اسامه حمدان نماینده حماس در ایران که او را «ابواسامه» نیز می نامند، از صراحت لهجه کم نظیری برخوردار است، در عین حال او بسیار با طمانینه سخن می گوید و درگزینش واژگان بسیار دقت می کند. همین امر است که باعث می شود پرسشگر خود را در مواجهه با فردی ببیند که درعین دارا بودن صراحت لهجه، دیپلمات خوبی نیز هست! برادر ابواسامه، درگفت وگو با ما، صراحتا از این امر خبر داده است که گروهی در درون جنبش فتح آلت دست موساد و ابزار سیا شده اند، به گونه ای که بعضا میان فعالیت های آنان یک هماهنگی نیز وجود دارد. او این «جریان را خیانت پیشه» توصیف می کند و وعده می دهد که مجاهدان حماس برخوردی قاطع بااین افراد خواهند داشت. سجاد نوروزی برادر ابواسامه، نخستین پرسش، معطوف به تحلیل وضعیت امنیتی- سیاسی منطقه پس از برگزاری اجلاس مکه است. پس از این اجلاس امید بود که جدال میان گروههای مبارز فلسطین به پایان برسد، اما متاسفانه ما هنوز شاهد خونریزی و قتال میان گروههای فلسطین هستیم، تحلیل شما از سیر رخدادهای پس از اجلاس مکه چیست؟ پس از توافق مکه، در بعد امنیت داخلی، درگیری ها به پایان رسید که بدون شک از دستاوردهای آن اجلاس به شمار می آید، اما از حیث سیاسی باید بگویم، دولت وحدت ملی که با مشارکت حماس و فتح و دیگر جنبش های فلسطینی تشکیل شد، به عنوان یکی از نمودهای توافق مکه، از حمایت عربی : اسلامی بین المللی گسترده برخوردار شد و این امر در مواضع اجلاس سران عرب در ریاض و اجلاس کنفرانس اسلامی و مواضع بسیاری از کشورهای اروپا و روسیه و چین آشکار بود. اما در عین حال تنش های داخلی همچنان باقی ماند و تداوم تحریم ها علیه دولت وحدت ملی، روزبه روز بردامنه این تنش ها افزود. از سوی دیگر، عدم اجرای سایر بندهای توافق مکه، نظیر مشارکت سیاسی و بازسازی ساف ( سازمان آزادیبخش فلسطین) و مسائل دیگر، باعث شد اوضاع در غزه بسان آتش زیرخاکستر شود، به طوری که دیدیم که در حوادث اخیر برافروخته شد. افراد و گروههایی این درگیری ها را «جنگ داخلی» به شمار آورده اند.اما من در همین جا اعلام می کنم جنبش حماس به هیچ وجه چنین اعتقادی را ندارد. ما معتقدیم نبرد ما، نبرد علیه رژیم غاصب صهیونیستی و مزدورانش یعنی «ارتش لحد» است. جنگ میان حماس و فتح، در واقع جنگ میان این دو گروه نیست. بلکه مسئله اصلی، درگیری مقاومت فلسطین و در راس آن حماس با جریان خیانت پیشه ای است که در سرویس های امنیتی تشکیلات خودگردان رخنه کرده اند. بنابراین این درگیری ، میان حماس و گروههای کودتاچی و خیانت پیشه است. ناگفته نماند که این سرویس های امنیتی براساس قرارداد اسلو در سال 1994 تاسیس شدند و هدف آنها از قبل تعیین شده بود. هدف اصلی این سرویس ها، «ستیز با مقاومت» و خدمت به رژیم صهیونیستی بود. این سرویس ها طی سالیان فعالیت خود، خیانت و مزدوری را سرلوحه کارخود قرار داده اند و این مزدوری را تاحدی گسترش دادند که بااسرائیل و آمریکا و سرویس های اطلاعاتی منطقه پیوند خوردند. سران این سرویس ها، هرگز براساس منافع ملی عمل نکرده و نمی کنند، بلکه برای«منافع شخصی» و اربابان خویش، در واشنگتن و تل آویو فعالیت می کنند. درعین حال، اسرائیل و آمریکا از این گروهها به صورت مالی- تسلیحاتی و حتی آموزشی حمایت می کنند و آنها را هدایت می کنند. در روز دوم حوادث اخیر ما شاهد بودیم، 500 عنصر از نیروهای امنیتی مورد نظر که در یک کشور عرب آموزش می دیدند، برای شرکت در درگیر یها به فلسطین وارد شدند. علاوه براین، آمریکا، یک پایگاه آموزشی در اریحا دایر کرده است و در آنجا این افراد را آموزش می دهد و 63 میلیون دلار هم به آنها کمک مالی کرده است. بنابراین می بینیم که ظاهرا توافق مکه به مذاق آقایان خوش نیامده است! یکی از مفاد توافق مکه، بازسازی ساختار سرویس های تشکیلات خودگردان بود. در نتیجه این افراد با هماهنگی سرویس های اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا، این حوادث و آشوب ها را به وجود آوردند تا کودتای دیگری را علیه دولت وحدت ملی سامان دهند. البته این کار، مقدماتی داشت. من جمله، سنگ اندازی درکار وزیر کشور دولت وحدت ملی که فردی مستقل بود و آنها با خودداری از همکاری با وی در مبارزه با نابسامانی ها، او را وادار به استعفا کردند. این عده در جریان حوادث اخیر، مرتکب جنایتهای فراوانی شده اند، آنها با دیدن کارت شناسایی وضعیت ظاهری افراد نظیر داشتن ریش و ظاهر اسلامی، آنها را اعدام می کردند. آنها رعب و وحشت را درمیان مردم گسترش دادند و این مقولات باعث شد تا گردان های عزالدین قسام وارد عمل شدند و شدیدا با آنها برخورد کردند و پاسخ مناسبی به آنهابدهند. به هر روی وقتی که اسرائیل دید که مزدوران و ایادی اش در این ماموریت ناکام شده اند و اوضاع به سمت آرام شدن پیش می رود، خودش برای تکمیل نقشه هایی که از قبل طراحی کرده بود وارد عمل شد. هدف اسرائیل، تنها در هم کوبیدن مقاومت، به خصوص شاخه نظامی حماس است. این همان چیزی است که این روزها در غزه رخ می دهد و تنها طی دو روز 20 تن از «مجاهدان قسامی» و نیروی های پشتیبانی توسط اشغالگران صهیونیست هدف قرارگرفته، به شهادت رسیدند. با این وصف و براساس سخنان شما، دولت وحدت ملی براساس یک نیاز شکل گرفته است. شما اشاره کردید که سرویس های امنیتی که تحت پوشش تشکیلات خودگردان قرار دارند، از هیچ قتلی و جنایتی فروگذار نیستند وحتی شبهاتی درباره روابط آنها با صهیونیست ها وجود دارد. حال پرسش این است که «مدیریت حماس» چگونه خواهد بود و درعین حالی که دولت وحدت ملی نیاز فلسطین است، با این قبیل قضایا چه خواهد کرد؟ ما در حماس، توافق مکه و دولت وحدت ملی را یک « دستاورد ملی » می دانیم و معتقدیم به سود همه آحاد ملت فلسطین است. پس اگر نیت ها خالصانه باشد. همه با آن همکاری خواهند کرد وحماس نیز به صورت ویژه آن را همراهی می کند. دولت فعلی یک فرصت مناسب برای وحدت ملت فلسطین حول محور برنامه سیاسی مشترکی است که همه آن را پذیرفته اند. درعین حال تاکید می کنم، این دولت آخرین فرصتی محسوب می شود که از طریق آن می توان به تحریم جائرانه علیه ملت فلسطین پایان داد. اما تا این لحظه آنچه که مسلم شده این است که جریان هایی در داخل جنبش فتح هستند که مانند رژیم صهیونیستی این توافق و تشکیل دولت وحدت ملی را نمی پسندند. تلاش آنها ناکام گذاشتن دولت و برافروختن آتش فتنه های داخلی است و این مهم را با بهره گیری از جریان خیانت پیشه در سرویس های امنیتی تشکیلات خودگردان دنبال می کند. حماس براساس توافق مکه همچنان به این دولت پایبند است، اما چنانچه تحریم ها و تجاوزات اسرائیل تداوم یابد و عصیان و شورش سرویس های امنیتی که مدام فتنه می کنند و باعث نابه سامانی امنیتی فلسطین می شوند و فساد اخلاقی و قتل را با هماهنگی سرویس های اطلاعاتی اسرائیل انجام می دهند، ادامه یابد، بدیهی است که نه تنها وجود دولت، حتی کلیت توافق مکه در معرض فروپاشی خواهد بود. صراحتا اعلام می کنم که در این صورت، گزینه های حماس محدود نیست و نخواهد بود. چنانچه این جریان خیانت پیشه در فتح و اربابانش در تل آویو و واشنگتن، گمان کنند،پس از سرنگونی دولت وحدت ملی به رهبری حماس، می توانند مجددا به کرسی صدارت دست یابند، سخت در اشتباهند، چرا که اگر قرار باشد این دولت سرنگون شود، کلیت تشکیلات خودگردان در معرض فروپاشی خواهد بود، ما به هیچ وجه به این جریان خائن و ارتش لحد اجازه نخواهیم داد، که سرنوشت و آرمان ما را به بازی بگیرند. تحلیلی وجود دارد که براهمیت اینکه «غزه» در اختیار حماس است تاکید می کند. برپایه این تحلیل اسرائیل می ترسد که همانند عقب نشینی از جنوب لبنان، که به قدرتمندتر شدن حزب ا... انجامید، عقب نشینی از غزه نیز باعث شود، حماس روز به روز قوی تر شود، برهمین اساس، رژیم صهیونیستی می کوشد باحملات مکرر به غزه جلوی این امر را بگیرد، تحلیل شما در این باره چیست؟ استراتژی رژیم صهیونیستی درمقابل مقاومت و در راس آن جنبش حماس تداوم تجاوزات وعدم اعطای فرصت بازسازی به مقاومت جهت قدرت یابی است، تا مقاومت نتواند به عنوان یک تهدید برای این رژیم به شمار آید. برهمین اصل، تجاوزات رژیم صهیونیستی سالیانی دراز است که هیچ گاه متوقف نشده است و اگر هم در مواقعی از شدت آن کاسته شده است، به طور کلی متوقف نشده است. کمااینکه مقاومت نیز چنین است و هیچ گاه متوقف نشده و به اذن الهی هرگز دچار سکون نخواهد شد. اما باید گفت، رژیم صهیونیستی با حمله اخیر به جنوب غزه درصدد در هم شکستن هیبت مقاومت جنبش حماس است. این امر را رهبران سیاسی- نظامی این رژیم بارهااعلام کرده اند. لیکن تا این لحظه این رژیم همچنان سردرگم است. صهیونیست ها پس از ضربه ای که در جنوب لبنان پذیرا شدند وشکست بزرگی که در آنجا متحمل شدند، از رشد و تعالی جنبش حماس در غزه بیمناک هستند و درصدد در هم کوبیدن آنند. درعین حال اما، آنها ازاین امر هراس دارند که، تهاجم گسترده به نوار غزه، شکست دیگری را نظیر جنوب لبنان نصیب آنهاگرداند،اما به نوبه خود آماده وقوع هر اتفاقی هستیم و به اولمرت و فرماندهان رژیم صهیونیستی می گوییم، شما اگر در جنوب لبنال ناکام شدید، شکستتان در غزه به مراتب سهمگین تر خواهد بود. مواضع گروههای مجاهد و دولت فلسطین در مقابل «طرح صلح عربی» چیست؟ ما معتقدیم که رژیم صهیونیستی خواهان هیچ گونه «سازش سیاسی» در منطقه نیست و قصد اعطای حداقل های حقوق حقه ملت فلسطین را نیز ندارد. این رژیم خواهان برپایی دولت فلسطین در محدوده مرزی سالهای 1967 نیست. اگر این رژیم چنین چیزی می خواست قرارداد صلحی را با یاسرعرفات به امضا می رساند. عرفاتی که همه چیز را داد و بعد از سه سال اسارت در مقرخود، تنها «سهم مهلکی» عایدش شد. رژیم اسرائیل درصدد اجرای منویات خودش هست و با اجرای آنها می خواهد واقعیت هایی را به ماتحمیل کند. از جمله ساخت دیوار حائل که نیمی از کرانه باختری را می بلعد و قدس را «یهودی» می خواهد و حق بازگشت آوارگان را نیز منتفی می داند. پس این رژیم مفاد قرارداد اسلو و نقشه راه را به رغم همه نکات منفی که برای ما در برداشت،به اجرا در نیاورد. این رژیم طرح صلح عربی مصوب اجلاس سران عرب در سال 2002 که هم در بیروت و هم مجددا در اجلاس ریاض مورد تاکید قرارگرفت، به رغم آنکه کشورهای عربی، در قالب این طرح اعلام کردند در صورتی که رژیم صهیونیستی از کرانه باختری و نوار غزه عقب نشینی کند، روابط سیاسی با آن برقرار می کنند، را نپذیرفت. چندی پیش نیز شاهد بودیم که اولمرت، باز هم این طرح را رد کرد. من به خاطر دارم شارون در سال 2002 درباره طرحی که در اجلاس بیروت مطرح شد، عنوان داشت این طرح ارزش جوهری که با آن نگارش شده است را ندارد! وی در واکنش به طرح صلح عربی، تهاجم گسترده ای را به کرانه باختری کرد و جنین و نابلس را به صورت گسترده تخریب کرد. امروز هم اولمرت در پاسخ به این طرح صلح خود را آماده هجوم گسترده به غزه می کند. بسیار مایه تاسف است که کشورهای عرب، علی رغم عدم پایبندی رژیم اسرائیل به هرگونه صلح و سازش، همچنان به گزینه ای که پس از قرارداد اسلو اتخاذ کردند و به شعاری که به «صلح گزینه راهبردی است» معروف شد پایبند هستند. اما حماس و مقاومت راهش روشن و راهبردش ثابت ولایتغیر است وآن اینکه این رژیم فقط و فقط زبان زور را می فهمد و آنچه که بازور گرفته شده، تنها با زور باز پس گرفته می شود بنابراین معتقدیم تمامی طرح های صلحی که مطرح می شود، سودی در برندارد و هرگونه طرحی که ارزشها و اصول ما را در نظر نگیرد، از نظر ما مردود است. پیامدهای تحریم علیه دولت مشروع حماس چه بوده است؟ به عبارت دیگر این تحریم در زندگی روزمره مردم چه تاثیراتی را نهاده است؟ این تحریم ها باتشکیل دهمین دولت فلسطین و پس از پیروزی حماس در انتخابات اخیر آغاز شد. این انتخابات سالم ترین انتخاباتی بود که در فلسطین درمیان کشورهای عربی و منطقه برگزار شد. اما به رغم آن، شاهد بودیم که آمریکا تحریم های جائرانه ای را علیه دولت منتخب فلسطین به اجرا گذاشت. این تحریم ها دارای سه بعد مالی- سیاسی و تبلیغاتی بود. تحریم های سیاسی و تبلیغاتی همچنان پابرجاست و مقامات اروپایی از ملاقات با وزیران وابسته به حماس خودداری می کنند و همگام و همسو با آمریکا از تعامل با دولت وحدت ملی خودداری می ورزند و فقط با وزیران فتح دیدار می کنند و تعامل دارند. تحریم های مالی همچنان به قوت خود باقی است و آمریکا از انتقال کمک های مالی به دولت فلسطین جلوگیری می کند. سازمان ها و بانک هایی که اقدام به این امر کنند، از سوی آمریکا مشمول مجازات می شوند. رژیم صهیونیستی نیز بیش از 700 میلیون دلار (مالیات برکالاهای وارداتی) از اموال دولت فلسطین را بلوکه کرده است. بالطبع این وضعیت بر معیشت مردم فلسطین تاثیر داشته و آنها را در تنگنا قرارداده است. به طوری که 160 هزار کارمند تشکیلات خودگردان حقوق کامل دریافت نمی کنند و وجوهی که دریافت می کنند درحد مساعده است. همچنین صدها هزار کارگر نیز سالها است که بیکارند و هیچ درآمدی ندارند. بیمارستان ها نیز باکمبود شدید دارو و تجهیزات مواجه اند. بخش آموزش نیز با این وضعیت روبه رو است و کشاورزی و صنعت هم از بین رفته است. سوال آخر معطوف به برخی تحلیل هایی است که این روزها از سوی برخی عنوان می شود و می گویند حماس با ورود به دولت سازی و حاکم شدن، به سمت پراگماتیسم پیش می رود و مقتضیات قدرت و سیاست ورزی باعث خواهد شد حماس از اصولگرایی خود بکاهد، شما در این باره چه نظری دارید؟ آیا حکومت کردن ناقض اصولگرایی است؟ جنبش حماس یک جنبش اسلام گرا است و از بدو شکل گیری اش که مبتنی بر دیدگاه شفاف اسلامی وماهیت کشمکش با اسرائیل و درک متمدنانه از درگیری با این رژیم است، براصول خودپای فشرده است و چه قبل و چه بعد از به قدرت رسیدن به این اصول پایبند بوده و خواهد بود. ما در این مسیر هزاران شهید و در سطوح و رده های مختلف سازمانی تقدیم کرده ایم. رهبر و بنیانگذاران این جنبش و در راس آنها شهید شیخ احمدیاسین و دکتر رنتیسی به درجه رفیع شهادت نائل آمده اند. اما اینکه جنبش حماس از راه جهادی- اسلامی خود منحرف شود، آرزویی است که دیگران دارند و به یاری خدا هرگز تحقق نخواهد یافت. کسی که جان خود را در راه دین و میهن فدا می کند، ممکن نیست به دنبال تصاحب پست و مال باشد. کسی که بهشت وجه همت اش باشد، ممکن نیست توجهی به دنیای فانی بکند و به آن چنگ بزند. کسی که امانت اسلام و مقاومت را بردوش دارد، ممکن نیست خیانت کند. یقینا دشمنان اسلام گرایان، هنوز آنها را به خوبی نشناخته اند، لیکن گذشت ایام نشان خواهد داد، ماکه هستیم و چه می خواهیم و چگونه می اندیشیم!