حسین امیدى
درگیری شش روزه در بصره و حمله به شهرک صدر، دیوانیه، ناصریه، کوت و حله توسط نیروهای زمینی و هوایی آمریکایی که سه شنبه گذشته با مساعی جمیله در عراق و خارج آن صورت گرفت به پایان رسید ولی بیش از 460 کشته و یک هزار زخمی و بیش از 150 دستگیری و ویرانی فراوان به جای گذاشت.
مهم ترین سوالاتی که ممکن است به اذهان متبادر شود این است که این درگیری ها چه اهدافی داشته و با چه محملی بر جامعه شیعی تحمیل شده است و ارتباط آن با موضوع تسلط بر منابع نفتی جنوب و یا انتخابات شورای شهر طی ماه های آتی در عراق چیست؟ نقش و برنامه ریزی آمریکایی ها برای این درگیری ها و نتایج آن چیست و چرا منابع رسانه ای عرب و سرویس های اطلاعاتی غربی در دامن زدن به گستره این درگیری ها از هیچ خبرسازی دریغ نمی کنند؟ نقش دست های پنهان عربی همجوار، برای تضادسازی در بین گروه های شیعی و یا مافیاسازی و فساد در مناطق شیعی کدام است؟ چرا آمریکایی ها نابودی جریان صدر در عراق را در دستور خود دارند و بدان امید بسته اند و بدین منظور با تمام پتانسیل از بهانه های امنیتی موجه و یا غیرموجه برای درگیرکردن مالکی با جریان صدر و یا مجلس اعلی با صدر استفاده می کنند؟ آیا جریان صدر از نفوذی های گوناگون در امان است و آیا همگی مجرمین و مافیای نفتی با این گروه ارتباط دارند؟ آیا مافیای نفتی و مجرمین در دیگر مناطق و یا دیگر گروه ها وجود ندارند تا بهانه ای برای حمله به آنها شود؟ آیا دست های انگلیسی و یا مسئولان کشور همجوار در این پدیده و فسادسازی بی تاثیر هستند؟ آیا تشنج و واگرایی بین جریان صدر و دیگر گروه های معروف شیعی صرفا به اختلافات گذشته متکی است و یا اقدامات و هدایت برنامه ریزی شده و نیابتی دستگاه های امنیتی آمریکا و اسرائیل در دامن زدن به این موج اختلاف و گاهی نفرت نیز نقش آفرینی می کند؟
پاسخ به این سوالات و سوالات بسیاری که در رویدادهای عراق مطرح هستند می تواند به روشن شدن بسیاری از مشکلات این کشور مظلوم کمک کند. با همه اینها آنچه روشن است اینکه آمریکا برای کسب حداقل های لازم در تحقق اهدافش در عراق نیازمند اجرای یک مهندسی اجتماعی- سیاسی و امنیتی در عراق است تا با حذف عناصر مزاحم و مخالف، یک همزیستی سازنده را با برنامه هایش در این کشور و نه تنها امروز، بلکه برای دهه های آتی تضمین کند. حکومت های مالکی خود را محق می داند تا دست عناصر فاسد و یا مجرمین و مافیای نفتی را از نفوذ در جنوب عراق کوتاه کند و قانون را به اجرا بگذارد. آقای صدر نیز خود را در رویکرد مخالفت با اشغالگران که در پنج سال گذشته از عراق ویرانه ای با صدها هزار کشته و زخمی و معلول به جای گذاشته و برای غارت ثروت ملی این کشور چشم طمع را نبسته، محق می داند. تضمین آمریکا برای در دست داشتن و مهار امور سیاسی- امنیتی در عراق این است که با درگیر کردن حکومت با جریان صدر، زمینه تسلط کامل در بخش شیعی را فراهم کند. در حوادث خونین بصره و دیگر نقاط شیعی، در نهایت این هدف آمریکایی حاصل نشده و مالکی و صدر با تلاش میانجی گران سیاسی و مذهبی، به توافقی دست یافتند که محافل آمریکایی آن را موفقیت بیشتر صدر ارزیابی می کنند، زیرا نه تنها سرکوب «جیش المهدی» حاصل نشده، بلکه با قوت در صحنه باقی مانده است.
نگاه آمریکایی ها را می توان در اقدام به بمباران بصره و یا شهرک صدر در بغداد، پس از شکل گیری توافق درک کرد و اینکه آقای ژوزف بایدن، رئیس کمیته روابط خارجی کنگره، پترائوس و کروکر را موظف به پاسخگویی در اینکه چرا از مذاکره دو طرف (مالکی و صدر) اطلاعات کافی ندارند و چرا دیگر طرف های داخلی عراق و یا مساعی حمیده ایران درگیری ها را پایان داده است؟
آمریکایی ها از اقتدار جریان صدر در جنوب متعجب شده و شلیک مستمر خمپاره و موشک به سفارت خانه های آمریکا و انگلیس در منطقه خضرا را عاملی برای انفعال خود می داند و ایران را متهم به داشتن نقش در این زمینه می داند. جالب است که آقای بوش آغاز درگیری در بصره را آزمایشی برای حکومت مالکی و پیامی به ایران عنوان می کند و کمر دسمن طی مقاله ای، جنگ داخلی در جنوب عراق را در شرایط تنگنای زمانی بوش به ضرر دستاوردهای سیاسی- امنیتی وی دانسته و افق این شکل از درگیری را برای آمریکا تضمین شده نمی داند. با این حال دو محور عملی در مواضع مقامات آمریکایی و یا رسانه های مرتبط با آنان دیده می شود.
اول اینکه این پایان برای درگیری های بصره که مقتدی صدر در سالگرد پنجمین سال اشغال عراق فراخوان تظاهرات میلیونی در سراسر عراق را عنوان کرده و اهداف آمریکایی در درگیری حاصل نشده و حکومت مالکی نیز اقدامات قانونی برخورد با مجرمین و مافیای نفتی و مفسدین اقتصادی- اجتماعی را ادامه داده و از تایید آقای صدر نیز برخوردار است و طرفداران و عناصر جریان صدری در تبعیت از بیانیه مقتدی صدر عمل کرده اند، برای آمریکا خشنودکننده نیست و لذا به دنبال شعله ور کردن مجدد درگیری در بغداد و یا شهرهای شیعی دیگر هستند. نکته دوم اینکه جریان های امنیتی غربی از اینکه طرفداران مقتدی صدر به خوبی از وی تبعیت کرده اند خوشحال نبوده و زمزمه هایی برای «ترور وی را با نام افراد صدری و مخالف مقتدی صدر» مطرح می کنند.
واکنش های آمریکایی نشان می دهد که در مهندسی اجتماعی عراق و روند انتخابات شورای شهر و مهم تر از همه تسلط بر اداره مناطق نفتی که در اشکال فدراتیو در اختیار شیعیان خواهد بود، آمریکا به دنبال به قدرت رساندن جریان های دیگری در جنوب است تا این اطمینان برای آمریکا و انگلیس حاصل شود. با اینکه آمریکا دیگر کشورها را همواره به تنفرآفرینی نسبت به غرب و یا صهیونیسم متهم می کند ولی اساس اجرای سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، ایجاد تنفر در بین گروه های مختلف است تا در سایه این تنفر و اختلاف، اهداف سلطه خود را محقق سازد.
بر همین اساس تلاش می شود تا توقف درگیری ها در بصره و دیگر مناطق شیعی را ضعیف ارزیابی و معرفی کنند تا نگرانی برای از سرگیری آن با هر بهانه ای فراهم باشد.
شمارش معکوس ماه های پایانی حکومت بوش و اضطرار وی برای کاهش نیروهای آمریکایی از عراق و از همه مهم تر اینکه اوراق بازی بوش در عراق پایان یافته و نمی تواند با برگه های سوخته به بازی هرج ومرج و فتنه سازی در عراق ادامه دهد و با واگرایی بین گروه های مختلف و یا تصور و گمان برای دورکردن جریان های مختلف عراقی (کردی، شیعی و سنی) از ایران که همواره حامی آنان در دوره های مختلف بوده، شرایط خود را در این کشور بهبود بخشد. گزارش 17 دستگاه اطلاعاتی آمریکا که اخیرا تهیه و در اختیار نمایندگان کنگره قرار گرفته نیز به شکل غیرمستقیم به شرایط بیثبات آمریکا و کارکردهای آن در عراق اشاره می کند و در هفته آینده با حضور کروکر و پترائوس آن را بررسی خواهند کرد.
بمباران هوایی بصره، شهرک صدر و دیگر شهرهای شیعی که به کشته شدن مردم عادی این شهرها منجر شده اگرچه بر نفرت نسبت به آمریکا خواهد افزود و کار را برای آنان دشوارتر می کند ولی باید از سوی محافل رسانه ای و دیپلماتیک به شکل جدی تری مورد توجه قرار گیرد. در حالی که 30 هزار نیروی پلیس و ارتش عراق در درگیری های شش روزه شرکت داشته اند و بمباران های آمریکایی یا انگلیسی بیشتر برای دامن زدن به درگیری ها و کشتن مردم عادی است، تحقیق در مورد عملکرد نیروهای آمریکایی باید مورد بازبینی قرار گیرد و همان گونه که کمیته ای از پارلمان و شخصیت های سیاسی و مذهبی بر توافق های مالکی و صدر نظارت کرده، حقایق آن را بررسی می کنند، باید کمیته ای پارلمانی و ملی در عراق به این اقدامات آمریکایی بپردازد و کارکرد و نقش انگلیسی و کشورهای عربی همجوار در مافیای نفتی و مجرمین جنوب عراق را مورد بررسی قرار دهد.