالیز غلط از شرایط و روحیات ملت فلسطین، با حمله به غزه تلاش نمودند عامل تهاجمها و مشکلات را هویت و ساختار فکری و مبارزاتی حماس معرفی کنند و آرامش در کرانه باختری و حمله نکردن به این منطقه را تأییدی بر مدعایشان ارائه کنند، که به صحنه آمدن مردم در مناطق اشغالی 1967 محاسبات غلط آنها را نقش بر آب نمود.
بنابراین بار دیگر، شرایط سال 2006 در حال تکرار است و رژیم صهیونیستی در صورت استمرار حملات به غزه قطعاً با شلیک بیشتر موشکهای حماس مواجه خواهد شد؛ همان موشکهایی که ساکنان شهرهای شمالی سرزمینهای اشغالی را به مهاجرت معکوس و تخلیه منازل خویش و پناه بردن به کوه و صحرا وادار نمود. به سخن دیگر، می توان این اقدامها را آغاز شمارش معکوس فروپاشی رژیم صهیونیستی قلمداد کرد.
حاکمان این رژیم باید بدانند بزودی دچار حریق قهر انقلابی مردم فلسطین و مسلمانان جهان خواهند شد، همان گونه که پس از پیام مقام معظم رهبری، ملتهای اسلامی با وجود تنگناهای حاکمیتی به صحنه آمدند، بویژه در ایران که جوانان و دانشجویان زیادی با ثبت نام در فهرست استشهادیون، آمادگی خویش را برای حضور در کنار مسلمانان غزه اعلام کرده اند.