صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۰۲۶۲۱

اقدامات وسوسه‌انگیز


سیامک باقری
در روزهای اخیر آمریکا قراردادهای هسته ای را با دولت های خلیج فارس منعقد کرد و در جریان انعقاد این قراردادها به ویژه با دولت امارات متحده عربی مقامات آمریکا مواضعی را در این ارتباط و همچنین در رابطه با برنامه هسته ای ایران اتخاذ کرد که نشان دهنده استانداردهای دوگانه آمریکا و اساسا غرب در برخوردها با ایران است. علی رغم این موضوع سوال اساسی این است که چرا علی رغم راهبرد «تحدید» هسته ای آمریکا در منطقه، رویکرد توسعه و انتقال فناوری هسته ای در منطقه دنبال می شود.
1- اولین دلیل در این خصوص به تاثیر فرامرزی توسعه هسته ای ایران برمی گردد. در این ارتباط پیشرفت برنامه هسته ای ایران منجر به تقویت انگیزه دولت های منطقه برای داشتن فناوری هسته ای گردید. این انگیزه با پیشنهاد دولت جمهوری اسلامی ایران در خصوص آمادگی همکاری هسته ای با دولت های منطقه فزونی یافت تا جایی که شورای همکاری خلیج فارس در چند نوبت واکنش مثبت به این پیشنهاد ایران دادند. سیر فرایند موضوع و کیفیت استقبال کشورهای منطقه در کنار مواضع و عملکردهای این کشور در قبال برنامه هسته ای ایران بسترهای همکاری و همیاری منطقه ای جهت توسعه فناوری هسته ای فراهم ساخته بود.
چنین شرایطی برای منافع و راهبردهای آمریکا بهتر از یک تهدید تلقی گردید. لذا برای اختلال در این فرایند، اولین گام تغییر راهبردهای هسته ای خود در قبال اعراب منطقه بود. بنابراین انعقاد قرارداد هسته ای ناظر به چنین تغییراتی است.
2- دومین نکته احساس عدم توازنی است که اعراب منطقه پیرامون فناوری هسته ای در قبال رژیم صهیونیستی دارند. مواضع اعراب منطقه چه در نشست های آژانس و چه در اتحادیه عرب و حتی شورای همکاری خلیج و چه در موضع گیریهای انفرادی آنها این احساس به وضوح قابل ملاحظه است. آنها همواره در سالهای اخیر در برابر درخواست های آمریکا مبنی بر همکاری برای فشار بر ایران موضوع هسته ای رژیم صهیونیستی را پیش کشیده اند. از همین رو، کاخ سفید به نظر می رسد سیاست باز در خصوص انتقال فناوری نیروگاه هسته ای به کشورهای عربی (مانند انتقال هسته ای با مصر، عربستان، اردن و امارات و کویت) از این رو صورت گیرد که تا نظر اعراب منطقه را جلب نماید.
3- سومین دلیل رفتاری آمریکا را باید در فضای رقابت میان قدرت های هسته ای جستجو کرد. در این ارتباط تحرکاتی که فرانسوی ها و روس ها در ماههای گذشته برای انعقاد قرارداد یا برای انتقال فناوری هسته ای به کشورهای منطقه داشتند محرک مهمی برای رویکرد آمریکا به سیاست باز هسته ای در منطقه گردید.
لذا از دو زاویه این موضوع قابل توجه است. یکی به جهت درآمدهای کلانی که کشورهای نفت خیز منطقه بواسطه افزایش قیمت نفت بدست آوردند از این رو فروش و انتقال فناوری هسته ای ناشی از چنین شرایطی است که غرب بویژه آمریکا بتواند درآمدهای هنگفت موجود در منطقه را به چرخ اقتصاد رکودی خود برگرداند.
دوم اینکه با انعقاد هسته ای با کشورهای منطقه مانع از تعمیق نفوذ سایر کشورها در منطقه گردد.
4- در کنار عوامل فوق این نکته نیز حائز اهمیت است که آمریکا با انعقاد قراردادهای هسته ای با کشورهای همسایه ایران در صدد تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخل ایران است و این هدف را دنبال می کنند که افکار عمومی داخل با مقایسه خود با سایر کشورهای منطقه به این نتیجه برسد که تعارض با آمریکا، ایران را عقب نگهداشته است.
5- در نتیجه و در تحلیل کلان از رفتار غرب و آمریکا درباره توسعه هسته ای به این نکته می توان پی برد که آنها سیاست دوگانه ای را در سطح جهان پیرامون فناوری هسته ای تعقیب می کنند. از یک سو، بواسطه اقبال دولت های جهان به فناوری هسته ای به جهت کارکردهای بسیار متنوع و مثبت آن بویژه در حوزه انرژی، محدود کردن آنها در احداث نیروگاههای هسته ای غیر ممکن است لذا سیاست غرب و آمریکا این است که چنین بازاری را در انحصار خود داشته باشند. از سوی دیگر غرب و آمریکا سیاست های خود را در بخش حساس فناوری هسته ای که غنی سازی اورانیوم یا به عبارتی چرخه تولید سوخت است را بواسطه ارتباط آن با قدرت ملی غیر منعطف تر کرده اند. از این زاویه، تلاش آنها جهت هرچه بیشتر محدود کردن انتقال چرخه تولد سوخت است. آخر طرح آمریکا که اخیرا به گروه تامین کنندگان اورانیوم ارائه شد از یک سو و نشستی که گروه 1+5 در شانگهای چین برگزار کرده اند از سوی دیگر نمونه ای از چنین تلاشهایی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات