صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۶ - ۰۶:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۰۲۹۷

زن، گوهر گرانسنگ گیتی /الهام السادات ایزدی


سلام و صلوات و درود بر برگزیده به حق پیامبر عظیم‌الشان اسلام حضرت محمد(ص) که خلقتى انجام نگرفت مگر به خاطر وجود نورانى آن دردانه عالم که حضرت حق جل و على فرمود: "یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا على لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما؛ اى احمد(ص) اگر تو نبودى افلاک را خلق نمى‌کردم و اگر علی(ع) نبود تو را خلق نمى‌نمودم و اگر فاطمه(س) نبود شما دو نفر را خلق نمى‌کردم" و به راستى چه بهانه زیبایى براى خلقت بود، خلقتى که یک جزء کوچک آن انسان، ولى گل سرسبد آفرینش است و انسانى که در بطن و روح یکى و در پوسته دنیایى به زن و مرد تقسیم شدند که هر خلقتى جفت و زوج و نر و ماده است و امروز بشر با عقل ناچیز خود و سالها تلاش و کار علمى به این نتیجه رسیده که حتى در جامدات هم نر و ماده وجود دارد و اساس جهان بر این استوار است. پس این ضرورت هستى و نظم جهان است که انسانها به صورت زن و مرد باشند تا تتمه و تکمله یکدیگر باشند و بحق در لباس دنیا نمى‌توان یکى را بر دیگرى برترى دارد چه اینکه در لباس معنا هم نمى‌توان. چون آن سخن از روح است و روح مذکر و مونث ندارد، پس سخن را در همین زمین خاکى و در همین اجتماع‌هاى کوچک و بزرگ بشرى پى مى‌گیریم. ضرورت اینکه بحث زن مطرح مى شود و باید در بزرگداشت مقام و منزلت او سخنانى گفت و نگاشت و به جهانیان عرضه کرد؛ در پاسخ نگاه جاهلانه و مغرضانه بشر از زمان خلقت تاکنون است که نگرش به زن در هر دوره‌اى برحسب موقعیت فکرى و عقیدتى همان زمان بوده است. زمانى جاهلیت اعراب، دختران را زنده به گور مى‌کرد و امروز جاهلیت غرب تحت عنوان فمینیسم زن را به گونه‌اى دیگر زنده به گور مى‌کند. بدون اینکه او را بشناسد، نیازهاى مادى و معنوى او را درک کند، تحت عنوان حمایت از حقوق زنان همه حقوق آنان را پایمال کرده و از او ابزارى جهت رسیدن به مقاصد مادى خود مى‌سازد. بعضى از زنان هم که ظاهر فریبنده شعارها و رفتارهاى آن را مى‌بینند بدون اینکه ذره‌اى شناخت از خود داشته باشند دنباله رو این کاروان که ره به ناکجا آباد بلکه به منجلات وارد شده‌اند.

پس بیش از پیش ضرورت ایجاب مى‌کند، تا جامعه زنان و حداقل آنان را که جویاى واقعیت هستى خویش هستند آگاه کرد.

زنان همانند مرد روحى دارد و جسمی. روح او طبق شواهد آیات و روایات نه مذکر است و نه مونث. چون در عالم روح اصلا مذکر و مونثى مطرح نیست و به روح به تنهایى نظر مى شود نه به عنوان اینکه در دنیا مرد است یا زن و این کلام مهمى است که نوید بزرگى است براى زنان و مردان که زن بودن یا مرد بودن در نزد خداوند برترى ندارد و طبق فرمایش قرآن مجید:‌"و ان اکرمکم عندالله اتقیکم"‌پس در بینش توحیدى و بالاخص در دین مبین اسلام هیچ برترى براى زن و مرد به عنوان جنسیت آنها نیست و تنها رفتارها، کردارها و نوع نگرش و بینش آنهاست که آنها را از یکدیگر متماز کرده؛ نگاهى واقع بینانه به تاریخ این را ثابت مى‌کند که زنان و مردان مراحل عالى معنوى را طى نموده‌اند و یا زنان و مردانى که مصداق کالانعام بل هم اضل بوده‌اند. اما مطلب مهمى که کمتر به آن توجه شده این است که آیا راه پیمودن طریق و روشها هم باید یکى باشد؟ آیا همه انسانها باید شبیه هم و از یک جنس خلق مى‌شدند یا همین گونه‌گونى خود راه را هموارتر مى‌سازد. نگاهى اجمالى به زن و مرد و نگرش تفاوت‌هاى ظاهرى و جسمى آنها باعث مى‌شود که بیشتر درک کنیم لازمه خلقت، متفاوت بودن است و لازمه برقرارى تعادل هستى تفاوت در خلقت و نوع زندگى زن و مرد است. بدون شک هدف از خلقت، پرستش خداوند است و هدف از پرستش نیز رسیدن به او که مقصد هر انسانى است. این از بدیهیات دین ماست و در غیر این صورت خلقت بیهوده و باطل از پروردگار حکیم دانا قبیح است. اما این راه براى هرکسى شیوه‌اى مخصوص به خود دارد. براى زن راه خود و براى مرد نیز راه خود را.

امروز مباحثى در جامعه مطرح مى‌شود که ناشى از موج فمینیسم است و حتى در بین خانواده‌هاى مذهبى نیز راه پیدا کرده و تعبیر و تفسیرهایى از زن انجام مى‌گیرد که با واقع تفاوت دارد. هرکس برحسب طرز تفکر خود بخشى یا همه این تفکر را پذیرفته و با انجام عکس العمل‌هایى در تلاشند حقوق به ظاهر حقوق خود را احیا نمایند. آنها که رنگ و بویى از خدا و پیغمبر ندارند و بى‌دین و ضد دین هستند تحت عنوان آزادی، آزادگى زن را به اسارت کشیده او را به چشم ابزار نگاه مى‌کنند. گروهى با عنوان اینکه چرا بین زن و مرد تفاوت وجود دارد و چرا کارهایى را زنان نباید انجام دهند یا شیوه انجام آنها متفاوت است بدون در نظر گرفتن نوع خاص چینش جنسیتى زن و روح او براى دفع توهم خواستار انجام هرگونه عمل از زن و حضور او در هر عرصه‌اى هستند تا به گمان خود او را آزاد کنند حتى آنها که دیدى خدایى دارند و به اصطلاح مومن و معتقد هستند نیز مطرح مى‌کنند چرا جهاد بر زن واجب نیست؟ چرا زن نمى‌تواند مرجع تقلید یا امام جماعت یا .. شود. اما در مقابل نمى‌پرسند چرامرد نمى‌تواند به مقام عظیم مادرى نایل شود و... و اگر هم بپرسند به عنوان نقص براى مرد نیست بلکه نقص براى زن است. چرا در تقسیم کارها عمده کارهاى خارج از خانه با مرد است و کارهاى داخل خانه با زن؟ چرا زن باید حجاب داشته باشد؟ امروز موج عظیمى از این تفکر در بین بخصوص زنان جوان ماست که چه کسى گفته زن باید در خانه کار کند و زن هیچ وظیفه‌اى ندارد و استناد به دین مى‌کنند که در واقع سخن گزافى نیست اما در جاى خود قابل بحث و بررسى است و بسیارى نمونه‌هاى دیگر به ذکر یکایک آن و پاسخ به آن مستلزم نگارش یک کتاب قطور مى‌باشد و در یک مقاله نمى‌گنجد.

پاسخ جامعى که مى‌توان به این طرز تفکرها داد این است که نوع نگرش به زن، عدم شناخت صحیح از زن، افکار جاهلى و بدعتها رعایت نکردن حقوق حقه زن توسط جامعه بخصوص شوهران و در یک کلام افراط‌ها و تفریط‌ها باعث این مصائب شده و در مقابل آن برخوردهاى خاصى از سوى جامعه زنان صورت گرفته که آنها هم به نوبه خود منجر به افراط‌ها و تفریط‌ها شده، با یک نگاه به جامعه امروز خودمان مى‌بینیم که گروهى هم‌آوا با فمنیسم خود را از از هر قید و بندى آزاد کرده‌اند، نه به حجاب اهمیت مى‌دهند نه عفاف نه در قید زندگى بودن و نه به یک مرد بسنده کردن- گروهى حجاب را مانع حضور خود در جامعه مى‌دانند خواستار هرگونه حضور زنان در جامعه مى‌باشند- گروهى با طرح مباحثى مخصوصا در سالهاى اخیر در نشریات خواستار القاى تفکر تحجرگرایانه دین نسبت به زن بوده‌اند و گاه به مطرح کردن مسائلى چون مسائل جزایى دین اسلام تفاوت زن و مرد در دیات‌ ارث، قصاص و... اینکه چرا زن نمى‌تواند قاضى بشود و... دین را محدود و محجور کننده زن دانسته‌اند اما چه خیال باطل و چه گناه بزرگی. چون دین مقدس اسلام که نظر شارع حکیم است و به واسطه وحى و از لسان پیامبر عظیم‌الشان رسیده، ذره‌اى نقصان بر نمى دارد چون او که ما را آفریده به خوب و بد ما آگاه است و راه رسیدن به خودش را براى هرکسى هموارترین راه قرارداده، آنچه دستور از شارع مقدس رسیده به صلاح زن و برحسب آفرینش اوست و هرگز در دین مقدس اسلام به زن به عنوان جنس پست‌تر یا دنباله مرد یا فرعى نگاه نشده اگر در جایى مى‌گوید عقل مرد کامل‌تر از زن است، اولا به عدم عقل در زن نمى‌انجامد. ثانیا عقل دنیایى و در برابر مسائل دنیایى اوست و منظور عقلى است که در اجتماع، اقتصاد و.. به کار مى‌برد. چه اینکه در مقابل زن در احساسات قوى تر است و مرد ضعیف‌تر. ثالثا عقل روحانى زن مانند مرد است و رابعا این امر مطلق نیست چه بسا زنانى که عقلى کامل‌تر از مردان دارند و یا از همان میزان عقل بیشتر از مردان استفاده مى‌کنند. خلاصه آنکه اگر بین زن و مرد تفاوتى از نظر عقلى باشد در مورد عقل ابزارى است. یعنى عقلى که انسان با او بتواند علوم را فراهم بکند تا چرخ دنیا بچرخد. لذا نمى‌گوید متخصص و اعلم به خدا نزدیک‌تر است ولى مى‌گویند اتقى به خدانزدیک‌تر است. همان طور که در این مسئله دیده مى شود بقیه مسائل هم به همین گونه قابل فهم و تعمل است و این تنها بینش مغرضانه است که عناد و لجاجت را پیش مى‌گیرد و حاضر نیست در اطراف مسئله غور کند و حقیقت را بیابد و نفس هم که در دنیا گرفتار شده حاضر نیست قبول کند که راه سعادت زن تعالیم دین است.

برخورد شوهران با همسرانشان که همانا نشات گرفته از تربیت زن و مرد دیگرى به نام مادر و پدر است طبق باورهاى غلط و برداشت‌هاى نادرست خود و اینکه زمانى که مردى ازدواج مى‌کرده است به تصور و گمان باطل خود گویا کنیز به خانه آورده است و رفتارهاى ناشایست آن مردان و تسلیم بیش از حد بودن زنان و نشناختن قدر خود و وظیفه خود باعث شده نسل امروز که فرزندان یا نوه‌هاى آن پدران ومادران هستند در ازدواج‌هایشان طریق دیگرى به کار بندند و بیش از اندازه دم از آزادى و حقوق و وظایف بزنند و متاسفانه على‌رغم اینکه اکثریت داراى تحصیلات هستند، یا حاضر نیستند تحقیق کنند یا از آنها که متخصص امر هستند نمى‌پرسند و متاسفانه با برخوردهاى افراطى هر کدام به نوعى حقوق زن را پایمال مى‌کنند.

از سوى دیگر شبکه‌هاى ماهواره‌اى نشریاتى که به نوعى تفکر فمینیسم را تبلیغ مى‌کنند زن را از هرگونه قید و بند آزاد و رها مى‌سازند و به قول خودشان چرا زن قرن 21 باید لباس بپوشد و حجاب داشته باشد؟‌القاى تفکرات همراه با ایجاد شبهات و حس تبرج و خودنمایى در زنان منشاء‌بدحجابى و بى‌حجابى‌ها شده، در باور این انسانها حجاب دست و پاگیر و مانع از رشد اجتماعى و... است. اما اینها بهانه‌هایى بیش نیست که از در اصطلاح فکرهایى تراوش مى‌کند که اگر به آنها پاسخ قانع کننده‌اى هم دادیم کما اینکه بسیار پاسخ و حتى نمونه و شاهد عینى بر رد این مدعا وجود دارد، باز هم بهانه‌اى نو پیدا مى‌شود و باسفسطه و مغلطه همراه و ذهن بسیارى از جوانان را که خود حاوى سوالهاى بى‌پاسخ است پر مى‌کند و در ذهنشان نقش بسته و باور آنها مى‌شود؛ پس اینجاست که علماى ما، سخنوران و اندیشمندان ما نویسندگان و گویندگان بایددل و زبان و قلم را یکى کرده و از تکرار مکررات دست بردارند و هر روز قبل از اینکه شبهه‌اى مطرح شود آنچنان مسائل را به روز حلاجى کرده و در ذهن جوانان قراردهند که خودشان پیشاپیش براى هر سوالى جوابى داشته باشند، خصوصا مسئله حاضر که در واقع نوعى بررسى زن- سنت- تجدد است و نوعى مقابله با مفاهمه و هماهنگى است حل نموده و از طریق زنان جویاى حقیقت در اختیار اقشار جامعه قرارداده و این بت زن سالارى را که در اثر سالها مردسالارى پدید آمده شکسته و به دو مدیریت درون خانواده و برون خانواده براى زن و مرد تقسیم کنند شاید که بسیارى از مشکلات و مسائل از پیش پاى نسل نو برداشته شود. در آخر به همه زنان و به خودم به عنوان زنى در این جامعه دیندار توصیه مى‌کنم اول خودمان را بشناسیم و قدر خودمان را بدانیم و بفهمیم فرهنگ غنى اسلام به میزان کافى آزادی، اختیارات، حقوق و وظایف براى ما قرار داده و نیازى به پسماندهاى افکار پوسیده زنان و مردان بى‌دین در هرجاى دنیا نداریم که تازه نیازمند باشیم با یکسرى کاتالیزور آنها را بازیافت کنیم و به خورد خود و فرزندانمان بدهیم، چشمانمان را باز کنیم که سعادت و خوشبختى مادر عمل به تعالیم دین است، دینى که دستور دهنده آن آفریننده ماست و جز او خیر و صلاح ما را نمى‌داند. نکند به جایى برسیم که زن قرن 21 به دوران توحش و برده ‌بودن بازگردد. خیلى زیبا و ظریف مى‌توان بین سنت‌ها و عرف و آداب امروز هماهنگى برقرار ساخت که نه از مسیر دین و حق دور شویم و نه از جامعه و خانواده طرد گردیم. خدایا به حق فاطمه(س) و پدرش(ص)، به حق فاطمه(س) و همسرش(ع) و به حق فاطمه و فرزندانش علیهم‌السلام ما را در طریق جاوید دین ثابت قدم قرارده. 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات