صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۵  ، 
کد خبر : ۱۰۱۷۹۲

احزاب سیاسى ایران (بخش هفدهم)


مرتضى صفار هرندى
در سال 1353 رژیم شاه به زعم خود هیچ نفس کشی را در میان احزاب و گروه های مخالف خویش باقی نگذاشته بود. اما چنین سرکوبی، از مشکلات ساختاری این رژیم نمی کاست. رقابت نابرابر دو حزب ساخته دربار (حزب مردم و حزب ایران نوین) و نق زدن ها و سعایت های دائمی امیراسدالله علم وزیر دربار و موسس حزب اقلیت (مردم) از حزب اکثریت در نزد شاه و از سوی دیگر گرایش های مربوط به نارضایتی های معیشتی مردم و نیز فضای غالب مخالفت با رژیم در دانشگاه و مهم تر از همه عدم توفیق شاه در تلاش برای انزوای کامل روحانیت مترقی، او را در نهایت به راه کار جدیدی متمایل ساخته بود.
اعلام تأسیس حزب واحد رستاخیز در 11 اسفند 1353 توسط شخص شاه اگرچه برای سران رژیم، غیرمنتظره بود اما بسیاری از آنها و به ویژه حزب اقلیت را راضی می ساخت. پیش از آن در کتابی به نام «مأموریت برای وطنم» - که نخبگان رژیم به نام شاه به نگارش درآورده بودند از نظام تک حزبی به عنوان «یکی از وجوه مشخص و سخت مذموم نظام های کمونیستی» یاد شده بود. اما در میان کارگزاران رژیم شاه گروهی از تحصیلکردگان آمریکایی تحت تأثیر نظریه ای از «ساموئل هانتینگتون» مبنی بر اینکه «تنها راه نیل به ثبات سیاسی در کشورهای در حال توسعه ایجاد حزب دولتی منضبط است» به چنین ایده ای به شدت علاقه مند شده بودند.
این افراد (شامل جمشید آموزگار، داریوش همایون، هوشنگ نهاوندی، هوشنگ انصاری و علینقی عالیخانی) از قضا خود، عضو حزب حاکم ایران نوین به دبیر کلی هویدا نخست وزیر بودند.
اما اعلام تأسیس حزب رستاخیر از سوی شاه، شخص فرح همسر شاه - که چندان روی خوشی با هوایدا نداشت - و نیز حزب اقلیت مردم و اسدالله علم (وزیر دربار) را نیز از کاهش قدرت حزب اکثریت ایران نوین مسرور می ساخت. «علم» سابقه پیوند زدن گروهی از اعضای نادم حزب توده را به بدنه رژیم سلطنت را در پرونده گذشته خود داشت.
این افراد به واسطه وابستگی گذشته خود به دنیای کمونیسم، اطلاعات خوبی از مقتضیات نظام های تک حزبی داشتند و این امتیازی برای چنین حزبی به شمار می رفت. علاوه بر این که کمونیست های سابق مثل رسول پرویزی، پرویز نیکخواه، محمود جعفریان، محمد باهری، جهانگیز تفضلی، امیر طاهری، منوچهر آزمون و... به عنوان کادرهای مجرب حزبی به خدمت حزب رستاخیر درآمدند، افرادی مثل دکتر عنایت الله رضا و دکتر احسان نراقی (نظریه پرداز فعلی مرتبط با احزاب و مطبوعات دوم خردادی) با سوابق عضویت در گروه های مارکسیست، نقش تئوریسین این حزب را عهده دار شدند.
شاه در نطقی با متهم کردن هر فرد مخالف رژیم به «بی وطن و توده ای» بودن، تأکید کرد که چنین کسی «جایش در زندان است یا اگر بخواهد، فردا با کمال میل بدون اخذ عوارض، گذرنامه اش را در دستش می گذاریم و به هر جایی که دلش می خواهد می تواند برود.» این سخن شاه درست در زمانی بیان می شد که به دلیل ارتداد مارکسیستی سازمان مجاهدین خلق، رژیم شاه تمامی مخالفان اسلامخواه خود را نیز «مارکسیست اسلامی» می نامید.
از جمله اقدامات رژیم در آستانه تأسیس حزب رستاخیر دست چین کردن مطبوعات برای کمک به این هدف بود. به عبارت دیگر تنها مطبوعاتی که ظرفیت خدمت به تبلیغ ایده حزب رستاخیز را داشتند به کار گرفته شدند و انتشار بقیه مطبوعات وابسته به رژیم متوقف شد.
حزب رستاخیر در کنار مطبوعات سابق وابسته به رژیم، به انتشار مطبوعات جدیدی از عامه پسند تا ویژه روشنفکران پرداخت. در میان نویسندگان این مطبوعات نام افرادی مشاهده می شود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدعی محدود شدن فعالیت احزاب و مطبوعات در ایران بوده اند. از غلامعباس توسلی (مسئول کنونی دفتر سیاسی نهضت آزادی) گرفته تا محمدعلی مولوی (رئیس بانک مرکزی در دولت موقت بازرگان) ادیب برومند (عضو جبهه ملی) ایرج جمشیدی، سیمین بهبهانی، مهرانگیز کار، محمدعلی سپانلو، محمود طلوعی، بهمن رازانی، ایران درودی، علی اصغر حلبی، ابراهیم باستانی پاریزی، مهدی اخوان ثالث، نادر ابراهیمی، فردین مشیری، امیر زال زاده و... یا دست اندرکار اداره مطبوعات رستاخیری بودند و یا در مطبوعات این حزب و زیر نظر افرادی مثل مهدی سمسار، ستار بقایی، سیروس شرفشاهی، محمدعلی زرگار و... قلم می زدند.
برخی از سیاسیون قدیمی بی خطر و البته پشت گرم به حمایت آمریکا مثل مظفر بقایی و اللهیار صالح گاه در قالب نوشتن نامه به شاه و گاه به صورت اظهارنظر در محافل خصوصی با تک حزبی شدن مخالفت می کردند. اما تنها مخالفتی که می توانست افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد از سوی رهبران دینی مردم بود. امام خمینی در پیامی عضویت در این حزب را حرام اعلام کردند و آیت الله گلپایگانی در پاسخ های شفاهی، سوال کنندگان را از عضویت در این حزب باز می داشت.
آغاز به کار حزب رستاخیر با چند برابر شدن درآمد ارزی کشور در شوک اول نفتی همراه بود و تبدیل ارزهای نفتی به ریال افزایش حجم نقدینگی و تورم را در جامعه دچار فاصله فاحش طبقاتی آن روز به دنبال داشت. از جمله اقداماتی که حزب رستاخیر برای کاهش نارضایتی ناشی از این وضعیت انجام می داد روانه ساختن مأموران مبارزه با گرانفروشی به کوچه و بازار بود. اما سوء عملکرد آنها در این مبارزه نمایشی نیز به عاملی برای فشار بر طبقه متوسط تبدیل شده و خود به نارضایتی ها دامن زده بود. شاه در ابتدای تأسیس حزب رستاخیر هویدا نخست وزیر را به دبیرکلی آن منصوب کرد.
مدتی بعد جمشید آموزگار وزیر اقتصاد و دارایی در این سمت جایگزین هویدا شد تا اندکی پس از آن جایگاه نخست وزیری را از آن خود سازد.
روی کار آمدن دولت دموکرات جیمی کارتر در آمریکا و اعلام سیاست فضای باز سیاسی همه این رشته ها را پنبه کرد.
محسن پزشکپور رهبر سابق حزب «پان ایرانیست» که اعضای این حزب را به حزب رستاخیر ملحق ساخته بود، در اواخر سال 1356 در بازگشت از سفر به آمریکا خروج از حزب رستاخیر را اعلام کرد. با اوج گیری مبارزات اسلامی در ابتدای سال 1357 خروج تعدادی دیگر از عوامل رژیم از حزب رستاخیر به عنوان رویکردی برای به انحراف کشاندن مبارزات مردم به نمایندگان دیگر مجلس فرمایشی رژیم شاه مثل «احمد نبی احمد» نیز سرایت کرد. او نیز با ژست انتقام نسبت به حزب حاکم و نزدیکی به بیت سیدکاظم شریعتمداری به دنبال تأسیس حزبی به نام «اتحاد برای آزادی» بود. در انتهای تابستان 1357 حزب رستاخیر حتی مورد اعتنای شریف امامی - که با شعار دولت آشتی ملی برای نجات رژیم سلطنت نخست وزیر شده بود - قرار نداشت. در نیمه دوم سال 1357 عملاً به عمر کمتر از چهارساله آخرین حزب شاه ساخته تاریخ ایران پایان داده شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات