صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۰۰۲۸۸

اندیشه سیاسی مسلمانان (بخش پانزدهم)


مهدی سعیدی
فیلسوف بزرگ قرن چهارم و پنجم، که می توان وی را بنیانگذار مکتب مشائی در فلسفه اسلامی دانست ، دارای نظام فلسفی منسجمی بود که بررسی مولفه های سیاسی در ذیل آن معنا می یابد.
نظام فلسفی و مبانی معرفت شناسی آن متاثر از سنت فلسفی یونانی و تاملات برخاسته از فضای اسلامی و سعی بر جمع و وحدت آنها قرار دارد، هر چند به تعبیر یکی از محققین ابتکارات و روح نابغه وار ابن سینا سبب شده که نظام فلسفی او «نشان اشتباه نشدنی شخصیت» او را با خود داشته باشد.
به طور کلی 4 منبع را می توان الهام بخش و تاثیرگذار بر فلسفه بوعلی برشمرد: اول؛ اندیشه های فلسفی اسلامی پیش از وی که توسط بزرگانی چون فارابی قوام یافته بود و از فلسفه یونانی ارسطویی متاثر بود. دوم؛ اندیشمندان و فلاسفه معاصر بوعلی همچون؛ مسکویه و عامری. سوم؛ تعالیم اسماعیلیه؛ که زمینه آشنایی ابن سینا با این آموزه ها، پدر وی بود که از پیروان شریعت اسماعیلیه به حساب می آمد. چهارمین منبع موثر بر آموزه های فکری - فلسفی بوعلی، اندیشه های ابوریحان بیرونی است که بالاخص فهم بخش طبیعی آراء بوعلی با شناخت اندیشه بیرونی میسر خواهد بود.
اما نکته مهم و کلیدی توجه به آراء و نظرات فلسفی - سیاسی بوعلی توجه به این نکته است که در مجموع اندیشه وی را باید در ذیل آموزه های وحیانی - اسلامی مورد ارزیابی قرار داد. آموزه هایی که هم بر تعالیم فلسفه اسلامی پیش از وی سیطره داشته و هم بوعلی به عنوان یک مسلمان و حتی به گفته برخی روایات تاریخی، به عنوان یک شیعه دوازده امامی فارغ از آن نبوده است.
به عبارتی او پیش از آن که یک فیلسوف مشائی باشد، یک فیلسوف مسلمان است و پیش از آن که تحت تأثیر آرای فلسفی و سیاسی معلم اول باشد، تحت تأثیر معلم بزرگ بشریت حضرت محمد مصطفی(ص) است و همچون دیگر مسلمانان پیرو یکی از مذاهب اسلامی است، از این رو بعید است که اندیشه سیاسی و فلسفی خود را در چارچوب مذهب مورد اعتقاد خود قرار ندهد و در تعقلات و تفکرات، بلکه کشفیات خود، از آن چارچوب خارج شود. از تأثیر دین بر اندیشه ابن سینا همین بس که چون عقل خود را از اثبات معاد جسمانی قاصر یافت اعلام کرد که تنها راه اثبات آن، شریعت و تصدیق خبر نبوت است.
با این احوال اندیشه سیاسی در نظام فکری - فلسفی بوعلی از وزن کمتری برخوردار بوده و با نوعی کمبود اثر در این زمینه مواجه هستیم. درباره چرایی این قلت آثار مکتوب دلائل و فرضیات متعددی مطرح شده است:
یکی از این فرضیات بر تاثیرپذیری بوعلی از نظام فلسفه سیاسی فارابی اشاره دارد. بدین معنا که نظام مستحکم و گسترده فلسفه سیاسی فارابی کامل تر از آن بود که برای مدت ها بتوان نظریه سیاسی برتری، متمایز از اندیشه وی مطرح نمود. به عبارتی بوعلی با پذیرش فلسفه سیاسی فارابی ، جز اندکی بر آن نیفزوده است.
فرضیه دوم بر درگیری بوعلی با عرصه سیاست و قدرت تاکید دارد. بدین معنا که حضور مستقیم در کار حکومت و وزارت و جنبه های عملی و واقعی سیاست مانع از آن بود که نظریات سیاسی فیلسوف بزرگ زمانه که منطقا برجنبه های ایده آلی سیاست و قدرت تاکید دارد ، ظهور و بروز نماید. فساد نظام های سیاسی حاکم و دور بودن از الگوی ایده آل و مطلوب حکومت ، زمینه را برای نظریه پردازی این کارگزار حکومت فراهم نیاورد، چرا که چنین نظریاتی می توانست به معنای مخالفت با حکومت و حرکت در مسیر اپوزیسیون نظام سیاسی حاکم تفسیر شود.
فرضیه دیگر بر گرایشات شیعی ابن سینا اشاره دارد و حاکمیت نظام های سیاسی اهل سنت که در تعارض با آموزه های سیاسی شیعی است را عامل اصلی عدم بروز مدون اندیشه سیاسی بوعلی می داند. اندیشه سیاسی شیعه که بر محوریت »علم» و »عدالت» امام شکل گرفته است ، از تسلیم و پذیرش ولایت حاکمی ظالم و ناآشنا به آموزه های اسلامی ابا دارد و لذاست که تدوین چنین نظراتی توسط کسی که خود در دربار سامانیان و دیلمیان و ... به وزارت رسیده است ، نوعی اقدام علیه حکومت تلقی می شده است و به همین خاطر است که بوعلی با نوعی »تقیه» از تنظیم و تدوین صریح این نظریات پرهیز کرده است.
هر یک از فرضیات فوق درباره اندیشه سیاسی بوعلی صحیح باشد ، آنچه مسلم است این است که ابن سینا فیلسوفی است که بیش از دیگر فیلسوفان زمانه خویش در امور سیاسی حاضر بوده و بیش از آنکه بتوان از وی به عنوان یک فیلسوف سیاسی یاد کرد باید وی را سیاستمداری دانست که از اندیشه های فلسفی در امر وزارت بهره جسته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات