تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۷۶۲۵۰
علی نعیم‎الدین خانی (مرکز فرهنگ و معارف قرآن) پیش گفتار: گروه فرهنگی پروردگار متعال، انسان را موجودی اجتماعی و هدفمند آفریده است و لازمه این خصیصه، داشتن برنامه‎ای مطلوب برای نظام بخشیدن به زندگی جمعی و هدایت آدمی در راستای هدف آفرینش است(1) و اساسا بشر برای سامان‎دهی زندگانی و بقای نسل خود نیازمند تشکیل حکومت، هر چند در گستره‎ای کوچک، می‎باشد؛ چنان که عقل نیز بالضروره این معنا را تایید می‎کند و تشکیل حکومت را به منظور نیل به اهدافی معین برای تمامی ملل و نحل مختلف بشری لازم می‎شمرد. از این‎رو، می‎توان گفت که حکومت یا فن اداره جامعه، پیشینه‎ای به درازای خلقت انسان دارد؛ زیرا از آن زمان که حضرت آدم علیه‎السلام و فرزندانش پای بر بستر خاکی نهادند، حکومت به دو گونه الهی و جاهلی شکل گرفت(2) و ذریه هابیلی و قابیلی آدم علیه‎السلام آغازگر بسط نور و ظلمت یا توحید و شرکت در عرصه اجتماع شدند و هر یک اهدافی را دنبال نمودند. این نوشتار می‎کوشد تا به این سوال پاسخ دهد که آیا قرآن کریم برای حکومت اهداف و آرمان‎های مشخصی را ترسیم نموده است؟ و اگر حکومت در نگاه قرآن هدفمند است، آن اهداف کدام‎اند و از لحاظ اهمیت چه رابطه‎ای میان آنها وجود دارد؟ در اندیشه سیاسی بشر بحث‎های بسیاری درباره هدف حکومت صورت گرفته و مکاتب مختلف آرای گوناگونی را در این زمینه ارایه داده‎اند. از جمله ارسطو مراد از حکومت را «به زیستی» می‎داند و معتقد است که هدف حکومت فراهم آوردن زمینه مساعد برای دستیابی به یک زندگی خوب می‎باشد.(3) اما فارابی هدف حکومت را رسانیدن آدمی به سعادت در سایه رهبری و هدایت فرد متصل به غیب می‎داند(4) از این‎رو، در اندیشه او آرمان تشکیل حکومت تنها در تامین نیازهای مادی یا زیستن مطلوب خلاصه نمی‎شود. امروزه در نگاه مادی‎گرایانه دنیای غرب، دیگر خبری از سعادت و خوشبختی اخروی بشر نیست و حکومت در اندیشه سیاسی آنان تفسیری دیگر دارد؛ چنان که به اعتقاد کانت، حکومت موظف است که فقط بستر زندگی مسالمت‎آمیز آدمیان را فراهم سازد و دخالتی در سعادت آنها نداشته باشد و آنها را در این خصوص آزاد بگذارد.(5) اما دین تام و کامل اسلام اهدافی را برای تشکیل حکومت ارایه نموده که هم با زندگی جمعی سازگار است و هم سعادت و خوشبختی او را در دنیا و آخرت تامین می‎نماید؛ به بیان دیگر، هم با نظام توحیدی دین سازگار است و هم سیره عقلا آن را می‎پذیرد و با فطرت سالم عائله بشری همسان و هماهنگ است. ویژگی جامعیت قرآن کریم اقتضا می‎کند که همان‎گونه که به تشریع دستورهای فردی پرداخته، به تبیین احکام جمعی نیز توجه نماید و اهداف متعالی و پسندیده‎ای را دنبال کند تا زندگی انسان در تمام ابعاد سامان یابد. از این‎رو، قرآن کریم حکومت را وسیله‎ای برای تحقق آرمان‎های بلند خود قرار داده و برای حکومت مورد نظر خویش برنامه و اهداف مشخصی را ترسیم و معرفی کرده است.

اهداف حکومت قرآنی
مردم در نگاه دینی، عیال خداوندند و حق تعالی ضمن اینکه برنامه جامع و کاملی را برای زندگی اهل خود فرو فرستاده، اهدافی را نیز برای ایشان ترسیم نموده و تشکیل حکومت را که وسیله تحقق عینی و عملی دستورات الهی است، هدفمند و دارای آثار و پیامدهای کمال‎پرور دانسته است. با توجه به آیات قرآنی در زمینه حکومت، اهداف و آرمان‎های متعالی حکومت اسلامی را می‎توان به دو بخش کلی تقسیم کرد: 1- اهداف مادی و دنیوی؛ 2- اهداف معنوی و اخروی
الف ـ اهداف مادی و دنیوی
حکومت اسلامی همچون سایر حکومت‎ها، تشکیل نظام سیاسی را وسیله‎ای برای تامین نیازهای مادی مردم می‎داند؛ چنان که در دیگر دولت‎ها نیز برقراری نظم و امنیت در جامعه و تامین رفاه نسبی و عدالت اجتماعی امری عقلانی و پسندیده می‎نماید. اما در حکومت دینی هدف از حکومت تنها در این امور خلاصه نمی‎شود؛ همچنان که هدف شریعت محمدی نیز مادی ـ معنوی یا دنیوی ـ اخروی است و نیازهای ظاهری و باطنی انسان را توامان پاسخگوست. در حقیقت، با توجه به اهداف حکومت از نگاه قرآن کریم می‎توان به نوع حکومت مورد نظر اسلام دست یافت.
نخست به ارایه دیدگاه قرآن کریم در خصوص اهداف مادی و دنیوی حکومت می‎پردازیم و بدین نکته یادآور می‎شویم که تمامی اهداف دنیوی حکومت را می‎توان در دو مورد کلی خلاصه کرد و سایر اهداف را از شمول آن دو استفاده نمود:
1- عدالت اجتماعی
مهم‎ترین هدف در تشکیل حکومت اسلامی، تحقق عدالت اجتماعی در عرصه‎های مختلف جامعه می‎باشد. عدل، یعنی عمل بر اساس حق و انصاف در رای و عمل یا قرار دادن هر چیزی در جایگاه صحیح و واقعی خود؛(6) حکومت الهی می‎کوشد تا تمامی آحاد جامعه را به حق مسلم خویش برساند و با توزیع عادلانه ثروت و امکانات مادی این حق را جامه عمل بپوشاند. یکی از راههای تحقق عدالت در عرصه جامعه، مبارزه با ظلم و ظالم است که از وظایف حاکم اسلامی به شمار می‎رود؛
چنان که واژه «حکومت» اسم مصدر از «حکم» (7) به معنای قضاوت کردن بر مبنای عدالت و دانایی است(8) که به وسیله آن منع از ظلم حاصل می‎شود.(9) بسط عدالت اجتماعی کمک می‎کند تا فضای مناسبی جهت تامین حقوق فردی و اجتماعی مردم فراهم آید و زمینه دادخواهی مظلوم از ظالم مهیا گردد. امیت عدالت تا آنجاست که به بیان روایات اسلامی حکومت در سایه کفر استمرار می‎یابد، ولی با ظلم و ستم به مردمان خود هیچ‎گاه باقی نخواهند ماند؛ (10)
چرا که فطرت و عقل سلیم تمام انسان‎ها دوستدار و جویای عدالت است و تنها در پرتو عدالت عملی است که قانون برای همگان اجرا می‎گردد و مردم که عیال خداوند می‎باشند، به حقوق حقه خویش می‎رسند و این گونه، همبستگی ملی محقق شده، استعدادها توان ظهور و کمال بهتر و بیشتری می‎یابند و حدود و احکام الهی به شایستگی احیا و اقامه می‎شود. به همین جهت، هر کسی از هر قوم و ملتی دوست دارد تا همواره از حقوق قانونی و اجتماعی خود بهره‎مند باشد و در سایه قسط و عدل پلکان‎های رشد و ترقی را بپیماید.
قرآن کریم در بیان هدف ارسال رسولان الهی و انزال کتب می‎فرماید: «نقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط»!(11) «هر آینه ما رسولان خود را با نشانه‎های روشن فرستادیم و همراهشان کتاب و ترازو را نازل کردیم تا مردم به عدل و داد قیام کنند.»
نکته که در این کریمه بدان تصریح شده آن است که ارسال رسل و انزال کتب برای این است که مردم خود به سوی عدالت گام بردارند و قسط و داد را بر پا دارند (لیقوم الناس بالقسط) و تا مردم خود خواستار اجرای عدالت و متعهد به رعایت آن نباشند، قسط و عدل در جامعه اقامه نمی‎شود و در واقع، حاکمان اسلامی موظف‎اند که زمینه و شرایط اقامه عدالت را فراهم آورند تا مردم به آسانیدر این مسیر حرکت کنند. قرآن کریم در اشاره بدین معنا می‎فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»؛ (12) «همانا خداوند آنچه را برای گروهی است، دگرگون نمی‎سازد، مگر آنکه آنچه را در نفسهایشان است، دگرگون نمی‎سازد، مگر آنکه آنچه را در نفسهایشان است، دگرگون نمایند».
در فرازی دیگر خداوند از جمله وظایف خطیر پیامبر خویش را برقراری عدل در میان مردم دانسته و خطاب به آن حضرت می‎فرماید: «و قل آمنت بما انزل الله من کتاب و امرت لا عدل بینکم»: (13) «بگو ایمان آوردن به آنچه خداوند از کتاب‎ها فرو فرستاد و مامور شدم که میان شما دادگری کنم».
یکی از امور مهمی که به اجرای قسط و داد در جامعه کمک شایانی می‎کند و زمینه‎ساز بسط عدالت می‎گردد، اقامه حدود الهی و عمل به قوانین اسلامیاست. قرآن کریم در آیات مختلف به تبیین این نکته مهم پرداخته است که با کنار هم قرار دادن برخی از این فرازها می‎توان نتایج مطلوبی گرفت:
1- حق تعالی در بیان وظیفه مهم رسول گرامی خویش در امر اداره جامعه و چگونگی برخورد با مردم می‎فرماید: «و ان حکمت فاحکم بینهم بالقسط»؛ (14) «اگر حکم کردی، پس میانشان براساس عدل و انصاف حکم کن».
2- قرآن کریم حکومت و قضاوت عادلانه را از وظایف کارگزاران و حاکمان اسلامی دانسته و خطاب به همگان می‎فرماید: «و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل»؛ (15) «و چون میان مردم داوری کردید، براساس عدل و داد داوری کنید.»
3- اما سومین فراز، هدف از نزول قرآن، را حکومت براساس احکام الهی معرفی کرده و می‎فرماید: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین‎الناس بما اراک الله»؛ (16) «همانا کتاب را به حق به سوی تو فرو فرستادیم تا به آنچه خداوند تو را میان مردم به آنچه خداوند به تو نمایاند، حکومت کنی.»
آنچه از مجموع این سه فراز نورانی می‎توان استفاده نمود، این است که هدف اساسی در حکومت اسلامی حکم راندن عادلانه بر اساس احکام الهی است؛ به بیان دیگر، پیامبر اکرم(ص) و سایر کارگزاران دولت اسلامی موظف‎اند که عدالت اجتماعی را به ارمغان آورند؛ اما اقامه عدل و قسط (17) در گرو اجرای دستوراتی است که خداوند آن رابه رسول مکرم خود نمایانده است و به قرینه «الکتاب»، این دستورات چیزی جز احکام محکم و متشابه الهی نیست که همگی در قرآن کریم بیان شده و سنت حسنه نیز مفسر آن است.
بنابراین، تحقق عدالت در جامعه به معنای اجرای صحیح احکام و حدود الهی در تمام شئون آن است. وقتی عدل و قسط اجتماعی در متن زندگی پیاده شود، رفاه مطلوب حاصل می‎گردد و عمران و آبادانی سرزمین‎ها تحقق می‎یابد، (18) رحمت الهی دامن می‎گسترد و قانون به گونه‎ای بهتر زمینه اجرا می‎یابد، دامن فقط و ستم برچیده می‎شود و فاصله طبقاتی از میان می‎رود و عرصه مناسبی برای اصلاح امور مسلمانان فراهم می‎آید؛ چنان که نبود عدل و قسط نیز به اختلاف و تشتت آرا در میان امت اسلامی دامن می‎زند و فساد در دین و دنیا را پدید می‎آورد.
به دلیل اهمیت عدالت و گستره مفهومی و شمول آن است که می‎توان تمامی اهداف مادی و دنیوی حکومت را در ذیل بحث عدالت اجتماعی مطرح کرد و آنها را زمینه‎ساز تحصیل عدالت در جامعه دانست. امام علی(ع) در نامه معروف خود خطاب به مالک‎اشتر اهمیت اقامه عدل را چنین گوشزد می‎کند: «ان افصل قره عین الولاء استقامه العدل فی‎البلاد و ظهور موده الرعیه»: (19) همانا برترین روشی چشم حاکمان، برپایی عدل در شهرها و ظاهر شدن دوستی رعیت‎ است.»
2- نظم و امنیت
بدیهی است جامعه‎ای که گرفتار هرج و مرج و آشوب باشد، هرگز نمی‎تواند نیازهای ظاهری و باطنی انسان را به شایستگی تامین کند و حتی بسط عدل و قسط نیز با مخاطره جدی مواجه می‎شود. به همین جهت، یکی دیگر از مهمترین اهداف برقراری حکومت اسلامی ایجاد نظم و امنیت در عرصه‎های گوناگون اجتماع می‎باشد.
از این روست که قرآن کریم به حفظ امنیت و اقتدار حکومت با ابزارها و راهکارهای مختلف دستور داده و به نوعی و دفع خطر معاندان دین امر نموده است:
«و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم»؛ (20) «و هر آنچه از نیرو در توان دارید، برای ایشان آماده کنید و نیز از اسبان بسته، تا دشمن خدا و دشمن خویش را به وسیله آن بترسانید».
با توجه به تاکید و صراحت این آیه می‎توان گفت که برقراری نظم و امنیت عمومی و دفع تجاوز بیگانگان، در شمار مقاصد مهمی است که باید مورد عنایت حکومت اسلامی واقع شود و این ویژگی که در تمامی نظام‎های سیاسی دنیا ظهور دارد و تمامی دول دنیا نیز بدان همت می‎گمارند، ریشه در عقلانی بودن این هدف مهم دارد.
البته فرق اساسی حکومت حکومت دینی با حکومت‎های غیردینی در خصوص تامین نیازهای دنیوی و مادی، آن است که در نظام دینی تقسیم ثروت و بیت‎المال میان همگان بر پایه عدل و قسط صورت می‎گیرد و همواره از محرومان و مستضعفان جامعه حمایت می‎شود. ضمن اینکه توجه و اهتمام به برآوردن اهداف مادی و دنیوی در حکومت دینی به قصد تامین اهداف معنوی و اخروی است و در کنار دستور به نظم، به اخلاق نیک و تقوای الهی نیز توصیه می‎شود.
از جمله اموری که موجبات نظم و امنیت اجتماعی را فراهم می‎آورد، برطرف کردن اختلاف و نزاع‎هایی است که به آشوب و از میان رفتن آسایش و امنیت مردم می‎انجامد و وحدت جمعی را به تفرقه و سستی مبدل می‎سازد. قرآن کریم با ندای «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» (21)
همگان را به همدلی و همبستگی فرا می‎خواهند و از اختلاف و جدایی برحذر می‎دارد و یا در فرازی دیگر مردمان را امت واحد خوانده، هدف از نزول قرآن را رفع خصومت‎ها و اختلاف‎ها بیان نموده است: «و کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین‎الناس فیما اختلفوا فیه»: (22) «مردم یک امت بودند. پس خداوند پیامبران و بشارت‎دهندگان و ترسانندگان را برانگیخت و کتاب را به حق با ایشان فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف کردند، حکم کند.»
در خصوص رابطه میان «عدالت اجتماعی» و «نظم و امنیت» می‎توان گفت که عدالت موجبات تحکیم نظم و امنیت را در جامعه فراهم می‎سازد و در مقابل، ظلم و تبعیض پیامدهای زیانباری را به دنبال دارد و در گذر زمان امنیت جامعه را برهم می‎زند. از سوی دیگر، استقرار نظم و امنیت نیز به بسط عدالت و توسعه آن در شئون گوناگون زندگی انسان‎ها کمک می‎کند. به عبارت دیگر، عدالت و امنیتی به مثابه دو بالی هستند که به نیکوترین شکل اهداف مادی و دنیوی حکومت دینی را تامین می‎کنند و قوام و دوام نظام اجتماعی را ثمر می‎بخشند.
ب ـ اهداف معنوی و اخروی
در مکتب اسلام، حکومت به خودی خود ارزش به شمار نمی‎آید؛ بلکه مسدولیت خطیری است که حاکمان را موظف می‎سازد تا تحقق بخش اهداف آن باشند و به تعبیر قرآن کریم حکم راندن میان مردمان، امانتی است که باید در دستان اهلش قرار گیرد تا عدالت محقق شود و احکام الهی در تمام ابعادش جامعه عمل بپوشد: «ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین‎الناس ان تحکموا بالعدل»؛ (23) «همانا خداوند به شما فرمان می‎دهد که امانت‎ها را به اهلش بازگردانید و هر گاه میان مردم داوری نموردید، بر اساس عدل داوری کنید.»
نکته دیگر آنکه توزیع عادلانه امکانات مادی، برقراری عدل و قسط، و نظم و امنیت در جامعه هدف نهایی قرآن نیست؛ زیرا دنیا منزلگاه ابدی انسان نیست؛ بلکه مزرعه‎ای است برای آخرت و مقدمه‎ای است که در سایه آن می‎توان به سعادت و کمالات معنوی و روحی نایل گردید. از این رو، حکومت اسلامی هدف دیگری غیر از تامین نیازهای مادی و دنیوی نیز دارد و آن ارتقای اخلاقی و معنوی بشر و کسب ملکات پسندیده وصول به چشمه‎سار تجرید و توحید است؛
به بیان دیگر، توجه صرف به منافع و حقوق مادی و ظاهری بشر، سلامت و امنیت کامل را نتیجه نمی‎بخشد و آدمی را از اضطراب و تنش‎های روانی نمی‎رهاند. به همین جهت، باید حکومت علاوه بر برآوردن نیازهای دنیوی، به احتیاجات روحی و روانی انسان نیز اهتمام ورزد و بخش مهمی از رسالت خویش را به تامین اهداف معنوی و اهروی اختصاص دهد و به ترویج اخلاق و معنویت پرداخته، نسبت به احیای ارزش‎های معنوی، تعلیم معارف الهی و آموزش و پرورش عملی انسان‎ها در این زمینه همت گمارد.
آیاتی از قبیل: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» (24) و «و تزودوا فان خیر الزاد التقوی» (25) بیانگر این حقیقت‎اند که والاترین امر در مکتب قرآن، تحقق تقوای الهی در تمامی مراحل زندگی است و قرآن کریم که «هدی للناس» (26) است، در فرازهای مختلف بندگان حق را به تزکیه نفس از تعلقات مادی و دلبستگی‎های مادی و نیز ایمان قلبی به غیب فرا می‎خواند.
حکومت در اسلام برخلاف نظام‎های سیاسی دیگر مانند لیبرالیسم که نگاه دنیوی و مادی به حکومت دارد و تامین سعادت را به خواست و تصمیم خود افراد وامی‎گذارد، (27) علاوه بر توجه خاص به رفاه، امنیت و عدالت اجتماعی، به سعادت، اخلاق و معنویت جامعه نیز می‎اندیشد و خویشتن را به تامین چنین اهدافی نیز موظف می‎داند و این، همان فرق اساسی و وجه تمایز حکومت دینی از غیردینی است.
در اندیشه ناب قرآن کریم سعادت انسان در بعد فردی و اجتماعی با تزکیه نفس از آلایش دنیا حاصل می‎شود و رستگاری معنوی و اخروی جز در پرتو تهذیب نفس و تطهیر آن به دست نمی‎آید: «قد افلح من زکاها»؛ (28) «به تحقیق، کسی که نفس خود را پاک نمود، رستگار شد.» از این رو، حکومتی که صرفا به بهبود وضعیت مادی و رفاه دنیوی مردم برنامه می‎ریزد و هیچ توجهی به ارزشهای معنوی ندارد و یا سرمایه را جهت توسعه مکارم اخلاق و معنویات اختصاص نمی‎دهد، از نظر قرآن مردود و غیر الهی است.
پس دولت اسلامی موظف است که حدود و احکام الهی را به اجرا درآورد و در پرتو امر به معروف و نهی از منکر به سالم‎سازی فضای معنوی جامعه و تهذیب نفوس انسان‎ها بپردازد و عرصه‎ای مناب را برای بروز معروف، از میان رفتن منکر، رشد کمی و کیفی اخلاق و معنویت و نیز گسترش معارف الهی و کمالات روحانی در سطوح مختلف اجتماع فراهم سازد؛ چه اینکه به بیان قرآن کریم از نشانه مومنانواقعی و مظلمومان مجاهد در راه خداست که وقتی به قدرت و حاکمیت می‎رسند، به اقامه این امور برمی‎خیزند؛ «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر»؛ (29) «کسانی که چون آنان را در زمین فرمانروایی دهیم، نماز را به پای دارند و زکات را بدهند و به نیکی فرمان دهند و از بدی باز دارند.»
سخن آخر
از آنچه گذشت، می‎توان نتایج ذیل را برشمرد:
1- انسان موجودی است که از دو بعد جسم و روح یا ظاهر و باطن ترکیب یافته است و هر برنامه‎ای که برای زندگی فردی و اجتماعی او تنظیم می‎شود، باید جوابگوی نیازهای مادی و معنوی او باشد از این‎رو، نظام حکومتی باید نیازهای مادی و معنوی یا جسمی و روحی انسان را مورد توجه و اهتمام خویش قرار دهد و اهداف خود را در این راستا ترسیم نماید.
2- نیل به عدالت اجتماعی بالاترین و والاترین هدفی است که در بعد دنیوی برای هر حکومتی از جمله حکومت قرآنی وجود دارد و سایر اهداف همچون: اجرای حدود و قوانین، برقراری نظم و امنیت، و آموزش و توسعه علوم و فنون مختلف، همگی مقدمه‎ای برای تحقق بهتر و شایسته‎تر قسط و عدل در عرص‎های گوناگون اجتماع به شمارمی‎آیند.
3- البته حکومت در نگاه قرآن کریم، اهداف معنوی نیز دارد که آموزش و گسترش مکارم اخلاق و معارف توحیدی و معنوی در راس آنها قرار دارد و دیگر اهداف ارزشی مانند: امر به معروف، نهی از منکر و ترویج فرهنگ دینی زمینه‎ساز دستیابی به معنویات و کمالات روحی می‎باشند.
4- اما در خصوص رابطه میان اهداف مادی و معنوی حکومت قرآنی می‎توان اذعان داشت که نظم و امنیت مقدمه نیل به عدالت اجتماعی است و عدالت نیز مقدمه دسترسی به معنویت می‎باشد. نیل به اهداف دنیوی، وسیله‎ای است که هدف اصلی حکومت؛ یعنی تطهیر مردمان از رذایل اخلاقی و وصول به معنویات و معارف توحیدی، در میان آحاد جامعه خاصه کارگزاران و نیروهای تاثیرگذار نظام اسلامی حاکم می‎شود.
5- هر گاه ارزش‎های معنوی و دنیوی در جامعه رواح یابد و در راس امور قرار گیرد، اهداف مادی و دنیوی حکومت نیز بهتر سامان می‎یابد و تحقق این اصل بنیادی و ریشه است که دیگر عرصه‎های حکومتی را روح می‎بخشد و از گزند انحراف و کاستی مصون می‎دارد.
6- اهداف معنوی و مادی در یکدیگر تاثیر متقابل نیز دارند و هنگامی که در جامعه نظم و امنیت و عدالت و قانون حاکم باشد، بهتر می‎توان به اشاعه اخلاق و گسترش معنویات پرداخت. از همین روست که قرآن کریم رعایت عدل و انصاف را مایه نزدیکی به تقوا معرفی کرده و به نوعی نیز مقدمیت عدالت را برای نیل به خصیصه تقوای الهی بیان داشته است: «یا ایهاالذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنآن قوم علی الا تعدولوا اعدلوا هو اقرب للتقوی:» (30) «ای کسانی که ایمان آورده‎اید! قیام کنندگان برای خدا و گواهان عدل و داد باشید و کینه یک قوم شما را وا ندارد تا به عدالت رفتار نکنید. عدالت پیشه کنید که آن به تقوا نزدیکتر است.»
7- تحقق و توسعه عدالت اجتماعی و معنویت دینی دو هدف اصلی و مهم در تشکیل حکومت از منظر قرآن کریم است که تاثیر متقابلی در یکدیگر دارند و در این میان، نیل به معنویات، والاترین و مهم‎ترین هدفی است که حکومت قرآنی آن را دنبال می‎کند و دسترسی به اهداف مادی یا دنیوی را وسیله‎ای برای نیل به مسایل معنوی و معارف توحیدی معرفی می‎کند و سعادت انسان را در گرو تهذیب و تطهیر روحی نفس می‎داند.
پی‎نوشت‎ها در بخش فرهنگی موجود است.