حسن رحیمپور ازغدی
سه سنخ تعریف از دین وجود دارد،سنخ اول تعریف دین داری مواجهه قشری، لفظی، شخصی و تاریخی به دین است. یعنی به هر چهار قید توجه شود که این نوع نگاه در واقع به «نگاه متحجرانه به دین » شناخته می شود.
سنخ دوم دینداری، نگاه اجتماعی و فراتاریخی به دین و توجه همزمان به لفظ و معنا است، به این معنا که هم به بعد لفظی، تاریخی و ظاهری دین و هم به بعد باطنی، محتوایی و فراتاریخی دین توجه شود که این نگاه مد نظر ما و نگاه درست است زیرا این نگاه هم کارآمد و هم حقانی بوده و هم از لحاظ محتوایی، حقیقت و قابل دفاع و هم از لحاظ عملی کارآمد است.
سنخ سوم دینداری در کشورهای غربی و کشورهایی که تحت تاثیر غرب هستند و حتی در کشور ما نیز تحت نام نواندیشی دینی و روشنفکری دینی یا قرائت مدرن از دین و دین مدرن ترویج می شود که در این نوع دینداری گاهی علیه نگاه قشری به دین، تحجر و جمود موضع گیری می کنند، اما در عمل به هیچ چیز رحم نکرده و نه تنها برای پوسته بلکه برای هسته دین هم چیزی باقی نمی گذارند و برای همه چیز تاریخ مصرف قائل هستند؛ در نهایت با این دید به دین چیزی از دین در دسترس نیست و به جز یک سری معنا و مفهوم مبهم از دین چیزی باقی نمی ماند.
اما از دیدگاه تعریف دینی، دین مبتنی بر پذیرش نبوت است اما تعریف سکولار با رد نبوت، تشکیک در نبوت را مطرح می کند، در واقع دیدگاه دینی قوام دین را در وحی الهی می داند اما پدیده سکولارها در نپذیرفتن نبوت است و آن ها بر این عقیده اند که وحی یا کاملا غلط است و یا مشکوک و با قطع نظر از وجود نبوت و وحی در مورد مسائل اجتماعی با توجه به دین سخن می گویند.
سکولارها بر این عقیده اند که دین زباله تاریخی است ولی با استفاده از آن می توان به مسائلی پرداخت. از دیدگاه آن ها خدا، نبوت و معاد دروغ و پذیرفتن آن علمی نیست اما فواید دینداری قابل بحث است.
تعریف ما از دین از بالا به پایین و بر طبق نزول از خدا به بشر است.منشا دین خدا و نبوت است، لذا دین نازل می شود، در نتیجه مفاهیمی مثل عبودیت و تکلیف جزو ارکان دین به شمار می روند، اما در معرفت شناسی سکولاری، دین مقوله ای بشری است و از پایین به بالا می رود یعنی آن ها بر این عقیده اند که خدا را بشر خلق کرده و فلسفه دین در شعبات مختلف در تمام سکولارها یک چیز مشترک دارد و آن این است که دین مبدا بشری داشته و آگاهانه توسط بشر و یا به طور طبیعی کم کم متولد می شود و در طول تاریخ انبوه و تبدیل به دین شده است. در دیدگاه مدرن نسبت به دین این مسئله وجود دارد که بشر را خدا آفریده است، لذا در قرائت مدرن از دین مفاهیم عبودیت، تکلیف، شریعت و تسلیم در برابر خدا یا نیست و یا اگر هم هست، طبیعی و حاشیه ای است. سکولارها بعد از نظریه پردازی در خصوص دین به این مسئله پرداختند که دین اگر ریشه الهی ندارد، پس ریشه اش در کجا است؟
چیزی حدود 50 تعریف سکولار از دین تا یک قرن پیش دسته بندی شد و هیچ کدام از تعریف سکولارها از دین ارتباطی بین دین الهی و نبوتی وجود ندارد و هر کدام به یکی از کارکردهای دین توجه کردند و منشا الهی دین را یا از آن عبور کرده و یا آن را نفی کردند که این نوع دینداری طی دو و سه قرن در اروپا تئوریزه شد و در محیط های آکادمیک مسائلی مربوط به آن تشریح و دلیل وجود آمدن آن در بن بست بودن مسیحیت بود. دیدگاه های کانت و دیگر اندیشمندان غربی در خصوص دین و دینداری در غرب ایجاد و بعد وارد افکار عمومی شد و بعد از آن به کشورهای اسلامی از جمله ایران آمد و در داخل کشور افرادی به این نظریه کاملا سکولار اعتقاد پیدا کرده و بخشی از این مفاهیم به اسم روشنفکری دینی در جهان اسلام و ایران مطرح شد که منشا کانتی و هگلی دارند. بعضی از این تعریف ها نه تنها غیردینی بلکه ضد دینی است و متاسفانه تعدادی از دین داران نیز این نظریه ها را مطرح می کنند.
یکی از شاخصه های دین از دیدگاه سکولارها این است که دین امری کاملا فردی است. برطبق این نظریه دیگر ابعاد دین و حفظ دین فقط یک بحث شخصی است و دیگر ابعاد آن تعطیل است و نیاز نیست که منطقی هم باشد چون حساب دین با منطق جدا است اما بر طبق نظریات ما دین، مسئله مربوط به سود دنیا و شخصی نیست و تمام ابعاد زندگی بشری را شامل می شود.
جریانی از حدود بیست سال پیش با تفکرات سکولاری در کشور شکل گرفت که عقلانیت زدایی از دین، سیاست زدایی و ترویج شکاکیت و ترویج دین بدون مسئولیت که مدنظر سکولارها بود را گسترش دادند که این نوع دین، دین شخصی و غیر مسئولانه است که برخی از مختصات آن غیر معرفتی کردن دین، نسبی کردن معارف دین، تجربی کردن دین، شریعت زدایی از دین است و این همان چیزی است که توسط امام خمینی(ره ) به اسلام آمریکایی و انگلیسی نامیده شد که در دهه گذشته جریانی با این تفکر در کشور تشکیل شد و حتی وارد حکومت نیز شدند و در تصمیم گیری ها و سیاست ها، فرهنگ و نظام آموزش عالی وارد شده و ممکن است باز هم وارد شوند.
تصور نکنیم که امروز بشر به دو دسته دین دار و یا بدون دین تقسیم می شوند امروز دسته سومی هم تشکیل شده که دین را با نگاه روشنفکرانه تحت تاثیر مکاتب جامع شناسی غرب و شرق پذیرفته است که این دیدگاه ها نه دین است و نه ضد دین.
سنخ اول دین شناسی یعنی نگاه متحجرانه به دین را و سنخ سوم یعنی نگاه سکولارانه به دین را ما قبول نداریم و سنخ دوم دینداری یعنی تعریف دین به وسیله منابع دینی ونگاه اجتهادی به دین را می پذیریم و قشر دانشجو و نخبه باید آگاه باشند که نگاه سنخ سوم یعنی نگاه به سکولاری به دین بسیار خطرناک است.
خلاصه سخنرانی در سومین گردهمایی دانشجویان فعال ایرانی خارج از کشور که در دانشگاه شهید بهشتی تیر 88