صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۹۲۵۲۰

دکتر یدالله جوانی
انتشار گزارش کمیته مطالعات عراق موسوم به گزارش بیکر- همیلتون، همه طرفهای درگیر در صحنه عراق واز جمله بوش به عنوان تصمیم گیر اصلی اشغال عراق را متقاعد ساخت که سیاستهای آمریکا در عراق با شکست مواجه شده است. پذیرش شکست در صحنه عراق از سوی کاخ سفید و پنتاگون وشخص رئیس جمهور آمریکا، گفتمان ضرورت تغییر سیاستها در عراق را شکل داد و در نهایت در اوایل سال 2007 میلادی وپس از قریب چهارسال اشغالگری، بوش طی نطقی تغییر راهبرد آمریکا درعراق را اعلام کرد.
بوش در برجسته ترین و کلیدی ترین بخش ازسخنان خود می گوید: «استراتژی جدیدی که امشب مشخص می کنم، سرنوشت آمریکا را درعراق تغییر می دهد و به ما کمک می کند تا علیه تروریزم بجنگیم... شکست درعراق برای آمریکا فاجعه است... فوری ترین ارجحیت برای پیروزی درعراق ، امنیت، بخصوص دربغداد است ... تلاش های قبلی ما برای امن کردن عراق به دو دلیل عمده شکست خورده است. یکی کمبود نیروهای عراقی وآمریکایی کافی برای تأمین امنیت... و دیگری بسیاری ازمحدودیتهایی که ما برای نیروهایمان ایجاد کرده بودیم... بنابراین من 02 هزار نفر دیگر از نیروهای آمریکا را به عراق اعزام می کنم. عمده قسمت آنها پنج لشکر است که در بغداد متمرکز می شود.» ازسخنان بوش اینگونه برداشت می شود که بغداد پاشنه آشیل آمریکاست و چالش های امنیتی نیروهای آمریکا در مرکز عراق، سرنوشت اشغالگران را رقم خواهد زد. بر همین اساس، رئیس جمهور آمریکا در نطق موسوم به اعلام تغییر راهبرد، ضمن فاجعه آمیز خواندن شکست آمریکا درعراق، فوری ترین ارجحیت برای پیروزی در عراق را، امنیت، بخصوص در بغداد اعلام کرد.
هرچند از همان ابتدا این سیاست جدید با چالش های جدی در داخل آمریکا وخارج از آن مواجه شد و بسیاری این سیاست را از پیش شکست خورده ارزیابی کردند، اما با گذشت زمان قابل ملاحظه ای از اجرای این راهبرد، حوادث وناامنی ها، انفجارات وکشته شدن تعداد زیادی از آمریکایی در عراق به ویژه در بغداد، مهر تاییدی بود برای شکست راهبرد جدید کاخ سفید که بوش بسیار به آن دل بسته بود.
درهفته چهارم فروردین سالجاری انجام دوعملیات سنگین تروریستی در بغداد از سوی القاعده به صورت همزمان، نشان داد که آمریکایی ها با افزایش نیرو و اتخاذ تمهیدات جدید نیز قادر به برقراری امنیت در بغداد نیستند. انفجار بمب در رستوران نمایندگان مجلس عراق در روز پنجشنبه 23/1/1386 که به کشته و زخمی شدن 25 نفر و از جمله 2 نماینده مجلس منجرشد وهمچنین فروریختن پل قدیمی و بسیار مهم «صرافه» بر روی رودخانه دجله در همین روز که به کشته و زخمی شدن تعدادی از شهروندان عراقی درشهر بغداد انجامید، ناتوانی اشغالگران در تأمین امنیت بغداد را آشکار ساخت. هفته گذشته نیز اشغالگران روزهای وحشتناکی را پشت سرگذاشتند. کشته شدن 10 نظامی آمریکایی در یک روز نشان می دهد که آسیب پذیری آمریکایی ها پس از افزایش نیرو و اجرای راهبرد جدید بوش نه تنها کاهش نیافته، بلکه رو به فزونی دارد. انجام عملیات های تروریستی فروردین ماه پس از چند ماه از اجرای طرح امنیتی و آنهم درمربع امنیتی در قلب بغداد که با لایه های متعدد حفاظتی و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی از سوی نیروهای آمریکایی وبرخی ازنیروهای عراقی کنترل می شود، از این واقعیت حکایت می کند که نفس حضور نظامی اشغالگران درعراق، خود زمینه ها و بستر های لازم را برای اقدامات تروریستی فراهم می کند و آمریکایی ها هرگز قادر به برقراری امنیت در کشور تحت اشغال نخواهند بود. اکنون یک گزینه بیشتر در برابر اشغالگران وجود ندارد و آنهم پذیرش شکست وتن دادن به خروج ازعراق است.
این شکست برای آمریکا همانطور که بوش می گوید فاجعه آمیز است و پیامدهای منطقه ای وبین المللی برای آمریکا دارد. عدم خروج واصرار برماندن اشغاگران در عراق، پیامدهایی به مراتب وحشتناک تر از خروج فاجعه آمیز دارد و شاید دلایل اصل پیدایی بحران بین کنگره و کاخ سفید بر سر چگونگی حل مسئله عراق به همین موضوع برگردد.
دمکراتها اصرار بر انتخاب گزینه بد نسبت به گزینه بدتر دارند واز همین روی کاخ سفید را برای خروج نظامیان آمریکایی ازعراق طی یکسال آینده تحت فشار قرارداده اند. اما بوش با این توهم که می تواند شکست را به پیروزی تبدیل کند در برابر کنگره با استفاده از حق وتو دست به مقاومت زده و بر باقی ماندن نظامیان آمریکایی درعراق اصرار دارد. اما شکست راهبرد جدید بوش، آنهم در فوری ترین ارجحیت این راهبرد یعنی برقراری امنیت در بغداد از طریق افزایش نیرو، این گمانه را تقویت می کند که در نهایت بوش باید در برابر کنگره تسلیم شود و به شکست فاجعه آمیز برای رهایی از شکست فاجعه آمیز تر تن در دهد.