با روى کار آمدن دولت نهم تحرک و پویایى بسیارى را در عرصههاى مختلف سیاسی، اجتماعی، عمرانی، اقتصادى و... شاهد هستیم. به گونهاى که بنابر اذعان فعالان منصف عرصه اجرایى تحرک و پویایى و خدمت بىمنت به ملت در این دولت بىسابقه است.(1)
به عنوان مثال طرح دولت نهم مبنى بر راهاندازى بنگاههاى زودبازده و کارآفرین به رغم مخالفتهاى بسیار مخالفان براساس آمار دوره اسفند 84 تا پایان اردیبهشت 86 از مجموع 207/331 طرح تائید شده، 039/206 طرح به بهرهبردارى رسیده است و اشتغال ایجاد شده در اثر طرحهاى مورد بهرهبردارى 949/542 مىباشد(2) که این خود به تنهایى اقدامى مثبت، بزرگ، مهم و تاثیرگذار در عرصه اقتصادى و اجتماعى مىباشد. از سوى دیگر موفقیتهاى بزرگ بینالمللى بویژه در عرصه فناورى صلحآمیز انرژى هستهاى که به برکت ابتکارات رئیس جمهور محترم جناب آقاى دکتر محمود احمدىنژاد ودولت نهم براى ملت غیور ایران به دست آمده است و صدها توفیق و موفقیت ارزشمند دیگر در عرصه داخلى و بینالمللى موجب شده است مخالفان رئیس جمهور که چنین آرا و ابتکاراتى را از او بر نمىتابند و موفقیتهاى روزافزون و بیش از پیش او را عاملى براى رسوایى جناح و حزب خود مىپندارند، کمر همت بسته به هر شکل ممکن پروژه تخریب و به شکست کشاندن دولت را عملى سازند. امروز هر تصمیمى که رئیس جمهور یا اطرافیان او اتخاذ مىکنند، به طور بىسابقهاى از سوى گروهها، شخصیتها و رسانههاى دوم خردادى و اصلاحطلب مورد هجمه غیرمنطقى و غیراخلاقى واقع مىشود.
به عنوان نمونه اقدام همکاران جناب آقاى دکتر محمود احمدىنژاد مبنى بر صدور حکم اعضاى شوراى نظارت بر آثار واندیشههاى رئیس جمهور تعابیر و تفاسیر مختلفى را از سوى رقبا و مخالفان رئیس جمهور به همراه داشته است. به عنوان مثال جناب آقاى دکتر عطاءالله مهاجرانى عضو حزب کارگزاران سازندگى و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامى دولت جناب آقاى سید محمدخاتمى در واکنش به این موضوع با لحنى کنایى چنین مىنگارد: “به نظرم مىرسد در مورد آثار واندیشههاى متفکر، فیلسوف و مفسر گرانقدرى که تفسیرى ماندگار بر قرآن مجید نوشت، یعنى علامه طباطبایى هم خوب است چارهاى اندیشیده شود و دفتر نشر آثار ایشان جدا حمایت شود. به گمانم در میان هزاران هزار کتابى که منتشر مىشود و یا شده است کتابى که به هزارهاى دیگر راه پیدا مىکند المیزان است. ترجمه المیزان به زبانهاى مختلف مىتواند گام کوچکى در ارزشگذارى از علامه طباطبایى محسوب شود.”(3)
هرچند در نظر نگارنده شاید بهتر بود که موضوع انتخاب اعضاى شوراى نظارت بر آثار واندیشههاى رئیس جمهور مسئلهاى درون نهادى در حیطه نهاد ریاست جمهورى باقى مىماند، ولى یقینا مسئولین دفتر ریاست جمهورى توجیهات قانع کنندهاى براى رسانهاى کردن این مسئله دارند و شایسته است جهت توجیه و تنویر افکار عمومی، توضیحات لازم را به ملت ایران ارائه نماید. اما باید به دنبال کشف این معما بود که علت مخالفتهاى عدیده و شانتاژهاى خبرى و مطبوعاتى علیه رئیس جمهور و دولت نهم چیست؟ چرا هر اقدام، مصوبه، برنامه و طرح دولت نهم موردهجمه بى سابقه رسانههاى وابسته به اصلاحطلبان قرار مىگیرد؟ چرا کسانى که خود در طول سالیان سال در مناصب و مصادر اجرایى و تقنینى حضور بى بدیل داشتهاند و در طول این سالها کفایت، لیاقت و توان مدیریتى و اجرایى خویش و همفکرانشان در عرصههاى داخلى و بینالمللى را به منصه ظهور رسانیدهاند و عواید آن بر ملت ایران آشکار است، علیه دولت خدمتگزار و بىمنت جناب آقاى دکتر احمدىنژاد چنین صریح و بىباکانه به رویارویى مىپردازند؟
آنچه مىتوان به عنوان قدر متیقن، عاملى براى خیل عظیم تخریبها علیه دولت نهم دانست، “عدالتمحوری” دولت نهم است. در سایه عدالت محورى رئیس جمهور مکتبى کشورمان جناب آقاى دکتر احمدىنژاد و دولت نهم بسیارى از دژهاى مدیریتى انحصارى و صلب و غیرقابل نفوذ که برخى آن را ارث آبا و اجدادى خویش و حزب و گروه خود مىپنداشتند به یکباره فرو ریخت. در سایه “عدالتمحوری”ریاست محترم جمهورى بود که مناصب مدیریتى واجرایى از حالت ملوک الطوایفى بودن به فرزندان متخصص و متعهد ملت رسید که در سایه این تخصص و تعهد آرمانهایى نظیر توسعه، آبادانى و عزت ایران وایرانى به ثمر مىنشیند. کافى است به عرصه دیپلماسى بنگریم. دیپلماسى فعال ایران به دست مدیران و دیپلماتهاى دولت جدید موجب عقبنشینىهاى غرب واستکبار جهانى شده است، به گونهاى که غرب خود به ایران هستهای(4) و عدم توانایى براى رویارویى با ایران اعتراف مىکند.
یکى از دلایل اصلى حمله جریانات رقیب بویژه دوم خردادى و کارگزاران به دولت و شخص رئیسجمهور تحرک و پویایى دولت نهم است که در طول مدت کوتاهى به رغم عداوتها و کارشکنىهاى طاقت فرسا به ثمر نشسته است. جلوه اصلى این تحرک را در سفرهاى استانى شاهدیم و حجتالاسلام نیازى رئیس بازرسى کل کشور اعلام نمود که اکثر مصوبات استانى دولت اجرایى شده است.(5) سردار سرلشکردکتر سید حسن فیروزآبادى رئیس ستاد نیروهاى مسلح و عضو شوراى عالى امنیت ملى پیرامون سفرهاى استانى رئیس جمهور و هیئت دولت ضمن قدردانى تصریح کرد:”سفرهاى ارزشمند و طاقتفرساى دولت از جهت شناخت عمیق مشکلات مردم و رویارویى با واقعیتهاى نهفته در جامعه و ارج نهادن به مردم در اقصى نقاط کشور آثار ارزشمندى داشته است و رضایت عمومى و نشاط مردمى را ارتقا بخشیده است.”(6)
واقعا دنیاى عجیبى است! سالها بود که افراد و گروههایى به شهروند درجه یک و دو داشتن اعتراض داشتند، گو اینکه بحث شهروند درجه یک یا دو را نیز خود ساخته بودند و آن را پرورش داده بودند تا به مقاصد سیاسى خویش نایل شوند،اما در مواجهه با جناب آقاى دکتر احمدىنژاد اینان باطن خود را عیان ساختند که رئیس جمهور درجه یک و دو داریم (بدین معنا که رئیس جمهور منتخب محرومان و فرودستان جامعه رئیس جمهورى درجه دو است و باید علیه آن به هر بهانهاى شده شانتا ژ کرد!!)
لزوم وجود مجموعه و تشکیلاتى براى نظارت و چاپ آرا و نظرات روساى جمهور بر عقلاى عالم پوشیده نیست، زیرا رئیس جمهور چکیده و زبده ملت است و سخنان و نظراتش بخشى از تاریخ و هویت ملت محسوب مىشود. گو اینکه در کشورهاى پیشرفته دنیا و در 16 سال گذشته در جمهورى اسلامى ایران نیز این مسئله ممدوح و عقلایى وجود داشته است. چنانچه “در دوران ریاست جمهورى جناب آقاى خاتمى با صلاحدید ایشان، شوراى چاپ و انتشار سخنرانىها و آثار رئیس جمهورى تشکیل شد و در جلسات مختلف این شورا در طول 8 سال ریاست جمهورى سیاستگذارى و نظارت بر انتشار سخنرانىها، پیامها، مصاحبهها و دیگر مکتوبات آقاى خاتمى انجام شده است... [که] در این میان مشاهده زونکنهاى متعدد حاوى گزارش جلسات و تصمیمات شوراى چاپ وانتشار سخنرانىها و افکار آقاى خاتمى در دوران ریاست جمهورى ایشان از بسیارى ناگفتهها خاصه [ول] خرجىهاى دوستان دوم خردادى حکایت مىکند...[حتی] جناب آقاى تاجیک و برخى مشاوران سابق رئیس جمهور پس از طرح خودشیفتگىهاى گفتمانى و ارائه چند ادله خود بسنده و رمانتیک خواستار آن شدند تا نسبت به درج برخى از آراى جناب آقاى خاتمى در بعضى از “متون درسی”در سطوح مختلف نظام آموزشى کشور اقدام نمایند.”(7) کما اینکه مکتوبات و آثار تصویرى جناب آقاى هاشمى رفسنجانى در دوران ریاست جمهورى در مقطع پایانى دولت ششم به موسسه ایشان منتقل شد(8) که عامل انتشاردهها اثر ارزشمند مرتبط با ایشان و انقلاب شده است که هنوز ادامه دارد.
به علاوه انصاف و اخلاق حکم مىکند جناب آقاى مهاجرانی، کلاه خود را قاضى کند که آیا خود در زمان وزارت در خصوص آثار گرانقدر متفکرین و علماى اسلامى علىالخصوص اثر گرانقدر حضرت علامهطباطبایى یعنى تفسیر “المیزان”کار مهمى انجام داده است؟ اگر پاسخ منفى است، مشخص مىشود که ایشان به واقع دغدغه المیزان را ندارند بلکه آن را بهانهاى علیه رئیس جمهور قراردادهاند. آیا جواز تبلیغ فرق مذهبى و دینى غیررسمى در زمان دولت پیشین از جمله انتشار کاست “بوداى مقدس”که از سوى موسسه ایران گام با مجوز رسمى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی(9) صورت گرفت را مىتوان از خدمات و فعالیتهاى مثبت و ارزشمند فرهنگى و دینى دولت اصلاحات برشمرد؟!
امید است همه سیاسیون و فعالان اجتماعى و رسانههاى منتسب به آنان که سالها بر طبل تمکین به راى ملت کوبیدند، در عمل پایبند به این مهم باشند و با وجود سائق متفاوت از طریق نقدهاى سازنده منطقى و دلسوزانه و به دور از احساس گرایی، حزب مداری، تخریب و عقدهگشایی، دولت خدمتگزار برخاسته از متن ملت را یارى کنند که موفقیت دولت نهم کامیابى نظام و ملت است نه شخص آقاى احمدىنژاد و حزبى خاص.
پىنوشتها:
1- رسالت، سه شنبه 25/3/86، شماره 6146، ص1
2- ایران، پنج شنبه 17/3/86، شماره 3556، ص 21
3- کارگزاران، دوشنبه 21/3/86، شماره 313، ص1
4- کیهان، سهشنبه 1/3/86، شماره 18802، ص2
5- سه شنبه 30/3/86، برنامههاى خبرى سیماى جمهورى اسلامى ایران
6- کیهان، یکشنبه 27/3/86، شماره 18827، ص 14
7- پاسخ اداره کل امور رسانهاى ریاست جمهورى به گزارش هم میهن، هم میهن، یکشنبه 27/3/86، شماره 29، ص 2
8- رسالت، شنبه 22/3/86، شماره 6168، ص3
9- هفته نامه پرتو سخن، شماره 266، چهارشنبه 14/11/86، ص 8