واکنش همه جانبه شیعیان و مسلمانان جهان اسلام نسبت به انفجار حرمین عسکریین(علیهما السلام) سبب شده است تا “جرج بوش” مبانى پذیرفته شده در میان نومحافظهکاران را به صورتى صورى و ظاهرى موردحمله قرار دهد! رئیس جمهور آمریکا در بیانیه اخیر خود انفجار سامرا را اقدامى از سوى القاعده در جهت ایجاد تفرقه میان ملت عراق دانسته است!
ایجاد تفرقه میان شیعیان واهل تسنن یکى از مطالبات اصلى شوراى دوازده نفره نومحافظهکاران از بوش محسوب مىشود. از ابتداى سال 2003 میلادى بوش و همراهانش سعى کردهاند ضمن تقویت القاعده و گروههاى سلفی، زمینه را جهت وقوع اختلافات قومى و مذهبى در عراق فراهم نمایند و سپس این اختلافات را به سرتاسر خاورمیانه و جهان اسلام تعمیم دهند. اقدام به ساخت دیوار حائل در بغداد توسط نیروهاى آمریکایى نیز گامى عملى در این راستا به شمار مىرود.
تقویت القاعده و نیروهاى سلفى توسط کاخ سفید حقیقتى غیرقابل کتمان است. تلاش جهت بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان شک و شبههاى در این خصوص باقى نگذاشته است.
آنچه مسلم است اینکه نیروهاى تندرو به سبب تعصب نهادینه شدهاى که در آنها وجود دارد، قدرت سازماندهى اقدامات انتحارى علیه شیعیان را ندارند. به عبارت دیگر “هدایت القاعده به سوى نقطهاى معین” قهرا نمىتواند منشاء و منبعى درونى در این سازمان تروریستى داشته باشد. مدیر برنامههاى القاعده در عراق، افغانستان، خاورمیانه و حتى آمریکا و اروپا را باید در دو کانون اصلى شرارت در جهان یعنى “واشنگتن” و “تلآویو”جستجو کرد. جهت اثبات این ارتباط در عراق شواهدى چند موجود است:
- تحرکات القاعده در نقاط تحت حفاظت نیروهاى آمریکایى چندین برابر نقاط دیگر است.
- نیروهاى آمریکایى در حملات القاعده کمترین آسیب ممکن را مىبینند.
- نیروهاى سلفى و افراطى القاعده پس از دستگیرى توسط پلیس عراق، به نیروهاى آمریکایى تحویل داده شده و سپس آزاد مىشوند تا در حملات بعدى علیه شیعیان شرکت کنند.
- منابع تسلیحاتى و مهمات به کار رفته در عملیاتهایى که توسط تندروهاى سلفى انجام شده است؛ با منابعى که قبل از سقوط صدام حسین در اختیار آنها بود همخوانى نداشته و به لحاظ کثرت قابل مقایسه نیست.
در نهایت اینکه بیانیه اخیر بوش در قالب ترس مزمن مقامات آمریکایى از خشم جهان اسلام قابل توجیه است. این ترس سبب شده است تا بوش حادثهاى را محکوم کند که سیا و موساد طراحان اصلى آن بودهاند.