صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۰۱۳۹۴

از حبس تا حصر


امام پس از دستگیرى پانزده خرداد 42 به تهران انتقال داده مى شود .ابتدابه باشگاه افسران ، سپس به زندان قصر و بعداز 19 روز به پادگان عشرت آباد منتقل مى شوند.
امام پس از یـک شبانه روز زندانى گـردیدن در سلول انفرادى در سخت ترین شـرایط تـا 11 مرداد به سربردند کـه مرحوم حجت الاسلام حاج سید احمد خمینى نقل مى کند :«شبى که حضرت امام را به سلول انفرادى در حبس منتقل کردند ماموران رژیم شاه براى آزار روحى امام ، فردى را در سلول مجاور شکنجه مى دادند و صداى ضجه و فریاد وى بلند بود .امام براى اینکه دیگر آن فرد را شکنجه نکنند، نذرى کرده بودند .حضرت امام بعدها به من فرمودند : « آن شب از سخت ترین شب هاى زندگى‌ام بود».
در زندان قصر از حضـرت امام بـازجویى مى کنند و بـازجویان هر چه سعى مى کنند پاسـخـى دریـافـت دارند، با سکوت مواجهه مى گردند. وقتى در سؤال کردن پافشارى مى کنند،حضرت امام با تندى آنان را افرادى بى اراده و بى هویت خطاب مى کنند و مى فرمایند:« بلند شوید بروید» . در مرحله بعداز امام درخواست مى کنند که یک وکیل براى دفاع از خود به دادگاه معرفى کنند، ایشان سیستم قضایى رژیم شاه را زیرسؤال مى برد و مى فرماید:
«دستگاه قضایى ایران دستگاه مستقلى نیست .این دستگاه استقلال قضایى ندارد، لذا براى قضـاوت صلاحیت ندارد.
اگر این سیستم مستقـل بـود، مى بایست دربـاره جنایتى که در مـدرسه فیضیه اتفاق افتاد مسببین و عـامـلان آن را دستگیر و آنان را محاکمه مى کرد، چنین دستگاهى صلاحیت قضاوت ندارد ».(خاطراتعلى اکبر محتشمى )
از رویدادهاى دیگر ایام حبس امام ، ملاقـات مـرحوم آیت الله خـوانسارى با حضـرت امام در زندان بود .مـرحوم حاج احمد آقا نقل مى کنـد :«امام به من فـرمودندکه آقاى خوانسـارى را فقط براى چند لحظـه آوردند و غیر از سلام و جواب فرصتى براى صحبت نبود، این ملاقات یک دقیقه هم طول نکشید .»جلد اول کوثر
رژیم ملاحظه کرد که شـورش و اعتراض مردم و علما نسبت به بـازداشت امام بالا گرفته است براى کاهش فشـار افکار عمومى تصمیم به تغییر وضعیت ایشان گرفتند، آن روز 11 مرداد 42 بود.
پاکروان ، رئیس وقت ساواک در زندان عشرت آباد به خدمت مى رسند تا دلجویى کنند، اظهار مى دارد :
«ما هر چه قدر دنبال سند و مدرکى رفتیم که ثابت کنیم حرکت شما و روحانیت در پانزده خرداد وابسته به بیگانه و به تحریک آنان بوده است چنین چیزى نیافتیم ، و شاه هم به این نتیجه رسیده اند که جریان پانزده خرداد به تحریک بیگانگان نبوده است و شما انگیزه هاى دینى و مذهبى داشتید. اما آن چیزى که براى شاه خیلى مهم است ونمى تواند از آن بگذرد این است که شما در سخنرانى تان قبل از پانزده خرداد به شخص اول مملکت ، دربار و خاندان سلطنتى اهانت کردید .با این حال تصمیم گرفته شد که شما آزاد شوید، منتهى پیـش از آزادى ، نکته اى را مى خواستم عرض کنم و آن ، این است که سیاست یعنى دروغ و تزویر، سیاست یعنى حقه بازى و پدرسوختگى ، این سیاست را براى ما بگذارید و دامن روحانیت و مرجعیت را از این آلودگى ها پاک نگهدارید .در آن لحظه حضـرت امام صلاح دیدند که پاسخ قاطعى ندهند و به یک پاسخ سربسته و کلى بسنده کنند، خطاب به او فرمودند: «ما از اول وارد این سیاست که شما مى گویید نبوده ایم » .
او منظور حضرت امام را نفهمید، فکر کرد که حضرت امام قانع شده اند که دیگر در امور سیاسى دخالت نکنند.
پس از این ملاقات حضرت امام از زندان آزاد و به داودیه منتقل مى شوند و از آنجا به « قیطریه » رفتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات