احسان حسینی
تا زمانی که حریری آخرین رایزنی های تشکیل کابینه را با طرف های مختلف لبنانی به انجام رساند و چراغ سبز میچل برای اثرگذاری اسد در این فرآیند صادر شد، همه چیز به شکل طبیعی به پیش می رفت و قرار بود حریری نتایج نهایی را با عربستان در میان بگذارد.
موضع میچل مبنی بر ضرورت رایزنی میشل سلیمان و حریری با اسد، تجلی رویکرد عملی آمریکا در قبال منطقه و سوریه محسوب شد که جنبلاط چند ماه قبل در آمریکا شنیده بود. این نکته روشن بود که جنبلاط در تاریخ سیاسی نزدیک لبنان هیچگونه همگونی با جعجع و جمیل و حریری نداشت و چنین تصور می کرد که با جنجالی که از 2005 به راه افتاد، سلطه آمریکایی : اسرائیلی- سعودی بر لبنان حاکم می شود و باید از سوریه فاصله گرفت.
البته کمک های مالی عربستان از جنبلاط نیز در چهار سال گذشته برای همگرایی اعضای 14 مارس موثر بوده ولی شرایط فعلی با نزدیک شدن عربستان به سوریه کاملاً تغییر خواهد کرد، چرا که در معادله فعلی لبنان، وزن سوریه در کنار جبهه مقاومت، به شکل آشکار وارد خواهد شد و جنبلاط نمی تواند با مواضع چهارسال گذشته در صحنه های سیاسی جدید، بازیگری کند. روند اصلاح تعامل و رویکرد جنبلاط با طرف های 8 مارس از مدتی قبل شروع شده ولی انتقاد شدید و فاصله گرفتن از شعار و رویکردهای 14 مارس، مانند بمبی عمل کرد که از 14 مارس و موازنه های امنیتی : سیاسی کلان و یا در سطح کابینه، باقیمانده های ضعیفی به جای خواهد گذاشت. بازتاب مواضع جدید جنبلاط آنچنان است که سعدحریری را در جنوب فرانسه زمین گیر کرده و باید شرایط جدید را بازخوانی و با هم پیمانان آمریکایی و فرانسوی در میان بگذارد. این اقدام، سفر و دیدارهای فوری «خوجه» ( سفیر سابق عربستان و وزیر فعلی) با طرف های لبنانی را موجب شده تا از دامنه دار شدن ابعاد تخریبی مواضع جنبلاط جلوگیری کند.
بدیهی است که 14 مارس آینده قابل استمراری در لبنان نخواهد داشت و تضادهای داخلی و منازعه قدرت بین جعجع و جمیل و بین مارونی ها و سنی ها، ادامه حیات آن را به دشواری مواجه می سازد. چرا که تغییر رویکرد 14 مارس برای جعجع قابل قبول نیست و پذیرش و عدم پذیرش رویکردهای جدید 14 مارس، این جبهه را در صحنه سیاسی و یا ترکیب کابینه به شدت ضعیف خواهد کرد.
اگر جنبلاط در کنار 8 مارس قرارگیرد معادله قدرت در پارلمان و کابینه و صحنه سیاسی تغییر آشکاری خواهد داشت و اگر در یک «فراکسیون مستقل» در کنار میشل سلیمان باشد، همچنین بر معادله کلی یاد شده آثار خود را باقی خواهد گذاشت.
جنبلاط در مواضع روزهای گذشته تلاش دارد تا گذشته نزدیک خود را جبران کند و ضمن نزدیک شدن به سوریه، اعتراف دارد که عربستان عامل دوری او از ایران هم بوده و در کنار کمک های مالی، توصیه جدایی از ایران و «تصویر تهدید ایرانی» را مطرح می کرده است.
«دیپلماسی جدید ایران» ضمن حضور فعال در تحولات لبنان و هم پیمانی با سوریه، باید به کشورهایی که نقش مخربی در مناسبات منطقه ای داشته و با خیزهای بلند در کنار رژیم صهیونیستی و هم پیمانی با سیاست های بوش قرار داشته و واقعیت های قدرتمند منطقه ای را نادیده گرفته اند، تفهیم کند که ادامه «سنگ پرانی» برای آنان که در کاخ های شیشه ای نشسته اند امکانپذیر نخواهد بود.