صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۶  ، 
کد خبر : ۱۰۱۳۰۱

درس‌های جنگ و ماجراجویی جدید


حسین امیدى
طی دو دهه پایانی قرن بیستم جنگ های کوچک و بزرگ زیادی در جهان اتفاق افتاد ولی جنگ 33 روزه در سال 2006 (که 12 ژولای (هفته گذشته) سالگرد آغاز آن بود) از تمایز ویژه ای برخوردار است که نقطه عطف نظامی در تحولات منطقه و شیوه های جنگ های جدید را موجب شد.
پیروزی حزب الله در این جنگ، ماشین نظامی رژیم صهیونیستی را برای اولین بار در عرصه های سخت افزاری و نرم افزاری دچار مشکل جدی کرد. ارتش پیروزمند و شکست ناپذیر، ابزارهای مدرن، غیرقابل تردید، اصول نظامی و سیستم های نظامی - امنیتی کارآمد رژیم صهیونیستی در یک جنگ جدید و کوتاه، اعتبار خود را از دست دادند، به طوری که پس از سه سال، هنوز ارتش رژیم صهیونیستی به دنبال اثبات اقتدار و کارآمدی و اعتمادسازی در سطح جامعه صهیونیستی و منطقه و جهان می باشد.
نتیجه این جنگ در داخل رژیم صهیونیستی، دگرگونی و زلزله های سیاسی، امنیتی به دنبال داشت که هنوز ادامه دارد ولی در عرصه ارتش های بزرگ جهانی هم، ضرورت به کارگیری تجربه جنگی حزب الله و تدوین اصول و روش های جنگی جدید در دستور کار آکادمی های نظامی و ارتش های جهان قرار گرفت.
امروز ارتش صهیونیستی در سالگرد سومین سال جنگ، هنوز به جمع بندی آن رویداد نشسته و نخبگان نظامی و امنیتی در مورد آن بحث می کنند ولی همگی کارشناسان صهیونیست اتفاق نظر دارند که جنگ جدید و سوم با حزب الله و لبنان، جنگ با هدف اثبات بازدارندگی و نابودی توان نظامی حزب الله و جلوگیری از امکان بازسازی آن می باشد.
«عربده نظامی و برتری جویی»، یکی از ارکان نظامی ارتش و پایه های ماندگاری رژیم صهیونیستی بوده و آنچه در سه سال گذشته از سوی ارتش صهیونیستی نشان داده شده، در بخش مهمی از آن برای احیای قدرت از دست رفته است که باید با عنصر اثرگذار رسانه و تبلیغات و اقدامات عملی بازسازی شود ولی باز تولید برتری و اقتدار گذشته در میان عملی، نیاز به یک جنگ جدید را در سطح رهبران صهیونیست الزامی کرده است. لذا در کنار برنامه ریزی مستمر و تمرین های نظامی گسترده که همگی متکی بر تجربه جنگ 33 روزه و کاستی و ضعف های ارتش صهیونیستی در آن جنگ می باشد و تلویح به حمله به حزب الله، موضوع حمله به ایران و تهدید تأسیسات هسته ای ایران نیز مطرح می شود. جامعه صهیونیستی و ارتش این رژیم قبل از هر اقدام عملی و ممکن، نیازمند یک فضای روانی و باور به اینکه قادر به اقدامی پیروزمند هستند، می باشد. با این حال نشست های نخبگان و کارشناسان اسرائیلی در موسسه تحقیقات امنیت ملی هنوز به ضعف های بنیادین در تحقق پیروزی جدید تأکید می کنند و شرایط فعلی و اقدامات خود در سه سال گذشته را ارزیابی کرده که در محورهای زیر بیان شده است:
1-دان حالوتس وزیر جنگ اسرائیل در طی جنگ 33 روزه، دلیل آغاز جنگ دوم با حزب الله را برنامه ریزی از قبل بیان کرد و آن را غیرمرتبط با اسارت سربازان اسرائیلی توسط حزب الله عنوان نمود.
2-نخبگان اسرائیلی دو جنگ 33 روزه و 22 روزه را در ارتباط با یکدیگر دانستند.
3-اشکنازی رئیس ستاد جدید اسرائیل، جنگ غزه را که در فرماندهی خود او صورت گرفته، پیروز تصویر کرد.
4-دیگر کارشناسان اسرائیلی، جنگ غزه را علیرغم برتری تکنولوژیک بر حماس، پیروزی ساز ندانستند.
5-دو جنگ فوق نشان داد، جبهه داخلی اسرائیل قابلیت شوک پذیری و خسارت شدید دارد.
6-هنوز کارشناسان اسرائیلی معتقدند، قابلیت ارتش صهیونیستی در واکنش مناسب در قبال تهدیدات و جنگ قابل تردید است.
7-کارشناسان صهیونیست بر دشواری برآورد از تهدیدات و بروز جنگ، توسط دستگاه های اطلاعاتی تأکید داشته و اینکه بمباران های شدید به نابودی توان موشکی حریف منجر می شود، تردید دارند.
8-تکنولوژی نظامی در جنگ غزه سهم مهمی در برتری در مقابل حماس ایفا کرد.
9-کارشناسان بر بازسازی توان موشکی حماس و حزب الله و سوریه مانور می کنند.
10-کارشناسان اسرائیلی، راه کوتاه کردن جنگ جدید را فعالیت دیپلماتیک قبلی و تضمین کننده جنگ چند روزه می دانند و در همین راستا، توافق با لبنان را از طریق طرف های بین المللی و مرتبط، امکان پذیر می دانند.
11-این کارشناسان در سناریوهای جنگی خود، راه حل دیپلماتیک برای جنگ و پس از آن را، منوط به بسته شدن مرزهای سوریه و لبنان و جلوگیری از ورود سلاح برای حزب الله و دور کردن حزب الله از جنوب لبنان می دانند.
12-کارشناسان اسرائیلی که ضعف اطلاعاتی را یکی از دلایل شکست اسرائیل می دانند، تلاش می کنند، دلایل شکست را در بخش های سیاسی و نظامی محصور و دکترین نظامی را از آن جدا کنند و یا کارآمد جلوه دهند.
13-ارزیابی این کارشناسان این است که جنگ 33 روزه موجب اقتدار بیشتر مقاومت حزب الله و ریشه دارتر شدن آن و اثرگذاری مقاومت در عرصه داخلی لبنان شده است و در سوی مقابل قدرت بازدارندگی اسرائیل با چالش جدی مواجه شده است.
14-کارشناسان اسرائیلی معتقدند در جنگ جدید باید ضربات شدید، سریع و پیاپی به زیرساخت های مدنی و لجستیکی دولت لبنان به حدی برسد که اجماع داخلی در مخالفت با جنگ و مقاومت منجر به تسلیم حزب الله شود.
اجرای عملیات نظامی پرحجم در مرزهای سوریه و لبنان و حتی در داخل سوریه باید منجر به توقف خطوط پشتیبانی لجستیکی برای حزب الله شود.
فعال سازی عملیات های اطلاعاتی (جمع آوری و عملیات) تا دستیابی به اماکن و شخصیت های اصلی حزب الله، مقاومت و مغزهای متفکر مقاومت باید گسترش یابد.
در جنگ جدید باید طرف های داخلی و منطقه ای و بین المللی را بی طرف و یا مخالف حزب الله و مقاومت قرار دهیم که از طرق دیپلماتیک و پنهان قابل دستیابی است.
در جمع بندی بحث باید چنین گفت که رژیم صهیونیستی در تلاش شبانه روزی خود برای کسب اقتدار و اعتماد کافی به ارتش و توانمندی های آن است تا در کنار مولفه های دیپلماتیک سیاسی در داخل و خارج لبنان، به تضمین های کافی برای پیروزی در جنگ جدید در قبال حزب الله دست یابد.
اما آنچه تا به حال امکان جبران و یا اصلاح آن برای رژیم صهیونیستی میسر نشده این است که دستگاه های اطلاعاتی این رژیم قابلیت و اطلاعات لازم را کسب نکرده اند و فرماندهان و سیاستمداران و مدیران جنگ از کفایت بهتری نسبت به گذشته برخوردار نبوده و جبهه داخلی رژیم صهیونیستی کماکان پاشنه آشیل صهیونیست ها و اصول جنگی این رژیم امکان کارآمدی در مقابل روش های قبلی و جدید حزب الله را در جنگ جدید نخواهند داشت.
بازدارندگی که جوهره نیاز صهیونیست ها است با عربده و روش های رنگ باخته حاصل نمی شود، به ویژه اینکه شرایط منطقه ای و بین المللی و مولفه های مربوط به مذاکرات سازش و توانمندی های حزب الله و جبهه مقاومت نیز بسیار متفاوت با 2006 و جنگ 33 روزه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات