صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۱۰۲۵۰۹

بسته‌بندی توخالی

سیامک باقرى مقدمه: پس از گذشت حدود یک ماه از صدور قطعنامه 1803 شورای امنیت علیه فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران و پایان یک سوم از مهلت 90 روزه ای که دوباره در این قطعنامه برای تعلیق پیش بینی شده بود، گروه1+5 با هدف بهینه سازی تشویقات سال1006 ،در شهر شانگهای چین گردهم آمدند تا مسیر دوم سیاست ها را علیه ایران اجرا نمایند. اگرچه هنوز نتایج این نشست مشخص نیست و به تعبیر وزیرخارجه چین هنوز درباره جزئیات آن جمع بندی صورت نگرفته است، اما این رویداد فی نفسه جای تامل و بررسی جداگانه ای را می طلبد.

چرا رویکرد تشویقی
اولین سوالی که در این ارتباط مطرح می شود این است که چرا در شرایطی که قطعنامه1803 شرایط تنبیهی را برای ایران وضع کرده رویکرد تشویقی مورد توجه قرار گرفته است؟
با کنکاش در شرایط موجود می توان چند علل را در این خصوص مشاهده کرد. اولین مسئله به اختلاف دیدگاه در میان بازیگران هسته ای ایران برمی گردد. این بازیگران درخصوص راه حل تنبیهی و تشویقی دیدگاه های مختلفی دارند. برخی مانند آمریکا راه حل تنبیهی را ارجح بر سایر راه حل ها می دانند، برخی از کشورهای اروپایی مانند فرانسه و انگلیس و آلمان راهبرد تنبیه و تشویق توأمان را مطلوب می دانند. چنانکه پس از نشست شانگهای کوشنر وزیر خارجه فرانسه درخصوص این موضوع گفت:« تحریم و گفت وگو و گفت وگو و تحریم.»
اما به نظر می رسد روس ها و چینی ها بر رجحان مذاکره و گفت وگو و تشویقات بر اقدامات تنبیهی قائل باشند. لذا همین اختلافات است که باعث می شود موضوع هسته ای ایران در کش وقوس تنبیه و تشویق قرار گیرد.
نکته دیگر در همین راستا، گفتمانی است که در ماه های اخیر پیرامون افزایش بسته های تشویقی شکل گرفته بود. در ابتدا ایده های افزایش بسته بندی در سطوح کارشناسی و رسانه ای مطرح می شد، سپس در چارچوب طرح هایی مانند طرح سوئیس مشاهده گردید و بعدها روس ها و تا حدودی چینی ها سیاست افزایش تشویق از سوی غرب را در دستور کار خود قرار داده بودند.
این مسئله با روند فزاینده ای خود فضای تصویب قطعنامه1803 را تحت تاثیر خود قرار داده بود و جالب این که همین مسئله باعث شد که برخی از مقامات روسی اعلام کنند که تحریم های قطعنامه1803 قابلیت اجرا ندارند.
لذا این گفتمان، کاخ سفید را مجبور کرد که در کنار تحریم ها، نگاهی به تشویقات هم داشته باشد. اما نکته قابل تامل این است که علی رغم تسلیم آمریکا بر گفتمان شکل گرفته، سعی کرد تا این گفتمان را در مسیر اهداف خود هدایت و مدیریت نماید. فلذا «شعار تشویقات بیشتر و تحریم های بیشتر را سر داد» به عبارتی بهینه سازی تشویقات را منوط به تحریم های بیشتر نمود. بدینسان زمینه های نشست 1+5 در شانگهای فراهم گردید. اینکه رسانه ها اعلام کردند این نشست توفیقات زیادی نداشته و هنوز روی جزئیات به نتیجه نرسیدند عمدتا به مدل رفتاری جدید آمریکا برمی گشت. چنانکه رایس پیش از سفر به شانگهای گفت: آمریکا می خواهد هم تنبیهات بیشتر و هم تشویقات بیشتری را برای متقاعد کردن ایران برای توقف در نظر بگیرد.
سومین دلیل اقبال به رویکرد تشویقی، به وضعیت اجماع در برابر ایران برمی گردد. آمریکایی ها در جریان تصویب قطعنامه1803 به این نتیجه رسیدند که «اجماع علیه ایران» بسیار شکننده است. در واقع گزارش سازمان های اطلاعاتی و سپس گزارش البرادعی وضعیت جبهه بندی علیه ایران را به شدت متزلزل کرده بود فلذا آنها اهرم های تحریم مانند قطعنامه1803 را در چنین شرایطی ضعیف ارزیابی می کردند و معتقد بودند که در صورت اصرار زیاد بر این موضوع با توجه به فضای برآمده از گزارش های فوق، تیر خلاصی را بر اجماع1+5 و افکار عمومی جهان وارد آورد. از این رو، در چارچوب استراتژی هزینه- فایده، رویکرد تشویقی کلید خورد تا اجماع شکننده را ترمیم و مآلا از شکست کامل اهرم تحریم جلوگیری به عمل آید.
نکته دیگر به توهم غربی ها درخصوص آثار تحریم ها بر ایران برمی گردد. غربی ها همواره هر حرکت مثبت ایران را ناشی از فشارهای خود و ضعف ما دانسته اند. مواضع وزرای خارجه کشورهای آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان در چند ماه گذشته نشان از این توهم داشت که فشارها بر ایران اثر گذاشته و اگر این فشارها افزوده شود، زمینه های تغییر رفتار ایران فراهم خواهد شد. از همین رو، آنها پاسخ ایران به ابهامات آژانس در چارچوب مدالیته را ناشی از فشار غرب ارزیابی کردند. همین توهم بود که آنها را مصمم کرد تا قطعنامه1803 را به شدت پیگیری نمایند. لذا با تصویب این قطعنامه غربی ها فکر می کنند ایران در شرایطی قرار گرفته که ارائه تشویقات دستکاری شده می توانند عزم جمهوری اسلامی ایران را متزلزل نمایند. البته از این نکته نباید غافل شد که اروپایی ها سیاست خودشان را در برابر ایران هسته ای بر محور «دومسیری» قرار داده اند. یعنی همزمان با فشار سعی در ارائه تشویق و یا طرح گفت وگو دارند. چنانکه به موازات نشست گروه1+5 در شانگهای با هدف بهینه سازی تشویقات برای ایران، اتحادیه اروپا طی بیانیه ای به ایران هشدار داد که در صورت عدم تعلیق غنی سازی تحریم های خود علیه ایران را افزایش خواهد داد. با این حال، جمهوری اسلامی ایران باید این قاعده فوق را بشکند و نشان دهد که هر قدر حریف هزینه های ایران را بالا ببرد نه تنها به هدف خود نخواهد رسید بلکه نتیجه عکس خواهد داد.
بسته توخالی
اقدامات گروه 1+5 در نشست شانگهای سومین مرحله در ارائه تشویق از سال 1384 تاکنون است. اولین بسته بندی توسط سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس در اواخر مرداد سال 84 ارائه شده بود. در واقع محتوای بسته بندی آب نبات هایی بود که به ایران پیشنهاد داده شد و درعوض خواستار تعطیلی تمامی مراحل غنی سازی و فناوری هسته ای ایران بود. دومین بسته بندی توسط گروه 1+5 در ابتدای سال 86 ارائه شد. در این بسته بندی مقداری برمحتوای بسته بندی قبلی تغییراتی ایجاد کردند اما این تغییرات همه در پیرامون مسئله هسته ای بود نه درخصوص خود فناوری هسته ای. در عوض همان هدف اول یعنی تعطیلی غنی سازی را در خواست داشت. اکنون سومین مرحله در ارائه تشویق است. ظاهر امر حاکی است که موارد تشویقی نبات افزایش یابد. اما این افزایش و تغییرات در چه سطحی است هنوز دقیقا مشخص نیست. هرچند در افزایش موارد تشویقی میان گروه 1+5 اختلاف نظر است. برخی تاکید زیادی بر تضمینات امنیتی دارند و معتقدند که درصورتی که آمریکا تضمینات امنیتی بیشتری به ایران ارائه دهد امکان تغییر رفتار ایران وجود دارد. برخی دیگر معتقدند که باید سطح تشویقات را از حوزه پیرامونی به متن و اصل مناقشه تعمیم دهیم و مسئله غنی سازی ایران به یک نحو مورد پذیرش قرارگیرد. در کنار این مباحث برخی براین باورند که افزایش تشویقات ماهیتا اقتصادی باشد. اما علی رغم چنین گمانه هایی به نظر می رسد سخن از تشویقات از سوی آمریکا یک بازی بیش نیست و اساسا طرح بسته بندی تشویق بیشتر یک طرح فریب است تا اینکه بیانگر یک واقعیتی باشد. از این رو، بسته بندی، بیش از اینکه محتوای قابل توجه داشته باشد، بی خاصیت و توخالی است. موضع آمریکایی ها موید این مطلب است. رایس به صراحت اعلام کرد. ما تغییرات مهمی را در قبال هسته ای ایران نخواهیم داشت. شورای روابط خارجی آمریکا نیز پس از نشست1+5 در ارزیابی مواضع کاخ سفید اظهار داشت که شاهد تغییرات جدیدی در قبال هسته ای ایران نخواهیم بود.
نکته اساسی دیگر اینکه تشویقات غرب با همان سیاست گذشته طرح می شود یعنی در عوض ارائه تشویقات، ایران می بایست برنامه هسته ای خود را کنار بگذارد. در حالی که اساسا در شرایط موجود تغییر بنیادین صورت گرفته است. ایران در مسئله هسته ای بویژه غنی سازی موقعیت پیدا کرده است که قبلا بویژه در سالهای 82 و 83 و 84 نداشت. جمهوری اسلامی ایران اکنون از مرحله پایلوت غنی سازی گذشته و به مرحله صنعتی شدن رسیده است و در این راستا حلقه و چرخه سوخت هسته ای ایران با راه اندازی سایت تبدیل قرص هسته ای تکمیل شده است. بنابراین بسته پیشنهادی که غربی ها از آن سخن به میان می آورند با شرایط موجود هسته ای ایران حداقل دوسال عقب است. پافشاری غرب بر بسته بندی های تشویقی توخالی و بی توجه به مسئله حق هسته ای ایران براین شکاف خواهد افزود. جمهوری اسلامی ایران سابقا به عنوان یک سیاست اعلام کرده بود که مذاکره با آنها همواره تابع موقعیتی است که ایران در آن قرار دارد بنابراین بسته بندی تشویقی که غرب در حال پیگیری آن است بدون توجه به این موقعیت جدید، نمی تواند باب مذاکره یا بن بست مذاکره را باز نماید. بویژه در حال حاضر برای جهانیان اثبات شد که برنامه های هسته ای ایران کاملا صلح آمیز و آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز قادر به راستی آزمایی گذشته و حال هسته ای ایران است چنانکه البرادعی در آخرین موضع گیری خود پس از نشست شانگهای مورد تاکید قرار داد. بدینسان جمهوری اسلامی ایران معتقد است که اگر آنها خواهان حل مسئله از طریق ارائه بسته بندی تشویقی هستند باید ظرفیت ها و موقعیت جدید ایران را مورد محاسبه قرار دهند. از همین رو، مقامات جمهوری اسلامی ایران برای واقعی کردن رویکرد جدید گروه 1+5 بسته بندی جدید خود را اعلام کرد. تردیدی نیست که غرب اگر می خواهد براساس واقعیات گام بردارد باید به پیشنهادات جدید ایران که بنا است به صورت یک راهبرد ارائه شود، عطف توجه داشته باشد.
راه گریز ناپذیر
برای مخالفان هسته ای هیچ راهی جز پذیرش حقوق هسته ای ایران وجود ندارد. در این راستا برخی مسئله رابطه مستقیم آمریکا با ایران را تنها راه حل مسئله اعلام می کنند. به عنوان مثال البرادعی اعلام کرد فقط از راه گفت وگو مسئله ایران حل می شود. لاورف، وزیر خارجه روسیه نیز در آخرین اظهارنظر خود اعلام کرد که مذاکره مستقیم واشنگتن و تهران کلید حل مشکل هسته ای ایران است. اما به نظر می رسد این رویکرد دارای یک واقعیت و یک توهم باشد. واقعیت این است که حل مسئله جز از راه مذاکره صورت نخواهد گرفت اما توهم این است که مذاکره مستقیم آمریکا با ایران نیز هیچ مسئله ای را تغییر نمی دهد زیرا آمریکا در هدف گذاری خود، تعطیلی برنامه غنی سازی ایران را در اولویت قرارداده است در حالی که ایران این موضوع را جزء منافع حیاتی خود تلقی کرده است . بنابراین تا زمانی که آمریکا از ایده های خصمانه و استکباری خود پیرامون هسته ای ایران دست برندارد، مسئله مذاکره مستقیم نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند بلکه وضعیت بغرنج تر خواهد شد.
از سوی دیگر غربی ها کاملا به این موضوع واقف هستند که زمان برای آنها بسیار تنگ است. از یک سو پیشرفت های ایران رو به افزایش است و از سوی دیگر زمان پایان دوره نومحافظه کاران و بوش رو به پایان است. بنابراین، راهبرد هایی که در راستای نشست شانگهای از سوی برخی از کشورهای غرب به رهبری آمریکا دنبال می شد عمر زیادی ندارد. لذا آنها ناگزیرند باب مذاکره را بدون پیش شرط با ایران بازکنند و ظرفیت های پاسخ گویی مناسب با شرایط هسته ای ایران به جمهوری اسلامی ایران بدهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات