صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۰۰۲۸۲

چالشی بر مفهوم سنت در غرب


دکتر موسی نجفی
در مورد ابعاد و پیامدهای انقلاب اسلامی، ما با نوعی «خلط مبحث» در برخی نظریه های غربی مواجه می شویم؛ به عنوان مثال واژه «اصلاحات» و یا «بنیادگرایی»، در نظریه های غربی معمولاً با دو مورد ظاهراً مشابه، در تطبیق نارسا و نسبتی نامعقول دچار بدفهمی و عدم دقت علمی می شود:
الف: تطبیق این واژه ها به خصوص حوزه اصلاحات، با این مفهوم در غرب و سیر تاریخی و جایگاه ویژه رفورمیسم در مغرب زمین.
ب: تطبیق واژه «بنیادگرایی» در قیاس و نسبت به سلفی گری دنیای اهل سنت و سنت های غیر شیعی.
در این نگاه می توان عنوان نمود، سیر تاریخی و مباحث نظریه پردازان علوم اجتماعی غرب، بر این اساس استوارند که آنان نسبت به سایر فرهنگ ها براساس معیار و مقیاس فرهنگ غرب قضاوت می نمایند؛ چنانکه دیدگاه های راجع به سنت و مدرنیته را نیز سه گونه می توان دید:
الف: دیدگاه غربی که شرق شناسان براساس نظریه های نوسازی دارند و معتقدند دنیا یعنی غرب و مابقی جهان. در این دیدگاه ، سایر جوامع بر اساس فاصله ای که با غرب دارند، سنجیده می شوند.
ب: دیدگاهایی که شرق شناسی وارونه است و بیان می کند هر چه در سنت است، مثبت است و هر چه در مدرنیته است، منفی است.
ج: دیدگاه اصلاح گرایان که جنبه های مثبت مدرنیته را برگزیده و نسبت به سنت و مدرنیته ظاهراً انتقاد می کنند.
در این تقسیم بندی، واقعاً دیدگاه سوم بی طرف نیست و دست آخر، نوعی گفتمان مدرن و زمینه سازی مدرن و ابزار منطق مدرن، در آن غلبه می یابد. از نظر غربی ها، دیدگاه سوم یعنی شرق شناسی وارونه، می تواند به بنیادگرایی ختم گردد. در اینجا نظریه پردازی های غرب را می توان از چند زاویه مورد پرسش قرار داد:
الف: بنیادگرایی، مربوط به جریان سلفی گری و یا طالبانی و القاعده است.
ب: دیدگاه اصلاح، حد فاصل برزخ سنت و مدرنیته نیست؛ بلکه در منطق مدرن و گفتمان مدرن است و خود یکی از شقوق نظریه های نوسازی است.
ج: اصول گرایی، واقع گرایی و آرمان گرایی انقلاب اسلامی، از این گردونه سه گانه بیرون است و ما اسم آن را «اندیشه تعالی» می توانیم نام گذاری کنیم. این حوزه اندیشه را می توان با مشخصه های زیر نگریست:
این اندیشه در حالی که گفتمان مدرن نیست، سلفی گری و بنیادگرایی هم نیست و در حالی که از دل سنت برمی آید، منطق برتر خود را نیز داشته و در عین حال با اندیشه و حوزه اصلاح هم فاصله دارد. این اندیشه همچنین با منطق خاص خود، نسبت خود را با مدرنیته، با بنیادگرایی و با اصلاحات از درون تعیین و تبیین می کند.
در حقیقت، نظریه سازان سیاسی غرب، نمی توانند از این سه دیدگاه در مورد انقلاب اسلامی خارج شوند و رسیدن به دیدگاه چهارم که با مشخصه های اندیشه تعالی بیان شد، برای آنان غیر ممکن است و ابزار درک آن را ندارند؛ اصولاً اندیشه ای که حق و باطل را نه نسبی بلکه مطلق می داند، چگونه می تواند در افق اندیشه ترقی قرار بگیرد. نکته مهم این است که شاخص بررسی، با توجه به دیدگاه چهارم چیست؟
شاخص اصلی فلسفه انقلاب اسلامی، در اندیشه امام قابل تحقیق است و امام در شاخص اندیشه تعالی قرار می گیرد. امام فرایند نوسازی و غربی شدن کشور را در چارچوب و گفتمان مدرن مورد پرسش قرار نداد؛ چرا که اصولاً انقلاب، در افق عالم مدرن قرار نداشت و از طرفی انقلابی پست مدرن، به معنایی که در غرب مصطلح است نیز محسوب نمی شد. با این دیدگاه چهارم که مذهب مختار این تحقیق می تواند باشد، می توان به سراغ صورت مسئله ای در نظریه پردازی غرب رفت.
از نظر نظریات رایج غربی، پاسخ جوامع اسلامی به مسئله تهاجم غرب سه گونه است:
1-پاسخ تجددخواهانه مربوط به منطق روشنفکران؛
2-پاسخ سنت گرایانه مربوط به منطق روحانیت؛
3-پاسخ اصلاح طلبان در منطقه روشنفکر دینی؛
اما رهبری امام در رأس حرکت انقلاب اسلامی، رهبری سنت گرایان را در پیشتازی این حرکت به اثبات رساند و نقش دو گروه روشنفکر و روشنفکر دینی، کم رنگ تر به نظر آمده است. این مسئله و حقیقت مسلم تاریخی، ما را به چند نکته می رساند:
1- تحلیل و پاسخ سه گانه فوق، مربوط به سنی مذهبان اسلام است.
2- در انقلاب اسلامی، منطقه عمل و نظر سنت گرایان، بسیار عمیق تر از دو گروه دیگر، یعنی روشنفکران و روشنفکران دینی است.
3- مفهوم سنت از نظر شیعه، چه از جنبه نظری و چه در جنبه عمل، با مفهوم مشابه آن در نزد سنیان دنیای اسلام، تفاوت جدی دارد.
این پاسخ در شیعه، بنیادگرایانه، غیرعقلانی و ارتجاعی نیست.
پیشتازی مفهوم سنت در شیعه، یک پایه دیگر گفتمان مدرن و نظریه های نوسازی را مورد تردید قرار می دهد. آن مسئله این است که غرب، سنت را امری پیش مدرن می داند؛ در حالی که توجه به انقلاب اسلامی و ماهیت سنت و توان آن، نشان می دهد که سنت در مفهوم سنت شیعی: 1- آشتی با امر مدرن است نه ممتنع؛ 2- این آشتی در چارچوب گفتمان مدرن انجام نمی شود؛ 3- این تعامل می تواند با تصرف و سپس ضمیمه سازی صورت گیرد.
گرایش اسلام سنی مذهب هنوز نتوانسته مانند امام، پاسخی از دل سنت به تهاجم و بحران هویت در جوامع خود بدهد؛ بلکه هنوز در مرحله سلفیت باقی بوده و یا اینکه در نقطه مقابل، در نوعی سکولاریزم متجددانه متوقف شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات