بصیرت: صحنه تکان دهنده کشته شدن یک زن مسلمان تبعه مصر در یکی از دادگاه های آلمان در مقابل دیدگان فرزند و همسرش و اقدام پلیس آلمان را که به جای نجات این زن به سوی همسر وی تیراندازی می نماید، مصداق بارزی از نژاد پرستی و نقض حقوق بشر در کشور آلمان باید ارزیابی نمود.
در سالهای اخیر، برخورد با مسلمانان و توهین به باورهای اسلامی در کشورهای اروپایی روندی افزایشی و روزافزون به خود گرفته است. این موضوع این واقعیت را اثبات می کند که پروژه اسلام هراسی در غرب به یک استراتژی تبدیل گردیده تا از این منظر جامعه جهانی را نسبت به مسلمانان بدبین نموده و همواره این گروه را در افکار عمومی غیرمسلمانان در معرض اتهام قرار دهد.
در برخی کشورهای اروپایی مسلمانان به جرم داشتن پوشش اسلامی، نه تنها از امکان حضور در مجامع علمی و ادارات محروم می گردند، بلکه در معرض برخوردهای فیزیکی قرار می گیرند، این در حالی است که پوشش دینی نه تنها مخل نظم عمومی نیست و نه تنها اخلاق حسنه ای را جریحه دار نمی کند، بلکه باعث ایجاد نظم و هنجار حتی در کشورهای لائیک می شود.
ماهیت غیردینی جامعه اروپا بویژه کشورهای آلمان، فرانسه و ایتالیا نمی تواند پذیرای مسلمانانی باشد که در طی سه دهه گذشته رشد جمعیتی آنها روند رو به تزایدی را نشان می دهد. زیرساختهای فکری و مهندسی اجتماعی جوامع اروپایی متأثر از مبانی معرفتی سکولاریستی، قطعاً ترکیب جمعیتی مسلمانان را بر نمی تابد.
قتل «مروه» باید این نگرانی را افزایش دهد که در طی دهه های اخیر و بخصوص از اواسط دهه 90 میلادی قرن گذشته، نژادپرستی نهفته یا شاید غیرنهفته ای علیه مسلمانان در حال افزایش است. موج بیگانه ستیزی در سالهای اخیر در اکثر کشورهای اروپایی روند رو به رشدی را نشان می دهد که در این میان برخورد با مسلمانان، بالاترین آمارها را به خود اختصاص داده است. در این بین، کشور آلمان به دلیل رشد گروه های نئونازی و نژادپرستان افراطی، مسلمانان را در معرض تحقیر، توهین و تهدید امنیتی گسترده ای قرار داده است.
شرایط نظام بین الملل پس از یازدهم سپتامبر و عملکرد رسانه های غربی در پیوند دادن اسلام با خشونت، موضوعی است که در تشدید اسلام ستیزی نقش مهمی را ایفا نموده است.
پر واضح است، سناریوی برخورد با مسلمانان ریشه تئوریک دارد که اکنون به یک گفتمان ایدئولوژیک در جوامع غربی مبدل گردیده است. هانتینگتون به عنوان یکی از استراتژیستهای آمریکایی معتقد است که فلسفه رشد و اعتلای اقتصادی و سیاسی غرب در گرو وجود بلوک ایدئولوژیک، سیاسی و اقتصادی شوروی سابق بوده است که پس از فروپاشی بلوک شرق، آمریکا ناگزیر از داشتن رقیب می باشد. وی در ادامه، اظهاراتش را چنین تکمیل می نماید که در شرایط کنونی اسلام می تواند رسالت شرق را برای تضمین رشد و توسعه غرب ایفا نماید.
در همین راستا، رخداد 11 سپتامبر به کارگردانی ایالات متحده را باید به منزله نقطه عزیمت برخورد با مسلمانان ارزیابی نمود تا از این رهگذر بستر تحدید حقوق مسلمانان را فراهم کنند.
یازدهم سپتامبر و اقدامهای متعاقب آمریکا و افراطی های اسلامگرا باعث شده است، مطبوعات غربی تصویری منفی از اسلام و مسلمانان ارائه دهند تا حدی که این تصویرسازی حتی اروپایی ها را نیز که در قیاس با سایر ممالک از سطح بالاتری از دانش سیاسی برخوردارند، تحت تأثیر قرار داده است.
کشته شدن این بانوی محجبه مصری بازتاب چندانی در رسانه های غربی نداشت، بویژه هنگامی که سوژه مذکور با پردازش قتل خانم «ندا آقا سلطان» در ایران مقایسه گردد.
دو خانم در دو کشور کشته شدند. «ندا آقا سلطان» در ایران در جریان ناآرامی های اخیر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، در حالی که «مروه الشربینی» در داخل یک دادگاه آلمانی با وارد آمدن 18 ضربه چاقو کشته شده است. در این میان، کشته شدن «ندا» در داخل ایران به یکی از سوژه های رسانه های جهانی تبدیل شد، در حالی که قتل الشربینی در آلمان کاملاً نادیده گرفته شده است.
موضوع قتل آقا سلطان یک سناریوی از پیش طراحی شده از سوی سازمان سیا بوده است تا از این طریق اتهامهای وارده به نظام جمهوری اسلامی را که در چارچوب برنامه ریزیهای سازمان سیا بوده است، توجیه کند.
گفتنی است، جریان آزاد اطلاعات به عنوان ابزاری در خدمت امپراتوری رسانه ای غرب می باشد که به تناسب بهره برداریهای سیاسی و اطلاعاتی خویش، به آن می پردازد.
بدین ترتیب، کشورهای غربی و اروپایی که آزادی بیان و دموکراسی و حقوق انسانها را به دیگران آموزش می دهند، باید اکنون در مقابل این جنایت هولناک و ضد انسانی پاسخگو باشند و کشورهایی که هر تحرک داخلی دولتهای دیگر را بدون وقفه و با دقت پیگیری می کنند و با اقدامهای مداخله جویانه به تشدید ناآرامی ها دامن می زنند، نمی توانند نسبت به این فاجعه سکوت کنند.
در حال حاضر موضوع نقض حقوق بومیان اروپا، استرالیا و کانادا، شکنجه زندانیان در اروپا و زندانهای مخفی در اروپای شرقی و تعقیب قضایی و کیفری برخی از متفکران اروپایی به صرف تحقیق و تفحص در مورد روایتهای تاریخی همچون «هولوکاست»، زندان گوانتانامو، زندان ابوغریب و دیگر زندانهای مخفی و شکنجه گاه های پنهانی، تنها نمونه هایی از موارد متعدد نقض حقوق بشر می باشد که جوامع غربی این مفهوم حقوقی را با تحلیلهای ناصواب در نگرشهای سیاسی خود مستحیل نموده اند.
بنابراین، در سالهای اخیر ایده برخورد با مسلمانان با پروژه اسلام هراسی وارد مرحله جدیدی گردیده و زمینه اسلام ستیزی را در جوامع غربی بویژه کشورهای اروپایی فراهم کرده است، به نحوی که احزاب راستگرای دولتهای اروپایی در مساعی لازم با جریانهای نژادپرست و نئونازیها، رفتارهای خشنی را علیه مسلمانان در دستور کار قرار داده اند، تا جایی که از مسلمانان با عنوان «اوباش اسلامگرای فاشیست» یاد می کنند.
بنابراین، زمان آن فرا رسیده است که دولتهای اسلامی موضوع نقض حقوق بشر در کشورهای غربی را با دقت پیگیری نموده و ضمن محکوم نمودن واقعه قتل اخیر، فرصت هرگونه اقدام مشابه را از آنها سلب نمایند. نباید فراموش نمود، سکوت دولتهای اسلامی در مقابل رخدادهای چند سال اخیر که از دانمارک و هلند شروع شد، زمینه وقوع این قتل را فراهم کرد. انتظار می رود، اتحاد کشورهای مسلمان و همگرایی اسلامی در جهت گیریها بتواند بستر اعتلای بیش از پیش مسلمانان را در جهان فراهم کند.