صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۷۶۶۲۶

عباس سلیمی نمین
برنامه «به نام دموکراسی» که چندی پیش از سیما پخش شد هر چند به لحاظ ساخت و مخاطب شناسی دارای ایراداتی بود اما می تواند زمینه بحثی مصلحت گرایانه را در جامعه فراهم آورد. مباحثی مبتنی بر مراقبه جمعی از مصالح ملی قادر است به این سوال اساسی پاسخ دهد که تدام عوامل موجب شد تا در دهه گذشته هیات حاکمه امریکا مجددا احساس نماید می تواند نه از موضع واقعی خود به عنوان کشوری که سالها حقوق اساسی ایران را نفی کرده بلکه با ظاهری نجات بخش؟! بر معادلات سیاسی داخلی ایران تاثیرگذار باشد.
باید دید تدام خطای سیاسی از سوی دست اندرکاران و احزاب سیاسی در دهه گذشته موجب شد تا ملت ایران که برای دستیابی به آزادی خود از یوغ و سلطه بیگانه هزینه سنگینی را پرداخت کرد در کنار روشنفکران کشورهایی ارزیابی شود که هیچ گونه شان و منزلتی برای خود در گذشته قائل نبوده اند.هرچند کسانی که در برابر برخوردهای تحقیرآمیز امریکا کرنش داشتند، در چارچوب چرخش قدرت و براساس آرای مردم به حاشیه رانده شدند اما از آنجا که هدف، ارزیابی عملکرد یک جریان سیاسی نیست بلکه کسب تجربه برای مصون سازی آیندگان از طمع ورزی های بیگانگان است ، نباید به صرف کنار رفتن جماعتی ، در پرداختن به این مهم غفلت کرد. بدون شک این گونه مسائل دارای پیام موثر برای همه گروههای سیاسی با سلایق مختلف خواهد بود.
محدود شدن دایره رقابت و اعمال شیوه های تنگ نظرانه می تواند توجیه گر برخی انحرافات از مصالح عمومی در میان این قبیل نیروها باشد. امروز نظام جمهوری اسلامی ایران دارای چنان قدرتی است که می تواند حتی در ترتیب نیروهای مخالف خود، تاثیر تعیین کننده داشته باشد. نگاهی به ترتیب جدید اپوزیسیون خارج کشور که عمدتا چهره های تازه خارج شده از ایرانند گواهی جدی بر این ادعاست. به گمان نگارنده برخی از نیروهایی که در داخل کشور برای آنها زمینه تبلیغاتی فراهم شد تا به عنوان یک چهره بارز اپوزیسیون در بیایند، در چارچوب یک طرح بوده است.
به لحاظ سیاسی به هیچ وجه قابل درک نیست که برخی از عملکردهای غیرمعمول در این زمینه روند طبیعی خود را طی کرده باشند، فراهم شدن برخی درگیری ها و برخی زمینه های تبلیغاتی برای یکسری آدم های بسیار عادی، به شدت قابل تامل است. به عنوان نمونه آنچه در مورد آقای گنجی صورت گرفت و تصاویری از وی در حالتی بسیار ناگوار از درون زندان به بیرون انتقال یافت طبعا نمی تواند بدون هماهنگی انجام شده باشد.
این نکات انسان را به تامل وا می دارد که این افراد فقط برای اینکه در یک محیط دیگر موقعیتی پیدا کنند آماده شدند، به ویژه آنکه در شرایط کنونی در عالم سیاست این قبیل کارها بسیار رایج است که دولت ها و حتی احزاب سیاسی سعی می کنند مخالفان سیاسی خود را سامان دهند و در میان نیروهای مخالفشان یک جایگاه برای خود به وجود آورند.
وقتی دقت می کنیم می بینیم یک فردی که اصلا تعیین کننده نبوده و نمی تواند برای نظام سیاسی ایران موضوعیتی داشته باشد، توسط قاضی مرتضوی تبدیل به یک شخصیت مطرح سیاسی می شود.
یعنی احتمالا کارهایی صورت گرفت که این افراد در کانون رسانه ای قرار گیرند. من این مسئله را خیلی عادی تصور نمی کنم و باور دارم این یک حرکتی بود که امروز نتیجه آن به بار نشسته و ما به ترکیب نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور هم که نگاه کنیم، می بینیم چهره های تعیین کننده، عمدتا افرادی هستند که بر اساس آنچه من گمان می کنم برنامه ریزی شده باشد، به خارج از کشور گسیل داشته شده اند.
در صورتی که این اقدامات غیر معمول با برنامه ریزی صورت گرفته باشد، مقوله ای تعیین کننده در خارج از کشور خواهد بود و تاثیرگذاری جدی هم برای کسانی که می خواهند در میان نیروهای مخالف تاثیر بگذارند، خواهد داشت و آنها را به سویی که مایل هستیم هدایت می کند.