صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۴  ، 
کد خبر : ۱۰۲۳۰۰

این سؤال را جدی بگیریم


دکتر یدالله جوانی
چرا بوش می گوید اصلاح طلبان ایرانی، دوستی بهتر از جورج بوش ندارند؟
بوش سال گذشته و در آستانه سفر یک هفته ای خود به خاورمیانه در یک نطق رادیویی، با صراحت از جریان اصلاحات و اصلاح طلبان در ایران و چند کشور دیگر منطقه اعلام حمایت کرد. در این نطق رادیویی، بوش گفت: «از دمکرات ها و اصلاح طلبان، از بیروت گرفته تا بغداد و از دمشق گرفته تا تهران حمایت می کنیم.»
در همان ایام رهبر فرزانه انقلاب در یک سخنرانی عمومی قریب به این مضمون فرمودند، این ننگ است برای یک جریانی و یک عده ای در ایران که رئیس جمهور آمریکا از آنان حمایت کند. اول خود آنان و بعد مردم باید فکر کنند که این جریان چه مواضعی داشته و چه اقداماتی کرده که دشمن و رئیس جمهور آمریکا از آنان حمایت می کند؟البته تاکنون، این حمایت های بوش و آمریکا از برخی جریان های داخلی کشور، نه تنها سودی برای این جریان ها نداشته، بلکه نتیجه عکس داشته است. به عنوان مثال بعد از این اعلام حمایت بوش از اصلاح طلبان ایرانی و آن هم در آستانه برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، وقتی که با تلاش و فشار آمریکایی ها، قطعنامه1803 علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای کشورمان صادر شد، برخی از خود آمریکایی ها دست اندر کار تصویب قطعنامه سوم، با صراحت اعلام کردند، این قطعنامه با هدف تاثیرگذاری بر انتخابات ایران در این مقطع به تصویب رسید. با استناد به اظهارات خود آمریکایی ها و جهت گیری رسانه های غربی در قبال انتخابات، منظور آمریکایی ها از تاثیرگذاری بر انتخابات دستیابی آنان به دو هدف بود: 1- کاهش مشارکت مردم 2- رویگردانی مردم از اصول گرایان و رفتن به سوی دوم خردادی های مدعی اصلاحات.
مرحله اول انتخابات انجام شد و نتایج این انتخابات نشان داد که آمریکایی ها در سناریوی فشار بر ایران و حمایت از اصلاح طلبان با رفتار صحیح و هوشیارانه ملت ایران شکست خوردند. اگر مشارکت در انتخابات مجلس هفتم حدود 53 درصد بود، در انتخابات مجلس هشتم مشارکت با افزایش 7 درصدی به حدود 60 درصد رسید. در مورد ترکیب مجلس نیز بیش از 70 درصد نمایندگان منتخب در دور اول دارای گرایش شفاف اصول گرایی بوده و همین نسبت نیز برای منتخبین دور دوم قابل پیش بینی است. با این حال، آمریکایی های شکست خورده در تمامی عرصه های مقابله با ملت مومن و انقلابی ایران، گویا تنها امیدشان برای آینده به اصلاح طلبان داخل ایران است.
شاید یکی از دلایل چشم دوختن این چنینی آنان به این جریان داخل کشور، این مطلب باشد که قریب سه دهه روی ضدانقلابیون خارج از ایران سرمایه گذاری کردند، لکن هیچ گونه نتیجه ای عاید آنان نگردید. اکنون توجه و امید بوش ناکام در همه عرصه ها به اصلاح طلبان ایرانی، تا آنجا پیش رفته که وی در مصاحبه نوروزی خود با شبکه خبری فارسی زبان صدای آمریکا، ضمن تعریف و تمجید از اصلاح طلبان ایرانی، آنها را افرادی شجاع دانسته و از خدا برای آنها طلب خیر و موفقیت می کند. بوش در این مصاحبه می گوید: «...اولا عقیده من این است که طرفداران اصلاحات در ایران افراد شجاعی هستند. آنها دوستی بهتر از جورج بوش ندارند و من برای آنها از خداوند بزرگ طلب خیر و برکت و موفقیت می کنم. دوم اینکه من هیچ عملی انجام نمی دهم که به تلاش آنها آسیب برساند.» البته بدیهی و قابل پیش بینی است که افراد و جریان هایی که بوش برای آنها آرزوی موفقیت بکند و خود را بهترین دوست آنان بداند، چه فرجامی خواهند داشت.
به هرحال این سوال را باید همه مردم ایران جدی بگیرند که چرا بوش خود را بهترین دوست اصلاح طلبان ایرانی می داند؟ توجه به این سوال مهم است. اساسا این سوال انسان را به فکر وامی دارد.
انسان اگر بخواهد موفق شود، پیشرفت کند و خوب عمل کند، باید خوب تامل کند و خوب فکر کند. هر ملت و جامعه ای که بخواهد راه عزت و سرافرازی و سربلندی و پیشرفت و تعالی را طی کند، باید نسبت به مسائل خود و آنچه در اطرافش می گذرد کاملا آگاه باشد. با بصیرت باشد. ملتی که با بصیرت است، اولین ویژگی این ملت فکر و تامل در مورد تمامی مسائل مهمی است که به سرنوشت او و به آینده برمی گردد. برهمین اساس رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال گذشته، با ننگ شمردن حمایت بوش از عده ای در داخل کشور، ملت ایران و به ویژه خود این افراد را به فکر کردن و تامل کردن دراین خصوص دعوت فرمودند. این دعوت از این جهت است که امام علی(ع) اولین ویژگی اهل بصیرت را تفکر و اندیشیدن دانسته و می فرمایند: «فانما البصیر من سمع فتفکر» بصیر کسی است که هر آنچه را می شنود در مورد آن فکر می کند. اکنون می شنویم که بوش خود را بهترین دوست اصلاح طلبان ایرانی معرفی کرده و برای آنان از خدای بزرگ طلب خیر و موفقیت می کند. به طور قطع این شنیده ما از مصادیق همان امور مهمی است که هرگاه یک انسان مومن بصیر با آن مواجه می شود به فکر فرو می رود و درباره آن تامل می کند تا به نتیجه نهایی برسد. آنچه مسلم است بوش و جریان نئومحافظه کار حاکم بر آمریکا هیچ گاه خیر و صلاح نه تنها ملت ایران، بلکه هیچ ملت آزادیخواه و عدالت طلب را برنمی تابند. جنایات آمریکایی ها در عراق و افغانستان طی شش سال گذشته و حمایت از جنایت های رژیم صهیونیستی طی چند دهه اخیر و حضور آنها پشت صحنه تمامی فشارها و توطئه ها علیه ملت ایران در 30 سال گذشته، به خوبی نشان می دهد که آمریکایی ها نسبت به ملت های آزادیخواه و حق طلب چه نگاه و رفتاری دارند.
طی پنج سال اخیر دولتمردان ایالات متحده تمامی توان و ظرفیت های خود را بسیج کردند تا با فشار بر دولت و ملت ایران، جمهوری اسلامی را در موضوع هسته ای وادار به عقب نشینی کنند. با این رفتار آمریکا در قبال انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و ملت ایران، واقعا باید سوال مذکور، یعنی چرایی حمایت بوش از اصلاح طلبان داخل ایران را جدی گرفت و برای رسیدن به یک پاسخ صحیح در مورد این سوال و ده ها سوال فرعی دیگر به فکر فرو رفت. در پاسخ اجمالی به این سوال باید گفت، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و در واقع ملت مسلمان و انقلابی ایران با تکیه بر قدرت ایمان و تحت هدایت و رهبری حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در عصر فراصنعتی، راه جدیدی را که همان راه اسلام ناب محمدی(ص) می باشد فراروی تمامی ملت های آزادیخواه جهان قرار داده و این تحول عظیم، خواب را از چشمان سردمداران نظام سلطه با محوریت ایالات متحده ربوده است. خروش و قیام ملت ها برای به حرکت درآمدن در این راه نوین، نقطه پایانی برای دوران قدرت های استکباری و به ویژه شیطان بزرگ خواهد بود. برهمین اساس آمریکایی ها با ملت ایران دشمنی می کنند و از هر ابزار و وسیله ای برای اعمال فشار به نظام اسلامی بهره می جویند. به هرجریانی و گروهی که تصور کنند آنان را در نیل به هدفشان کمک می کند توسل می جویند و پشت سر آنان قرار گرفته و آنها را مورد حمایت قرار می دهند. با این توضیحات، این سوال پیش می آید که چرا دوم خردادی ها؟ اینها که در انقلاب نقش داشتند، برخی از آنها در سال های پس از انقلاب مسئولیت داشتند. عده ای از آنها در جنگ بودند. در همین سال های اخیر دو قوه مقننه و مجریه تحت کنترل آنها بوده است. البته در این بحث باید به این نکته توجه کرد همه کسانی که زمانی دوم خردادی بودند یا اکنون در این جریان تعریف می شوند دارای یک دیدگاه واحد و مواضع یکسان نبوده و نیستند. برخی از دوم خردادی ها خودشان، احزاب و گروه های سیاسی این جریان را به معتدل و افراطی تقسیم می کنند. حال سوال این است که افراطی ها کدامند و چه نقش و سهمی را در جریان دوم خرداد داشته و معتدل ها با توجه به این مواضع آمریکایی ها، چرا راه خود را از افراطی ها جدا نمی کنند؟ و سوال اصلی اینکه، افراطی ها چه مواضعی دارند که آمریکایی ها از آنها حمایت می کنند؟ اظهارات اخیر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی در مرکز پژوهشی میدل ایست آمریکا، به خوبی پاسخ این سوال را می دهد.
وی در بخشی از سخنان خود می گوید: «در حال حاضر ما سرگرم به وجود آوردن یک نیروی سیاسی در داخل ایران هستیم تا این نیرو بتواند بر نظام ایران اعمال فشار کند. تفکری که به طور فزاینده در ایران در میان اصلاح طلبان در حال شکل گرفتن است، این است که آنها در پی ایجاد تغییرات در ساختار سیاسی و قانون اساسی کشورند.» هرچند به دنبال اظهارات صریح ابراهیم یزدی، حزب کارگزاران اعتراض کرد و مرعشی به عنوان سخنگوی این حزب در گفت وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران، دیدگاه یزدی نسبت به اصلاح طلبان را رد کرد، لکن این یک واقعیتی است و به دلیل همین واقعیت های تلخ، آمریکایی ها و بوش از اصلاح طلبان حمایت می کنند. اگر اظهارات ابراهیم یزدی در مورد اصلاح طلبان، خیلی قابل استناد نباشد، به طور قطع، اظهارات افرادی که سال ها خود در درون جریان اصلاحات بوده و اکنون نیز خود را اصلاح طلب می دانند، در مورد گرایشات احزاب و گروه های افراطی دوم خردادی می تواند قابل استناد باشد، راه چمنی رئیس شورای عالی حزب همبستگی از احزاب دوم خردادی، حرف های ابراهیم یزدی را که به اعتقاد حسین مرعشی چون ایشان اصلاح طلب نیست و نهضت آزادی هم جزء جبهه اصلاحات نیست، حق ندارد در مورد جبهه اصلاحات کوچکترین اظهارنظری بکند، به عبارتی دیگر بیان می‌دارد.
راه چمنی می گوید: «شاید در طیف اصلاح طلبان تندرو، دیدگاه هایی درخصوص ساختارشکنی و اینکه عده ای به دنبال تغییر ساختار و قانون اساسی هستند، وجود داشته باشد.» آقای محمد زارع فومنی، عضو شورای عالی حزب همبستگی نیز در گفت وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران، با اشاره به اظهارات ابراهیم یزدی، مسائل پشت صحنه را که صحت دیدگاه یزدی در مورد برخی از اصلاح طلبان را تایید می کند، این گونه بیان می دارد: «طرفداران نهضت آزادی از طریق حزب مشارکت و سازمان مجاهدین در میان اصلاح طلبان نفوذ کردند و نیروهایی با تفکرات ملی را وارد کردند.» چندی پیش و به دنبال برگزاری کنگره ششم حزب مشارکت، محسن میردامادی، دبیرکل این حزب مطلبی را بیان کرد که دیدگاه فومنی در مورد نفوذ نهضت آزادی در حزب مشارکت و همگرایی بین برخی از احزاب دوم خردادی با نهضت آزادی را تایید می کند. محسن میردامادی در گفت وگو با خبرنگاران گفته بود: «از نظر ما حضور نهضت آزادی در ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس هشتم بلامانع است.» اگر حسین مرعشی سخنگوی کارگزاران می گوید ابراهیم یزدی حق ندارد در مورد اصلاح طلبان اظهارنظر بکند، آیا ایشان برای افرادی چون راه چمنی و فومنی این حق را قایل است یا نه؟ اکنون این صدا از درون خود جبهه اصلاحات بلند شده که طی سال های اخیر عده ای از اصلاح طلبان که اتفاقا مدیریت اصلی این جریان با آنها بود، به دنبال ساختارشکنی و عبور از قانون اساسی و عدول از خط امام(ره) بودند و همین نکته، دلیل اصلی حمایت و طرفداری آمریکا و رئیس جمهور این کشور از جریان اصلاحات و اصلاح طلبان ایرانی است. البته مواضع و رفتار برخی از این اصلاح طلبان در قبال نظام اسلامی، سلطنت طلب ها را نیز امیدوار کرده است.
چند روز پیش، رضا پهلوی که گویا هر شب خواب تاج گذاری می بیند، طی مقاله ای که در روزنامه واشنگتن پست درج گردید، نوشت: «ما خواهان ایجاد یک حکومت سکولار و دمکراسی خواه در ایران هستیم و در این راستا از همه گروه ها می خواهیم با ما همراه شوند. ما در این راستا از مجاهدین خلق (منافقین) نیز برای ایجاد این حکومت جدید استفاده می کنیم و حتی دوم خردادی های داخل ایران نیز می توانند با ما همراه شوند.»!!!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات