صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۸۶ - ۱۴:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۰۰۴۵

مشروطه را چگونه باید شناخت


نویسنده :علی ابوالحسنی (منذر)ایران، کشوری است که، اکثریت قاطع مردم آن دارای گرایشهای استوار اعتقادی و مذهبی بوده و قویّاً پایبند دینی هستند که، نه تنها جدایی و انفکاک از «سیاست» را نمی پذیرد بلکه در باره کلیه شئون و ابعاد زندگی آدمی (از آن جمله: سیاست) نظر و رهنمود الزامی دارد. حضور چهره های شاخص روحانیت (نظیر میرزای شیرازی، آخوند خراسانی، سید حسن مدرّس، آیت الله کاشانی و امام خمینی) نیز در خطّ مقدم قیامها و مبارزات ضدّ استبدادی و ضدّ استعماری آن، محسوس و چشمگیر است. به راستی، نهضتی که می خواهد به طور یکپارچه، «عموم طبقات و اقشار » چنین ملت دین باور را فرا بگیرد و مهمتر از این: از «رهبری» و لااقل «پشتیبانی » روحانیتی برخوردار باشد که داعیه دار حاکمیّت شرعی و پاسداری از دین است، چگونه می تواند «مذهبی» نباشد و از میان آداب و رسوم و سنن دینی گذر نکند؟! به یاد بیاوریم که محمدرضا را، نه قیام مسلّحانه مردم، بلکه راهپیمایی باشکوه آنان در تاسوعا و عاشورای 57، از کشور فراری ساخت. همچنانکه پیش از آن، جنبش مشروطه و خیزش نیمه خرداد نیز از شور و نشور مردم در محرّم 1323 قمری و 1342 شمسی نیرو گرفت.

گفتنی است، در بدو نهضت مشروطیت، نه تنها پشتیبانی قیام عدالتخواهی، که رهبری یکپارچه و مطلق آن، (به گواه مورخین) از آن علمای دین (شیخ فضل الله نوری، طباطبایی، بهبهانی و. . . ) بود و پوشیده نیست که، روحانیت و مرجعیت شیعه، تنها به انگیزه «اجرای احکام اسلام»، در عرصه سیاست حضوری چشمگیر و یکپارچه می یابد و در مواجهه با مسائل و مشکلاتی نیز که در طول قیام، برای مبارزان پیش می آید، بر مبنای «تشخیص و تکلیف شرعی» خود عمل می کند. با توجه به این امر، روشن است که، بررسی نهضتهای مردمی کشورمان - و از آن جمله: مشروطیت - بدون آشنایی و توجه به مشخصات و ویژگیهای آنها، بررسیی کور و ابتر بلکه وارونه خواهد بود. (33) دکتر حمید عنایت، در این زمینه سخنی نغز دارد:

انقلاب مشروطیت ظاهراً نقطه اوج یک دوران طولانی مبارزه دولت و علما محسوب می شود. شاید این کشمکش از رهگذر وظایفی که مذهب شیعه به عهده علما گذاشته و در دستگاه ایمان محلی برای دولت قائل نشده و از شناختن مشروعیت دولت موجود سرپیچیده بود، ناگزیر می نمود! اما تردیدی نیست که تاریخ سیاسی اجتماعی ایران، همیشه آبستن جنبشهای اسلامی شیعه به رهبری علمای دین بوده. (34)

سخن دکتر عنایت را، اظهارات سر اسپرینگ رایس (وزیر مختار انگلیس در ایران) نیز که از نزدیک، شاهد جنبش مشروطیت ایران بوده تأیید می کند، آنجا که به دوستش لرد چیرول می نویسد: «مذهب شیعه ] در ایران[ بیش از آنکه جنبه مذهبی داشته باشد، عصاره ملی دارد و اگر به دیده دقت بنگری، خواهی دید که نهضت مشروطیت ایران نهضتی است در آن واحد مذهبی و ملی». (35)

بر اساس آنچه گفتیم، آشنایی با «فرهنگ تشیع» (که به مثابه جوهری سیّال در روح این ملت، جریان دارد)، به عنوان مقدمه واجبی برای «تحقیق و تدقیق در تاریخ ایران اسلامی شیعه» رخ می نماید. خصوصاً اینکه استعمار نیز، برنامه ریزیها و سیاستگذاریهای استعماریش برای بلع این سرزمین را، دقیقاً در راستا و به هدف بمباران و انهدام ارزشها و عناصر کارساز همین فرهنگ، تنظیم کرده است. . . و اینجاست که به آخرین شرط لازم تحقیق تاریخی در پیشینه کشورمان می رسیم:

به عنوان آخرین شرط و ویژگی مهم و لازم برای تحقیق در تاریخ مشروطه، بایستی از آشنایی پژوهشگران تاریخ با روند تجاوزات استعمار به این کشور یادکرد. آگاهی دقیق و جامع به استراتژی قدرتهای سلطه جوی خارجی (روس و انگلیس و. . . ) و تلاشها و ترفندهای رنگارنگ آنها برای نفوذ به تار و پود اقتصاد، سیاست و فرهنگ کشورمان در قرون 02-81 میلادی، محقق تاریخ را با پشت پرده بسیاری از جریانها آشنا ساخته و از لایه های سطحی حوادث به هزارتوی آنها رهنمون می گردد. به عنوان نمونه، باید معلوم ساخت که تشکیل لژهای فراماسونری و پرورش یا تقویت سران بابیّت و بهائیّت، روی چه اهدافی صورت گرفته و استعمار در پوشش عقد و اجرای قراردادهای رویتر و رژی و دارسی و وثوق الدوله - کاکس، یا به راه افکندن کودتای 1299، چه منویّات شومی در سر داشته است؟

بدین منظور، بایستی لزوماً به گذشته ها باز گشت و روند پر نشیب و فراز سیاستهای استعماری را خصوصاً از دوران فتحعلیشاه (که نقطه عطف توطئه ها و تجاوزات استعماری به ایران به شمار می رود) تا مشروطیت و امروز، دقیقاً بررسی کرد، و همپای این مسئله، به بررسی سیر مبارزات ملّتمان علیه استعمار خارجی پرداخت، که از همان آغاز پیدایش استعمار در این سرزمین، تحت رهبری زعمای بیدار مذهبی و رجال اصیل ملی ایجاد شده و به نحو مستمر تا امروز ادامه یافته است.

.7 نکات و شرایط لازم در بررسی دقیق و جامع تاریخ مشروطیت

با عطف توجه به نکات فوق، در خصوص مشروطیت، باید خاطر نشان سازیم که: بررسی جریان پر نشیب و فراز «مشروطه»، و بازکاوی سرشت و سرنوشت آن در تاریخ - از آغاز بر افراشته شدن پرچم «عدالت خانه خواهی» تا. . . پایان «مشروطه دوم» - تنها با عنایت کامل و دقیق به مسائل زیر ممکن می باشد:

.1 مطالعه و بررسی دقیق «گذشته» و «آینده» یکایک دست اندر کاران مشروطیت. چه سعدالدوله و مستشارالدوله و وثوق الدوله و ناصرالملک و ظل السلطان و ملک المتکلمین و تقی زاده و سید جمال واعظ و حسینقلی خان نواب و اردشیر جی و یفرم - و چه سید محمد طباطبایی و آخوند ملا کاظم خراسانی و نائینی و ثقه الاسلام و ستارخان - و چه حاج شیخ فضل الله نوری و آخوند ملاقربانعلی زنجانی و شیخ محمد خمامی و سید محمدکاظم یزدی و. . . در سالهای پیش و پس از مشروطیت.

.2 خط مشی کلّی و نیز تاکتیکهای موضعی و موقعی روس تزاری و انگلیس در کشورمان، در طول جریان مشروطه، از آغاز تا فرجام.

.3 عدم اکتفا به ظواهر دلفریب و متشابه شعارها و خواسته ها و بذل توجه خاص به «معانی و تفاسیر گوناگون جناحهای مختلف از واژه هایی نظیر آزادی، مساوات، عدالت، استبداد، و غیره».

.4 دقت نظر پیرامون میزان تقوی و اخلاص وپایبندی گروهها و شخصیتها به مبانی اسلامی و مصالح ملّی، درجه وارستگی یا وابستگی آنها از گرایشهای انحرافی و سر سپردگیهای سیاسی و بالاخره مقدار اطلاع یا عدم اطلاع ایشان از دستها و دسیسه های استعماری.

.5 تفکیک و باز شناخت جریان اصیل و عمومی نهضت از جریانات انشعابی و انحرافی.

.6 تشخیص و تفکیک «زعمای اصیل و مستقل و مومن و آگاه نهضت» از «رهبران پاکدل و خیراندیش ولی اغفال شده و بازی خورده» و نیز «انقلابی نمایان فرصت طلب و ابوالملّه های کاذب و سر سپرده»، و بدیگر تعبیر: تفکیک رجال صالح دینی و سیاسی از خود فروختگان مزدور یا خودباختگان مشتبه و بالاخره تمییز و تعیین «جریان عدالت خواهی» و «مشروطه مشروعه» از خط «مشروطه خواهان تندرو و سکولار».

.7 به منظور رعایت کامل و دقیق نکات و مسائل فوق، علاوه بر استقراء کامل آثاری که مستقیم و غیرمستقیم در زمینه تاریخ دو قرن اخیر کشورمان نوشته شده و در فهم و درک مسائل تاریخی کارساز و موثر است - باید کلیه مکاتبات، مراسلات، اعلامیه ها، بیانیه ها، لایحه ها، سخنرانیها و نوشته های خصوصی و عمومی روحانیون شیعه (در داخل و خارج ایران) را که به نحوی در ربط با مبارزات ضدّ استعماری و ضدّ استبدادی ملت ایران قرار دارد و نشانگر نظریات و اقدامات آنان در مبارزه با استعمار خارجی و استبداد داخلی، و هدایت جریان غرب زدائی و پیشبرد خط حاکمیت اسلام توسط آنان در بین مردم این سرزمین می باشد، تتبع و گردآوری نموده و مورد تحقیق و تدقیق قرار داد.

.8 تاریخ مشروطه؛ درسهای ارزنده برای امروز و فردای ایران

تاریخ، آینه عبرت و گنجینه تجارب است و بر مدار اصول و سنن ثابتی می چرخد که ریشه در اراده جاوید و لایزال الهی دارد و سعادت فرد و جمع، در دیروز و امروز و فردای تاریخ، مرهون شناخت و رعایت دقیق این سنن در حیات فردی و اجتماعی است. . . با این همه، امّا بایستی از فرو افتادن به دام قیاسهای صوری و سطحی (و احیاناً نابجا و مع الفارق ) تاریخی پرهیز کرد و خصوصاً از خلط میان اوضاع و احوال خاص «گذشته» و «حال» برحذر بود.

آری، می توان (در اصول و سنن) قائل به تکرار تاریخ بود، امّا در عین حال، بایستی در حدّ و رسم این تکرار به دقت اندیشید و «مرز» و «ماهیت» و «کیفیت » دقیق آن را نیک دریافت و از هرنوع مبالغه یا مسامحه در این راه پرهیز کرد و بالأخص، از اطلاق صورت «حال» بر ماده شرایط و مقتضیات خاص «گذشته» (که «استشراق» و خاورشناسی، و تحلیلهای به اصطلاح «علمی» جدید از تاریخ، امروز سخت گرفتار آن است) خودداری نمود و از تأویل و تفسیر «ظاهر » حوادث تاریخی به باطن اوضاع و احوال «حال» و «آینده» بر کنار ماند. و بدین منظور، در تجزیه و تحلیل حوادث پیشین، گذشته از قبول رنج تتبع و تحقیق جامع و کافی در موادّ و مصالح تاریخی، از توجه لازم به «مقدّمات و مقارنات» و نیز «لوازم و ملزومات ویژه» آن دوران غفلت نکرد. به عنوان نمونه، نباید از نظر دور داشت که اوضاع و احوال و شرایط سیاسی - اجتماعی - نظامی - صنعتی و آموزشی کشورمان در عصر مشروطه و قاجار، با وضعیّت سیاسی اجتماعی. . . ایران کنونی، از برخی جهات، تفاوتهای بارز و عمده ای دارد وا ین تفاوتها، خود به خود، برخوردها و عکس العمل های دوگانه ای را در قبال برخی امور ظاهراً مشابه و یکسان طلب می کند. (36)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

33 -گفته می شود که شیخ فضل الله نوری در پاسخ به سؤالات محکمه کذایی اظهار داشته است: «من مجتهد هستم، و بر طبق الهامات قوّه اجتهاد و شم ّ فقاهت، راهی را که مطابق شرع تشخیص دادم پیروی نمودم». آیا این سخن - که شیخ، از صمیم جان، آن را باور داشته و استقامت کم نظیرش در پای دار نیز بهترین شاهد صدق این حقیقت است - دست کم لزوم تجدید نظر در پاره ای از داوریهای مورخان مشروطه را ضرورت نمی بخشد و به ما هشدار نمی دهد که روش خویش را در تحقیق و تحلیل تاریخ دگرگون سازیم؟

34 -در حاشیه برخورد آرای در انقلاب مشروطیت، حمید عنایت، مندرج در: یادنامه استاد شهید مطهری، ص .153

35- رایس می افزاید: «و به همین دلیل که خصوصیات مذهبی و نژادی در آن به هم آمیخته است، آزادی خواهان ایرانی خیلی راحت و آسان توانسته اند آن را بر ضدّ سلسله ای که از تبار ایرانی نیست و خود نیز جیره خوار یک امپراتور خارجی است به کار اندازند. روی همین قسمت فکر کن و آناً متوجه خواهی شد که چه اختلافی میان ایران و مصر وجود دارد. در اینجا، در این نهضتی که برپا شده، تمام اجزا و عناصر تشکیل دهنده نهضت را که عبارتند از نژاد، مذهب، و روحیه اصلاح طلبی، می توان مشاهده کرد». ر. ک، نامه های خصوصی. . . سر اسپرینگ رایس، ترجمه دکتر شیخ الاسلامی، ص .181

36- چنانکه در کتاب «دیده بان، بیدار» گفته ایم: «کشور ما در صدر مشروطه، فاقد یک ارتش گسترده و مقتدر مرکزی (آن هم، کاملاً ملّی و رها از دخالت مستشاران بیگانه) بود و از شبکه ارتباطات وسیع خبری و نیز وسائل نقلیّه سریع امروزی بهره چندانی نداشت. علاوه، از مشکلاتی همچون کمبود چشمگیر عناصر با سواد، فقدان نظام آموزش و پرورش اجباری و متمرکز، عدم امنیّت کافی طرق و راههای خارج از شهر، رنج می برد و در عین حال شدیداً گرفتار نفوذ فزاینده و دخالت زننده دو همسایه مقتدر و سلطه جوی جنوبی و شمالی بود و افزون بر این همه، هیچ گونه سابقه و تجربه کار پارلمانی نیز نداشت و فرهنگ «آزادی»، به مفهوم غربی آن، مطلقاً نهادینه نشده بود»، و پیدا است که امروزه، در کشورمان، وضع از جهات گوناگون فرق می کند.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات