صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۲:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۹۴۰۰

دیروز پیکر مطهر مرجع عالى قدر جهان تشیع حضرت آیت الله فاضل لنکرانى (قدس الله نفس الزکیه) در میان انبوه عزاداران فاطمى که على‌رغم گرماى شدید هواى قم،‌پروانه‌وار آمده بودند تا با مرجع تقلید خود وداع کنند،‌در جوار معصومه اهل بیت (سلام الله علیها) به خاک سپرده شد. افواج جمعیت در مسجد بالاسر،‌ صحن حرم و خیابان‌هاى اطراف به حدى بود که بسیارى از هیئت‌هاى عزادارى به ناچار در چند خیابان منتهى به حرم توقف کردند واز دور نظاره‌گر این وداع تاریخى و تلخ بودند.

این موضوع در نگاه اول ارادت و محبت بى‌بدیل ملت ایران به جایگاه عظیم مرجعیت را مى‌رساند اما از منظرى عمیق‌تر نشان دهنده عمق نفوذ فرهنگ شیعى در جامعه ایرانى است.

به طور قطع خاستگاه اولیه تشیع مدینه بوده است و نخستین شیعیان از میان اصحاب پیامبر در همین شهر مى‌زیستند. در قرن اول هجرى عمده مراکز تجمع شیعیان عبارت بود از : مدینه،‌ یمن،‌کوفه، بصره،‌مدائن و جبل عامل . در قرن دوم علاوه بر این مناطق سرزمین‌هایى چون قم، خراسان، طبرستان، بغداد و آفریقا نیز محل تجمع شیعیان بود.

اما در این میان انس و علاقه فزاینده ایرانیان به اهل بیت (ع) به حدى است که ایران را از این منظر در جهان تشیع ممتاز نموده است . شهرهاى قم،‌ رى ،‌طبرستان و .... مامن ارادتمندان به اهل بیت (علیهم السلام) بوده و ایرانیان وجوهات شرعى خود را به طور پنهانى به خدمت ائمه اطهار (ع) مى‌رساندند. قم به عنوان مرکز تشیع ایران در طول تاریخ به عنوان پناهگاه اهل بیت (ع)، سادات و علویان مطرح بوده است.

شهید مرتضى مطهرى در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران مى‌نویسد: “ایرانیان بیش از هر ملت دیگر، نیروهاى خود را در اختیار اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و بیش از هر ملت دیگر در این راه صمیمیت و اخلاص نشان دادند،‌در این دو جهت هیچ ملتى به پاى ایرانیان نمى‌رسد.”

در این بین جریان سنتى اجتهاد و تقلید با پشتوانه فرهنگ شیعى در1400 سال گذشته جایگاه بى‌نظیرى را در جامعه ایرانى یافته است. شیعیان ایران خود را مقلدان مجتهدانى مى‌دانند که در زمان غیبت ولیعصر (عج) وظیفه تفقه در دین را به عهده دارند. اما در صد سال گذشته به موازات این جریان ریشه‌دار و مبتنى بر فقه سنتى ،پدیده‌اى با عنوان روشنفکرى دینى نیز در جامعه ایرانى ظهور و بروز یافته که البته هیچ‌گاه نتوانست به پیوندى که بین مردم و مرجعیت وجود دارد، دست پیدا کند. پس زنش اجتماعى در مشروطه، تنها ماندن مصدق در جریان ملى شدن صنعت نفت، حذف مردمى بازرگان از قدرت و فراموشى سریع اندیشه‌هاى افرادى چون سروش در میان افکار عمومى تنها بخشى از ناکامى‌هاى جریان به اصطلاح روشنفکرى دینى در کشور طى صدسال گذشته است. این پدیده که مبتنى بر جریان “دین گزینی” در غرب مروج قالب‌بندى براى دین است، در برهه‌اى دین را در کالبد سوسیالیسم براى جامعه تبیین مى‌کرد و در برهه کنونى در قالب لیبرالیسم. روشنفکرى دینى خود را وام‌دار جریانات عصرى مى‌داند و معتقد به عصرى کردن دین است.

روشنفکرى دینى در این تفسیر،‌ریشه در دین و خاک خود ندارد و لذا مردم دلیلى بر پیوند بین خود و آنها نمى‌بینند.

اما مرجعیت شیعى وفقه سنتى مبتنى بر منابع اصیل و خالص دینى است که بدون هیچ‌گونه آرایش و پیرایش به جامعه عرضه مى‌شود. مردم ما دین دارند و در پى اسلام ناب محمدى هستند. گوهرى که در دکان هیچ روشنفکرى یافت نمى‌شود. اسلام ناب، دین اعصار مختلف است . اجتهاد در فقه سنتی، بابى است براى زندگى دینى متناسب با شرایط زمان و مکان و مجتهد کسى است که مردم به او اعتماد دارند، دین را بى کم و کاست صیانت مى‌کند. فلسفه این اعتماد رمز پیوند دیرینه مردم ایران با مرجعیت شیعى است. جامعه ایرانى هیچ‌وقت به جریان روشنفکرى اعتماد نکرده و نخواهد کرد. اساسا خود روشنفکران دینى نیز مى‌دانند که در مباحث اصیل اسلامى قادر نخواهند بود مرجعیتى به دست آورند و مورد وثوق ملت قرار گیرند. مضاف بر این بحث باید گفت که مرجعیت شیعى بیدار و سیاسى پس از انقلاب اسلامى توانسته جایگاه رفیع‌ترى نسبت به گذشته پیدا کند. مصادیق این محبوبیت پس از انقلاب مراجع عظامى چون حضرت امام خمینی(ره) ،‌ مرحوم آیت الله گلپایگانى ،‌آیت الله فاضل لنکرانى و مراجع انقلابى که هم اکنون در قید حیات هستند ،‌مى‌باشد.

موضع‌گیرى‌هاى سیاسی، انقلابى و بجاى این مراجع باعث شده که میزان اعتماد عمومى نسبت به آنها افزوده شود و عمق نفوذ اجتماعى این مراجع بیش از پیش باشد.

ملت ایران روز گذشته یکى از مراجع انقلابى و بیدار خود را بدرقه کرد. این ضایعه براى حوزه‌هاى علمیه و جامعه ایران بسیار سنگین بود.