ایران اگرچه درپی درخواست مکرر مقامات بلندپایه عراقی در تصمیم قبلی خود تجدید نظر کرده و قرار است در اجلاس شرم الشیخ حضور پیدا کند ولی این حضور نباید مسئولان سیاست خارجی کشورمان را از ماهیت اجلاس شرم الشیخ که دام خطرناک آمریکا برای بلعیدن عراق است غافل کند. دامی که آمریکایی ها برای جبران ناکامی خود در حمله نظامی به عراق تدارک دیده اند و هدف نهایی آن کنار زدن دولت مردمی عراق از قدرت و سپردن حاکمیت این کشور به دست عوامل سرسپرده خویش است. یعنی دقیقاً همان هدفی که از حمله نظامی به عراق دنبال می کردند ولی تحولات و رخدادهای دور از انتظار آمریکا، نه فقط مانع از تحقق این خواسته استکباری شده بلکه تاکنون نتیجه ای معکوس درپی داشته است. اکنون که ایران با حضور در اجلاس شرم الشیخ موافقت کرده است کاویدن اهداف این اجلاس و انگیزه هر یک از سه ضلع اصلی و تعیین کننده آن، یعنی آمریکا، دولت مردمی عراق و ایران اسلامی، ضروری به نظر می رسد. 1- اشغالگران آمریکایی و انگلیسی به اعتراف خود و به گواهی آنچه امروزه در عراق می گذرد، در دستیابی به اهدافی که از حمله نظامی به عراق در سر داشتند ناکام مانده اند. قرار بود با اشغال عراق، حکومتی دست نشانده و طرفدار آمریکا در این کشور شکل بگیرد ولی هوشیاری مردم عراق، بیداری مرجعیت حاضر در این کشور و آگاهی بخشی ایران اسلامی به روی کار آمدن مجلس و دولتی اسلامگرا و برخاسته از خواست مردم عراق منجر شد یعنی نتیجه ای دقیقاً متضاد با آنچه اشغالگران آمریکایی دنبال می کردند. در این حالت نیروهای اشغالگر با دو گزینه روبرو بودند. اول؛ پایان دادن به اشغال عراق و موافقت با حاکمیت اسلامگرایان بر این کشور. بدیهی است که این گزینه نه فقط قابل قبول اشغالگران نیست بلکه بعد از تحمل هزینه های کلان مالی، تلفات انسانی، بر باد رفتن هیمنه نظامی و... پذیرش این گزینه به یک کابوس وحشتناک شبیه بوده و هست. گزینه دوم؛ دنبال کردن اهداف حمله نظامی از راه های غیرنظامی و دیپلماتیک. برای عملیاتی کردن این گزینه، آمریکایی ها بایستی صورت بندی عوامل موثر در سرنوشت عراق را تغییر می دادند که اجلاس شرم الشیخ در این بستر شکل گرفته است.2- در صورت بندی کنونی عراق 3 بازیگر اصلی و نقش آفرین حضور موثر دارند. الف؛ مردم عراق که هرچند از سقوط صدام خشنودند ولی آمریکایی ها را حامی دیکتاتور پیشین عراق و عامل ناامنی ها و قتل عام های خانمانسوز کنونی در کشورشان می دانند و از سوی دیگر به علت باورهای عمیق اسلامی میان حاکمیت صدام و یک حکومت دست نشانده آمریکا تفاوتی نمی بینند. ب؛ آمریکا که بعد از اشغال عراق حضور نظامی سنگین خود را بر این کشور تحمیل کرده و از این طریق در عراق نقش آفرینی می کند. ج؛ ایران اسلامی که با مردم عراق پیوندهای عمیق فرهنگی و مذهبی دارد و به علت خاستگاه دینی نظام جمهوری اسلامی ایران، الگوی ایده آل و مطلوب مردم عراق- و یا دستکم 85 درصد شیعیان این کشور - است. علاوه بر این، انقلابیون مسلمان عراق و مخصوصاً بسیاری از نمایندگان کنونی مجلس و دولتمردان عراق دوران غربت و تنهایی خود را در ایران اسلامی سپری کرده اند و یا در کشور خود از حمایت های بی دریغ و صرفاً برادرانه جمهوری اسلامی ایران برخوردار بوده اند، ضمن آن که مرجعیت شیعه در عراق با نفوذ گسترده خود در میان توده های مردم این کشور، باورهای مشترکی با نظام اسلامی و مردم ایران دارند. مجموعه این عوامل باعث شده اند که اولاً؛ نفوذ جمهوری اسلامی ایران در میان مردم عراق عمیق تر و اثرگذارتر از دیگران باشد و ثانیاً؛ این نفوذ عمیق از یک رابطه طبیعی و مقدس میان دو ملت ایران و عراق ریشه می گیرد و عراقی ها به خیرخواهی و صداقت ایران اعتماد کامل دارند. با توجه به تابلوی یاد شده از میزان حضور و نفوذ بازیگران اصلی و نقش آفرین در عراق، بدیهی است که کفه قدرت و نفوذ همواره به سود مردم عراق سنگین بوده و هست. 3- آمریکا برای خروج از بن بست و رسیدن به اهداف ناکام مانده خود بایستی این صورت بندی را تغییر می داد تا کفه تصمیم گیری درباره آینده عراق به نفع اشغالگران سنگین شود و اجلاس شرم الشیخ- بعد از اجلاس بغداد- با این منظور طراحی شده است. چرا...؟! الف؛ اجلاس شرم الشیخ با حضور 21 کشور و سازمان منطقه ای و بین المللی، از جمله کشورهای همسایه عراق، 5 کشور صاحب حق وتو در سازمان ملل، نماینده جداگانه ای از سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، نماینده ای از گروه کشورهای G8 - 8 کشور صنعتی بزرگ- اتحادیه عرب و... تشکیل خواهد شد. همانگونه که ترکیب شرکت کنندگان اجلاس شرم الشیخ نشان می دهد، آمریکایی ها درپی مشارکت دادن بازیگران تازه ای در کانون تصمیم گیری عراق هستند. سازمان ها و کشورهایی که حضورشان در ماجرای عراق، یک حضور تحمیلی است. بازیگرانی که به یقین در اجلاس شرم الشیخ کنار آمریکا ایستاده اند و اهداف اشغالگران را دنبال می کنند. ورود این بازیگران برای کاستن از نقش بازیگران اصلی و طبیعی یعنی ایران و مردم عراق صورت می پذیرد.؛ حمله نظامی آمریکا به عراق بدون اخذ مجوز از سازمان ملل متحد صورت گرفته بود و این سازمان بین المللی علی رغم مخالفت اعلام شده با اشغال عراق نه فقط از حمله نظامی آمریکا و انگلیس جلوگیری نکرد بلکه برخلاف تصریح فصل های 6 و 7 منشور ملل متحد، بعد از اشغال نیز حتی از صدور یک بیانیه و یا قطعنامه خشک و خالی در محکومیت این اقدام نیز خودداری ورزید ولی امروزه که مردم عراق خواستار حاکمیت خود بر سرنوشت خویش هستند و به عوامل وابسته آمریکا و انگلیس پشت کرده اند، این سازمان برای تصمیم گیری درباره امنیت - بخوانید آینده- عراق به اجلاس شرم الشیخ دعوت می شود!سازمان ها و اتحادیه های دیگری که به این اجلاس دعوت شده اند نیز وضعیت کم و بیش مشابهی دارند، اتحادیه عرب! 5 کشور صاحب حق وتو! اتحادیه اروپا! و... حضور این سازمان ها و اتحادیه های بین المللی در ترکیب اجلاس شرم الشیخ حکایت از آن می کند که آمریکایی ها بعد از آن که در حلقه طبیعی همسایگان عراق از حل بحران به نفع خودعاجز شده اند، قصد دارند تصمیم درباره آینده عراق را از سطح تصمیم همسایگان به سطح یک تصمیم بین المللی بکشانند چرا که با توجه به نفوذ خود در مجامع بین المللی و مخصوصا سازمان ملل متحد، به پیروزی خود در این میدان امید فراوانی بسته اند. 4- با توجه به نکات فوق حضور ایران و عراق در اجلاس شرم الشیخ نه فقط تامین کننده منافع مردم عراق نیست بلکه تصمیم گیری درباره آینده عراق را از دست دولت مردمی عراق و ایران اسلامی که متحد و همراه طبیعی ملت عراق است خارج می کند و یا دستکم این که نقش ایران و عراق را در این تصمیم سازی به حداقل می رساند. و اما، اکنون باید دید هر یک از سه نقش آفرین اصلی یعنی آمریکا، ایران و عراق با چه انگیزه و تحلیلی حاضر به شرکت در این اجلاس شده اند. الف؛ انگیزه آمریکا از برپایی اجلاس شرم الشیخ در بندهای پیشین این یادداشت- به طور اجمالی- توضیح داده شد ولی این سؤال باقی است که اصرار آمریکا برای حضور ایران در اجلاس شرم الشیخ با چه انگیزه ای صورت پذیرفته است؟آمریکایی ها به خوبی می دانند که ایران اسلامی، حامی پرنفوذ و مورد اعتماد مردم عراق است و از این روی اصلی ترین و قدرتمندترین رقیب آمریکا در شکل دهی آینده عراق محسوب می شود تا آنجا که هیچ تصمیمی درباره آینده عراق بدون موافقت ایران به نتیجه نمی رسد و قابل اجرا نخواهد بود. این واقعیت بارها در اظهارنظرها و تحلیل های رسمی مقامات آمریکایی مورد تایید قرار گرفته است که گزارش معروف «بیکر- همیلتون» فقط یک نمونه از آن بسیارهاست. آمریکایی ها با اطلاع و اعتراف به نقش برجسته و نفوذ تعیین کننده ایران درپی آنند که با کشیدن جمهوری اسلامی ایران به اجلاس شرم الشیخ، تصمیم های بعدی این اجلاس را با استناد به حضور ایران در اجلاس یاد شده، موجه جلوه داده و اعلام کنند که این تصمیم ها با حضور ایران که نشانه توافق ضمنی است اتخاذ شده است! و از سوی دیگر اطمینان دارند که با توجه به ترکیب اجلاس، نظرات ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی ایران، به سطح تصمیم نهایی نخواهد رسید!به بیان دیگر، آمریکایی ها معتقدند «توافق حداقلی» با حضور ایران بر «توافق حداکثری» بدون حضور ایران برتری دارد. ب؛ دولت عراق نیز به نظر می رسد از توطئه ای که آمریکایی ها در اجلاس شرم الشیخ تدارک دیده اند، باخبر است و احتمالا اولین قربانی این توطئه دولت مردمی و اسلامگرای عراق خواهد بود. دولتی که آمریکا و متحدان اروپایی و منطقه ای آمریکا بارها ناخشنودی خود را از آن ابراز کرده اند. دولت عراق پیش از این با برپایی هرگونه اجلاسی که بیرون از خاک این کشور بوده و شرکت کنندگانی فراتر از همسایگان عراق داشته باشد، مخالف بود اما در اجلاس بغداد زمینه اجلاس بعدی در استانبول فراهم شد که به علت مخالفت کردهای عراق محل این اجلاس به شرم الشیخ منتقل گردید. به نظر می رسد که دولت عراق علی رغم میل باطنی خود با انگیزه دفاع از منافع ملت عراق در اجلاس- بخوانید تحمیلی- شرم الشیخ حضور می یابد و اما چرا مقامات عراقی برای حضور ایران در اجلاس عراق اصرار فراوانی داشته اند؟ تا آنجا که نوری مالکی نخست وزیر عراق اعلام کرد، « اگر ایران حاضر به شرکت در اجلاس شرم الشیخ نشود، شخصاً به تهران رفته و از ایران برای حضور در این اجلاس دعوت می کنم». واقعیت آن است که دولت عراق بدون حضور ایران، خود را در اجلاس شرم الشیخ تنها و بدون حامی تلقی می کند و به همین علت اصرار دارد که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک حامی قدر و قدرتمندترین کشور منطقه در اجلاس حضور داشته و از منافع مردم عراق در مقابل حریفان آمریکایی و متحدان اروپایی و منطقه ای آنها دفاع کند.حضور ایران در اجلاس شرم الشیخ، به یقین کفه این اجلاس و تصمیم های آن را به نفع دولت و مردم عراق سنگین خواهد کرد. ج؛ و اما، جمهوری اسلامی ایران با درک واقعی از توطئه ای که آمریکایی ها در اجلاس شرم الشیخ تدارک دیده اند از حضور در این اجلاس خودداری می کرد ولی چرا نهایتاً شرکت در اجلاس را پذیرفت؟ پاسخ این سؤال را قبل از هر چیز باید در انگیزه مشترک با دولت مردمی عراق جستجو کرد. ایران بارها اعلام کرده بود هر جا منافع ملت عراق در میان باشد از کمک به آنان دریغ نخواهد ورزید. جمهوری اسلامی ایران در نگاه بین المللی هویت تعریف شده ای دارد که ایستادگی در برابر زورگویی قدرت های بزرگ و تسلیم نشدن در مقابل تهدید و قانون شکنی ها از جمله ویژگی های شناخته شده آن است. این ویژگی که در هویت انقلابی و اسلامی نظام جمهوری اسلامی ایران ریشه دارد، دولت مردمی عراق را به نقش آفرینی مقتدرانه ایران به نفع مردم عراق مطمئن می کند. 5- و بالاخره، از آنجا که آمریکایی ها حضور ایران در این اجلاس را برای مشروعیت بخشیدن به تصمیم های احتمالی اجلاس می خواهند، هیئت اعزامی کشورمان باید توجه داشته باشد که حضور در این اجلاس به منزله راه رفتن روی لبه تیغ است بنابراین نباید از نکات زیر برای در امان بودن از توطئه آمریکا و متحدانش غافل باشد. اولاً؛ ایران باید به طور رسمی اعلام کند که حضورش در اجلاس تنها به منظور ارائه مستند نظرات خود درباره تامین امنیت عراق است و هیچگونه تصمیم احتمالی که بدون اجماع شرکت کنندگان اتخاذ شود را نمی پذیرد تا چنانچه تصمیم اتخاذ شده مورد قبول ایران نباشد، اجماع حاصل نشود. ثانیاً؛ حضور خود در اجلاس را صرفاً در چارچوب و محدوده موضوع اجلاس، یعنی «تأمین امنیت عراق» تعریف کرده و با صراحت اعلام کند. چرا که مدتی است برخی از مقامات رسمی آمریکا و متحدان آنها به طرح مباحثی در حاشیه اجلاس اشاره می کنند و مهم تر این که از احتمال مذاکره مستقیم وزیرخارجه آمریکا با وزیر خارجه کشورمان سخن می گویند. این گمانه زنی ها اگر چه به شدت از سوی مقامات رسمی ایران تکذیب شده است ولی به منظور پیشگیری از هرگونه سوءاستفاده تبلیغاتی دشمن، تعریف چارچوب حضور ایران در اجلاس قبل از شرکت در این اجلاس ضروری است.