1- فلسطین المحتله (فلسطین اشغالی): واژه ای رایج در گفتمان عربی و اسلامی است که درصدد بیان این واقعیت است که فلسطین هنوز هست، به اسرائیل تبدیل نشده و هنوز همه چیز تمام نشده و این سرزمین بدون ملت نیست. این اصطلاح ضمن یاد آوری اشغال و اشغالگری غرب و صهیونیزم، افق جهاد را به روی ساکنان واقعی این سرزمین ها و مسلمانان باز می نماید. مناخیم بگین از روسای صهیونیستی رژیم اشغالگر قدس می گوید اگر نام فلسطین بماند، صهیونیسم ویژگی خود به عنوان جنبش رهایی بخش ملت یهود را از دست می دهد.
2- الکیان الصهیونی (رژیم صهیونیستی): این اصطلاح در گفتمان سیاسی عرب و مسلمانان برای اشاره به حکومت صهیونیستی به کار می رود. این اصطلاح باز بوده و از قدرت تفسیرپذیری بالایی برخوردار است و نشان می دهد که آنچه در سرزمین فلسطین بنا شده، جامعه یهودی همگن و با حاکمیت و حکومتی عادی نیست و چارچوب مشخصی ندارد و بیشتر متعلق به یک نحله سیاسی نژادپرست و قدرت طلب است که می خواهد از آرمان و ملت یهود نیز استفاده ابزاری نماید.
3- انتفاضه: این واژه همچون ستاره تابناک در آسمان فلسطینیان و خورشیدی سوزاننده در سپهر گفتمان صهیونیست عمل می نماید. هنگامی که اصطلاح انتفاضه برای اولین بار در سال 1987 مطرح شد، نویسندگان زیادی تلاش کردند آن را از بین ببرند و یا با واژه انقلاب جایگزین نمایند. اما انتفاضه برای تشریح آنچه در سال 1987 در فلسطین رخ داد و آنچه امروز اتفاق می افتد، بسیار مناسب است. این واژه از ریشه «نفض» به معنای زدودن می باشد. شاید این توصیف دقیقی برای استعمار شهرک نشین صهیونیست باشد که در خاک جغرافیایی و تاریخی فلسطین ریشه ندارد و باید پاکسازی شوند. واژگان دیگری نظیر طرحهای صهیونیستی، رژیم اشغالگر قدس، صهیونیسم مزدور، اجتماع صهیونیستی، صهیونیسم قومی، اقتصادی، مالی و ... می تواند در نمایاندن چهره واقعی اشغالگران و تشویق به مبارزه جویی فلسطینیان تاثیرگذار باشد.