صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۸۸۰۹۶

قاسم غفورى
نانسی پلوسی در حالی سفر دوره ای خود به خاورمیانه را به پایان رساند که مهمترین دستاورد آن تشدید تقابل کنگره و کاخ سفید در عرصه سیاست خارجی می باشد .
نانسی پلوسی رئیس کنگره آمریکا در سفری دوره ای از سرزمین های اشغالی فلسطین ،لبنان ،سوریه و عربستان دیدار نمود . این اقدام که به گفته بسیاری از ناظران سیاسی آغاز رقایت دموکرات ها و در نهایت کنگره با دولتمردان جمهوریخواه کاخ سفید ارزیابی می گردد در شرایطی صورت گرفت که :
الف ) نانسی پلوسی با آغاز سفر به سرزمین های اشغالی فلسطین ،به نوعی بر اهمیت نقش و جایگاه تحولات صلح خاورمیانه با محوریت خواسته های رژیم صهیونیستی تاکید نمود .مواضع وی در دیدارهایش با مقامات تل آویو و تشکیلات خودگردان چند نکته را آشکار می سازد. اولا دموکراتها و جمهوریخواه هابه رغم اختلاف شدید،در عرصه حمایت از رژیم صهیونیستی هم سو می باشند و دیدگاههای مشترکی دارند. اعلام حمایت قاطع پلوسی از صهیونیست ها به نیابت از کنگره و دموکرات ها گواه حمایت فراگیر آنها از تل آویو می باشد . (این دیدار پس از نشست آیپک و تصویب حمایت مالی 4/2 میلیارد دلاری کنگره به تل آویو انجام شده است ) ثانیا پلوسی با حمایت از تشکیلات خودگردان و تکرار اجرای خواسته های کمیته چهارجانبه از سوی دولت جدید فلسطین از یک سو در چارچوب سیاست تفرقه افکنانه صهیونیست ها میان ابومازن و حماس گام برداشت از سوی دیگر اثبات نمود که نگاه آمریکا به صلح خاورمیانه کاملا یک جانبه است و در آن فلسطین جایگاهی ندارد . ثالثا وی باردیگر تاکید نمود که اجرای طرح نقشه راه و برقراری صلح میان اعراب و تل آویو محور صلح خاورمیانه است در حالی که حق بازگشت آوارگان به فلسطین اشغالی و عقب نشینی صهیونیست ها از اراضی 1967 در آن نقشی ندارد. در مجموع سفر پلوسی به سرزمین های اشغالی فلسطین اقدامی کاملا تبلیغاتی در چارچوب حمایت های فراگیر از صهیونیست ها و به نمایش گذاردن چهره ای صلح طلب از سوی دموکرات ها بود که با انتقاد شدید فلسطینیان و آزاد اندیشان جهان مواجه گردید .
ب) رئیس کنگره آمریکا در لبنان همچون مقامات کاخ سفید با حمایت از دولت سینیوره و انتقاد از سوریه اهداف توسعه طلبانه آمریکا و رژیم صهیونیستی را پی گیری نمود . وی تلاش کرد تا با نام میانجی گری در تشکیل دولت وحدت ملی به تحکیم جایگاه واشنگتن در میان بازیگران خارجی در تحولات این کشور بپردازد . حمایت وی از سینیوره و تاکید بر اجرای قطعنامه های سازمان ملل (تاکید بر خلع سلاح حزب الله و کاهش روابط با سوریه ) نشان داد که دموکرات ها نیز طرحی برای صلح در لبنان ندارند و منافع خود را در تشدید این بحران جستجو می کنند .
ج ) مهمترین بخش سفر پلوسی در خاورمیانه که بسیاری آن را تقابل آشکار کنگره و کاخ سفید نامیدند، حضور وی در سوریه می باشد . به رغم آنکه سران کاخ سفید بارها این اقدام را مغایر با سیاست خارجی ایالات متحده ارزیابی کردند اما پلوسی به رایزنی با مقامات دمشق پرداخت تا استقلال کنگره از دولت را به نمایش گذارد . وی در این سفر بر آن بود تا با اجرای خواست کمیته بیکر : هامیلتون مبنی بر مذاکره با سوریه اولا در چارچوب صلح اعراب و رژ یم صهیونیستی ،دمشق را به مصالحه با این رژیم ترغیب نماید. ثانیا از ظرفیت های دمشق برای حل بحران عراق برخوردار گردد ثالثا در چارچوب سیاست های تفرقه افکنانه به تخریب روابط سوریه با ایران وگروههای مقاومت فلسطین بپردازد . رابعا با تاکید بر زبان دیپلماسی باردیگر پایان دوران سیاست حمله پیش دستانه کاخ سفید را به اثبات رساند . البته بیانیه هیات جمهوریخواه کنگره آمریکا مبنی بر لزوم پایان دخالت سوریه در امور عراق و لبنان ،تاکید دمشق بر توسعه مناسبات با ایران و گروههای مقاومت فلسطین و عدم پذیرش رژیم صهیونیستی مانع از اجرای خواسته های پلوسی گردید هرچند که در نهایت وی توانست در بعد تقابل با بوش به پیروزی بزرگی دست یابد .
د) در شرایطی که در ماههای اخیر مواضع عربستان در قبال ایران ،فلسطین و بحران خاورمیانه به تنزل روابط ریاض : واشنگتن منجر گردیده پلوسی تلاش نمود تا با دیدار از این کشور ضمن تاکید بر بهبود مناسبات دوجانبه ،عربستان را به حضور در روند سازش با رژیم صهیونیستی متقاعد سازد .
هـ) سیاست های نادرست کاخ سفید در سال های اخیر موجب تخریب جایگاه آمریکا در میان ملت های خاورمیانه گردیده است . با توجه به اهمیت خاورمیانه در سیا ست خارجی آمریکا و نیز تاثیرات آن بر انتخابات این کشور ،سیاست پلوسی در این سفر بر احیای جایگاه ایالات متحده در خاورمیانه استوار گردید . وی با حضور در سرزمین های اشغالی فلسطین ،لبنان ،سوریه و عربستان ،ضمن تاکید بر زبان دیپلماسی چنان وانمود ساخت که مواضع دموکرات ها در قبال خاورمیانه بر اساس احترام متقابل و روابط همه جانبه استوار است تا بدین وسیله اولا با بهبود جایگاه ایالات متحده در منطقه ،رضایت افکار عمومی کشورش را به نفع دموکرات ها برای انتخابات آینده جلب نماید ثانیا از تک گویی جمهوریخواهان که در ماههای اخیر برای تبلیغات به خاورمیانه روی آورده اند جلوگیری کند . ثالثا از حمایت اعراب در انتخابات آینده برخوردار گردد. البته حمایت فراگیر وی از رژیم صهیونیستی و مواضع غیر مسئولانه وی در برابر فعالیت های هسته ای ایران و دولت اتحاد ملی فلسطین ،تا حدودی این طرح ها را با شکست مواجه ساخت که می تواند در آینده تاثیرات نامطلوبی برای وی و دموکرات ها در پی داشته باشد .
بر اساس آنچه ذکر شد می توان گفت که سفر پلوسی به خاورمیانه بیش از آنکه جنبه کاری داشته باشد در چارچوب تبلیغات دموکرات‌ها بر اساس وعده های داده شده برای حل بحران های سیاست خارجی ایالات متحده صورت گرفته است . البته این دیدار که پس از سفر وی به پاکستان و افغانستان انجام گرفت را می توان استمرار تقابل کنگره و کاخ سفید دانست که عرصه سیاست خارجی را به میدان رقابت آنها مبدل نموده است . بر این اساس انتظار می رود سران کاخ نیز برای مقابله با این اقدامات، حضور فعالتر در خاورمیانه را در دستور کار قرار خود دهند که حضور آتی رایس و بوش در منطقه می تواند بخشی از آن باشد.