صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۰۱۷۸۶

کدام بحران؟


سامان کریمی
در چهارسال گذشته این اولین بار نیست که خطیب نماز جمعه وضعیت کشور را بحرانی وانمود می کند هرچند که تأثیر نامطلوب بیانات ایشان بر امورات کشور در جای خود قابل بررسی می باشد اما در زمانی که نظام اسلامی برای رسیدن به اهداف عالیه خود بیش از هر زمان دیگر نیاز به همدلی و همراهی و آرامش دارد ایشان ضمن توجیه حوادث پیش آمده بعد از حماسه بزرگ انتخابات دهم ریاست جمهوری یکبار دیگر تلاش نمود تا به مخاطبان القا نماید که کشور در وضعیت بحرانی به سر می برد و به زعم خود راهکارهایی را برای برون رفت از این وضع بیان نمود.
به اذعان دلسوزان انقلاب و قرائن و شواهد موجود سخنان ایشان موجب خشنودی هواداران و سران افراطی جریان دوم خرداد و همچنین مورد استقبال دشمنان قسم خورده نظام اسلامی قرار گرفت. این اقدام غیر متعارف و دشمن پسند از ناحیه یکی از نخبگان مدعی، نگارنده را بر آن داشت تا این سوال را مورد بررسی قرار دهد که آیا کشور در وضعیت بحران قرار دارد یا نه؟
بحران شناسی و یا به تعبیر دیگر شناخت ماهیت بحران بخش مهمی از فرآیند پژوهش های مربوط به بحران را به خود اختصاص می دهد. پژوهشگران معتقدند با اینکه وضعیت بحران و چگونگی ظهور و بروز آن در عرصه های، سیاسی، نظامی، امنیتی ، زیست محیطی و ... متفاوت است با این حال ویژگی های مشترکی را در مورد بحران در این عرصه ها می توان لحاظ نمود.
در اینجا ضمن انطباق ویژگی های مشترک وضعیت بحرانی در محیط های مختلف با شرایط جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم درستی یا نادرستی تحلیل خطیب نماز جمعه مبنی بر بحرانی بودن وضعیت کشور بررسی می گردد.
1- یکی از ویژگی های بحران عدم برنامه ریزی و عدم زمانبندی می باشد. در حالیکه مرور بر رخدادهای کشور و مسائل مربوط به انتخابات نشان می دهد ایجاد شک و تردید و القا تقلب در انتخابات از مدت ها قبل از برگزاری انتخابات با تشکیک در صحت انتخابات و اعلام ضرورت کمیته صیانت از آرا باعث گردید رهبر معظم انقلاب در ابتدای سال 88 در جمع زائران رضوی نسبت به اینگونه مباحث هشدار جدی دهند.
علاوه بر اینها خبرهایی که از محافل اعضای افراطی جبهه دوم خرداد می رسید نشان می داد که این جناح برای انتخابات، پروژه پیروزی بدون شکست با استراتژی کوتاه مدت و بلند مدت تدوین نموده است. حال چگونه می توان گفت نظام اسلامی با پدیده ای بدون برنامه و زمانبندی روبه رو شده است در حالیکه می شد پیش بینی کرد که پس از هر اقدامی چه حادثه و آشوبی در راه است.
2- یکی دیگر از ویژگی های بحران، غیرقابل کنترل بودن آن است. حال آنکه تساهل و تسامح نظام اسلامی در ابتدا با قانون شکنان و آشوبگران نبود مگر برای ایجاد آگاهی فریب خوردگان و همچنین روشن شدن اذهان ملت از ماهیت اقدام کنندگان علیه امنیت کشور و تخریب کنندگان اموال مردم و دیکتاتورهای مدعی قانونمداری.
3- یکی از پژوهشگران غربی ( گرهاردمازور) معتقد است بحران آخرین مرحله از عمر یک سازمان در حال انحطاط است، در حالیکه نظام اسلامی با افتخار دهه سوم انقلاب را پشت سرگذاشته و در اجرای دهه چهارم در مسیر عدالت و پیشرفت قرار دارد. با چه منطقی می توان نظامی که با مبارزه با انحرافات و اعوجاجات در مسیر بالنده خود با تمسک به اصول انقلاب و راه امام (ره) در جهت عدالت و رفع محرومیت گام برداشته و در عرصه مشارکت مردمی با به نمایش گذاشتن حضور حماسی که از نصاب مشارکت در دمکراسی های مدعی بسیار بالاتر است، بحرانی قلمداد کرد. آیا حضور چهل میلیونی امت اسلامی نشان از اقتدار نظام و عزت نفس و افزایش اعتماد به نفس ملت ندارد.
4- پژوهشگر دیگری به نام روزنتال اذعان می دارد بحران، مدیران و سیاستمداران را به طور جدی درگیر می سازد و آنها را از امور سیاسی و اجرایی روزمره به موقعیتی حساس وارد می کند حال آنکه حوادث پس از انتخابات در نقطه ای از تهران هیچگاه مسئولان کشور را از پرداختن به امور کلان کشور باز نداشت و کار و تلاش و زندگی عادی مردم در سراسر کشور حتی برای لحظه ای متوقف نگردید پس چگونه ادعا می شود که شرایط کشور بحرانی می باشد.
5- ویژگی دیگر مورد توافق پژوهشگران درخصوص بحران این است که یک سیستم هنگامی با بحران روبه رو است که ابزار و مکانیسم های موجود کارایی خود را در رسیدن سیستم به وضعیت تعادل از دست داده باشد، در صورتی که نظام جمهوری اسلامی با ساختار منحصر به فرد که در رأس آن جایگاه مهم ولی فقیه و برخوردار از قانون اساسی کارآمد و نهادهای دیگر مقتدر وجود دارد این نظام مقدس را در موقعیتی قرار داده که علاوه بر پاسخگویی به خواسته های بحق و قانونی شهروندان قادر است با هر گونه تهدید نرم و سخت از سوی قانونگریزان در داخل و دشمنان خارجی مقابله کند با این حال چگونه وضعیت کشور بحرانی وانمود می شود.
یکی از اندیشمندان غربی به نام ( میلر، 1963 ) ضمن تأکید بر جنبه نسبی و ادراکی بودن بحران اذعان می دارد برداشت هر فرد یا گروه از تهدید و بحران منحصر به اوست و اغلب معلوم شده است آنچه برای یک فرد یا گروه بحران محسوب می شود برای فرد و گروه دیگر اینچنین نیست. همچنین پژوهشگری به نام چارلز هرمن می گوید هرگاه یک فرد یا گروه احساس کند منافعش مورد تهدید قرار گرفته در ضمن زمان لازم برای رفع تهدید را ندارد و همچنین احساس کند در وضعیت موجود غافلگیر شده است احتمال اینکه شرایط خود را بحرانی قلمداد کند بسیار زیاد است.
در بررسی وضعیت جبهه افراطی دوم خرداد مشخص است که آنان با صرف هزینه های میلیاردی ضمن عبور از خط قرمز های نظام اسلامی و پذیرش ننگ همسویی با دشمن به اهداف و منافع خود نرسیده و با اقدامات غیرقانونی و آشوبگرایانه نتوانسته ضمن پیگیری پروژه شک و تردید در اذهان جامعه، مسئولان نظام را وادار به پذیرش خواسته های غیرقانونی خود بنماید از سوی دیگر این احساس را دارد که زمان به نفع او نیست و نظام اسلامی با عزت و اقتدار در مسیر بالنده خود در حرکت است از سوی دیگر چنان به پروژه سیاه نمایی رقیب و زیر سوال بردن دولت اصولگرا دلخوش کرده بود که احساس می کند از نتیجه حضور حماسی مردم غافلگیر شده است. آیا این ها به تنهایی کافی نیست که جبهه دوم خرداد وضعیت خود را بحرانی تلقی نموده و تلاش نماید آن را به نظام اسلامی تسری داده تا جایی که از تریبون مقدس نماز جمعه در راستای اهداف غیرقانونی خود استفاده نماید.
در اینجا ذکر این مطلب ضروری است که اگر وضعیت کشور پس از اقدامات غیرقانونی جبهه دوم خرداد را بحرانی ندانیم پس این وضعیت را چه می توان نامید.
بی شک این دوران را می توان یک فتنه بزرگ نام نهاد. حضرت علی (ع) در خطبه 93 نهج البلاغه در مورد ماهیت فتنه می فرماید: فتنه را چون از مقابل نگاه می کنی شناخت ماهیت باطل آن مشکل است و تنها هنگامی به ماهیت آن واقف می شوی که زمان سپری شده و از پشت سر به آن نظاره کنی. اقدامات جریان قانون گریز دوم خرداد از آن رو فتنه است که با سردادن شعارهای انقلاب اسلامی با تمسک به نام اهل بیت و رنگ سبز با همراه کردن برخی از موجهین اقدام به پیگیری منویات غیرقانونی خود نموده است.
این جریان از آن رو فتنه است که با تزویر و دروغ توانسته برخی از خانواده شهدا که به تعبیر بلند امام راحل (ره) از مشعل داران راه اولیای خدا و روشنی بخش طرق الی‌الله هستند را با خود همراه کند. این جریان از این جهت فتنه است که بذر شک و تردید را خود در اذهان می کارد و به دیگران نسبت می دهد. این جریان را می توان فتنه خواند زیرا توانسته با اقسام لطایف الحیل و اطلاعات نادرست بعضی از معتمدین حتی برخی از علما را با خود همراه کند. این حرکت از آن رو فتنه است زیرا توانست برخی از مجروحین و معلولین که به فرموده امام راحل (ره) قرار بود چراغی باشند که درکنار این مرز و بوم به دین باوران راه رسیدن به آخرت را نشان دهند، بازیچه دیکتاتور های مدعی قانونمداری قرار داد.
اما در این میان امت ولایتمدار صبورانه منتظر هستند که گرد و غبار فتنه فروکش کند و حق از باطل و سره از ناسره نمایان شود. آیا در آن زمان بسیار نزدیک برای بازگشت برخی به جلگه امت حزب الله دیر نیست؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات