صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۸۶ - ۱۲:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۰۲۱۳

ستیز با دولت دموکراتیک/محمد اسماعیل نوذرى


ستیز با دولت دموکراتیک/ نویسنده: میشل ورشوسکى ـ ترجمه: محمد اسماعیل نوذرى

رؤیاى دیرینه و همیشگى آریل شارون به حقیقت مى پیوندد: فلسطینى به مبارزه با یکدیگر برخاسته اند و اسرائیل هم با خرسندى بسیار و رضایت کامل شمار قربانیان را محاسبه مى کند، رهبران اسرائیل براى فلسطینى ها اشک تمساح مى ریزند و ادعاى آنها مبنى بر این که به خاطر رویدادهاى غم انگیز غزه متأسف هستند صرفاً ریاکارى و تزویر است. درگیرى هاى خونین در غزه قابل پیش بینى بود و مسئولیت اسرائیل و ایالات متحده آمریکا و نقش فعال آنها در آن کاملاً روشن و بدیهى است. بسیارى از روزنامه نگاران اسرائیلى نقش و مسئولیت اسرائیل در درگیرى هاى اخیر را به طور غیرمستقیم مورد بررسى قرار مى دهند: «۱/۴ میلیون نفر فلسطینى، که نه تنها از امکان داشتن حیات اقتصادى طبیعى بى بهره اند بلکه امکان فرار هم ندارند در سرزمین کوچکى مثل غزه محاصره شدند. آنها محکوم به مبارزه با یکدیگر هستند. شرح این واقعه چنان که انتظار مى رفت، صرفاً نژادپرستانه نیست بلکه مبتنى بر کتمان حقایق مربوط به نقش اسرائیل و دست کم گرفتن این نقش است. نقش اسرائیل و ایالات متحده در درگیرى هاى اخیر بسیار فراتر از «صرفاً فراهم کردن شرایط» براى ایجاد درگیرى هاى داخلى بین فلسطینى ها است.

دولت ایالات متحده ماه ها رهبرى فتح را براى شروع تهاجم نظامى بر ضد حماس تحت فشار قرار داد و چندى پیش اسرائیل به ورود مقادیر زیادى اسلحه و مهمات براى میلیشیاى فتح در غزه چراغ سبز نشان داد. به این خاطر، نقش اسرائیل در ایجاد وضع فعلى تنها مبتنى بر حدس و گمان نیست بلکه نقش فعالى به حساب مى آید.

کدام طرف متجاوز است؟

«حماس زمام امور را به دست مى گیرد»، «کودتاى حماس» اینها برخى از تیترهاى روزنامه هاى اسرائیلى در روزهاى اخیر بودند که دروغ هاى بزرگ تل آویو و واشنگتن را تکرار کردند. به نظر مى رسد لازم است برخى از مواردى که قاعدتاً باید بدیهى باشد روشن سازیم: پس از برگزارى انتخاباتى که جامعه بین المللى از آن به عنوان دموکراتیک ترین انتخاباتى که تاکنون در خاورمیانه برگزار شده است استقبال کردند حماس توانست سازمان فتح را شکست دهد. روند برگزارى انتخابات بى تردید دموکراتیک بود و از پشتیبانى مردمى گسترده اى برخوردار بود. تنها برخى رژیم ها مى توانند ادعاى چنین مشروعیت مردمى را داشته باشند.

به رغم این پیروزى بزرگ، حماس پذیرفت قدرت را با فتح در دولت وحدت ملى تقسیم کند که با استقبال عربستان سعودى و مصر تشکیل شد و از سوى جامعه بین المللى به استثناى واشنگتن و اسرائیل مورد استقبال قرار گرفت. خط مشى سیاسى دولت جدید شناسایى مشروط و دو فاکتوى اسرائیل و حمایت از استراتژى گفت وگوهاى صلح براساس توافقنامه اسلو بود. اولویت دولت جدید حل و فصل مسائل حاد داخلى، پیشرفت اقتصادى، بازگرداندن نظم و قانون به غزه، مبارزه با فساد حکومت سابق تحت رهبرى فتح بود، در حالى که به محمود عباس و سازمان آزادیبخش فلسطینى (PLO) اجازه داده شد تا در صورتى که اسرائیل خواهان شروع مجدد مذاکره باشد به گفت وگو و مذاکره با اسرائیل ادامه دهند.

با وجود این خط مشى ملایم، دولت حماس با دو دشمن قدرتمند مواجه شد، اول بخشى از کادر فتح که حاضر نیستند از حق انحصارى خود در قدرت سیاسى و حقوق و امکانات مادى مرتبط با آن حق انحصارى و دوم دولت هاى نومحافظه کار حاکم در ایالات متحده و اسرائیل که مبارزه جهانى علیه اسلام سیاسى را هدایت مى کنند. محمد دحلان، رئیس سابق سازمان امنیت تشکیلات خودگردان و مشاور امنیتى فعلى محمود عباس مظهر و معرف هر دو است: آنها مجریان برنامه هاى واشنگتن در کادر رهبرى فلسطین هستند، به علاوه معرف آن دسته از رهبران فاسدفتح هستند که حاضرند دست به هرکارى بزنند تا ثروتها و امکانات اقتصادى خود را از دست ندهند. پس از پیروزى حماس در انتخابات ، میلیشیاى دحلان دولت را تحریک کردند تا به نیروهاى حماس حمله کند واز واگذارى کنترل نیروى پلیس به دولت سر باز زدند. باوجودتهاجم دحلان، حماس براى رسیدن به توافق با وى به بهترین شکل رفتار کرد و از طرفداران فعال خودخواست تا از دست زدن به خشونت متقابل پرهیز کنند. اگرچه وقتى روشن شد که دحلان به دنبال سازش و توافق نیست بلکه درواقع تلاش مى کند تا حماس رامنحل کند، سازمان اسلامى بدیل و راه چاره دیگرى جز دفاع از خودو پاسخ متقابل نداشت.

مدل الجزایر

نقشه ایالات متحده و اسرائیل بخشى از استراتژى جهانى است که قصد دارد برخلاف میل مردم خاورمیانه دولت هایى را که به منافع آنهاوفادار هستند به منطقه تحمیل کنند. الجزایر نه تنها نمونه اى از اجراى چنین استراتژى است بلکه ناکامى آن استراتژى و هزینه هاى انسانى هنگفت آن راهم نشان مى دهد: به دنبال پیروزى قطعى و تردیدناپذیر جبهه نجات اسلامى

(FIS ) پس از بى اعتبارى و رسوایى جبهه آزادیبخش ملى الجزایر (FLN در سال ،۱۹۹۱ کودتایى که از سوى فرانسه و ایالات متحده پشتیبانى شد راه جنگ داخلى را که بیش از یک دهه دوام آورد، هموار ساخت که بیش از ۱۰۰/۰۰۰ قربانى غیرنظامى به جا گذاشت. حماس بى گمان ازتراژدى الجزایر پند گرفته است و از همین رو تصمیم گرفت تا مانع از تحقق نقشه هاى دحلان در تلاشش دائر بر کسب قدرت باتوسل به زور شود. باوجود این که فتح به طور غیرمستقیم توسط اسرائیل مسلح شده بود: مبارزان حماس به دلیل برخوردارى از حمایت اکثریت مردم، فتح را در کمتر از دو روز شکست دادند . میلیشیایى که فاقد هرگونه حمایت مردمى است نمى تواند با سازمانى نسبتاً با انضباط و بسیار باانگیزه رویارو شود. حتى پس از پیروزى بى نظیر حماس بر فتح، رهبرى حماس بر قصد قبلى خود مبنى بر حفظ دولت وحدت ملى تأکید کرد و از کودتاى شکست خورده فتح به مثابه مستمسک و بهانه اى براى قلع و قمع اعضاى فتح یا حذف آنها از دولت بهره نگرفت. با وجود این فتح تصمیم گرفت هرگونه ارتباط باحماس را قطع کند و دولت جدیدى بدون حضور حماس درکرانه باخترى تشکیل دهد. رؤیاى دیگر شارون به حقیقت مى پیوندد. یعنى جدایى کامل بین کرانه باخترى و غزه.

واشنگتن که از این سیاست به طور کامل حمایت مى کند به محمود عباس و بانتوستان (قبیله بانتو- اشاره به دولت محمود عباس درکرانه باخترى ) وى در کرانه باخترى قول حمایت کامل داد و ایهود اولمرت هم تصمیم گرفت بخشى از دارایى هاى فلسطینى ها را که درچنگ اسرائیل است ، آزاد سازد.

درگیرى فتح و حماس جنگ داخلى نیست

باوجود این دولت هاى ایالات متحده و اسرائیل درگزارش بى طرفانه حوادث غزه ناکام ماندند: در غزه هرج و مرج و آشوب وجود ندارد. برخلاف این ادعا همانطورى که یک افسر امنیتى فلسطینى به روزنامه هاآرتص (۱۶ ژوئن) گفت: «مدتى طولانى است که شهر آرام نبوده است . من وضعیت فعلى را در مقایسه باآنچه تا پیش از این در غزه جریان داشت، ترجیح مى دهم بالاخره مى توانم از خانه ام خارج شوم» - قلع و قمع تروریست هاى فتح ممکن است پایان دوره طولانى هرج و مرج باشد و سبب بازگشت به سطح خاصى از زندگى معمولى شود. آخرین رویدادها هم مؤید آن بود که حماس توانایى برقرارى نظم را دارد.

اسرائیل از یک «جنگ داخلى بین فلسطینى ها» سخن مى گوید که جز آرزوى محال و خیال خام نیست. درگیرى مسلحانه تنها بین دو میلیشیاى مسلح فتح - حماس رخ داده است و اگر هم بدبختانه قربانیان غیرنظامى در بین آنها وجود داشت، به یاد داشته باشیم همین ارتش ایالات متحده قربانیان غیرنظامى را «خسارت جنبى » مى خواند. مردم در کرانه باخترى و نیز در غزه در واقع از نظر سیاسى به گروه هاى سیاسى مختلف تعلق دارند اماحداقل دراین میان با هم نمى جنگند. وقتى غزه به مثابه موجودیتى متخاصم و خشن و مردم آن به منزله متحدان حماس قلمداد شدند شکى وجود نداردکه در آینده نزدیک غزه هدف تهاجم سبعانه اسرائیل قرار مى گیرد : که نتیجه آن تهاجم نظامى احتمالى، بمباران ها و گرسنگى ساکنان غزه است.

* میشل ورشوسکى ، روزنامه نگار، نویسنده و بنیانگذار مرکز اطلاعات نوین (AIC) در فلسطین اشغالى است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات